<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>Amir Hadi Anvari Personal Weblog &#187; امیرهادی انواری</title>
	<atom:link href="http://www.anvarionline.net/?feed=rss2&#038;author=1" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.anvarionline.net</link>
	<description>اول شما را نادیده میگیرند. بعد به شما میخندند. سپس خشمگین میشوند و با شما میجنگند. سپس شما پیروز میشوید.    گاندی</description>
	<lastBuildDate>Fri, 03 Sep 2010 15:43:20 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.5</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>سایت شیطان پرستان در دسترس و سایت های منتقد فیلتر می شوند</title>
		<link>http://www.anvarionline.net/?p=512</link>
		<comments>http://www.anvarionline.net/?p=512#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 03 Sep 2010 00:00:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator>امیرهادی انواری</dc:creator>
				<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب اصلی]]></category>
		<category><![CDATA[تشکل های فیلترینگ]]></category>
		<category><![CDATA[شیطان پرستی]]></category>
		<category><![CDATA[فیلترینگ]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.anvarionline.net/?p=512</guid>
		<description><![CDATA[چطور سایت های خبری، وبلاگ های سیاسی و&#8230; در این کشور فیلتر می شوند و کلاب جهانی شیطان پرستان (با آن رنکینگ بالا) و ۱۵ سایت اصلی این فرقه گمراه کننده  فیلتر نمی شود.
امیدوارم دوستان این نوشته رو به عنوان یک انتقاد بپذیرند و به جای فیلتر سایت نگارنده، این نقد کوچک را از حقیر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote><p><span style="color: #ff0000;"><strong>چطور سایت های خبری، وبلاگ های سیاسی و&#8230; در این کشور فیلتر می شوند و کلاب جهانی شیطان پرستان (با آن رنکینگ بالا) و ۱۵ سایت اصلی این فرقه گمراه کننده  فیلتر نمی شود.</strong></span></p></blockquote>
<p style="text-align: justify;">امیدوارم دوستان این نوشته رو به عنوان یک انتقاد بپذیرند و به جای فیلتر سایت نگارنده، این نقد کوچک را از حقیر در این ماه مبارک پذیرا باشند و در جهت بهبود عملکرد کارگروه خود گام بردارند.</p>
<h2 style="text-align: center;"><strong><span style="color: #000080;">سایت های دشمن شماره یک خدا  فیلتر نیست!!</span></strong></h2>
<p style="text-align: justify;">در جمهوری اسلامی ایران زندگی می کنیم، در حکومتی هستیم که اسم اسلام را یدک می کشد و مسئولانی که مدعی خدمت به این آیین هستند.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #000000;">احتمالا هم در این موضوع شکی نیست که به طور قطع، مخالفان و منتقدین و &#8230; دولت فخمیه، <span style="color: #ff0000;">هر چقدر هم که «شیطان صفت باشند»، از خود شیطان که «شیطان تر» نیستند! إ</span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #ff0000;">اینطور بگویم: به نظر شما«شیطان پرستی »خطر بزرگتری است، یا «انتقاد به دولت»؟</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #ff0000;"><br />
</span></strong>
</p>
<p style="text-align: justify;">برای حقیر جالب است که <strong><span style="color: #ff0000;">چطور سایت های خبری، وبلاگ های سیاسی و&#8230; در این کشور فیلتر می شوند و کلاب جهانی شیطان پرستان (با آن رنکینگ بالا) فیلتر نمی شود. </span></strong></p>
<p style="text-align: justify;">در حالی که هر روز مسئولان فرهنگی-انتظامی- مذهبی و&#8230; در مورد خطر رواج شیطان پرستی در جامعه هشدار می دهند، در کمال حیرت دسترسی به اصلی ترین سایت های رواج دهنده این طرز تفکر در ایران آزاد است و از طرفی چند وقت پیش ویکی پدیا(دانش نامه بین المللی) فیلتر شد.</p>
<p style="text-align: justify;">نمی شود از یک طرف برنامه سازی کنید در سیما و لباس و گردنبند جوانان را کالبد شکافی کنیم، این همه برنامه و پژوهش و&#8230; در نقد و نفی شیطان پرستی و هشدار بدهیم، اما سایت های اصلی رواج  انواع شیطان پرستی فیلتر نباشند!</p>
<p style="text-align: justify;">آدرس این سایت ها را در اینجا قید می کنم، تا دوستان مسئول، به آنها توجه کنند، در مملکت اسلامی، با آن کارگروه عریض و طویل ساماندهی سایت های اینترنتی و فیلترینگ و &#8230; <span style="color: #ff0000;"><strong>واقعا سوال برانگیز است که چطور سایت های سیاسی داخلی فلتر می شوند و سایت های حامی شیطان، دشمن شماره یک خدا، آزادانه در دسترس هستند</strong></span>.(در <a title="وبلاگ قبلی ام" href="http://www.mynotesaha.blogfa.com/" target="_blank">وبلاگ قبلی ام </a>یکبار در مورد شیطان پرستان، حدود دو سال قبل چیزی نوشته بودم، البته در این <a title="وبلاگ جدیدم" href="http://www.anvarionline.net/" target="_blank"> وبلاگ جدیدم</a> ـ که الان در آن تشریف دارید ـ خدایی قبل از فیلتر  تذکر می دهند که جای تشکر دارد)</p>
<p style="text-align: justify;">سایت های اصلی و پر بازدید که مربوط به شیطان پرستان هستند و فیلتر نشدند(جهت خودداری از اشاعه این طرز تفکر، و اینکه به خاطر اشاعه منکر سایت بدبخت ما فیلتر نشود ـ طبق ردیف ۳ بند «و» ماده ۲۱ قانون جرایم رایانه ای نوشتن لینک کامل موجب فیلتر شدن سایتم می شه، ببینید چقدر درسمو خوب یاد گرفتم <img src='http://www.anvarionline.net/wp-includes/images/smilies/icon_biggrin.gif' alt=':D' class='wp-smiley' />  <a title="لینک مربوطه" href="http://www.samandehi.ir/mainMenuNL.html" target="_blank">لینک مربوطه</a> ـ )از درج آدرس کامل این پایگاه ها معذورم:</p>
<p><span style="color: #ff6600;"><br />
</span></p>
<ol>
<li><span style="color: #ff6600;">http://www.s***tan.org/</span></li>
<li><span style="color: #ff6600;">http://theisti****sm.com/</span></li>
<li><span style="color: #ff6600;">http://www.relig******nce.org/satanism.htm</span></li>
<li><span style="color: #ff6600;">http://www.sat*****rch.com/content/</span></li>
<li><span style="color: #ff6600;">http://www.the600****b.com/</span></li>
<li><span style="color: #ff6600;">http://www.mode*****atan.com/</span></li>
<li><span style="color: #ff6600;">http://www.mo*****sm.com/</span></li>
<li><span style="color: #ff6600;">http://www.d****s.co.uk/</span></li>
<li><span style="color: #ff6600;">http://www.sa*****ice.org/real-satanists.html</span></li>
<li><span style="color: #ff6600;">http://alle******dition.com/faq.html</span></li>
<li><span style="color: #ff6600;">http://www.lucife******raft.com/</span></li>
<li><span style="color: #ff6600;">http://sat*****m-today.com/</span></li>
<li><span style="color: #ff6600;">http://jo*****an.org/</span></li>
<li><span style="color: #ff6600;">http://www.spir******ist.com/</span></li>
<li><span style="color: #ff6600;">http://sp*******m.com/forums/</span></li>
<li><span style="color: #ff6600;">http://www.brot******atan.com/faq.php/</span></li>
<li><span style="color: #ff6600;">http://www.or*****ntis.org/</span></li>
</ol>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;"><strong>تعداد حتما بیش از اینهاست، اما این تعداد چیزهایی است که من پیدا کردم و در رنکینگ الکسا، مخاطب بالایی دارد. </strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">دو سال قبل هم نسبت به حضور شیطان پرستی و رواج آن در بین جوانان مطلبی در وبلاگ مرحومم(که به لطف بلاگفا از صفحه هستی ساقط شد) نوشته بودم. این موضوع واقعا شوخی بردار نیست.</p>
<p style="text-align: justify;">خواهشا نسبت به فیلتر سایت های شیطان پرست هم مثل سایر موضوعات سیاسی رسیدگی شود!</p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #000080;">چراکه:</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;">طبق قوانین خود عزیزان کارگروه فیلترینگ و <a title="در بند «ب»ماده 21 قانون جرایم رایانه ای " href="http://www.samandehi.ir/mainMenuNL.html" target="_blank">در بند «ب»</a><span style="font-weight: bold;"><a title="در بند «ب»ماده 21 قانون جرایم رایانه ای " href="http://www.samandehi.ir/mainMenuNL.html" target="_blank">ماده ۲۱ قانون جرایم رایانه ای </a>(مصوب ۱۱-۱۱-۱۳۸۸)</span><span style="font-weight: bold;"> در توضیح سایت های مستحق فیلتر شدن آمده است:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">۱:</span> محتوای الحادی ومخالف موازین اسلامی(بند۱ماده۶ ق.م<span style="font-weight: bold;">)</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: bold;">شیطان پرستی الحادی نیست؟</span></p>
<p style="text-align: justify;">۲:  اهانت به دین مبین اسلام ومقدسات آن (بند ۷ ماده۶ ق.م وماده ۵۱۳ ق. م.ا)</p>
<p style="text-align: justify;">قاعدتا زیر سوال بردن قدرت خدا(اولین اصل اصول دین) موضوع این اصل هست!</p>
<p style="text-align: justify;">۳:  اهانت به هر یک از انبیاء عظام  یا ائمه طاهرین (ع) یا حضرت صدیقه طاهره(س)( ماده ۵۱۳ ق. م.ا)</p>
<p style="text-align: justify;">حضرت مسیح جزو انبایست و اصل شیطان پرستی بر اهانت بر حضرت مسیح بنا شده! (مثل شیطان پرستان دست راستی، دست چپی و لاوییان ها)</p>
<p style="text-align: justify;">۴:   تبلیغ به نفع حزب گروه یا فرقه منحرف ومخالف اسلام(بند۹  ماده۶ ق.م)</p>
<p style="text-align: justify;">شیطان پرستی هم منحرفه(با در نظر گرفتن قدرت مافوق خدا برای شیطان)  و هم مخالف اسلام(زیر سوال بردن اصول توحید، نبوت و معاد). پس بنابراین موضوع این ماده هم هست.</p>
<p style="text-align: justify;">۵:  نقل مطالب از نشریات ورساناها واحزاب وگروههای داخلی وخارجی منحرف ومخالف اسلام به نحوی که تبلیغ ازآنها باشد . (بند۹  ماده۶ ق.م)</p>
<p style="text-align: justify;">خب در این اصل اصلا شکی نیست!</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>ظاهرا که محتوای این تارنماها(به قول کارشناسان) همگی شامل این بند ها می شود و به قول معروف، آنچه خوبان همه دارند، این سایت ها همه یک جا دارند!</strong></p>
<p style="text-align: justify;"><strong>* ممکن است بگویید این سایت ها اکثرا به زبان انگلیسی هستند، متذکر می شود که سایت خبرگزاری سی ان ان , بی بی سی انگلیسی و&#8230; هم انگلیسی است، اما فیلتر هستند!</strong></p>
<p style="text-align: left;">در این شب و روزها هم التماس دعا داریم.</p>
<p style="text-align: left;">باقی بقای عمرتان</p>
<p style="text-align: justify;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</p>
<p style="text-align: justify;">(+) مطلب مرتبط(از همین نویسنده  :D):</p>
<p><strong>1) <span style="color: #ff0000;">شهروند امروز</span>: <a title="بازتاب بی بازتاب" href="http://www.shahrvandemrouz.com/content/7685/print.aspx" target="_blank">بازتاب بی بازتاب</a></strong><strong>(شماره ۱۹/ مهرماه ۸۶)</strong><strong> </strong></p>
<p><strong>۲) <span style="color: #ff0000;">شهروند امروز</span>:<a title="گفت و گو با فواد صادقی" href="http://www.shahrvandemrouz.com/content/7686/default.aspx" target="_blank"> گفت‌وگو با فواد صادقی</a></strong><strong>(شماره ۱۹/ مهرماه ۸۶)</strong><strong> </strong></p>
<p><strong>۳) <span style="color: #0000ff;">روزنامه اعتماد</span>:  <a href="http://www.anvarionline.net/?p=434" target="_blank">نگاهی به حضور اینترنت و ساز و کارهای فیلتر و برخورد با آن : سنگ هایی برای شکستن رسانه های شیشه یی</a>(شماره </strong><strong>۲۰۸۴ مورخ ۲/۸/۸۸)</strong><strong> </strong></p>
<p><strong>۴) <span style="color: #800000;">پایگاه خبری فرارو</span>:<a href="http://www.fararu.com/vdca.unok49nwa5k14.html" target="_blank"> گارد رسانه ای دولت نهم</a>(۲۰ اسفند ۱۳۸۶)</strong></p>
<p><strong><br />
</strong></p>
<p style="text-align: center;">***</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;"><strong>پینوشت یک: هنوز دارم بابت فیلتر شدن دوتا وبلاگ عزیزم تو بلاگفا میسوزم، یعنی ما از شیطان پرستام بدتر بودیم؟ </strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">پینوشت دو: اصلن دوست ندارم در مورد اعتقاداتم توضیح بدهم، اما از آنجا که برخی از عزیزان ارزشی بی توجه به موضوع، فقط دنبال گاف  گرفتن هستند، این را عرض می کنم:</p>
<p style="text-align: justify;">در یکی از پست ها که اشاره به حضور بازیگر زن ایتالیایی پورن استار یا سوپر مدل یا &#8230; در صدا و سیما بود، بعضی از دوستان ارزشی کامنت گذاشته بودند که &#8220;اگه راس میگی خودت از کجا می شناختی&#8221;. <strong>همینجا ابتدا اعتراف می کنم که بنده ایرانی مسلمان و شیعه دوازده امامی هستم</strong> و جهت جلوگیری از تکرار این سو تفاهم، عارضم که در کلوب گردی هایم یک لینک داغ فان را نگاه می کردم، بر خوردم به پروفایل نویسنده پست، در پروفایل این کاربر ایرانی که ظاهرن ارادتی هم به شیطان داشت(!) صفحه مورد علاقه یکی از این سایت ها ذکر شده بود، صفحه را باز کردم و دیدم که فیلتر نیست، بعد دنبال کردم تا سایر صفحات مشابه را پیدا کنم و این نتایج حاصل شد.</p>
<p style="text-align: right;">
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.anvarionline.net/?feed=rss2&amp;p=512</wfw:commentRss>
		<slash:comments>25</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نگاهی به حضور اینترنت و ساز و کارهای فیلتر و برخورد با آن : سنگ هایی برای شکستن رسانه های شیشه یی</title>
		<link>http://www.anvarionline.net/?p=434</link>
		<comments>http://www.anvarionline.net/?p=434#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 31 Aug 2010 17:33:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator>امیرهادی انواری</dc:creator>
				<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب اصلی]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخچه]]></category>
		<category><![CDATA[تشکل های فیلترینگ]]></category>
		<category><![CDATA[ساز و کار فیلتر]]></category>
		<category><![CDATA[فیلترینگ]]></category>
		<category><![CDATA[کارگروه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.anvarionline.net/?p=434</guid>
		<description><![CDATA[





 



فرصت اینترنت همزمان با آغاز به کار دولت اصلاحات در ایران ایجاد شد و همین فرصت در اواخر کار دولت نهم عملاً به تهدید تبدیل شد. دولت نهم همان اوایل آغاز به کار خود تکلیف خود را با اینترنت مشخص کرد. این دولت در وزارت ارشاد به تصدی صفارهرندی با تشکیل کارگروه ساماندهی سایت های [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<table border="0" cellspacing="3" align="left">
<tbody>
<tr>
<td align="center"><img src="http://www.magiran.com/ppic/3291/2084/6-1.jpg" border="0" alt="" width="197" height="76" align="left" /></td>
</tr>
<tr>
<td align="center"> </td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p>فرصت اینترنت همزمان با آغاز به کار دولت اصلاحات در ایران ایجاد شد و همین فرصت در اواخر کار دولت نهم عملاً به تهدید تبدیل شد. دولت نهم همان اوایل آغاز به کار خود تکلیف خود را با اینترنت مشخص کرد. این دولت در وزارت ارشاد به تصدی صفارهرندی با تشکیل کارگروه ساماندهی سایت های اینترنتی نشان داد چه نگاهی به اینترنت دارد، هرچند این کارگروه هرگز به صورت عملی کاری از پیش نبرد. اگر در سال ۸۰ فقط یک کمیته و یک نهاد مسوولیت فیلترینگ سایت های اینترنتی را برعهده داشت، امروز و در سال ۸۸ کمیته ها و نهادهای مختلفی متولی برخورد و فیلتر با سایت های اینترنتی شدند.اگر شما یکی از آن ۲۳ میلیون کاربر اینترنت در ایران هستید، حتماً این روزها با انواع و اقسام پیام های فیلتر مواجه می شوید. نام یکی «L8» است و آن دیگری «L3». یکی دیگر البته سنتی تر است و با همان نشانه فیلترینگ شرکت سرویس دهنده به شما می گوید که این سایت برای دیدن مناسب نیست. هرچند پیش از این دفتر برخی از سایت های اینترنتی فارسی زبان در ایران (سایت بازتاب منتسب به محسن رضایی) پلمب شده بود اما برخورد با وبلاگ های شخصی در همان حد و اندازه فیلتر کردن آن هم به صورت خیلی محدود بود. اما این روزها رفتارهای تازه یی از سوی مدیران برخی ارائه دهندگان وبلاگ های رایگان مشاهده می شود. پیشتر ها هم با وبلاگ هایی حاوی مطالب، تصاویر و سایر تولیدات مستهجن برخورد می شد و محتویات این سایت ها همراه آدرس آنها تعطیل می شد. اما در چند ماه اخیر، وبلاگ برخی از فعالان سیاسی و روزنامه نگاران نیز تخلیه شده است. صاحب وبلاگ که احتمالاً از روزنامه نگاران فعال در نشریات معتبر تحت قانون مطبوعات قرار دارند، در بازدید از وبلاگ خود با این عبارت مواجه می شوند: «این وبلاگ به یکی از دلایل زیر مسدود شده است: دستور مراجع قانونی جهت مسدودسازی وبلاگ، تخطی از قوانین استفاده از سایت، انتشار محتوای غیراخلاقی یا محتوایی که براساس قوانین کشور تخلف است.» در شرایطی ارائه دهندگان وبلاگ فارسی با مشترکان خود این گونه برخورد می کنند که سال ها زمان صرف شد تا ارائه دهندگان فارسی سرویس وبلاگ جای سایت های خارجی مثل بلاگر، وردپرس و&#8230; را بگیرند. قاعدتاً دارندگان وبلاگ که در ارتباطات دوران حاضر نقش بسزایی را ایفا می کنند، با این رفتار جدید به سمت ایجاد وبلاگ در سایت های مشابه خارجی خواهند رفت تا اگر فیلتر می شوند، لااقل اطلاعات و محتویات وبلاگ خود را حفظ کنند.</p>
<p><strong>ردپای لاریجانی ها در اینترنت</strong><br />
محمدجواد لاریجانی ( معاون بین الملل قوه قضائیه و دبیر ستاد حقوق بشر) به عنوان یکی از واردکنندگان اینترنت به ایران شناخته می شود. به روایتی محمدجواد لاریجانی در روزگار گذشته و در سال های آغازین دهه ۷۰، سنگ بنای ورود اینترنت به ایران را گذاشت، البته احتمالاً در آن روزها تنها استفاده مورد نظر چک کردن ای میل استادان دانشگاه ها بوده است. به هر تقدیر در تماس های محمدجواد لاریجانی با عبدالسلام رئیس مرکز تحقیقات فیزیک نظری ایتالیا، مرکز مشابه در ایران به مرکز آکادمیک و تحقیقات اروپا (EARN) معرفی شد تا دسترسی به شبکه بیت نت برای این مرکز فراهم شود. بیت نت بیشتر برای چک کردن ای میل و ارسال آن کاربرد داشت. سیاوش شهشهانی قائم مقام آن زمان مرکز تحقیقات فیزیک نظری و ریاضیات ایران در مصاحبه یی می گوید: «وقتی عضویت ما را تصویب کردند یک بند جدید هم به تعهدات اعضا اضافه کردند و آن اینکه از شبکه برای تبلیغات مذهبی استفاده نشود،» (داستان ورود اینترنت به ایران، گفت وگو با سیاوش شهشهانی»، دنیای کامپیوتر و ارتباطات، شماره ۴۴، خرداد ۱۳۸۵، ص ۳۰) یکی دیگر از تعهدات این بود که هیچ عضوی نباید جلوی عبور اطلاعات از کشوری به کشور دیگر را بگیرد. محمدجواد لاریجانی فردی بود که تعهدات لازم برای برقراری این اتصال را پذیرفت و توافقنامه را امضا کرد. به هر حال افت و خیزها ادامه یافت تا سال های ۷۵ و ۷۶ که دیگر اینترنت سیر همه گیر شدن خود را آغاز کرد. در حال حاضر در ایران از هر ۱۰ نفر، سه نفر کاربر اینترنت هستند. دیگر از آن روزها که تنها ندارایانه ارائه دهنده سرویس بود، گذشته است. اینترنت دیگر در انحصار دانشگاه ها برای چک کردن ای میل استادان نیست. این روزها نیز تنها نشریه الکترونیکی در فضای اینترنت روزنامه متنی همشهری نیست، انبوه سایت های خبری، شبکه های مجازی ارتباطات، سایت های ارائه دهنده ایجاد رسانه های شخصی (وبلاگ ها) و&#8230; رشد چشمگیری دارند. در این میان، برخی دریافتند که می توان در این فضا رسانه هایی مستقل را ایجاد کرد. سایت های خبری اینترنتی تاسیس شدند و در فضایی فراتر از قانون مطبوعات به ارائه اطلاعات پرداختند. پیشگاه ایرانیان همان سایت بازتاب بود: سایتی که متولیان آن را اصولگرایان تشکیل می دادند. در دوران اصلاحات تنها روحانی (دبیر شورای عالی امنیت ملی وقت) یک شکایت علیه این سایت تنظیم کرد که منجر به فیلتر و اخطار های کوتاه مدت و ضعیف به این سایت شد. موازی با آن جریان، عده یی از کاربران آماتور اینترنت دست به تاسیس وبلاگ های فارسی زدند. در ابتدا بیشتر محتویات آنها شعر و&#8230; بود اما پس از مدتی این تکه از اینترنت هم به جرگه سیاسی ها اضافه شد. انتخاب اول همان سایت معروف و جهانی بلاگر بود. در مقابل بلاگر، پرشین بلاگ سر برآورد و تا این اواخر که بلاگفا هم درصدد جذب کاربران ایرانی درآمد. واقعیت امر هم آن بود که کوچ بلاگرهای فارسی زبان از سایت های خارجی به سایت های پرشین بلاگ و بلاگفا در دوران سال های ۸۰ تا ۸۵ نشان می دهد این کپی های شبیه به اصل در این کار هم موفق بودند. اما اتفاقات اخیر، نظیر حذف محتویات و اطلاعات کاربران بدون اخطار(در سایت بلاگفا) و مشکلات مشابه در سایر سرویس دهندگان فارسی موجب شده هر آنچه کاربر فارسی زبان به سایت های داخل مرزهای جغرافیایی کشور جذب کرده بودند در حال از دست رفتن است.</p>
<p>رویه ادامه یافت. سایت های خبری فارسی زبان به سرعت در اینترنت گسترش یافتند. از چگونگی سیاستگذاری سایت های ایرانیان آن ور آبی و این ور آبی اطلاعاتی در دست نیست. اما به نظر می رسد در سال های پیشتر، اولویت در برخورد با سایت های آن ور آبی بوده تا سایت هایی که در خود ایران فعالیت می کردند. کمیته های تعیین مصادیق سعی بر آن داشتند با پر و بال دادن به سایت های داخلی و برخورداری آنها از آزادی هایی در چارچوب قوانین جاری کشور، مخاطبان فارسی زبان را بیشتر به این سایت ها جذب کنند تا دیگر کسی برای دریافت اطلاعات متوسل به فیلترشکن نشود.</p>
<p><strong>فیلترشکن ها آمدند</strong><br />
اما پس از انتخابات چهارم تیر ۸۴ اوضاع به کلی دگرگون شد. دولت احمدی نژاد اگرچه بر آن شد تا با تاسیس سایت های حامی خود فضای اینترنت را فتح کند، اما با توجه به تعداد سایت ها، همین طور بازدید ها از آنها می توان به راحتی دریافت که حامیان دولت در فضای اینترنت چندان موفق نبودند. سایت هایی چون رجانیوز (نزدیک به صفارهرندی) از اولین های آن بودند. در جبهه یی دیگر این دولت درصدد تنگ کردن عرصه بر سایت های مقابل برآمد. پلمب سایت بازتاب اولین ضرب شست آنها بود. پس از آن ورود فیلترینگ هرروزه سایت ها و&#8230; اما این فیلترینگ باید بر اساس ساز و کاری شکل می گرفت، هرچند قانونی وجود نداشت. سایت بازتاب که برخورد با آن در دوران اصلاحات به اهرمی برای نشان دادن عدم وجود آزادی در دوران اصلاحات بدل شده بود، این بار نه تنها فیلتر، که هم فیلتر شد، هم دفترش پلمب شد. صفارهرندی وزیر ارشاد وقت طرحی تحت عنوان ساماندهی وبلاگ ها را تصویب کرد. بر اساس این طرح تمام وب سایت ها و وبلاگ های ایرانی باید اطلاعات کامل خود و نویسندگان را در وب سایتی که وزارت ارشاد راه اندازی کرده بود، ثبت می کردند. این طرح که با واکنش منفی گسترده روبه رو شد، عملاً عقیم ماند. پس از این اقدام وزارت ارشاد آیین نامه یی را به شورای انقلاب فرهنگی ارائه داد که پس از تصویب آن سایت های بیشتری تحت فیلترینگ قرار بگیرد. بسیاری معتقدند این اقدام خلاف قانون است و شورای انقلاب فرهنگی نمی تواند بخشنامه یی که حاوی مجازات باشد را تصویب کند (از جمله مخالفان آن می توان به عماد افروغ و سعید ابوطالب دو نماینده اصولگرای مجلس هفتم اشاره کرد که در چندین نطق خود علیه این اقدام وزارت ارشاد موضع گیری کردند).</p>
<p><strong>فیلترینگ در ایران</strong><br />
آمار دقیقی از تعداد سایت های فیلتر شده در دست نیست، اما آخرین اظهارنظر متعلق به یکی از مشاوران قوه قضائیه ایران است. وی تعداد سایت های فیلتر شده تا تاریخ آبان ۸۷ را پنج میلیون سایت دانسته است. (خبرگزاری مهر، ۲۸ آبان ماه ۱۳۸۷، به نقل از خرم آبادی، مشاور قضایی دادستانی کل کشور) اولین بار در سال ۸۰ به رغم مخالفت وزارت مخابرات و دولت وقت با قانونگذاری پیرامون اینترنت در خارج از مجلس، شورای عالی انقلاب فرهنگی به تصویب قوانین مربوط به اینترنت از جمله فیلترینگ پرداخت. مسدود کردن وب سایت های اینترنتی با تصمیم کمیته یی تحت نظارت شورای عالی انقلاب فرهنگی با حضور نمایندگان، صدا و سیما، مخابرات و وزارت اطلاعات صورت می گیرد و شرکت خدمات ارتباطات داده ها مجری تصمیم گیری این کمیته است. البته در سال های اخیر برخی سایت های اینترنتی نیز مستقلاً با دستور قوه قضائیه فیلتر یا دفاتر آنان پلمب شده اند. در حال حاضر چندین کمیته از نهادهای مختلف در شرایط پس از انتخابات که قاعدتاً شرایط سیاسی حاکم بر کشور مجال رسیدگی و نظارت بر عملکرد این کمیته ها را نمی دهد، متولی فیلتر و برخورد با سایت های اینترنتی هستند چنان که برخی از سایت ها مثل سایت پارلمان نیوز که متعلق به قوه مقننه است چندین بار فیلتر و رفع فیلتر شده است و این روند ادامه دارد.</p>
<p>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</p>
<p>این مطلب در روزنامه اعتماد &gt;<span lang="en-us"><a href="http://www.magiran.com/nptoc.asp?mgID=3291&amp;Number=2084"> شماره ۲۰۸۴</a> ۲/۸/۸۸ &gt; صفحه ۶ (سیاسی)  منتشر شد. </span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.anvarionline.net/?feed=rss2&amp;p=434</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>در بیمارستان مسیح دانشوری چه خبر است؟</title>
		<link>http://www.anvarionline.net/?p=500</link>
		<comments>http://www.anvarionline.net/?p=500#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 31 Aug 2010 15:07:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>امیرهادی انواری</dc:creator>
				<category><![CDATA[اقتصاد]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب اصلی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.anvarionline.net/?p=500</guid>
		<description><![CDATA[
محاسبه تخت سی سی یو  برای اموات
شرح حال خانواده تنگ دستی که داغدار و اسیر بروکراسی بیمارستان شدند


بیمار در تاریخ ۱۵ مرداد ماه بر اساس گواهی فوتی که پزشکی قانونی صادر کرده به رحمت خدا رفته، در همان روز هم دفن شده و مسئولان بیمارستان هزینه سه روز بستری فردی که در قید حیات نیست، [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="background-image: initial; background-attachment: initial; background-origin: initial; background-clip: initial; background-color: #ffffff; font: normal normal normal 13px/19px Georgia, 'Times New Roman', 'Bitstream Charter', Times, serif; font-family: 'Times New Roman'; line-height: normal; font-size: small; padding: 0.6em; margin: 0px;">
<h1 style="font-size: 2em; text-align: center;">محاسبه تخت سی سی یو  برای اموات</h1>
<p align="center"><span style="color: #ff0000;"><strong style="font-weight: bold;">شرح حال خانواده تنگ دستی که داغدار و اسیر بروکراسی بیمارستان شدند</strong></span></p>
<p align="center"><span style="color: #ff0000;"><strong style="font-weight: bold;"><br />
</strong></span></p>
<blockquote><p><span style="color: #ff0000;"><strong style="font-weight: bold;">بیمار در تاریخ ۱۵ مرداد ماه بر اساس گواهی فوتی که پزشکی قانونی صادر کرده به رحمت خدا رفته، در همان روز هم دفن شده و مسئولان بیمارستان هزینه سه روز بستری فردی که در قید حیات نیست، آنهم در تخت آی سی یو و سی سی یو را از خانواده بیمار گرفتند. خانواده تنگدستی که برای تامین هزینه های خود دست به دامان کمیته امداد هستند!</strong></span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong style="font-weight: bold;">از بیمارستان تحت نظر دکتر ولایتی بعید بود&#8230;.</strong></span></p></blockquote>
<p>چه حالی پیدا می کنید، وقتی بابت پرداخت هزینه های بیمار متوفی خود به بیمارستان مراجعه کنید، در حالی که بیمار شما سه روز قبل به رحمت خدا رفته است(و همان روز هم گواهی فوت صادر شده است)، در کمال حیرت سه روز بعد از مرگ متوفی شما را روی تخت آی سی یو محاسبه کنند و آنکه به جایی هم نرسد فریاد باشد.</p>
<p>این گزارش کوتاهی است از وضعیت ناراحت کننده ارباب رجوع کارگر فقیری که برای تامین هزینه درمان همسرش به کمیته امداد متوسل شده و با بدترین نوع برخورد از سوی متصدی پذیرش بیمارستان مواجه شده است. شاید این اتفاق در هر کشوری رخ بدهد، جای سوال نباشد، کما اینکه چنین اتفاقی در کشورهایی که ادعای اسلامی نمی کنند هم کمتر رخ می دهد، اما در ام القراء اسلام، جای تاسف دارد و دل هر مسلمانی را در این ماه مبارک به درد می آورد، امیدواریم مسئولین امر که حتما از چنین رخدادی مطلع نبودند به سرعت رسیدگی کنند. ضمن اینکه همین ابتدا متذکر می شود، که در هر سیستم مدیریتی، از مسئولین و ریاست رده بالای سیستم تا متصدیان خرد، ممکن است مشکلالتی بروز کند که مسئو.لان اصلی اصولا در جریان نباشند. و اگرنه، ریاست بیمارستان مسیح دانشوری را شخصیت شناخته شده ای چون دکتر ولایتی برعهده دارد و حتما این مشکل به دلیل ناآگاهی برخی پرسنل رخ داده که اجتناب ناپذیر هم هست.
</p>
<p style="text-align: center;">
<div style="text-align: center;">
<dl id="attachment_466" style="display: block; margin-left: auto; margin-right: auto; text-align: center; background-color: #f3f3f3; padding-top: 4px; margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; border-top-left-radius: 3px 3px; border-top-right-radius: 3px 3px; border-bottom-right-radius: 3px 3px; border-bottom-left-radius: 3px 3px; width: 410px; border: 1px solid #dddddd;">
<dt><img style="padding: 0px; margin: 0px; border: 0px none initial;" title="top_1" src="http://www.anvarionline.net/wp-content/picture/2010/08/top_1.jpg" alt="گواهی فوت" width="400" height="483" /></dt>
<dd style="font-size: 11px; line-height: 17px; padding-top: 0px; padding-right: 4px; padding-bottom: 5px; padding-left: 4px; margin: 0px;">گواهی رسمی فوت(پزشکی قانونی) به شماره ۳۱۸۵۱، ازعان می کند که بیمار مورد نظر در تاریخ ۱۵ مرداد ماه فوت کرده است. حالا چطور بیماری که در تاریخ ۱۵ مردادماه به رحمت خدا رفته و همان روز هم دفن شده، در روز های  پس از دفن در تخت های سی سی یو، آی سی یو و&#8230; حضور داشته و در روز سوم(ختم) هنوز از بیمارستان ترخیص نشده است، معادله ایست که باید کامپیوتر بیمارستان مزبور آن را حل کند(البته نه مثل محاسبه صورت حساب)</dd>
</dl>
</div>
<p>ماجرا از جایی آغاز می شود که بیماری از منطقه محروم اسلامشهر برای مداوا به بیمارستان مسیح دانشجوری رسانده می شود، در تاریخ یازدهم مردادماه، بمار توسط بخش اورژانس این بیمارستان پذیرش می شود و در تاریخ ۱۵ مردادماه، از دنیا می رود. ظهر ۱۵ مرداد جنازه متوفی توسط بستگان وی تحویل گرفته می شود و گواهی فوت که تصویر آن را ملاحظه می کنید نیز این موضوع را تایید می کند.</p>
<p>اما در کمال حیرت، در صورتحساب بیمارستان، تا روز ۱۸ مرداد ماه، یعنی سه روز پس از مرگ فرد مورد نظر، هزینه های درمانی و تخت آی سی یو و&#8230; برای او محسابه شده است.</p>
<p>خانواده متوفی که از قشر ضعیف جامعه هستند، برای حل مشکل خود به متصدی مربوطه مراجعه می کنند، اما آنها که از یک طرف داغدار بودند، با طرز زشت و زننده متصدی بیمارستان رو برو می شوند که به خاطر طبقه اجتماعی این کارگر، به شدت نسبت به او بدرفتاری می کنند.</p>
<p>کارگر که هزینه های درمان وابسته خود را ه زحمت و حتی بخشی از آن را توسط کمیته امداد تامین کرده است، با ناامیدی به دفتر ریاست بیمارستان هدات می شود، سربازی در آنجا، وی را به مدیریت بیمارستان ارجاع می دهد، مدیریت بیمارستان ریز هزینه ها و مدارک را از کارگر گرفته و به او وعده می دهد که مشکل را حل کند، اما وابسته متوفی، بعد از مراجعه مجدد به حسابداری و تحمل دوباره برخورد زشت و زننده متصدی، متوجه می شود هیچ چیز درست نشده و بازهم باید بیش از دو و نیم میلیون تومان برای بیماری که ۱۵ مردادماه دفن شده است و تا ۱۸ مردادماه بیمارستان برایش صورت حساب صادر کرده پرداخت کند.</p>
<p style="text-align: center;">
<div style="text-align: center;">
<dl id="attachment_467" style="display: block; margin-left: auto; margin-right: auto; text-align: center; background-color: #f3f3f3; padding-top: 4px; margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; border-top-left-radius: 3px 3px; border-top-right-radius: 3px 3px; border-bottom-right-radius: 3px 3px; border-bottom-left-radius: 3px 3px; width: 410px; border: 1px solid #dddddd;">
<dt><img style="padding: 0px; margin: 0px; border: 0px none initial;" title="top_2" src="http://www.anvarionline.net/wp-content/picture/2010/08/top_2.jpg" alt="شرح صورت حساب" width="400" height="566" /></dt>
<dd style="font-size: 11px; line-height: 17px; padding-top: 0px; padding-right: 4px; padding-bottom: 5px; padding-left: 4px; margin: 0px;">شرح صورتحساب: در بالای فیش شماره ۱۶۷۴ نوشته شده است که بیمار از تاریخ ۱۱ تا ۱۲ مرداد در بخش اورژانس، از تاریخ ۱۲ تا ۱۷ در بخش آی سی یو و از تاریخ ۱۷ تا ۱۷ مرداد در بخش سی سی یو و در همان تاریخ در بخش سی سی یو پست و سپس در سی سی یو و بعد در بخش پیوند بستری شده است، حالا به گواهی فوت توجه کنید.</dd>
</dl>
</div>
<p>او می گوید بیمار من د تاریخ ۱۵ مرداد فوت کرده(جنازه تحویل گرفته شده و دفن شده) و در تاریخ ۱۷ مرداد ختم وی برگزار شده، چطور ممکن است تا ۱۸ مرداد برای او صورت حساب صادر شود؟ و در جواب می شوند که کامپوتر ان را صادر کرده و هیچ کاری نمی شود کرد.</p>
<p>او که مستاصل شده است، آخرین راه چاره را مراجعه مجدد میابد، که در این راه نیز مجددا با برخورد زشت مصتدیان موجه می شود و حتی کار به انتظامات بیمارستان کشیده می شود و کارگر را با خاری از بیمارستان دور می کنند.</p>
<p>کارگر مزبور در گفتگو با خبرنگار ما می گوید: فقط یک چیز را می خواهم بگویم؛ درست است که ما کارگر و کشاورز هستیم، اما این طرز برخورد با ما صحیح نیست، درست است که بخشی از پول بیمارستان را کمیته امداد داده، اما بالاخره این پول از بیت المال به حساب بیمارستان ریخته شده است. مردم بچاه ای به این بیمارستان دولتی مراجعه می کنند، ایا درست است با کسی که داغدار است چنین برخوردی شود؟ من مطمئنم که آقا ولایتی(ریاست بیمارستان) از این موضوع باخر نیست، اما می خواهم به ایشان بگویم که متصدیان چه برخوردی با مراجعان می کنند، این پول برای ما زیاد است، این پول را از خانواده ای به این شکل گرفتند که شاید در ال ۳ میلیون تومان هم در آمد ندارند.</p>
<p style="text-align: center;">
<div style="text-align: center;">
<dl id="attachment_468" style="display: block; margin-left: auto; margin-right: auto; text-align: center; background-color: #f3f3f3; padding-top: 4px; margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; border-top-left-radius: 3px 3px; border-top-right-radius: 3px 3px; border-bottom-right-radius: 3px 3px; border-bottom-left-radius: 3px 3px; width: 410px; border: 1px solid #dddddd;">
<dt><img style="padding: 0px; margin: 0px; border: 0px none initial;" title="top_3" src="http://www.anvarionline.net/wp-content/picture/2010/08/top_3.jpg" alt="صورتحساب صندوق" width="400" height="322" /></dt>
<dd style="font-size: 11px; line-height: 17px; padding-top: 0px; padding-right: 4px; padding-bottom: 5px; padding-left: 4px; margin: 0px;">صورتحساب صندوق: در این برگ، ملاحظه می شود که تاریخ پذیرش ۱۱ مرداد و تاریخ ترخیص ۱۸ مرداد ماه قید شده است.</dd>
</dl>
</div>
<p>ما هم با کامپوتر سر و کار داریم و نمی دانیم، چطور ممکن است نیروی انسانی نتواند مشکل کامپیوتری را حل کند که کارگری در مملکت اسلامی، همزمان با داغ عزیز، این چنین برا رفع مشکل خود به زحمت بیافتد.</p>
<p>امیدواریم، ریاست بیمارستان، آقای دکتر ولایتی که وجهه مناسبی در بین افکار عمومی از ایشان وجود دارد، دستور بدهند، به مشکل این خانواده داغدار رسیدگی شود و لااقل از آنها بابت رفتار زشتی که از سوی متصدیان شده است دلجویی شود.</p>
<p style="text-align: right;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</p>
<p style="text-align: right;"><a title="(+) " href="http://jahanesanat.ir/" target="_blank">(+) </a>این مطلب در روزنامه جهان صنعت</p>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.anvarionline.net/?feed=rss2&amp;p=500</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شلوارهای موهن زنانه در فروشگاه های تهران: چینی ها کلمه «الله» را روی جیب های عقب گلدوزی کردند!</title>
		<link>http://www.anvarionline.net/?p=407</link>
		<comments>http://www.anvarionline.net/?p=407#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 30 Aug 2010 22:23:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>امیرهادی انواری</dc:creator>
				<category><![CDATA[اقتصاد]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب اصلی]]></category>
		<category><![CDATA[شلوار جین]]></category>
		<category><![CDATA[موهن]]></category>
		<category><![CDATA[چین]]></category>
		<category><![CDATA[کلمه الله]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.anvarionline.net/?p=407</guid>
		<description><![CDATA[انگار چینی ها پس از کشتار ترک های مسلمان کشور خودشان، تصمیم گرفته اند به مقدسات  مردم مسلمان ایران هم به موهن ترین شکل ممکن حمله کنند .
تا قبل از این Made In China حتی به تسبیح ها و جانمازهای  ایرانیان رسیده بود و حالا کلمه &#8220;الله&#8221; و عبارت مقدس مسلمانان یعنی &#8220;بسم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>انگار چینی ها پس از کشتار ترک های مسلمان کشور خودشان، تصمیم گرفته اند به مقدسات  مردم مسلمان ایران هم به موهن ترین شکل ممکن حمله کنند .<img style="margin: 14px;" src="http://www.asriran.com/files/fa/news/1388/5/27/116211_225.jpg" border="0" alt="" align="left" /></p>
<p>تا قبل از این Made In China حتی به تسبیح ها و جانمازهای  ایرانیان رسیده بود و حالا کلمه &#8220;الله&#8221; و عبارت مقدس مسلمانان یعنی &#8220;بسم الله  الرحمن الرحیم&#8221; را به قسمت پشت شلوارهای ایرانیان برده اند و عجب آنکه برخی مدعیان  که پیشتر در اعتراض به عبارت کوکاکولای برعکس شده کفن پوش به خیابان ها می ریختند   و در جهت تحریم کوکاکولا و نستله حرکت می کردند  و هم در برابر کشتار مسلمانان چین  سکوت کرده اند و هم در برابر این توهین آشکار.</p>
<p>این شلوارهای جین زنانه در  فروشگاه های افسریه، حوالی خیابان های اول و دوم به قیمت ۲۱ هزارتومان در حراجی به  فروش می رسند.</p>
<p>اکثر خریداران هم به نوشتار پشت جیب شلوار توجه نمی کنند و  صرفا به خاطر قیمت و دوخت شلوار ان را خریداری می کنند. فروشنده هم اطلاعات چندانی  در خصوص محل خرید شلوارها و &#8230; ارایه نمی دهد. البته برخی از خریداران به دلیل  عبارت پشت شلوار از خرید آن امتناع می کنند.</p>
<p>به تصویر این شلوارهای جین چینی  که به تازگی به بازار ایران وارد شدند نگاه کنید، عبارت &#8220;بسم الله الرحمن الرحیم&#8221;  که &#8220;الله&#8221; آن دوبار تکرار شده است، روی جیب های عقب این شلوارهاست و یک بسم الله هم  برعکس نوشته شده است.</p>
<p>در مکتب اسلام برای کلمه الله حرمت قائل شده اند. به  طوری که حتی  برای دست زدن به خط و نوشته آن باید وضو داشت و&#8230; و حالا درست در  قسمت نشیمنگاه این شلوارها این کلمه گلدوزی شده و بدتر ان که در تهران &#8211; که خیلی ها  دوست دارند ان را ام القرای جهان اسلام بنامند &#8211; به فروش می رسد!</p>
<p>با توجه به  اینکه این شلوارها تازه به کشور وارد شدند، هنوز تعدادشان مشخص نیست  ولی به دلیل  آنکه در مارک داخلی شلوارها، عبارت &#8220;Made In P.R.C&#8221; مخفف عبارت &#8220;People Republic of  China&#8221; به معنی  جمهوری خلق چین درج شده است، به نظر می رسد تکذیب ملیت این کالاهای  موهن و تازه وارد برای مسئولان کمی مشکل شود.</p>
<p>تا پیش از این واردات پرتقال  اسرائیلی توطئه برخی عناصر نامعلوم اعلام شد، واردات سیب از امریکا در هاله ای از  ابهام باقی ماند، اما دیگر مارک داخلی این شلوارها را نمی توان انکار کرد. مگر  اینکه مسئولان مدعی شوند این شلوارها در داخل تولید شده است، که منطقا، با توجه به  عقبه مذهبی مردم ایران، کمتر تولید کننده ای فرض به تعمد، جرات چنین اهانتی را  دارد. یا اینکه باید گفته شود پک این شلوارها در بین راه باز شده و داخل‌انها مارک  چینی درج شده است(مثل توجیهی که برای واردات پرتقال اسرائیلی آورده شد) !<br />
<br style="font-weight: bold;" /><span style="font-weight: bold; color: #0000cd;">بنتون تحریمی و چینی های  برادر</span><br style="color: #0000cd;" /><br />
مشخص نیست مسئولان گمرک و ناظران  اصناف کجا هستند که این شلوارها در بازار عرضه می شوند؟ و یحتمل در برابر برخی  کشورها قرار است سیاست یک بام و دو هوا پیشه شود!<br />
<img style="margin: 14px; width: 386px; height: 248px;" src="http://www.asriran.com/files/fa/news/1388/5/27/116212_676.jpg" border="0" alt="" align="right" /> حدود دو سال  قبل بود که فردی در مقاله ای، فریاد وااسلاما سر داد و از حضور فروشگاه سبز رنگ  بنتون ایتالیایی مقابل جام جم اظهار تعجب کرد، پس از آن بود که از سایت اقتصاد  پنهان(ستاد مبارزه با قاچاق ارز و کالا به ریاست غلامحسین الهام) تا روزنامه های  همسو فریاد برآوردند که چه شده بنتون در ایران تاسیس شده و خود لوسیانو بنتون  ایتالیایی به ایران آمده و میهمان شهردار تهران است؛ میهمانی ای که البته خیلی زود  تکذیب شد.</p>
<p>این حکایت از آن جهت اینجا قابل ذکر است که در غائله مذکور،  فروشگاه های بنتون در ایران تهدید به تخریب شده بود، چراکه بدون ارایه سندی معتبر،  بنتون با لابی های صهیونیست ارتباط داشت. البته برخی هم گفته بودند بیلبوردها و  تبلیغات بنتون در شهرهای اروپایی غیر اخلاقی است(البته بر اساس اخلاقی که در ایران  تعریف می شود) جالب آنکه چین که راسا و رسما و بدون هیچ پرده پوشی مسلمانان ساکن  کشور خود را لت و پار می کند، و الان هم روی قسمت عقب شلوارهای جین زنانه عبارت  مقدس &#8220;بسم الله الرحمن الرحیم&#8221; آن هم با دو &#8220;الله&#8221; گلدوزی می کند، کالاهایش در  سلامت کامل، بدون هیچ ممانعتی، در بازارها به فروش می رسند.<br />
<br style="font-weight: bold; color: #0000cd;" /><span style="font-weight: bold; color: #0000cd;">۹ میلیارد دلار واردات از چین در  سال ۲۰۰۸</span></p>
<p>سری به پاساژهای تهران بزنید، از میلاد نور، گلستان، سرخه  بازار، بازار صفویه و قائم و&#8230; در شمال تهران، تا امامزاده حسن، سلسبیل، هاشمی، ۱۶  متری امیری، بازار دوم، امام حسین، گمرک و&#8230; در جنوب شهر. یا نمایندگی های بوسینی،  هانگ تن، جیوردانو، بالنو، مستر پیچ، تامی و&#8230; که همگی یا چینی هستند یا تحت  لیسانس در چین تولید می شوند به چشم می خورند. به جنوب شهر هم که بروید مارک های  درجه دو و سه چینی فروخته می شوند. به فهرست گمرک هم که نگاه کنید، تنیکه چینی هم  به بازار پوشاک ایران رسیده. واردات کفش چینی که خود قصه مفصلی دارد &#8230;. کمر بازار  کفش تبریز و تهران را همین کفش های چسب و مقوا چینی شکاند.</p>
<p>مجیدرضا حریری  نائب‌رییس اول اتاق مشترک بازرگانی ایران و چین در این زمینه  میزان و کیفیت واردات  کالا از چین به ایران می‌گوید: با افزایش فشار اقتصادی غرب به ایران، نگاه به  واردات از شرق از جمله چین شروع شد که در هر سال به طور متوسط بین ۳۰ الی ۴۵ درصد  افزایش حجم واردات داشته‌ایم. در سال ۲۰۰۸ مبادلات ایران با چین ۲۹ میلیارد دلار  بوده است که از این رقم صادرات ما به چین حدود ۲۲٫۲۰ میلیارد دلار اعلام شد که ۴۷  درصد نسبت به سال ۲۰۰۷ رشد داشته و ۷٫۸ میلیارد دلار از چین به ایران کالا صادر شده  که ۴٫۱۰ درصد نسبت به سال گذشته افزایش داشته است.</p>
<p>او تصریح می‌کند: صادرات  ایران به چین بیشتر نفت، گاز و محصولات پتروشیمی است که با توجه به گرانی قیمت نفت  در سال گذشته، شاهد افزایش رشد صادرات ایران به چین بودیم. البته آنچه به عنوان  کالای بی‌کیفیت چینی در بازار ایران به دست مصرف کننده می‌رسد بخشی از کالاهای چینی  است واگرنه پروژه راه‌آهن، مترو، سد،نیروگاه بازسازی پالایشگاه و ماشین آلات،  صنایعی هستند که همه از چین وارد می‌شوند.</p>
<p>این در حالی است که به عقیده برخی  کارشناسان واردات ۱۳ میلیارد دلاری از امارات نیز عمدتاً کالاهای چینی است که اول  به امارات وارد می شود و بعد از طریق امارات به کشور می آید. با این شیوه کشور  صادرکننده امارات به شمار می رود، اما جنس کالا و کشور سازنده ان در واقع چین است.</p>
<p>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;</p>
<p>این مطلب در تاریخ ۲۷ مرداد ۱۳۸۷، در <a title="سایت عصر ایران" href="http://www.asriran.com/fa/pages/?cid=81342" target="_blank">سایت عصر ایران</a> منتشر شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.anvarionline.net/?feed=rss2&amp;p=407</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>گفتگو با محمدرضا مرادی(جامه دار مخصوص شاه) قسمت اول/ آخرین دقایق شاه در نیاوران</title>
		<link>http://www.anvarionline.net/?p=406</link>
		<comments>http://www.anvarionline.net/?p=406#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 30 Aug 2010 22:23:23 +0000</pubDate>
		<dc:creator>امیرهادی انواری</dc:creator>
				<category><![CDATA[بازخوانی تاریخ]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب اصلی]]></category>
		<category><![CDATA[خدمه دربار]]></category>
		<category><![CDATA[خروج از ایران]]></category>
		<category><![CDATA[سعدآباد]]></category>
		<category><![CDATA[شاه]]></category>
		<category><![CDATA[غارت کاخ ها]]></category>
		<category><![CDATA[محمدرضا مرادی]]></category>
		<category><![CDATA[ناگفته ها]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوران]]></category>
		<category><![CDATA[کاخ]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.anvarionline.net/?p=406</guid>
		<description><![CDATA[محمدرضا مرادی متولد سال ۱۳۲۶ ، یکی از خدمه دربار محمدرضا پهلوی و از خاندانی است  که مجموعا در دربار دو پهلوی کار کرده اند.

او که از نزدیک ترین خدمه به شاه به شمار می رفته است مسئولیت های مختلفی  را در زمان حضور در دربار بر عهده داشته. در زمان کودکی به [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>محمدرضا مرادی متولد سال ۱۳۲۶ ، یکی از خدمه دربار محمدرضا پهلوی و از خاندانی است  که مجموعا در دربار دو پهلوی کار کرده اند.</div>
<div>
او که از نزدیک ترین خدمه به شاه به شمار می رفته است مسئولیت های مختلفی  را در زمان حضور در دربار بر عهده داشته. در زمان کودکی به عنوان&#8221;توپ جمع کن&#8221; زمین  بازی تنیس شاه و ملکه و در سنین بزرگ سالی از تهیه ظروف تا &#8220;سر میز&#8221; غذای محمدرضا  پهلوی و فرح دیبا در دربار فعالیت می کرده است. <img style="margin: 14px;" src="http://www.asriran.com/files/fa/news/1386/12/1/89081_535.gif" border="0" alt="" align="left" /><br />
محمدرضا  مرادی در حال حاضر دو دختر و یک پسر دارد، و در محوطه سعدآباد زندگی می کند. در این  گفت و گو او برای اولین بار از لحظات خروج شاه از کاخ نیاوران می گوید که در رسانه  ها در مورد آن صحبت نشده است.</p>
<p>همچنین از شرایط و نوع کار خدمه دربار در زمان  پهلوی دوم می گوید. از آنجا که این گفت و گو طولانی بود، آن را در دو قسمت پیش و پس  از انقلاب تهیه کرده ایم. قسمت اول به دوران پیش از پیروزی انقلاب اسلامی اختصاص  دارد که در ادامه می آید.</p></div>
<p><span style="font-weight: bold; color: #0000cd;">از چه سالی کارخود را در کاخ  ها شروع کردید؟</span></p>
<div>از سال ۱۳۳۰ در کاخ ها بودم. در آن زمان کاخ های سعد آباد جزو کاخ هایی بودند  که فقط در تابستان ها مورد استفاده قرار می گرفتند.<br />
در کاخی به نام «کاخ  اختصاصی» در خیابان پاستور کارم را آغاز کردم. در آن زمان نه سال سن داشتم و به  خاطر آنکه پدر و پدر بزرگم در این دستگاه فعالیت می کردند،من هم از خردسالی وارد  این کار شدم.</div>
<p><span style="font-weight: bold; color: #0000cd;">پدر و پدر بزرگتان در زمان  سلطنت قاجارها در کاخ ها مشغول به کار بودند و یا پهلوی؟ </span></p>
<p>خیر پدر و پدر بزرگم در زمان پهلوی اول تا اوایل سلطنت پهلوی دوم در کاخ ها  مشغول به کار بودند.</p>
<p><span style="font-weight: bold; color: #0000cd;">در آن دوره برای کار در دربار  شرایط خاصی وجود داشت؟ </span></p>
<div>کسانی در اولویت بودندکه وابستگی به دستگاه داشتند. چون من در آن زمان پدر و  پدر بزرگم و یک زمانی عموی من هم جزو گارد رضا پهلوی بودند به همین دلیل زمانی که  تصمیم گرفتم رسمی بشوم  سال ۵۱ بود که به طور قطعی تصمیم گرفتم وارد این کار بشوم.  در آن زمان به دنبال چند کار دیگر رفتم که موفقیت آمیز نبود و نهایتا در سال ۵۱  تصمیم قطعی ورود به این کار را گرفتم.</div>
<div>
در آن زمان درخواستم را به معاون وزیر دربار(اعلم)، آقای «ابوالفتح  آتابای» دادم.  یک هفته بعد اطلاع دادند که به کارگزینی بروم. در کارگزینی یک سری  مدارک از من خواستند برای تحقیقات. البته چون سوابق من را می دانستند زیاد سخت گیری  نکردند. چون از نه سالگی من به عنوان روز مزد در دربار کار می کردم.</div>
<div>
در درخواستم نوشته بودم: جناب آقای آتابای من فلانی هستم، پسر فلان کس و  باعث افتخار است اگر درخواستم برای کار در وزارت دربار مورد قبول واقع شود. یک هفته  بعد وقتی که به من گفتند به کارگزینی مراجعه کنم، دیدم زیر نامه من آقای آتابای  نوشته است:«آقای سمنانی-رییس کارگزینی- این شخص پدرش سال ها زحمت کشیده است لازم  است که هرچه سریعتر کارهای استخدامی وی را انجام دهید»</div>
<p><span style="font-weight: bold; color: #0000cd;">در زمانی که درخواست دادید،  مشخص بود که قرار است در کدام قسمت دربار مشغول به کار شوید؟</span></p>
<div>خیر، ما فقط درخواست کار در کاخ را می دادیم، تشخیص اینکه هر متقاضی در چه  قسمتی از کاخ مشغول به کار شود فقط با شخص آقای آتابای بود. ایشان با اولین نگاه می  گفتند که این شخص باید کجای دربار مشغول به کار شود.</p>
<p><span style="font-weight: bold; color: #0000cd;">گفتید که قبل از استخدام رسمی در دربار  به صورت روزمزد کار می کردید، زمانی که روزمزد کار می کردید، فعالیتتان چه بود، در  آن زمان چقدر حقوق می گرفتید؟</span></div>
<p>در زمان کودکی و نوجوانی، وقتی شاه و ملکه تنیس بازی می کردند، من توپ جمع می  کردم. بابت این کار هم ، روزانه هفت تومان می گرفتم.</p>
<p><span style="font-weight: bold; color: #0000cd;">برای کاری که قرار بود انجام  بدهید، آموزشی دیدید؟ </span></p>
<p>مدت خیلی کوتاهی آموزش های خاصی رادر دفتر آقای آتابای گذراندم. آموزش ها به  خاطر اینکه مخصوص دربار بود، جایی این آموزش ها داده نمی شد، مدت سه ماه این آموزش  ها را در معاونت وزارت دربار دیدم.</p>
<p><span style="font-weight: bold; color: #0000cd;">بعد از آن چه شد؟ </span></p>
<p>اواخر اسفندماه، یک روز آتابای مراصدا کرد، عادت داشت که اسم افراد را نمی برد  به من گفت:«پسر تو از فردا می روی به کاخ سعد آباد، قسمت ظروف فعلا کارت را شروع  کن. سر و سامانی بده تا ببینیم چه می شود» بعد از آن من به کاخ سفید( موزه ملت  فعلی) به عنوان انبار دار ظروف کارم را آغاز کردم. تا آخر خدمتم که زمان رفتن شاه  از ایران بود پست رسمی من مسئول انبار و تشریفات و پذیرایی ها بود.</p>
<p><span style="font-weight: bold; color: #0000cd;">بعد از استخدام در دربار، بابت  کاری که انجام می دادید، ماهانه چقدر حقوق می گرفتید؟</span></p>
<p>اولین حقوقی که بعد از استخدام دریافت کردم مبلغ ۴۰۰ تومان بود. البته یکسال بعد  حکمی آمد که حقوق من شد ۴۲۰ تومان. که این حقوق هر سال اضافه می شد.</p>
<p><span style="font-weight: bold; color: #0000cd;">شرح کارهایتان چه  بود؟</span></p>
<p>من مستقیما، با آشپزخانه، قسمت ظروف و میز ناهار شاه و ملکه در تماس بودم. یعنی  کارم از آشپزخانه شروع و به سر میز غذای شاه و ملکه ختم می شد.</p>
<p><span style="font-weight: bold; color: #0000cd;">شما که تا این حد به شاه نزدیک  بودید، آیا در خود سعد آباد زندگی می کردید؟ </span></p>
<p>خیر من تا دو سه سال پس از استخدام در منازل استیجاری در مناطق مختلف تهران  زندگی می کردم. اما بعد از دو، سه سال منازل سازمانی در قصر فیروزه سابق(انتهای  پیروزی فعلی) ساخته شده بود. من تا شنیدم این منازل آماده شده است بلافاصله پیش  آقای آتابای رفتم و به او نامه ای نوشتم که:«آقای آتابای من در منزل استیجاری زندگی  می کنم، رفت و آمد برایم مشکل است. بنابراین دستور بدهید که از منازل سازمانی در  اختیار من هم قرار داده شود» بعد از این نامه جزو اولین کسانی بودم که به من منزل  سازمانی دادند.</p>
<div><span style="font-weight: bold; color: #0000cd;">با توجه به اینکه شما تا سر  میز غذای شاه و ملکه هم حضور داشتید، آیا در آن زمان تحت نظر بودید؟</span></div>
<div>
بعدها فهمیدم که تعقیب می شدم. بعد از انقلاب متوجه شدم که در تمام آن  زمان، نه من بلکه تمام کسانی که در کاخ کار می کردند شدیدا تحت مراقبت بودند. حتی  زمانی که ما به منزل می رفتیم شاید مدت زیادی تحت تعقیب بوده ام. اینکه کجا می روم،  با چه کسی می روم، در هفته چقدر برای منزل خرید می کنم و&#8230; همه اینها را داشتند.  که البته پس از انقلاب من متوجه شدم.</div>
<p><span style="font-weight: bold; color: #0000cd;">وقتی که سال ۵۷ انقلاب  اسلامی به پیروزی نزدیک می شد، شما کجا بودید. در آن زمان شاه و فرح کجا بودند.  آخرین لحظه ای که شاه از ایران رفت، پیش از فرودگاه را به یاد دارید؟ </span></p>
<p>بله، آخرین روزی که من در کاخ نیاوران بودم شاه از کشور خارج شد. در کاخ نیاوران  بودیم که شاه آمد و با ما خداحافظی کرد. در آن روز بیشتر از بیست نفر در نیاوران  همراه شاه نبودند(که من هم یکی از آنها بودم) اولین کسانی که شاه با آنها خداحافظی  کرد ما(خدمه) بودیم.</p>
<p><span style="font-weight: bold; color: #0000cd;">خارج شدن شاه را از کاخ به طور  کامل شرح می دهید؟ </span></p>
<div>در آن روز شاه با آسانسور از طبقه بالا که خوابگاهش بود پایین آمد. کامبیز  آتابای که پسر ابوالفتح آتابای بود او  هم از پله های اضطراری پایین آمد. همزمان با  شاه به طبقه پایین رسید. زمانی بود که شاه جلوی آسانسور ایستاده بود  نگاهی به بچه  ها کرد.<br />
دو سه نفر در حال جارو کشیدن فرش بودند، یکی دو نفر ایستاده بودند کنار  سالن( ما می دانستیم که شاه برای همیشه می رود) شاه آمد و به خدمه نگاهی کرد و بعد  دستش را به علامت دعوت از ما برای در آغوش کشیدن باز کرد.<br />
من و چند نفر دیگر به  طرف شاه دویدیم و به شاه چسبیدیم و گریه کردیم. یکی از بچه ها که آبدارچی بود نامش  محمد بود، محمد قد بلندی داشت بچه های شاه( فرحناز و لیلا) اسمش را گذاشته بودند  «ممد گالیور» دقیقا خاطرم هست که ممد گالیور روی زمین افتاده بود، پاهای شاه را بغل  کرده بود و گریه می کرد و با صدای بلند می گفت:«اعلا حضرت جانم! نمی گذارم بروید»  محمد اینطور حرف می زد و طبیعتا ما را بیشتر به گریه وا می داشت. در همین احوال شاه  هم گریه کرد. کامبیز آتابای که گریه شاه را دید آمد و شروع کرد به جدا کردن ما از  شاه. شاه می خواست حرف بزند ولی بغض کرده بود و فقط یک نگاه کرد و از سالن خارج شد.</div>
<div>
ما می خواستیم از سالن به دنبال شاه خارج شویم که یکی از بچه ها گفت علیا  حضرت(فرح دیبا) هم از پله ها می آید. من و چند نفر از پیش خدمت ها کنار پله ها  ایستادیم. من بودم و سه نفر از پیش خدمت های سفره خانه. مهدی خان، نصرت الله خان و  عباس شرفی که فوت کرده است.</p>
<p>ما کنار پله ایستاده بودیم که فرح آمد پایین .  گریه ما را که دید گفت:«چرا گریه می کنید؟ قرار نیست برویم، برمی گردیم، هیچ نگران  نباشید، به سر اعلا حضرت برمیگردیم.الان سیاست اقتضا می کند که برویم ولی به سر  اعلا حضرت برخواهیم گشت، شما هم کاخ را ترک نکنید. دقیقا مثل زمانی باشید که ما  بودیم. »ب</p></div>
<div>عد از این حرف ها با ما دست داد و پشت سر شاه رفت. خود فرح این را گفت. ما  وقتی همچین حرفی را با تاکید و دوبار تکرار از فرح شنیدیم باور کردیم. من و همه  کسانی که آنجا بودند باور کردند.</div>
<div>
از سالن که خارج شدیم، دیدم که یک عده زیادی از گاردی ها و تیمسار ها که  جزو نزدیکان شاه بودند هم رسیده بودند و عده ای از کارگران و باغبان های کاخ هم  آمده بودند و&#8230; همگی جمع شدند و تعداد افرادی که دور شاه جمع شده بودند بالغ بر صد  نفر شد. در این لحظه دیگر دست به شاه نمی رسید، ولی متوجه شدم همان ممد گالیور که  گفتم، دوباره رفته است روی چمن، پاهای شاه را گرفته و داد می زند که:«نمی گذارم  بروید» بین این همه شلوغی من صدای ممد گالیور را می شنیدم. آنقدر محکم پاهای شاه را  گرفته بود که چیزی نمانده بود که شاه را به زمین بزند!</div>
<div>
من هم رفتم جلو، درجه یکی از تیمسارها به چانه من گرفت، چانه من پاره شد و  خون آلود شد. خون زیادی جاری شد و من ترسیدم جلو بروم و لباس دیگران را کثیف کنم.</div>
<div>
همه پایین پله ها ایستادیم، زمینی که هلیکوپتر شاه آنجا قرار داشت چمن بود  و حدود ۲۰ تا ۳۰ قدم با کاخ فاصله داشت. از آنجا به بعد، پله ها را شاه به همراه  ملکه تنها بالا رفت. از بالا نگاهی به بقیه کرد و بعد ارتشی ها سلام نظامی دادند و  بعد شاه سوار هلیکوپتر شد و حرکت کردند. آخرین چیزی که یادم است تصویر شاه از پنجره  هلیکوپتر بود.</div>
<div>
<span style="font-weight: bold; color: #0000cd;">بعد از اینکه شاه رفت،  خدمه دیگر در کاخ نبودند؟</p>
<p></span>البته قرار بود که نرویم. چون می ترسیدیم  کسی ما را شناسایی کند ولی تلفن و اصرار بچه ها ، قرار گذاشتیم که در هفته یکی دو  روز به کاخ بیاییم. در این زمان چند روز از رفتن شاه گذشته بود.</div>
<div>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;</div>
<div>این گفتگو در تاریخ  ۱ اسفندماه ۱۳۸۶ در<a title=" سایت عصر ایران " href="http://www.asriran.com/view.php?id=36122" target="_blank"> سایت عصر ایران </a>منتشر شد.</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.anvarionline.net/?feed=rss2&amp;p=406</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>گزارش هشدار گونه از شبکه همجنس گرایان در تهران</title>
		<link>http://www.anvarionline.net/?p=405</link>
		<comments>http://www.anvarionline.net/?p=405#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 30 Aug 2010 22:23:19 +0000</pubDate>
		<dc:creator>امیرهادی انواری</dc:creator>
				<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب اصلی]]></category>
		<category><![CDATA[انجمن]]></category>
		<category><![CDATA[اکباتان]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[لایف]]></category>
		<category><![CDATA[همجنس گرایی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.anvarionline.net/?p=405</guid>
		<description><![CDATA[آنچه در زیر می آید ،  گزارش کوتاهی است از وضعیت همجنس گراهای مرد در تهران که طبیعتاً  تهیه آن با  مشکلات خاص خود همراه بوده است و البته ، &#8221; ملاحظات خاص اجتماعی و اخلاقی&#8221; ما را بر  آن داشت که بسیاری از بخش های این گزارش را &#8220;اشارت وار&#8221; تنظیم کنیم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><span style="font-size: 8pt; font-family: Tahoma;">آنچه در زیر می آید ،  گزارش کوتاهی است از وضعیت همجنس گراهای مرد در تهران که طبیعتاً  تهیه آن با  مشکلات خاص خود همراه بوده است و البته ، &#8221; ملاحظات خاص اجتماعی و اخلاقی&#8221; ما را بر  آن داشت که بسیاری از بخش های این گزارش را &#8220;اشارت وار&#8221; تنظیم کنیم  .</p>
<p></span><span style="font-size: 8pt; font-family: Tahoma;">همجنس گرایی به  عنوان یک انحراف روانی و اخلاقی ، در همه جوامع و از جمله ایران وجود داشته و دارد  ، هر چند که برخوردهای یکسانی با این پدیده ضد اخلاق ، در جوامع گوناگون نمی شود ؛  برخی کشورها ، آن را حتی در متون قانونی خویش به رسمیت شناخته اند و در جاهایی دیگر  ، مجازات هایی از طرد اجتماعی تا مرگ برای این افراد در نظر گرفته اند ؛ در این  میان آنچه مهم است این که همجنس گرایی به عنوان یک آفت اخلاقی &#8211; اجتماعی ، یک  واقعیت است که انکارش نمی تواند مسیری اصلاح گرایانه تلقی شود. </span></div>
<p><span style="font-size: 8pt; font-family: Tahoma;">شناخت این پدیده و شناساندن  آن ، می تواند جوانان را از افتادن در چنین مسیرهایی مصون کند ولی کتمان و ندیدنش و  آن را در ورای خط قرمزهای ساختگی نهفتن ، چیزی جز &#8220;ندانستن&#8221; و &#8220;در خطر افتادن&#8221; به  همراه نخواهد داشت چه آن که غفلت از وجود چنین شبکه ای در کشور &#8211; ولو آنکه تعدادشان  بسیار اندک باشد &#8211; می تواند زمینه را برای کسانی که به هر علتی در صدد منحرف کردن  جوانان و معیارهای اخلاقی جامعه هستند ، مهیا کند. </span></p>
<div><span style="font-size: 8pt; font-family: Tahoma;">گزارش حاضر ، ابتدا می  کوشد نمایی کلی و واقعی و البته مختصر و بدون ورود به جزئیات ، از همجنسگرایان  ارائه دهد و سپس از منظر علمی ، اجتماعی و قانونی، نگاهی به آن داشته باشد تا  هشداری باشد برای خانواده ها و تصمیم سازان فرهنگی کشور و متولیان سلامت روانی  جامعه.</p>
<p><span style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold; color: #c71585;">***</span><br />
</span></span>حدود یازده  سال قبل، پس کوچه های شمال خیابان شریعتی. یک سوئیت کوچک، علی بود که اولین بار با  تیپ و قیافه عادی هر چندوقت یکبار دیده می شد که با یک پسر دیگر وارد سوئیت می شود.  او آرایش نمی کرد، زیر ابرو بر نمی داشت و هیچ شباهتی به آنچه &#8220;اِوا خواهرها&#8221; ی پل  کالج بودند نداشت.</div>
<p>او چت روم هایی را ایجاد کرد و لایف معروف همجنس گراها آرام آرام شکل گرفت.  همجنس گراهای مرد سراسر ایران با یکدگیر ارتباط پیدا کردند و فرصت گفت و گو را با  همجنس های خود در خارج ایران پیدا کردند. با همدیگر تبادل نظر کردند و&#8230; تا امروز  که دیگر هیچ کس نمی داند چقدر همجنس گرا در کشور وجود دارد، اما با نگاهی به سایت  معروف همجنس گراهای msm مشخص می شود &#8220;آنها هستند&#8221;، شاید همکار شما، شاید فروشنده  مواد غذایی سر کوچه شما.</p>
<p>همجنس گراهایی که در لایف پرورش پیدا کردند و بعد از آن جدا شدند ابداً مشخصه  خاصی ندارند، آنها اکثرا از تحصیلات و سطح درآمد خوبی برخوردارند.</p>
<p><span style="color: #ff0000;">لایف </span></p>
<p>جمعی که به وسیله علی در اینترنت تشکیل شد، کم کم اعضایی را به خود جذب کرد.  هرکدام از همجنس گراها که تا به حال تصور می کردند تنها هستند دریافتند که افراد   همسان هم دارند. بنابراین جذب لایف شدند.</p>
<p>با شرکت در لایف اینترنتی که غالباً در چت روم های یاهو تشکیل می شد، آنها از  طرفی مشکل اصلی خود یعنی حس تنهایی خود را از بین می برندو از طرف دیگر، به گفته  خودشان ،بیشترین تاثیر شرکت در این جمع ها برطرف شدن احساس &#8220;گناه&#8221; شان است.</p>
<p>این جمع ها به آنها فرصت آشنایی داد تا در دنیای واقعی بتوانند یکدیگر را در  میهمانی ها ملاقات کنند. اما از طرف دیگر شرکت در همین میهمانی ها و لایف اینترنتی  موجب شد تا شرکای جنسی به یکدیگر مشکوک شوند.</p>
<p>مشاجراتی که بین شرکای جنسی به وجود می آمد، اینکه هر کدام از طرفین احساس می  کردند که شریک جنسی شان با فرد دیگری ارتباط برقرار می کند موجب شد تا اکثر اعضای  لایف به مرور از جمع فاصله بگیرند.</p>
<p>روند عضویت در لایف که حدوداً از اواسط دهه ۷۰ شمسی در ایران آغاز شده بود از  اوایل دهه ۸۰ برعکس شد. آنها هم که در لایف عضو بودند برای فرار از این مشکلات از  آن فاصله گرفتند.</p>
<p>ترس از ابتلا به بیماریهای شایع جنسی و اصلی ترین آنها یعنی ایدز ، روی دیگر سکه  بود. بسیاری از همجنس گراها در روابط جنسی خود رابطه اورال نیز داشتند که در آن دو  طرف تمایل کمتری به استفاده از کاندوم دارند.</p>
<p>بنابراین تنها راه اطمینان، نداشتن رابطه شریک جنسی با مرد دیگری بود. که حضور و  شرکت در لایف این اطمینان را کاهش می داد.</p>
<p><span style="color: #ff0000;">تقسیم بندی</span></p>
<p>همجنس گراهای مرد و یا msm ها بر حسب تمایلات انحرافی شان به سه دسته اصلی تقسیم  می شوند:</p>
<p><span style="font-weight: bold;">تاپ: </span>در اصطلاح لایف تاپ به همجنسی گفته  می شود که طرف دیگر تمایل دارد با وی رابطه برقرار کند به طوری که او حالت فاعل  داشته باشد. تعداد تاپ ها در لایف کمتر است، چون آنها شبیه به افراد عادی جامعه  هستند، اعضای لایف اکثراً  تمایل دارند در روابط خود نقش مفعول داشته باشند.</p>
<p><span style="font-weight: bold;">بات: </span>کسی است که بر خلاف طبیعت انسانی  مرد دوست دارد در رابطه با همجنس خود مفعول باشد، تاپ ها خصوصیات مردانه سنتی خود  را بیشتر حفظ می کنند. برخلاف تاپ ها که غالباً در رشته های پرورش اندام شرکت کرده  اند، بات ها به زیبایی ظاهری خود بیشتر اهمیت می دهند. معمولا در صورتی که تاپ از  اندام و چهره مناسبی برخوردار باشد، این بات است که به سراغ تاپ می رود.</p>
<p><span style="font-weight: bold;">ورستایل: </span>دو طرف در مدت های مشخصی به  ترتیب نقش فاعل و مفعول را دارند.<br />
همه همجنس گراها رابطه جنسی هارد با یکدیگر  ندارند. رابطه ای که در آن دخول انجام شود را هارد می گویند. طیف وسیعی از آنها به  رابطه سافت بسنده می کنند. رابطه سافت یا نرم در واقع همان معاشقه دو مرد با یکدگیر  است که شامل هم آغوشی و بوسه می شود.</p>
<p><span style="font-weight: bold;">ترنس: </span>اما گروهی که در تلقی عمومی جامعه  ما به آنها همجنس گرا و یا لفظ سنتی آن «اِوا» گفته می شود گروه ترنس ها هستند.  تعداد ترنس ها نسبت به سایر همجنس گراها بسیار پایین است. اکثر آنها علاقه به چنج  کردن جنسیت خود هستند و تا قبل از عمل تغییر جنسیت از قرص هایی که موجب تلطیف تن  صدا و برآمده شدن سینه ها در مردها می شود استفاده می کنند.</p>
<p><span style="color: #ff0000;">تمایز؟</span></p>
<p>پیشتر ها شاید می شد همجنس گراها را به لحاظ ظاهر از سایر افراد جامعه تمیز داد.  اما در حال حاضر این تمیز دادن تقریبا غیر ممکن به نظر می رسد.</p>
<p>در حال حاضر خیلی از پسرها کاپشن خز دار می پوشند، شلوار فاق کوتاه به تن می  کنند. از عطر های D&amp;G ، ورساچی ، کلوین کلین، پوما، گوچی، بلک نوآق و حتی بی آن  که بدانند از اسپری خاص همجنس گراها استفاده می کنند.</p>
<p>حتی ممکن است فردی به صورت خود کرم پودر بزند، زیر ابروهای خود را بردارد و&#8230;  در حالی که نمی داند اینها مشخصاتی هستند که پیش از این قرار بود همجنس گراهای عضو  لایف با انها یکدیگر را در جامعه بشناسند.</p>
<p>چون همجنس گراها همیشه شاخص ترین و خاص ترین تیپ های ظاهری را برای تمایز از  سایر افراد جامعه انتخاب می کنند و سایرین از آنها تقلید می کنند، ظاهر آنها دیگر  خاص نیست!<br />
امروز در سال ۸۶ دیگر اصلاً نمی توان آنها را از جامعه تمیز داد.</p>
<div><span style="color: #ff0000;">پاتوق ها</p>
<p></span> همجنس گرایی که این  روزها از آن صحبت می شود، با آنچه در گذشته در پل کالج و پارک دانشجو مصداق داشت  کاملا متفاوت اند. این طیف از همجنس گراها معمولا از قشر مرفه جامعه هستند و از  تحصیلات خوبی برخوردارند.</div>
<p>بعد از میهمانی معروفی که توسط یکی از همجنس گراهای شاخص در لایف به نام ن.ک در  یکی از باغ های اطراف کرج برگزار شد و در آن تعداد زیادی از همجنس گراهای تهران  شرکت کردند مهمانی بزرگی در جمع تهران برگزار نشد. وی بعدها به خارج از کشور رفت و  از پایه گذاران یک سایت اینترنتی مختص به همجنس گراها و همچنین سازنده فیلم های  مستند در مورد آنها شد.</p>
<p>مشخصه پارتی های همجنس گراها اولاً عدم حضور جنس مخالف است ، اگر دختری هم در  جمع آنها باشد در واقع پسری بوده که پیشتر خود را چنج(عمل تغییرجنسیت) کرده است.<br />
در این میهمانی ها معمولا انواع مواد محرک و انواع گرانقیمت مشروبات الکلی سرور  می شود. بیشتر همجنس گراها در چند رستوران و کافی شاپ خاص -که اکنون کاملاً شناخته  شده اند-  همدیگر را ملاقات می کنند. البته این محل ها مختص آنها نیست، تنها محل  قرار اکثر اعضای لایف است که به مرور به صورت پاتوق درآمده اند.</p>
<p><span style="color: #ff0000;">دوست داشتم طبیعی بودم </span></p>
<p>۳۱ ساله و ساکن یکی از مناطق شمالی تهران است. او در رشته معماری تحصیل کرده و  در حال حاضر یک شرکت طراحی داخل دارد. وی که ماهانه در حدود یک و نیم میلیون تومان  در آمد دارد ۴ سال است که با پارتنر(شریک) خود زندگی می کند.</p>
<p>او زمانی که پارتنر خود را انتخاب کرد در یک خانه مجردی به دور از دو خواهر و  پدرمادر خود زندگی می کرد.</p>
<p>شریکش ۱۰ سال از او کوچکتر است و آنها با یکدیگر اکثرا رابطه سافت دارند؛ می  گوید: «۱۴ سال است که با  شریکم زندگی می کنم. دیگر نمی توانم از او جدا شوم، اما  دوست داشتم می توانستم مثل دیگران ازدواج کنم و زندگی تشکیل بدهم. موانع ازدواج من  زیاد بودند و نمی توانم بگویم فقط به خاطر همجنس گرایی نتوانستم ازدواج کنم. اما  دوست داشتم مثل سایر افراد جامعه باشم.»</p>
<p><span style="font-weight: bold; color: #0000cd;">فرهنگ،دین و قانون در مواجهه  با همجنس گرایی</span></p>
<p>دکتر حسین کرمانپور در یادداشتی که برایمان نوشته ، در این باره چنین اظهار نظر  می کند:</p>
<p>همزمان با پیشرفت جوامع بشری و به ویژه رشد فزاینده صنعت ارتباطات،نظیر ماهوره  ها و اینترنت، لایه های ناپیدای اجتماعی ، زمان بروز می یابند و برای آنکه از  همطرازان خود در دیگر نقاط جهان عقب نمانند با استفاده از همین صنعت، خویش را به  یکدیگر معرفی و در صدد توسعه کیفی و کمی بر می آیند.</p>
<p>در جهان، اگر چه بسیاری ازدولت ها تمام توان خود را معطوف به مباح ساختن واژگان  و رفتار همجنس گرایی کرده اند اما همجنس گرایی ، همچنان واژه نامانوس و مترادف با  تظاهر و جلوه گری به نظر می رسد.</p>
<p>در ایران هم با آنکه به تازه گی این عبارت بیشتر به چشم می آید اما همچنان غریب  و ناخوشایند است.</p>
<p>سردرگمی مشهودی در خصوص ملاحظات علمی و اجتماعی این تمایل فردی، در تمام مقالات  و سخنرانی ها به درشتی به چشم می آید و هر چند در برخی کشورها تلاش گردیده تا از  دریچه علم روانشناسی و طب، به یاری عادی سازی این گرایش جنسی بپردازند اما تلاش ها  همچنان از سوی دو بازوی اصلی اجتماع، یعنی فرهنگ و دین با مقاومت  مواجه می شود.</p>
<p>برای آنکه در هر اجتماعی، یک انتخاب، با اقبال روبرو گردیده و نهادینه شود، سه  عنصر اصلی دخیل خواهند بود: فرهنگ( آداب و سنن قالب اجتماع)، دین، قانون</p>
<p>همجنس گرایان هر چند در جهان غرب توانسته اند با تمسک به قانون، اندکی از رنج  های واپس زدگی های اجتماعی خود را بکاهند اما همچنان از سمت و سوی دو جبهه ی دین و  فرهنگ عمومی، در مقابله و طرد به سر می برند و درست در تلاقی همین نقاط کلیدی است  که مشکلات اجتماعی این قبیل گرایش ها هویدا می شود.</p>
<p>از این روست که مجبور می شوند به تشکیل انجمن های حمایتی و &#8230; دست یازند و برای  خود مبانی حقوق مدنی و اجتماعی در نظر گیرند.</p>
<p>با این حال حتی در کشورهایی که موفق به دریافت مجوز قانونی شده اند این قبیل  گرایشات جنسی همچنان از سوی بدنه اجتماع، با بی مهری و نوعی انزجار روبرو می  شود.</p>
<p>در برخی کشورهای جهان اگر توانسته اند تمایلات همجنس گرایی را از لیست بیماری  های فردی حذف کنند اما با آن همچنان به عنوان یک انحراف از معیار و بیماری اجتماعی  برخورد می کنند.</p>
<p>از آنجا که پیکره اجتماع، در روندی خلاف قانون های وضع شده، همچنان در پذیرش  این تمایل همجنس خواهی، مقاومت نشان داده و آن را یک بیماری و سوء برداشت جنسی  برداشت می نماید، هر ساله به روایت آمار پراکنده شاهد خودکشی خیل قابل توجهی از  جامعه ی کوچک همجنسگرایان در جهان هستیم.</p>
<p>با استناد به منابع نوشتاری همین گروه های همجنسگرا،چندی پیش موسسه ای پژوهشی-  علمی در اتریش اعلام کرد ه است که: «۱۷درصد از زنان و ۱۲ درصد از مردان همجنس گرا  لااقل یکبار اقدام به خودکشی کرده اندو از هر سه تلاش برای خودکشی در کشور اتریش  یکی توسط فردی همجنسگرا صورت می گیرد.»</p>
<p>از نقطه نظر پزشکی نیز نتایج ، چندان خوشایند این دسته از گرایشات نیست. اگر چه  در برخی منابع علمی، گرایشات همجنس گرایانه از لیست بیماری ها حذف گردیده است اما،  پزشکان با آن به نوعی دیگر برخورد می کنند.</p>
<p>در خوش بینانه ترین حالت، روان پزشکان، مادامی که تمایلات همجنس گرایانه، چه در  زنان و چه در مردان، حالت مخفی، توام با دلهره و احساس گناه انجام پذیرد، آن را  همچنان یک بیماری تلقی کرده وبا آن به سبک درمان و پیشگیری برخورد می نمایند.</p>
<p>و اما در کشورمان ایران، علاوه بر دلایل و اشارات فوق، محوریت مخالف با این نوع  گرایشات ، یکپارچه تر گردیده و سه اهرم قانون، دین و فرهنگ عمومی به صورت سینرژی  موجبات طرد افکار همجنس گرایانه را فراهم ساخته است چندانکه در هیچ یک از ادوار  تاریخی، همجنس گرایان ، جامعه مقبول و محترمی نبوده و همواره نکوهش عمومی را به  همراه داشته اند.</p>
<p>فرهنگ عمومی در ایران بسیار واکنشی و منزجر با این معضل اجتماعی برخورد می نماید  . فرهنگ عمومی را نباید به هیچ وجه دست کم گرفت. فراموش نباید کرد که فرهنگ عمومی  ایران اگر چه با روابط جنسی طبیعی موافق است و حتی برای آن جلوه معنوی قایل است،  اما در چند سال گذشته با آنکه هم دین و هم قانون با ارتباط جنسی به سبک صیغه موافقت  علنی نموده ،اما این نوع ارتباط همچنان نکوهیده و غیر قابل طرح تلقی می گردد و  مدافعان آن هنوز کمترین توفیقی در عادی سازی آن نیافته اند بنابر این ، همجنس گرایی  به طریق اولی در ایران، با مقاومت عمومی همراه است و حتی با فرض محال حلیت قانونی،  هرگز نخواهد توانست جایگاه یک فعالیت طبیعی را به خود اختصاص دهد.</p>
<p>جامعه ایرانی حتی برای روابط زناشویی هم حرمت والایی قایل است و علنی کردن آن را  حتی به بوسه ای کوچک نمی پسندد چه رسد به روابطی که از اساس با آن مشکل ماهوی  دارد.</p>
<p>در مجموع تمایلات همجنس گرایانه در ایران به دلایل پیشگفت سیر ناخوشایندی را  برای آنها و بستگانشان فراهم می سازد. هر چند ممکن است این گرایش سبب ناراحتی و رنج  چشمگیر بالینی فرد و حتی اطرفیانش نگردد اما در عمل بسیاری از جوانان و به ویژه  میانسالان و سالمندان دچار همجنس گرایی، منزوی و گوشه گیر شده و در روبه رو شدن با  اجتماع پیرامون دچار تضاد و تناقض می‌شوند تا جایی که در موارد بسیاری فرد عملاً از  خانواده و دوستان و آشنایان جدا شده و در اجتماع برای یافتن همدردان مشابه خود و  زیستن با آنان سرگردان و گاه از خانه فراری می‌شوند.</p>
<p>در این مسیر ،مخاطرات فراوانی امنیت و سلامت جسمی و روانی آنها را تهدید  می‌نماید که اغفال، اعمال زور جنسی و تجاوز جنسی از جمله ی آن‌ها هستند.</p>
<p>شمار قابل توجهی از مبتلایان دچار اختلالات خلقی (افسردگی)، اختلالات اضطرابی،  سوءمصرف و وابستگی به مواد و افکار خودکشی و اقدام به آن می‌شود. درکارکردهای شغلی،  تحصیلی، اجتماعی ،آمیزشی و روابط بین فردی او تخریب شدیدی پدیدآورده و روند درمانی  او را هم با مخاطره روبرو می سازد.</p>
<p><span style="font-weight: bold; color: #0000cd;">قانون</span></p>
<p>قاون مجازات اسلامی ، همسو با فرهنگ عمومی که از همجنس گرایی همواره با  عنوان&#8221;عمل شنیع&#8221; یاد می کند ، کیفر سنگینی برای همجنسگرایان در نظر گرفته است.</p>
<p>مطابق ماده ۱۱۰ این قانون ، حد لواط  در صورت دخول(هارد) &#8220;قتل&#8221; است و طبق مواد  ۱۱۴،۱۱۷  ، این &#8221; جرم&#8221; با چهار بار اقرار نزد قاضی یا با شهادت چهار مرد عادل ثابت  می شود و البته در ماده ۱۲۰ نیز آمده است که قاضی می تواند از طریق علم خود که از  طرق متعارف( مانند گزارش پزشکی قانونی) حاصل می شود ، حکم کند .</p>
<p>اما اگر رابطه دو مرد ، به مرحله دخول نرسد (سافت)، یکصد ضربه تازیانه در انتظار  آنها خواهد بود  و اگر کسی سه بار مرتکب چنین عملی شود و هر بار تازیانه بخورد ، در  مرحله چهارم اعدام می شود .</p>
<p>مجاات همجنگسرایان زن نیز طبق قانون یکصد ضربه شلاق است .</p>
<p>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;</p>
<p>این مطلب در تاریخ ۱۴ بهمن ماه ۱۳۸۶ در<a title=" سایت عصر ایران " href="http://www.asriran.com/view.php?id=34996" target="_blank"> سایت عصر ایران </a>منتشر شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.anvarionline.net/?feed=rss2&amp;p=405</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>گفتگو با محمدرضا مرادی(جامه دار مخصوص شاه) قسمت دوم/ غارت کاخ ها در روزهای نخست پیروزی</title>
		<link>http://www.anvarionline.net/?p=404</link>
		<comments>http://www.anvarionline.net/?p=404#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 30 Aug 2010 22:23:15 +0000</pubDate>
		<dc:creator>امیرهادی انواری</dc:creator>
				<category><![CDATA[بازخوانی تاریخ]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب اصلی]]></category>
		<category><![CDATA[خدمه دربار]]></category>
		<category><![CDATA[خروج از ایران]]></category>
		<category><![CDATA[سعدآباد]]></category>
		<category><![CDATA[شاه]]></category>
		<category><![CDATA[غارت کاخ ها]]></category>
		<category><![CDATA[محمدرضا مرادی]]></category>
		<category><![CDATA[ناگفته ها]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوران]]></category>
		<category><![CDATA[کاخ]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.anvarionline.net/?p=404</guid>
		<description><![CDATA[قسمت اول گفت و گو با محمدرضا مرادی ،بازمانده خدمه دربار ، با عنوان  &#8221; آخرین دقایق شاه در نیاوران&#8221; به یکی از پرخواننده ترین مطالب روزهای اخیر تبدیل  شد و اینک بخش دوم و پایانی آن گفت و گو را می خوانید:
پس از اینکه شاه رفت، و بعد از پیروزی انقلاب  [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a title="قسمت اول گفت و گو " href="http://www.anvarionline.net/?p=406" target="_blank">قسمت اول گفت و گو </a>با محمدرضا مرادی ،بازمانده خدمه دربار ، با عنوان  &#8221; آخرین دقایق شاه در نیاوران&#8221; به یکی از پرخواننده ترین مطالب روزهای اخیر تبدیل  شد و اینک بخش دوم و پایانی آن گفت و گو را می خوانید:</p>
<p><span style="font-weight: bold;">پس از اینکه شاه رفت، و بعد از پیروزی انقلاب  اسلامی در ۲۲ بهمن ماه سال ۵۷ چه اتفاقی برای کاخ ها افتاد، شما وقتی که انقلاب به  پیروزی رسید کجا بودید؟ </span></p>
<div>بعد از پیروزی انقلاب کاخ ها مورد حمله قرار گرفت ، عده ای از مردم عادی و  عامی حمله کرده بودند به قصد غارت. در سعد آباد هم این اتفاق افتاد. سعدآباد درهای  زیادی دارد ، از دربند تا زعفرانیه بیش از ده در ورودی دارد ، دیوار سعدآباد هم  آنچنان بلند نبود و نیست. یعنی هر کسی می تواند یک چارپایه بگذارد و وارد شود.</p>
<p>اینجا مورد حمله قرار گرفت و سه روز به طور مداوم غارت شد. ولی در نیاوران  یک عده  از نیروهای انقلابی حفاظت کاخ را به عهده گرفتند. بعد همافرها آمدند و با  اسلحه حفاظت آن را آنها  عهده دار شدند. ولی بعد برای همافرها مشکلی پیش آمد که  رفتند و پیش نمازی به نام حاج آقا مصطفوی( پیش نماز نیاوران) مامور شدند که کاخ را  حفاظت کنند. او بچه های انقلابی را دورادور کاخ گماردند، تا وسایل و اشیا کاخ حفظ  شود. می توانم بگویم حتی یک چوب کبریت بعد از انقلاب از کاخ نیاوران خارج نشد.</p></div>
<p><span style="font-weight: bold;">سعد آباد چطور؟ </span></p>
<p>به اینجا فوق العاده دستبرد زده شد. چون اینجا نگهبان نداشت وبالطبع هر کسی داخل  می آمد و هر چه می توانست می برد. طی سه روز خیلی ها آمدند و خیلی چیزها بردند.</p>
<p><span style="font-weight: bold;">بعد از انقلاب، با شور انقلابی که مردم داشتند،  شما به عنوان یکی از خدمه دربار کجا بودید؟ </span></p>
<p>من از ترسم بیرون نیامدم، من تا حدود یک ماه حتی برای خرید سیگار خانمم را می  فرستادم. محله ما هم طوری بود که همه می شناختند که ما کجا کار می کنیم. ترس من از  این بود که بیایم به خیابان یک نفر بر هر اساسی یک دفعه بگوید«آی ساواکی» تا من  بیایم ثابت کنم که چه کسی هستم و چه کاره ام&#8230; بلایی سرم بیاید.</p>
<p><span style="font-weight: bold;">بعد از انقلاب تا چند وقت بیکار بودید، بعد چه  شد که بالاخره از خانه نشینی خارج شدید؟ </span></p>
<p>ما تا سه ماه بیکار بودیم و حقوق هم نمی گرفتیم. یک عده ای از بچه های کاخ که  زرنگی کردند. خودشان را در نخست وزیری آن زمان وارد کردند و پستی گرفتند و در آنجا  مشغول به کار شدند. همان ها به گوش مسئولین رساندند که یک عده ای در اینجا(خانه های  سازمانی) زندگی می کنند. اینها الان از زمانی که انقلاب پیروز شده است در مدت این  سه ماه حقوق نگرفته اند.</p>
<p>گفتند لیستی تهیه کنید، فعلا به طور موقت حقوقی به اینها بدهیم تا بعداً  تکلیفشان مشخص شود. آمدند از ما لیستی تهیه کردند که چند نفر هستید و چقدر حقوق می  گرفتید. یک روز قرار گذاشتیم و ما با اجتماع رفتیم به دفتر نخست وزیری که در خیابان  پاستور بود. در آنجا یک لیست دیگر از ما تهیه کردند. مقداری از حقوق ما را به ما  دادند که الان یادم نیست که چقدر بود. ولی کل حقوق نبود. به اندازه ای بود که لنگ  نمانیم و زندگی مان اداره شود.</p>
<p>همان پول موقتی که به ما دادند ماه های بعد هم تکرار شد تا زمانی که به ما اعلام  کردند که شما را تقسیم کرده ایم که در چند جا می توانید بروید کار کنید. یک عده ای  به وزارت دادگستری رفتند که هنوز هم در آنجا هستند. عده ای دیگر به نهاد ریاست  جمهوری آن زمان رفتند و مشغول به کار شدند. عمده همکاران ما در این دوجا یعنی  دادگستری و نهاد ریاست جمهوری مشغول به کار شدند.</p>
<p><span style="font-weight: bold;">شما چطور، چه شد که بعد از انقلاب دوباره در  کاخ ماندید؟<img style="margin: 14px;" src="http://www.asriran.com/files/fa/news/1386/12/4/89309_325.gif" border="0" alt="" align="left" /></span></p>
<div>من چون علاقه ای به کار در دادگستری نداشتم  یک هفته بعد از آنکه همه تقسیم  شدند خودم را معرفی کردم به دفتر نخست وزیری که در آن زمان یک کارگزینی تشکیل شده  بود.</p>
<p>در آنجا گفتم که من کارمند فلان جا بودم. در حال حاضر بیکار هستم و&#8230;  در این زمان یک نفر که در آنجا بود مرا شناخت و به من گفت فلانی تو سعدآباد بودی؟   خوب شد تو را پیدا کردیم. الان عده ای در حال اداره کردن سعدآباد هستند که به چم و  خم سعدآباد وارد نیستند و چیزی از کاخ نمی دانند. چون شما در آنجا کار کرده ای فردا  خودت را به آنجا برسان و در آنجا مشغول شو &#8230;</p></div>
<div>من گفتم دوست ندارم که دوباره به سعدآباد بازگردم. به من گفت مدتی ( نهایتا دو  تا سه ماه) آنجا برو و به اداره کنندگان چم و خم کاخ را یاد بده بعد برگرد تا هرجا  که دوست داری بفرستمت. من هم قبول کردم.</div>
<p><span style="font-weight: bold;">بعد از اینکه به سعدآباد برگشتید با چه منظره  هایی روبرو شدید، کاخ چقدر تغییر کرده بود؟ </span></p>
<div>من قبول کردم که برای دو ماه به سعدآباد بیایم. در آن زمان از نخست وزیری دو  نفر را انتخاب کرده بودند به عنوان سرپرست کاخ سعد آباد. من با این دو نفر کار  کردم.</p>
<p>این آقایان نمی دانستند سعدآباد چند در ورودی دارد. از کجاهای سعد  آباد ممکن است که کسی وارد شود. اسم کاخ ها چیست، تعداد کاخ ها را دقیقا نمی  دانستند، اینکه کاخ ها برای چه کسانی است را نمی دانستند و&#8230; تمام اینها را من در  روزهای اول با ماشین در سعدآباد می رفتیم و بهشان یاد می دادم که آنها هم یادداشت  بر می داشتند.</p></div>
<p><span style="font-weight: bold;">در آن زمان بازهم کاخ های مجموعه سعدآباد غارت  می شدند؟ </span></p>
<div>بله، روزی نبود که باغبانی نیاید و به ما اطلاع ندهد که شب گذشته پنجره یا در  فلان کاخ شکسته شده و غارتگران به داخل کاخ رفته اند. ما صبح دوباره میخ و چوب و  تخته و چکش بر می داشتیم می رفتیم پنجره شکسته را تخته می زدیم و می بستیم تا  دوباره از آنجا نتوانند نفوذ کنند. نهایتا دیدم که اینطور نمی شود.</p>
<p>نگهبان  هم نداشتیم که حداقل بتوانیم برای هر کاخ یک نگهبان بگذاریم. نشستیم با آقایانی که  سرپرست بودندصحبت کردیم  . قرار بر این شد که تمام اموال منقول کاخ ها را جمع آوری  کنیم. تمام وسایلی که ممکن بود مورد دستبرد قرار بگیرد. همه اینها را جمع کنیم در  یک جا، که حداقل بتوانیم از آن یک جا محافظت کنیم.</p></div>
<p><span style="font-weight: bold;">کجا محل جمع آوری این وسایل شد، آیا این کار  لطمه به چیدمان وسایل نزد؟</span></p>
<p>قرار شد که کاخ سفید(موزه ملت فعلی) مرکز جمع آوری این وسایل شود. کارگرهایی  گرفتیم و با کمک آنهایی که می آمدند سر کار تمام کاخ ها را با وانت خالی کردیم  اموال را در این کاخ(کاخ سفید) جای دادیم.</p>
<p>کاخ سفید سه طبقه دارد که تمام اتاق ها و سالن های اینجا پر از اموال کاخ های  دیگر شده بود. از میز و صندلی گرفته تا تابلو و فرش و &#8230;.فرش ها فوق العاده بزرگ  بود که ۱۲-۱۰ نفر به سختی آنها را می توانستند حرکت بدهند. ما فرش ها را هم جمع  کردیم به همراه سایر وسایل. چیزی حدود ۲-۳ هفته طول کشید تا وسایل را از کاخ ها جمع  کنیم و در کاخ سفید انبار کنیم.</p>
<p><span style="font-weight: bold;">وقتی وسایل را می چیدید، دقت داشتید که وسایل  نظم خاصی داشته باشند. یعنی بعدا مشخص شود که جای هر کدام از وسایل در محل استقرار  اصلی شان کجا بوده و احتمالا چه وسیله ای مربوط به کدام کاخ است؟ </span></p>
<div>در ابتدای کار با نظم و حساب و کتاب چیدیم. اما بعدا که جا کم آمد همینطوری  بدون نظم خاصی وسایل را روی هم تل انبار کردیم.</p>
<p>این شد که ما خودمان نمی  توانستیم تشخیص بدهیم که این اموال مال کدام کاخ بوده که به اینجا آمده است. بعدها  آرام آرام لیست هایی پیدا شد که به کمک آنها توانستیم بعضی از اموال کاخ ها را  تفکیک کنیم و اموال را به خود کاخ ها ببریم. البته این اتفاق وقتی افتاد که کاخ  نگهبانی داشت و سعدآباد حساب و کتابی پیدا کرده بود.</p></div>
<p><span style="font-weight: bold;">شاه چه غذایی می خورد؟ </span></p>
<p>غذای خاصی نمی خورد. اما باید بگویم در بعضی مواقع آشپز فرانسوی می آمد، این  آشپز فرانسوی غذای ایرانی نمی داد، غذاهایی می داد که خودش دوست داشت!<br />
به مذاق  ما اصلا سازگار نبود. چیزهایی می پخت که ما اصلا نه دیده بودیم و نه می توانستیم  حتی اسمش را تلفظ کنیم. خوردنش هم اصلا برای ما لذت بخش نبود.<br />
یک مدت زمان  کوتاهی در حضور آشپز های خودمان این آشپز فرانسوی هم دعوت شد و مدت۲-۱ ماه غذا پخت  و بعد هم رفت!</p>
<p><span style="font-weight: bold;">غذاهای کاخ های مجموعه سعدآباد چگونه تامین می  شد، توسط چه کسی؟ </span></p>
<p>تمام غذایی که در کاخ ها به مصرف می رسید توسط سر آشپز «علی کبیری» که فوت کرده  است تهیه می شد. آقای کبیری ۸-۷ شاگرد داشت. توسط همین ها و چند نفر از خدمه کاخ ها  را به طور کل غذا می دادند. کاخ هایی که باید غذای آنها را تامین می کردند شامل کاخ  فرحناز، کاخ لیلا، علیرضا، شاه و &#8230; بودند که غذایشان از آشپزخانه اصلی تهیه می شد  اما کاخ خانم دیبا  آشپزخانه اختصاصی و آشپز مجزا داشت . احمد رضا هم جدا بود. به  جز این دو نفر سایر ساکنین کاخ توسط همان آشپزخانه تغذیه می شدند.</p>
<p><span style="font-weight: bold;">چه لباس هایی می پوشیدند؟ </span></p>
<div>لباس های شاه و خانواده او همگی خارجی بودند و اکثرا فرانسوی. فقط لباس های  سوارکاری، شلوار سوارکاری شاه فکر می کنم در ایران دوخته می شد. ما دو صندوق خانه  داشتیم، یکی در سعدآباد و یکی در نیاوران که مختص شاه بودند. صندوقخانه ای که در  سعدآباد هست با صندوق خانه ملکه یکی شده. ولی صندوق خانه نیاوران مجزا بود. در این  صندوق خانه قفسه بندی شده بود ویترین هایی بودند . شاه بر حسب نیاز و موقعیت لباس  هایی را انتخاب می کرد و توسط پیشخدمت خوابگاه لباس را از مسئولین صندوق خانه تحویل  می گرفت، اتویی زده می شد و می پوشید.</p>
<p>برای مثال قرار بود شاه برای بازدید  نظامی برود لباس آن قسمت را می پوشید.<br />
برای مثال زمانی که شاه از ابتدا تا ۱۳  فروردین هر سال در کیش اقامت می کرد  چندین مانور دریایی هم در آنجا انجام می شد که  شاه هم باید حضور می داشت و بالطبع لباس نیروی دریایی را هم ما با خودمان می بردیم.</p></div>
<div><span style="font-weight: bold;">تفریحات شاه و خانواده شاه چه بود؟ </span></p>
<p>خود شاه تفریحی به آن صورت نداشت. ولی خانواده شاه و ملکه جشن هنر  شیراز را هر سال برگزار می کرد. هر سال یکبار هنرمندان ایران و جهان جمع می شدند و  جشن هنری برگزار می شد. زمان شروع تا خاتمه اش حدود یک ماه به طول می انجامید. به  خصوص هنرمندان خارجی زیاد به ایران می آمدند. در آنجا نمایشنامه، فیلم، و&#8230; برگزار  می شد. خصوصا در رشته های معماری بهترین های دنیا را در ایران جمع می کردند. حاصل  این جشن ها بسته شدن قرار دادهایی بود که بعد از جشن هنر با‌ آنها منعقد می شد تا  این هنرمندان در ایران‌آثاری را خلق کنند.</p></div>
<p><span style="font-weight: bold;">بچه های شاه چطور؟</span></p>
<p>البته به جز ولیعهد، بقیه بچه های خیلی کم سن و سال بودند. ولیعهد هر دو هفته  یکبار یک پارتی در کاخش برگزار می کرد. مدعوین هم همکلاسی های ولیعهد بودند. بزن و  بکوبی داشتند و&#8230;</p>
<p><span style="font-weight: bold;">بچه های شاه از کاخ خارج می شدند، برای گردش و  تفریح و&#8230;؟</span></p>
<p>خیلی به ندرت، البته بچه های دوست داشتند ولی گارد اجازه نمی داد که هرموقع دوست  داشتند هر جا که می خواهند بروند.</p>
<p>با توجه به اینکه شما پیش از انقلاب هم در کاخ بودید، چیدمان کنونی کاخ های  سعدآباد تا چه اندازه شبیه به آن زمان(پیش از انقلاب) است، پیش از انقلاب برچه  اساسی چیدمان داخل کاخ های انتخاب می شد؟</p>
<p>خیلی کم به چیدمان آن روزها شبیه است ، دکوراسیون اینجا، مثل الان نبود. الان  آخرین مبلمان چیده شده. این در واقع آخرین مبلمانی است که در کاخ ها مانده بود. چون  هر چند وقت یکبار این ها عوض می شدند. مثلا مبلمان ها از فرانسه تهیه می شدند.</p>
<div>خانمی بود به نام خانم «هویدا» از بستگان هویدایی که نخست وزیر بود، ایشان یکی  از کارهایش انتخاب دکوراسیون سعدآباد و نیاوران بود.</p>
<p>همین خانم هویدا هر  چند وقت یکبار سفارش خرید مبلمان جدید می داد و سری قبل جمع می شد و سری جدید چیده  می شد. در آن زمان برحسب نیاز چیده می شد. برای مثال هرچند وقت یکبار میهمانی رسمی  داشتیم و غیر رسمی.</p>
<p>برای مهمانی های رسمی و غیر رسمی آرایش خاصی باید سالن  و میزها داشتند. تمام اینها بر حسب نیاز روز چیده می شدند که آنچه امروز در کاخ ها  چیده شده ، آخرین سری بود .</p></div>
<p>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</p>
<p>این مطلب در تاریخ  ۴ اسفند ۱۳۸۶ در<a title=" سایت عصر ایران " href="http://www.asriran.com/fa/news/36576/%D8%BA%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D8%AE-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C" target="_blank"> سایت عصر ایران </a>منتشر شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.anvarionline.net/?feed=rss2&amp;p=404</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>گفت وگو با معصومه طاهری(همسر مهدی کلهر)</title>
		<link>http://www.anvarionline.net/?p=403</link>
		<comments>http://www.anvarionline.net/?p=403#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 30 Aug 2010 22:23:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>امیرهادی انواری</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب اصلی]]></category>
		<category><![CDATA[طلاق]]></category>
		<category><![CDATA[معصومه طاهری]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی کلهر]]></category>
		<category><![CDATA[نرگس کلهر]]></category>
		<category><![CDATA[پناهندگی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.anvarionline.net/?p=403</guid>
		<description><![CDATA[معصومه طاهری موسوی همسر مهدی کلهر (مشاور محمود احمدی نژاد) و مادر نرگس کلهر است.  وی دارای دکترای جغرافیای سیاسی و کارشناس ارشد آموزشی در صدا و سیما با ۲۲ سال  سابقه خدمت است و در این سازمان به تدریس در دانشکده و شاغلین بخش خبر صدا و سیما  مشغول است.
نرگس کلهر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>معصومه طاهری موسوی همسر مهدی کلهر (مشاور محمود احمدی نژاد) و مادر نرگس کلهر است.  وی دارای دکترای جغرافیای سیاسی و کارشناس ارشد آموزشی در صدا و سیما با ۲۲ سال  سابقه خدمت است و در این سازمان به تدریس در دانشکده و شاغلین بخش خبر صدا و سیما  مشغول است.</p>
<p>نرگس کلهر نیز پس از پناهندگی در گفت وگویی با حنا  مخملباف گفته است وی در این شرایط سکوت را جایز نمی دانسته و امیدوار است پدرش نیز  فیلم او را ببیند و نظر خود را عوض کند. مادر نرگس نیز یادآور می شود نرگس با دیدن  رفتارهای غیرعادی پدر با مادر خانواده، از پدر که وی را سمبلی از حاکمیت می دانسته  دلگیر شده است و شاید یکی از انگیزه های پناهندگی نرگس کلهر نیز همین باشد. در  پایان یادآور می شود نرگس کلهر با فیلمی به نام «دارخیش» در جشنواره فیلم نورنبرگ  شرکت کرده بود. داستان این فیلم اقتباسی از کتاب «گروه محکومین» کافکاست و به موضوع  شکنجه می پردازد.</p>
<p>معصومه طاهری موسوی همسر مهدی کلهر (مشاور محمود احمدی نژاد) و  مادر نرگس کلهر است. وی دارای دکترای جغرافیای سیاسی و کارشناس ارشد آموزشی در صدا  و سیما با ۲۲ سال سابقه خدمت است و در این سازمان به تدریس در دانشکده و شاغلین بخش  خبر صدا و سیما مشغول است. وی پیش از این به ارائه مقالاتی در روزنامه های اعتماد،  همشهری، شرق، جمهوری، اطلاعات و حتی کیهان اقدام کرده است. خانم طاهری موسوی و آقای  کلهر دارای سه فرزند دختر به نام های «شفق»، «سحر» و «نرگس» هستند. نرگس کلهر کوچک  ترین عضو خانواده است که چند روز اخیر خبر پناهنده شدن وی به آلمان در رسانه ها  مطرح شده است. در این گفت وگو، خانم طاهری به شرح شرایط خاص نرگس کلهر می پردازد.  ضمن آنکه وی هرگونه جدایی از مهدی کلهر را تکذیب می کند و یادآور می شود ترک خانه  توسط آقای کلهر در سال گذشته، به دلایل سیاسی بوده است. خانم طاهری یادآور می شود  که جدایی نرگس از پدر نه به خواست نرگس کلهر، بلکه به دلیل عدم تمایل آقای کلهر به  ارتباط با خانواده بوده است.</p>
<p><strong>-با توجه به روزنامه هایی که شما  در آنها فعالیت می کردید، به نظر می رسد شما اصلاح طلب باشید. </strong><br />
من گرایش  خاصی ندارم. تحصیلات دانشگاهی دارم و مقالاتم هم علمی بوده است و بر اساس تحصیلاتم.</p>
<p><strong>-به نظر شما چرا خانم نرگس کلهر به آلمان پناهنده شده اند؟ </strong><br />
نرگس از سوم دبیرستان به دانشگاه علمی کاربردی رفت. در آن زمان تنها  جایی بود که می شد ادامه بدهد. بعدش وارد کاردانی به کارشناسی شد. بالاجبار در رشته  گرافیک تصویری قبول می شود. از دوم دبیرستان ریاضی خوانده بود. سال آخر را هنرستان  می خواند و همان سال هم علمی کاربردی قبول شد.ابتدا به هنرپیشگی علاقه داشت. اما  پدرش به او گفت اگر می خواهی هنرپیشه شوی باید مثل یک خمیر در دست کارگردان باشی و  نرگس هم به توصیه پدرش گوش داد و یک کار ساخت: توهمات یک گربه ایرانی بود. جشنواره  دانشجویی جزء ۱۰ فیلم برتر شد. کارهای دیگر کوتاهی هم داشت. سه دقیقه بیشتر نبود.  فیلم های دیگری هم ساخته بود، مثل زلزله بم و&#8230; هفت، هشت فیلم کوتاه ساخته بود.  فیلم اخیر را هم دیده بودیم که حدود دو سال پیش ساخته بود.</p>
<p><strong>-یعنی پدرشان خودشان علاقه مند بودند ایشان کارگردان شوند و در  زمینه فیلمسازی فعالیت کنند؟ آیا آقای کلهر مشوق ایشان بودند؟ </strong><br />
حقیقتاً  پدرشان تا چهار پنج سال پیش دغدغه داشت که چرا دو دختر دیگرش رشته هنری نخوانده  اند. البته دختر بزرگم استاد پیانو است اما دغدغه داشتند (مهدی کلهر) که چرا آنها  حرفه کارگردانی را انتخاب نکردند. زمانی که نرگس اعلام کرد می خواهد کارگردان شود،  پدرش سعی می کرد مسائلی را به او تعلیم و آموزش بدهد. او هم اتفاقاً بچه صبوری بود  و همیشه گوش می کرد. اگر جاهایی هم با پدرش اختلاف عقیده داشت سکوت می کرد.</p>
<p><strong>-شما کی از هم جدا شدید؟</strong><br />
ما جدا  نشدیم،</p>
<p><strong>-آقای کلهر که گفته اند شما جدا شدید. </strong><br />
من این  را طی یک جوابیه مستند و مفصل برای خبرگزاری های مهر و ایرنا که منشاء انتشار اخبار  دیروز بودند ارسال کرده ام. چند وقت پیش آقای کلهر خانه را ترک کردند و از پیش ما  رفتند. شاید اسمش را بتوان متارکه گذاشت، اما از لحاظ قانونی من همسر ایشان هستم.  من هر چقدر فکر می کنم، نام ایشان هنوز در شناسنامه من است. نمی دانم بر چه اساس  ایشان از من جدا شدند.</p>
<p><strong>-ایشان گفتند شما درخواست طلاق دادید و از  ایشان جدا شدید.</strong><br />
من سال ۱۳۸۵ به دلیل مشکلاتی که برای همه خانواده ها  پیش می آید مثل فشارهای عصبی، متقاضی جدایی از ایشان شدم. اما حقیقتش چون در قوانین  ما زمانی که زن تقاضای طلاق می کند باید از همه چیز بگذرد، بعد منصرف شدم. وقتی که  منطقی تر فکر کردم و با بچه ها در میان گذاشتم، قرار شد صرف نظر کنیم. برگه عدم  سازشی که من سال ۸۵ امضا کردم بعد از سه ماه که من و آقای کلهر دیگر پیگیر ماجرا  نشدیم قانوناً از درجه اعتبار ساقط شد. من هم پشیمان شدم.</p>
<p><strong>-ایشان یعنی الان با شما زندگی می کنند؟</strong><br />
ما تا سال  ۸۷ با هم زندگی می کردیم، یعنی آن ماجرای سال ۸۵ مسکوت ماند و تا همین سال گذشته ما  با هم زندگی می کردیم. مصالحه کردیم. در این مدت دو دختر من ازدواج کردند. ایشان  بیماری قلبی داشت، حدود سه ماه ایشان در منزل بستری بودند و خود من از ایشان  پرستاری می کردم. ایشان در این فاصله حتی در اواخر سال ۸۶ برای من پاسپورت گرفتند  و&#8230; .</p>
<p><strong>-ایشان عنوان کردند به خاطر همکاری شان با آقای احمدی  نژاد از ایشان جدا شدید؟</strong><br />
مشکل ما در سال ۸۵ (و نه ۸۴ و انتخابات) به  خاطر مشکلات دیگری بود. به هیچ وجه مشکل ما سیاسی نبود، فکر کنم این یک بهانه است.  من حتی دور اول خودم به آقای احمدی نژاد در سال ۸۴ رای دادم و هیچ مشکلی با ایشان  نداشتم، چون اصولاً من نگاه کلی به آدم ها ندارم و خاکستری نگاه می کنم. اصولاً ما  در منزل در مورد مسائل سیاسی زیاد صحبت نمی کردیم. با مشی سیاسی ایشان هم کار خاصی  نداشتیم. اما بعد از عمل قلب ایشان و پس از آن سه ماهی که در منزل بستری بودند، از  خانه رفتند و حدود یک ماه از ایشان بی خبر بودیم.</p>
<p><strong>-بر این اساس  صرف نظر از سیاسی و غیر سیاسی بودن موضوع، یعنی شما اصولاً از آقای کلهر جدا  نشدید؟</strong><br />
خیر، بنده از ایشان طلاق نگرفتم و هیچ درخواستی هم نداده ام. آن  هم با شرایطی که ایشان می گویند که بدون هیچ ادعایی بروم.</p>
<p><strong>-ایشان گفتند شما از ایشان جدا شدید و ایشان نفقه دختر شما را  هم می دادند.</strong><br />
در قوانین ما نفقه دختر باید پرداخت شود اما به من نفقه یی  ندادند. ایشان به نسبت حقوقی که دارند، اگر من بگویم ماهی چقدر به نرگس می دادند،  شما خنده تان می گیرد. ایشان ماهی ۱۰۰ هزار تومان به نرگس می دادند. که من ۳۰۰ هزار  تومان خودم به نرگس می دادم که با توجه به روحیاتش نرگس کمبودی نداشته باشد. آقای  کلهر نفقه خود من را با توجه به اینکه من همسر قانونی ایشان هستم، یک سال تمام است  که قطع کرده اند. که من بابت همین ندادن نفقه از ایشان شکایت کردم که الان هم این  شکایت در مرحله اجرا است. ماهانه دادگاه برای من حدود ۴۰۰ هزار تومان نفقه تشخیص  داده است. و حکم صادر کرده اند.</p>
<p><strong>-شما با این اتفاق موافق بودید،  یعنی پناهندگی دخترتان؟ </strong><br />
به هر حال پدر و مادر مالک بچه نیستند. نرگس  بسیار اکتیو بود. من هم مثل شما خبر پناهنده شدنش را از تلویزیون شنیدم. نرگس دو  سال قبل چون در گوته فعالیت می کرد برای مدت کوتاهی به آلمان رفت برای دوره زبان.  یک ماه رفت و برگشت. من خیلی متاسف شدم از این مساله. نرگس همیشه معتقد بود آلمان  از نظر تکنولوژی سینمایی بسیار پیشرفته است. بعد از اینکه پدرش به او کمک نکرد تا  در سازمان (صدا و سیما) فعالیت کند، نرگس رفت و در کلاس آلمانی ثبت نام کرد و  حالاهم که متاسفانه پناهنده شده است&#8230; .</p>
<p><strong>-ایشان گفتند نرگس  همراه شما زندگی می کرده و&#8230;</strong><br />
آقای کلهر خیلی غیر منصفانه این مصاحبه ها  را انجام داده اند. تمام مدارکی که من دارم، زوجیت من را ثابت می کند و امیدوارم  خبرگزاری های مهر و ایرنا این مدارک من را چاپ کنند. من فکر می کنم خواستند یک  مقداری کوتاهی هایی که شده در مورد نرگس را توجیه کنند.</p>
<p><strong>-این  قطع رابطه از طرف آقای کلهر بود یا شما و دخترتان؟</strong><br />
خیر، از طرف خود آقای  کلهر بود. حتی زمانی که نرگس زنگ می زد به آقای کلهر، جواب نمی دادند. حتی وقتی می  خواست این بار آخر به آلمان برود برای شرکت در این جشنواره، سه روز قبلش من خودم  زنگ زدم به آقای کلهر که ایشان با نرگس صحبت کنند. که حتی ایشان جواب تلفن ما را  ندادند.</p>
<p>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;</p>
<p>این مطلب در روزنامه اعتماد &gt;<span lang="en-us"><a style="color: #ff0000; font-size: 8pt; font-family: Tahoma;" href="http://www.magiran.com/nptoc.asp?mgID=3291&amp;Number=2077"> شماره ۲۰۷۷</a> ۲۳/۷/۸۸ &gt; صفحه ۱ (صفحه اول) منتشر شد. </span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.anvarionline.net/?feed=rss2&amp;p=403</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>هوشنگ امیراحمدی:  از احمدی نژاد خوشم می آید؛ می خواهم کمکش کنم</title>
		<link>http://www.anvarionline.net/?p=402</link>
		<comments>http://www.anvarionline.net/?p=402#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 30 Aug 2010 22:23:04 +0000</pubDate>
		<dc:creator>امیرهادی انواری</dc:creator>
				<category><![CDATA[بازخوانی تاریخ]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب اصلی]]></category>
		<category><![CDATA[احمدی نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[جنگل سیاهکل]]></category>
		<category><![CDATA[زادگاه]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی نامه]]></category>
		<category><![CDATA[متولد]]></category>
		<category><![CDATA[هوشنگ امیر احمدی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.anvarionline.net/?p=402</guid>
		<description><![CDATA[
قرار ملاقات با هوشنگ امیر احمدی ،موسس انجمن ارتباط آمریکاییان و ایرانیان، در لابی هتل استقلال ،محل اقامتش در تهران، گذاشته و نتیجه نیز گفت و گوی مفصلی می شود که در دو قسمت منتشر خواهد شد.
در قسمت اول با امیراحمدی به مسایلی از زادگاه او و خانواده پدری اش، چگونگی ارتباطش با فدائیان جنگل [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="background-image: initial; background-attachment: initial; background-origin: initial; background-clip: initial; background-color: #ffffff; font: normal normal normal 13px/19px Georgia, 'Times New Roman', 'Bitstream Charter', Times, serif; font-family: 'Times New Roman'; line-height: normal; font-size: small; padding: 0.6em; margin: 0px;">
<div>قرار ملاقات با هوشنگ امیر احمدی ،موسس انجمن ارتباط آمریکاییان و ایرانیان، در لابی هتل استقلال ،محل اقامتش در تهران، گذاشته و نتیجه نیز گفت و گوی مفصلی می شود که در دو قسمت منتشر خواهد شد.</div>
<p>در قسمت اول با امیراحمدی به مسایلی از زادگاه او و خانواده پدری اش، چگونگی ارتباطش با فدائیان جنگل سیاهکل و دلیل خروجش از ایران و رفتن به آمریکا صحبت می شود و در بخشی از قسمت و بخش دوم گفت و گو ، او به اظهار نظر در مورد گروه های سیاسی کشور می پردازد و ادعا می کند پیش از سید محمدخاتمی رییس جمهور اصلاح طلب کشورمان بحث جامعه مدنی را مطرح کرده است و همچنین از عدم شجاعت خاتمی در تصمیم گیری هایش انتقاد می کند.</p></div>
<div>او می گوید در زمان اولین دوره انتخاباتی که خاتمی در آن شرکت کرده از نامزد رقیب او یعنی ناطق نوری حمایت کرده و هنوز هم بر صحت تصمیم خود ایمان دارد.</div>
<div>او که مدت زیادی از ایران دور بوده، می گوید می خواسته در انتخابات ریاست جمهوری دور قبل شرکت کند، اما رد صلاحیت شده و به همین خاطر به جنتی(رییس شورای نگهبان قانون اساسی) نامه ای هم نوشته است و البته قصد دارد بازهم در این زمینه بخت آزمایی کند. به هر تقدیر گفت و گوی عصر ایران با او که بیش از دو ساعت به طول انجامید حاوی نکاتی است که خواندنش می تواند جالب باشد.</div>
<div><span style="font-weight: bold; color: #0000cd;"> </span></div>
<div><span style="font-weight: bold; color: #0000cd;"><img style="margin: 14px; width: 344px; height: 253px; border-width: 0px;" src="http://www.asriran.com/files/fa/news/1387/5/4/96484_464.jpg" border="0" alt="هوشنگ امیر احمدی - تهران؛ تابستان 87" width="423" height="326" align="right" />کی و کجا متولد شدید؟</span></div>
<div>من متولد چهارم فروردین سال ۱۳۲۶ هستم. در دهکده ای به نام «شیخ نشین» در بخشی به نام «شاندرمن» از شهرستان تالش از استان گیلان هستم که حاشیه ای است از بندر انزلی تا آستارا که فکر می کنم بعد از آمل بیشترین مرز دریایی را دارد. منطقه بسیار زیبایی است که در همینجا هم بگویم که فکر می کنم دولت جمهوری اسلامی کمترین کمک را به تالش کرده، یعنی اصلا کمکی نکرده است.</div>
<div><span style="font-weight: bold; color: #0000cd;">در مورد خانواده خودتان بگویید، چه کاره بودند؟</span></div>
<div>پدر بزرگ من خان بود، تمام املاک و زمین های آن منطقه برای او بود. مردی بود که چندین زن داشت و من بیست و یکی دوتا عمو و عمه داشتم. مدرسه آنجا، حمام آنجا، امامزاده و مسجد آنجا و&#8230; همگی را پدر بزرگ من ساخته بود. مدرسه ای که من در آن تا کلاس شش ابتدایی درس خواندم در روی زمین پدر بزرگم و با پول پدر بزرگم اداره می شد. خانواده ام در اروپا، آمریکا و ایران پخش هستند و الان هم شنیدم در آنجا نسل دیگری آمدند.</div>
<div><span style="font-weight: bold; color: #0000cd;">چند خواهر و برادر دارید؟</span></div>
<div>الان دو برادر و سه برادر دارم. بیشتر بودیم هفت خواهر و برادر بودیم که بقیه فوت کردند.</div>
<div><span style="font-weight: bold; color: #0000cd;">آنها چه کار می کنند؟</span></div>
<div>یکی از خواهران و یکی از برادرانم در چوکا(چوب و کاغذ ایران) کار می کنند که برادرم بازنشسته شده است. یکی دیگر از خواهرانم خانه دار است و همسرش در ارتش است و بعد هم وارد سپاه شد.</div>
<div><span style="font-weight: bold; color: #0000cd;">یعنی در خانواده شما،کسی جز شما فعالیت های سیاسی انجام نمی دهد؟</span></div>
<div>خانواده امیراحمدی خیلی کم نگاه سیاسی داشت. الان البته کمی اوضاع فرق کرده، همه شان دانشگاهی شدند و نگاه سیاسی هم دارند. اما اینها یک خانواده فئودالی بودند.</div>
<div><span style="font-weight: bold; color: #0000cd;">تا کی در شیخ نشین بودید؟</span></div>
<div>من تا کلاس شش ابتدایی در همان دهکده پدربزرگم درس خواندم، بعد از کلاس شش تا ۹ ، به شهرستان دیگری به نام ماسال رفتم که حدود شش کیلومتری شهرستانمان بود. کلاس ۱۰ به رشت آمدم، در دانشگاه رضاشاه کبیر، از ده تا ۱۲ و دیپلمم را آنجا گرفتم و شاگرد اول استان شدم.</div>
<div><span style="font-weight: bold; color: #0000cd;">چه رشته ای می خواندید؟</span></div>
<div>آن زمان طبیعی بود و ریاضی بود و ادبیات. من طبیعی بودم.</div>
<div><span style="font-weight: bold; color: #0000cd;">در دانشگاه چه رشته ای خواندید؟</span></div>
<div>خیلی دوست داشتم که پزشک شوم، تصادفا هم نشدم. من موقع انتخاب دانشگاه همه جا پزشکی هم زده بودم. در دانشگاه تبریز هم پزشکی قبول شدم هم کشاورزی.</div>
<div>من پزشکی را انتخاب کردم، وارد دانشگاه که شدم هیچ وقت فراموش نمی کنم همان دو هفته اول ما را بردند سالن تشریح، همانجا حالم بهم خورد و در رفتم. دیگر همه چیز دیر شده بود. دیگر هیچ کاری نمی شد کرد، تنها چاره ای که داشتم انتخاب رشته کشاورزی بود.</div>
<div>علاقه ای هم نداشتم. اما پدرم خیلی علاقه داشت، فکر می کرد مهندس می شوم و باغ هایش را درست می کنم. اما یکبار هم که نهال برایش زدم ، خشک شد!</div>
<div><span style="font-weight: bold; color: #0000cd;">بعد از دانشگاه چه کردید؟</span></div>
<div>بعد به سپاه ترویج رفتم(دوره سربازی آن زمان) در کرج شش ماه در اموزش بودیم. من چون جزو بیست نفر اول آن دوره بودم اجازه داشتم که محل خدمتم را خودم انتخاب کنم. من لاهیجان را انتخاب کردم و به عنوان افسر ترویج آنجا رفتم</div>
<div>و سرپرست سپاه ترویج مناطق لاهیجان و سیاهکل شدم.</div>
<div>وقتی که سیاهکل بودم درست سالی بود که فدائیان در جنگل سیاهکل داشتند علیه شاه فعالیت می کردند. من سرپرست سیاهکل هم بودم. آن موقع یادم هست که تیمسار اویسی به لاهیجان آمد و به ما دستور داد که با لباس در شهر تردد نکنیم. برای اینکه فکر می کرد بچه ها(فدائیان) ما را می زنند. در حالی که ما خودمان با آنها کار می کردیم. ما یک گروه انقلابی بودیم و به بچه های سیاهکل از درون بدنه ژاندارمری کمک می کردیم.</div>
<div><span style="font-weight: bold; color: #0000cd;">یعنی با آنها همراهی می کردید، فعالیت تان به شکل سازمانی بود؟</span></div>
<div>نه هیچوقت فعالیت سازمانی به آن شکل با آنها نداشتم، به عنوان کسی بودم که علاقمندی داشتم. من بین ۱۷ سالگی تا ۲۴-۲۵ سالگی تمایلات شدید چپی داشتم، من همیشه می گویم &#8220;کسی که از سن ۱۸ سالگی تا سن ۲۰ و چند سالگی چپ و انقلابی نباشد اصلا قلب ندارد، بعد از آن اگر همانطور بماند اصلا مغز ندارد. &#8220;ما در آن سن و سال ها آرمانگرا و انقلابی هستیم و معمولا با رگ گردنشان فکر می کنیم.</div>
<div><span style="font-weight: bold; color: #0000cd;">اینکه منطقی به نظر نمی رسد، شما در یک خانواده کاملا فئودال و زمین دار بدنیا آمدید!</span></div>
<div>من همیشه با آنها(پدر و پدربزرگم) دعوا داشتم. همیشه به آنها می گفتم شما با این رعیت ها بد می کنید. پدرم به من می گفت مفت خوری می کنی و دنبال عدالت هستی!</div>
<div>ولی این را هم صادقانه بگویم، خانواده ام به آن مفهوم فئودالی، خیلی بد نبودند. الان هم هنوز هم بچه های رعیت هایمان عاشق ما هستند. من همیشه اعتقاد داشتم و هنوز هم دارم که رعیت ها استثمار می شوند.</div>
<div><span style="font-weight: bold; color: #0000cd;">خب چه شد که خط فکریتان عوض شد؟<img style="margin: 14px; border: 0px initial initial;" src="http://www.asriran.com/files/fa/news/1387/5/4/96483_445.jpg" border="0" alt="هوشنگ امیر احمدی در گفت و گو با عصرایران - تهران؛هتل استقلال" align="left" /></span></div>
<div>من همیشه اعتقاد عجیبی به عدالت دارم. برای من هنوز هم بزرگترین مفهوم &#8220;عدالت&#8221; است. عدالت برای من یک مفهوم بسیار وسیع دارد، عدالت فقط عدالت اقتصادی نیست، عدالت اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و حتی جغرافیایی هم در تعریف عدالت از نظر من می گنجد.</div>
<div>در آن زمان من فکر می کردم که سوسیالیسم واقعاً سیستم عدالت است. بعدها وقتی که انقلاب اسلامی شد و از انقلاب حمایت کردم بازهم به این دلیل بود که عدالت اسلام مرا جلب می کرد. بنابراین همیشه برای من نه سوسیالیسم نه اسلام به عنوان یک ایدئولوژی سیاسی مطرح نبوده. البته من مسلمانم و به مسلمان بودنم هم همیشه افتخار کردم، ولی به عنوان یک ایدئولوژی سیاسی(این دو) جذبه شان برای من به خاطر عدالت بود. الان هم خودم را یک آدم &#8220;سوسیال دموکرات ملی&#8221; می دانم. کسی که به عدالت عمیقا اعتقاد دارد و ملی است.</div>
<div><span style="font-weight: bold; color: #0000cd;">در آن زمان( دوران دانشگاه وسربازی) فعالیت های دیگرتان چه بود؟</span></div>
<div><span style="font-weight: bold; color: #0000cd;"><br />
</span>با یک عده ای از بچه ها روزنامه باران را در می آوردیم.</div>
<div><span style="font-weight: bold; color: #0000cd;">شما کارهای ادبی هم انجام دادید؟</span></div>
<div>بله؛ من قصه نویس بودم و با مجله فردوسی کار می کردم. من تقریبا با تمام پیشکسوتان ادبی آن روزگار آشنایی داشتم. شاملو، محمود دولت آبادی، آتشی، سپانلو، دستغیب و خصوصا غلامحسین ساعدی. با یک آقایی به نام بهرام داوری که در هنر و ادبیات کیهان آن زمان بود، به اتفاق ایشان مجله ای به نام پست ایران در آوردیم، آن موقع اجازه نمی دادند اسم های معنی داری برای مجلات انتخاب کنیم، اسمش پست ایران بود ولی مجله خوبی بود.</div>
<div>دوران دانشگاهی ام، دوره خیلی خوبی بود. همراه با صمد بهرنگی بودیم، آنها مجله خیلی خوبی در می آوردند به نام &#8220;دانشجو&#8221; که من طراحشان بودم و نقاشی های پشت جلدشان را من می کشیدم.</div>
<div><span style="font-weight: bold; color: #0000cd;">از کارهای آن زمان تان کدام ها را به خاطر دارید؟</span></div>
<div>داستانی بود به نام کابوس، که برای بچه های سیاهکل نوشتم. کار دیگری بود با نام با خیل فرزانگان سرخ، که باز برای سیاهکل بود. قصه دیگری بود با نام بازارچه که قصه این دستفروش های بازار رشت بود، قصه یک گوجه فروشی بود. یک قصه ای نوشتم به نام پارگاه، داستان یک زن و مرد کوهستانی است که بره شان را گرگ می زند، در حالی که خانمش حامله است و درست موقعی که گرگ بره را می برد ،زن دارد زایمان می کند و این مرد بین دوراهی مانده که گوسفند و بره را نجات بدهد یا زن و فرزندش را و جالب است که زنش به او می گوید باید دنبال بره بروی، چون روزی ماست. این قصه خیلی بی نظیر است، من هر وقت می خوانم تحت تاثیر قرار می گیرم ، چون اگر یک مرد تالشی آن موقع در این وضعیت قرار می گرفت واقعا دنبال گوشفندش می رفت.</div>
<div><span style="font-weight: bold; color: #0000cd;"> </span></div>
<div><span style="font-weight: bold; color: #0000cd;">آنچه گفتید نشانه نزدیکی فکری شما با جریان های چپ آن زمان کشور است، یعنی نزدیکی با فدائیان جنگل سیاهکل و&#8230; این چه دوره ای از زندگی شما بود؟</span></div>
<div>این سن ۱۸ سالگی تا حدود ۲۴ سالگی است. وقتی که دیگر از سربازی برگشتم، چهار سال در بین اقوام لر زندگی کردم، در خرم آباد و بروجرد و دورود و&#8230; بودم. بعد هم سه سال در یاسوج و بویراحمد بود.</div>
<div><span style="font-weight: bold; color: #0000cd;">در لرستان چه کار می کردید، چه شد و کی به آمریکا رفتید؟</span></div>
<div>من در کارخانه قند یاسوج بودم. سال های خیلی خوبی بود من تقریبا تا وقتی که به آمریکا بروم معاون کارخانه بودم و رییس چغندر کاری. یادم هست که یک نفر به اسم سرهنگ سالاری ، رییس ساواک کهکیلویه و بویر احمد بود، اینها یک روز به کارخانه آمدند و گفتند تمام کسانی که در کارخانه مدیر ارشد هستند باید بروند و رستاخیزی بشوند.</div>
<div>من هم جزو بچه های سیاهکل بودم، یعنی از نظر فکری در آن جریان بودم و عضو نشدم. گفتند پس باید استعفا بدهی، من هم گفتم خب، استعفا می دهم. اول به اروپا رفتم، سه ماهی اروپا بودم، برگشتم و زندگی ام را فروختم و دیگر به طور دائمی به آمریکا رفتم. یعنی در آن زمان باید بین رستاخیزی شدن و از ایران خارج شدن یکی را انتخاب می کردیم، که من رفتن را انتخاب کردم.</div>
<div><span style="font-weight: bold; color: #0000cd;">دقیقا چه سالی از ایران خارج شدید؟</span></div>
<div>اوایل سال ۵۴ بود، من از اینجا مستقیم به دالاس رفتم. در آمریکا شروع به انگلیسی یاد گرفتن کردم. در همان ۵-۶ ماه اول شاگرد اول شدم. دانشگاه مرا مجانی پذیرفت و یک فوق لیسانس در مدیرت صنعتی گرفتم. سال ۷۶(میلادی) تمام کردم. بعد رفتم به دانشگاه کرنل، که جزو هشت دانشگاه برتر دنیا است. در آنجا وارد دوره دکتری شدم. وقتی وارد دانشگاه شدم(در دوره دکتری) انقلاب تقریبا شروع شده بود. سال دوم دانشگاه بودم که انقلاب پیروز شد.</div>
<div><span style="font-weight: bold; color: #0000cd;">اولین بار بعد از تثبیت انقلاب، کی به ایران برگشتید؟</span></div>
<div>سال ۸۶(میلادی) به ایران برگشتم. با دعوت آقای مهندس مهدی چمران، که الان رییس شورای شهر است. سه بار در سه کنفرانس بازسازی، در سه سال پشت سرهم به ایران آمدم. بعد از آن با دعوت کنفرانس های دفاع مقدس چندبار آمدم. بعد هم به دعوت وزارت امور خارجه چندباری به ایران آمدم.</div>
<div><span style="font-weight: bold; color: #0000cd;">از بین جریان های سیاسی فعلی کشور، شما به کدامیک بیشتر نزدیک هستد؟</span></div>
<div>این را اول بگویم که اصلا جناحی نیستم. من هرگز با هیچ جناحی نه در گذشته و نه در حال فعالیت کرده ام. من ویژگی های فکری ام جوری است که با جزء به جزء خیلی از جناح های سیاسی کشور نزدیک هستم.</div>
<div>مثلا من قبل از آقای خاتمی بحث جامعه مدنی را در کشور باز کردم، ولی در عین حال یادم است که در دوره اول انتخابات آقای خاتمی، من طرفدار آقای ناطق بودم. در حالی که بحث جامعه مدنی را من به کشور آوردم.</div>
<div>از احمدی نژاد خوشم می آید چون آدم خیلی شجاعی است، از کروبی هم به همین معنا. از آقای خاتمی هم خیلی خوشم می آید آدم خیلی وارسته و دموکراتی است، اما شجاعت لازم را خیلی وقت ها به خرج نداد.</div>
<div>من اعتقاد دارم که هر کدام از این افراد یک سری چیزها دارند. آدمها مثل پکیج می مانند، خیلی چزها در آنها هست. متاسفانه در کشور ما همه چیز را سیاه و سفید می کنند، اما واقعیت این است که آدمها خاکستری هستند. وقتی که آقای احمدی نژاد به طرف روستاها و مناطق رفت، من خیلی این را دوست دارم. به خودش هم گفتم که من خیلی دوست دارم به تو کمک کنم.</div>
<p>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</p>
<p>این مطلب در تاریخ ۵ مردادماه ۱۳۸۷ در<a title="سایت عصر ایران" href="http://www.asriran.com/view.php?id=48229" target="_blank"> سایت عصر ایران </a>منتشر شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.anvarionline.net/?feed=rss2&amp;p=402</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>قرارگاه اقتصاد/ نگاهی به فعالیت های اقتصادی قرارگاه خاتم از ابتدای شکل گیری تاکنون</title>
		<link>http://www.anvarionline.net/?p=401</link>
		<comments>http://www.anvarionline.net/?p=401#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 30 Aug 2010 22:23:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator>امیرهادی انواری</dc:creator>
				<category><![CDATA[اقتصاد]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب اصلی]]></category>
		<category><![CDATA[عمران]]></category>
		<category><![CDATA[فرماندهان]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت ها]]></category>
		<category><![CDATA[قرارداد]]></category>
		<category><![CDATA[قراردادها]]></category>
		<category><![CDATA[قرارگاه خاتم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.anvarionline.net/?p=401</guid>
		<description><![CDATA[کم پیش می آمد که آنها را ببینیم.با این حال اگر فرصتی می یافتند وتنفس در هوای خمپاره و نارنجک را رها می کردند، خسته و سوخته می دیدیمشان با یک دنیا حرف و در ددل وناگفتنی از جنگ. جنگی ناخواسته که آنها علیه اش به پا خواسته بودند.
این روزها اما همه چیز تغییر کرده.رزمندگان [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>کم پیش می آمد که آنها را ببینیم.با این حال اگر فرصتی می یافتند وتنفس در هوای خمپاره و نارنجک را رها می کردند، خسته و سوخته می دیدیمشان با یک دنیا حرف و در ددل وناگفتنی از جنگ. جنگی ناخواسته که آنها علیه اش به پا خواسته بودند.<br />
این روزها اما همه چیز تغییر کرده.رزمندگان دیروز،امروز سودای صنعتگری دارند.پل می سازند،تایر تولید می کنند.بورس را از سقوط نجات می دهند و اکنون شده اند ستون »تپیکس« محور بورس تهران.<br />
سپاهیان فقط آنهایی نیستند که در ماه های اخیر در خیابان ها حضور داشتند ونظم شهر را در دست گرفته بودند. اهالی سپاه در بنگاه های اقتصادی عظیم و پروژه های عمرانی عظیم تر حضور دارند. حضوری که در چهار سال قبل پررنگ تر هم شده است. در کشور پروژه های بزرگی را می بینیم که روی تابلوی آن نوشته شده، مجری: قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا. در تهران هم پل ها و بزرگراه های زیادی توسط این قرارگاه ساخته شده است.<br />
این گزارش درپی نفی یا اثبات سرمایه گذاری های سپاه نیست که قصد داریم تولد یک بنگاه بزرگ اقتصادی و سرمایه گذاری را اعلام کنیم.بنابراین باید به این نکته اشاره کنیم که مراکز فنی و سازندگی و تجاری سپاه آنقدر زیاد است که در این گزارش نمی توان به همه آنها اشاره کرد اما یکی از معروف ترین آنها»قرارگاه خاتم« است. نام این قرارگاه در فعالیت های عمرانی تهران،در پروژه های نفتی عسلویه،در سرمایه گذاری های بازار سهام ودر فعالیت های بازار پول بیشتر از همیشه به چشم می خورد.<br />
این قرارگاه تا کنون بنابر برخی آمارها حدود ۱۵۰۰ طرح و پروژه عمرانی و سازندگی را به انجام رسانده و در حال حاضر نیز حدود ۲۴۷ طرح دیگر را در دست اجرا دارد.<br />
از نکات جالب آنکه اکثر شخصیت های سیاسی فعلی کشور به نوعی به این قرارگاه مربوط می شوند و در آن سابقه ای داشته اند. اشخاصی چون سرلشکر فیروزآبادی، محمد باقرقالیباف، محسن رضایی و حتی پرویز فتاح وزیر نیرو، وزیر همان وزارت خانه ای که امروزه در شرکت توسعه منابع آب و نیروی ایران ( بزرگ ترین کارفرمای سد و نیروگاه های آبی ایران) در بین نام شرکت های همکار آن نام شرکت های نظامی چون: قرارگاه خاتم الانبیا/ قرارگاه خاتم الانبیا(قرب نوح)/ قرارگاه خاتم الانبیا(موسسه حرا)/ قرارگاه خاتم الانبیا(موسسه رهاب)/ قرارگاه خاتم الانبیا(موسسه ساحل)/ قرارگاه خاتم الانبیا(موسسه عمران)/ قرارگاه خاتم الانبیا(موسسه مکین)/ قرارگاه بازسازی نیروی زمینی سپاه و قرارگاه قائم/ ارتش جمهوری اسلامی (قرارگاه منطقه جنوب) به چشم می خورد.</p>
<p><strong>خاتم بازوی اقتصادی سپاه</strong><br />
قرارگاه خاتم الانبیای سپاه پاسداران که از آن به عنوان مهمترین واحد اقصادی سپاه نام برده می شود و در حال ‏حاضر بزرگ ترین پیمانکار پروژه های دولتی در ایران به حساب می آید سال ۶۹ با موافقت رهبرمعظم انقلاب تاسیس شده است. این قرارگاه تاکنون بنابر برخی آمارها بیش از ۱۵۰۰ پروژه ‏دولتی را در بخش های مختلف اقتصادی ‏کشور در‎ ‎اختیار گرفته و‏‎ ‎در سه سال اخیر مهمترین مجری ‏پروژه های دولتی‎ ‎در بخش نفت و گاز بوده است.‏<br />
در سال ۸۵ قرارگاه خاتم الانبیای سپاه پاسداران طی قراردادی به ارزش یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار با ‏شرکت ملی گاز ایران، احداث خط لوله ۹۰۰ کیلومتری انتقال گاز عسلویه به ایرانشهر را در استان سیستان و ‏بلوچستان بر عهده گرفت. دیگر پروژه بزرگی که از سوی وزارت نفت به سپاه پاسداران واگذار شده، طرح ‏توسعه فازهای ۱۵ و ۱۶ میدان پارس جنوبی است. قرارداد توسعه فازهای ۱۵ و ۱۶ پارس جنوبی به ارزش‏‎ ‎مالی ‏‏۲ میلیارد و ۹۷ میلیون دلار با ترک تشریفات مناقصه دو سال پیش به قرارگاه سازندگی خاتم ‎الانبیا واگذار شد اما ‏سپاه پاسداران نتوانست در زمان مقرر اجرای آن را به پایان برساند.<br />
متعاقبا در اول تیرماه ۸۷ خبرگزاری ها ‏گزارش دادند که به دستور آقای احمدی نژاد اختصاص وام ‏یک میلیارد دلاری دیگر به طرح توسعه فازهای ۱۵و۱۶ ‏پارس جنوبی‎ ‎قطعی شده است.<br />
رستم قاسمی، فرمانده قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا اعلام کرد که وام یک میلیارد ‏دلاری مورد اشاره از‏‎ ‎محل صندوق ذخیره ارزی به این قرارگاه اختصاص یافته و خاطرنشان کرد: »با تاکید ‏رئیس جمهور و با هدف تسریع در‎ ‎مرحله اجرایی این دو فاز، مجوز لازم از شورای ‏اقتصاد و هیات امنای حساب ‏ذخیره ارزی‎ ‎توسط بانک صنعت و معدن گرفته شد.«<br />
پس از پایان جنگ تحمیلی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی وارد فعالیت های سازندگی شد و در کنار فعالیت های نظامی حضور در عرصه های عمرانی و زیربنایی را گسترده تر و جدی تر پیگیری کرد. به ویژه اینکه حضور این نهاد نظامی و امنیتی در عرصه های اقتصادی منع قانونی ندارد حتی بر اساس اصل ۱۴۷ قانون اساسی، دولت موظف به استفاده از توان نیروهای مسلح در سازندگی و توسعه کشور است. البته این امر در زمانی است که جنگی وجود نداشته و امنیت در مرزها و داخل کشور حکمفرما باشد. پیش از این، سپاه به ویژه قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا به عنوان بازوی مهندسی و اجرایی این نیرو در بسیاری از فعالیت های عمرانی، بازسازی و سازندگی کشور حضور داشته است .</p>
<p><strong>خاتم در نفت </strong><br />
هرچند فرماندهان قرارگاه خاتم هرگز اتهام برخورداری از امتیازات ویژه در واگذاری مناقصه ها را نپذیرفتند و حتی محمود احمدی نژاد نیز یک بار از آنها در برابر این نقدها دفاع کرد اما نقد جدی بخش خصوصی به قرارگاه خاتم و فعالیت های آن همیشه این بوده که رقابت این قرارگاه به دلیل برخورداری از و برخی معافیت ها مثل معافیت های مالیاتی و&#8230;. با شرکت های بخش خصوصی رقابتی عادلانه نیست. برای مثال دو مورد از این قراردادها که بیشتر در رسانه ها مطرح شدند، دو پروژه احداث خط لوله گاز ۹۰۰ کیلومتری و توسعه فازهای ۱۵ و ۱۶ پارس جنوبی را بدون برگزاری مناقصه برده است.<br />
قرارداد بین شرکت ملی گاز ایران و قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا منعقد شد. این قرارداد احداث خط لوله گاز برای انتقال ۵۰ میلیون متر مکعب از گاز عسلویه از طریق استان هرمزگان به استان سیستان و بلو چستان به طول ۹۰۰ کیلومتر است. مبلغ قرارداد۱/۳ میلیارد دلار است. در مراسم امضای این قرارداد که مهم ترین پروژه نفتی واگذار شده به سپاه پاسداران است کاظم وزیری هامانه وزیر نفت و سردار سید یحیی رحیم صفوی فرمانده وقت سپاه پاسداران حضور داشتند. در قرارداد دیگر، توسعه فازهای ۱۵ و ۱۶ پارس جنوبی به قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا سپرده شد. مبلغ قرارداد ۵/۲میلیارد دلار است.<br />
در اردیبهشت ماه امسال نیز مدیرعامل شرکت مهندسی نیروی نفت وگاز سپانیر وابسته به قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا از توافق جدید با شرکت نفت وگاز پارس برای حفر یک حلقه چاه اکتشافی در حاشیه میدان مشترک گازی پارس جنوبی خبر داد. سردار خواجه علی حجم کل پروژه های عمرانی قرارگاه خاتم الانبیا را ۱۵ هزار میلیارد تومان اعلام کرد.<br />
در قراردادی دیگر این قرارگاه با دولت نهم، قرارگاه »خاتم الانبیا« با مشارکت گروه صنعتی »سدید« ‏برنده مناقصه ۳۲۰ میلیون یورویی شرکت ملی گاز ایران شده است.‏مسعود صادقی، ‎مدیرفروش گروه صنعتی سدید به واحد مرکزی خبر گفت: »این مناقصه مربوط به پروژه خط‎ ‎انتقال گاز نائین- میامی به طول ۲۸۳ کیلومتر است که ظرف مدت ۱۸ ماه به صورت کامل‏‎ ‎از سوی سدید با ‏همکاری قرارگاه خاتم الانبیا اجرا می شود.« ‏به گفته صادقی از ۲۸۳ کیلومتر لوله های قطور فولادی موردنیاز‎ ‎این پروژه ۱۶۲ کیلومتر آن از طریق شرکت ‏لوله و تجهیزات سدید تامین می شود و مابقی آن از شرکت لوله سازی ماهشهر تهیه خواهد‎ ‎شد.<br />
‏<br />
<strong>خاتم در مسکن </strong><br />
سال گذشته در همین روزها فرمانده قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا توسعه بخش مسکن کشور را یکی از سیاست های جدید این قرارگاه عنوان کرد و گفت: در این زمینه طرحی با عنوان طرح صنعتی سازی مسکن ارائه شده که در هیات وزیران مورد تصویب قرار گرفته است.<br />
سردار رستم قاسمی فرمانده قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا به تشریح عملکرد فعالیت های عمرانی و اقتصادی این قرارگاه پرداخت.وی گفت: قرارگاه با رویکرد جدید و با هدف حمایت از بخش خصوصی فقط در پروژه های خاص عمرانی و اقتصادی کشور که بخش خصوصی توان اجرای آن را ندارد، مشارکت می کند.باگذشت یکسال، هنوز خبری از فعالیت های این قرارگاه در بخش مسکن منتشر نشده است.</p>
<p><strong>خاتم در بنادر</strong><br />
یکی از حوزه های عمده فعالیت این قرارگاه، ساخت و تجهیز اسکله ها و بنادر است. در اردیبهشت ماه سال ۸۷ مدیرعامل شرکت توسعه بندر و فرودگاه کیش گفت: قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا برنده مناقصه احداث اسکله ۱۲هزار تنی بندرگاه جزیره کیش شد. بشیر خلیلی افزود:با احداث این اسکله کشتی های ۱۲هزار تنی می توانند برای بارگیری و تخلیه کالاهای خود در این بندرگاه پهلو بگیرند. وی، مبلغ قرارداد احداث اسکله ۱۲هزار تنی بندرگاه کیش را ۳۲۰میلیارد ریال عنوان کرد و گفت: طول این اسکله نیز حدود ۴۵۰متر است و عمق آن ۹ متر تعیین شده است. پیش از آن در بهمن ماه سال ۸۵ قرارداد ساخت مخازن ذخیره سازی، تاسیسات بندری و اسکله طرح »ایران ال ان جی« را با مشارکت شرکت »دایلم« کره جنوبی و قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء، منعقد کرد. از سایر اسکله هایی که این قرارگاه در ساخت و تجهیز آنها مشارکت داشته است می توان به: اسکله های شهید بهشتی و پست پانامات در بندر امام خمینی(ره) اشاره کرد.</p>
<p><strong>خاتم در راه آهن </strong><br />
قرارگاه خاتم، در بخش راه های ریلی نیز پروژه هایی را انجام داده و می دهد. ۲۳ بهمن ماه سال ۸۵ شهردار منطقه ۱۷تهران از امضای تفاهمنامه مشترک میان شهرداری تهران، شرکت راه آهن و قرارگاه خاتم الانبیا برای انتقال بخشی از خط آهن تهران &#8211; تبریز به زیر زمین خبر داد. این طرح قرار بود طی مدت ۲۴ماه و با هزینه تقریبی ۶۰۰میلیارد ریال انجام شود. دی ماه همان سال نیزعملیات ریل گذاری راه آهن زاهدان &#8211; بم از زاهدان به سمت بم آغاز شد. پیمانکار این پروژه نیز قرارگاه خاتم بود.<br />
رستم قاسمی، فرمانده قرارگاه خاتم، در ماه های پایانی سال گذشته در خصوص طرح های انجام شده و در دست اجرای این قرارگاه گفته بود: در بخش شمال کشور قرارگاه خاتم طرح گازرسانی ارمنستان را انجام داد و طرح گازرسانی خط ۱۱ میامی به گلستان به زودی آغاز خواهد شد و امیدوارم خط ۹ انتقال سراسری گاز هم آغاز شود.<br />
وی از اجرای خط لوله انتقال گاز دوستی ایران و پاکستان توسط این قرارگاه خبر داد و افزود: این طرح در یک زمان کمتر از ۳۰ ماه به مرحله بهره برداری خواهد رسید.<br />
آب رسانی به شهر قم، پروژه انتقال آب از سد کرج به تهران، ساخت »سد گتوند« که در سفر استانی احمدی نژاد کلنگ آن زده شد، از اجرای خطوط انتقال گاز در منطقه خرم آباد، پروژه راه آهن شیراز و ساخت راه آهن بم- زاهدان و&#8230; از جمله پروژه های عمرانی بودند که در پایان سال گذشته به گفته قاسمی قرارگاه خاتم در حال انجام آنها بوده است.گفتنی است در دوره تصدی فتاح بر وزارت نیرو، پروژه های عمرانی زیادی به این قرارگاه سپرده شده است.</p>
<p><strong>محسن رضایی، بنیانگذار خاتم اقتصادی </strong><br />
پس از پایان جنگ ایران و عراق، محسن رضایی تحصیلات مهندسی خود را نیمه کاره گذاشت و در رشته اقتصاد به ادامه تحصیل پرداخت. وی توانست دکترای خود را در این رشته از دانشگاه تهران دریافت کند. وی در زمان فرماندهی سپاه پاسداران، دانشگاه امام حسین، دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله و دانشکده فرماندهی سپاه را تاسیس کرد. سال ۱۳۶۸ و پس از پایان جنگ، او قرارگاه بازسازی خاتم الانبیا در سپاه پاسداران را راه اندازی کرد و اجرای چند طرح عمرانی را زیرنظر دولت هاشمی رفسنجانی بر عهده داشت. این آغاز فعالیت های غیرنظامی قرارگاهی به نام خاتم بود</p>
<p><strong>فیروزآبادی، جانشین موسوی در خاتم </strong><br />
حسن فیروزآبادی پس از پیروزی انقلاب اسلامی با صدور پیام امام خمینی(ره) مبنی بر تاسیس جهاد سازندگی به آن سازمان پیوست و به عنوان موسس و عضو شورای مرکزی جهاد خراسان سپس در سال ۱۳۵۹ با حکم نخست وزیر وقت به عضویت شورای مرکزی جهاد سازندگی کشور منصوب و مشغول کار شد. سال ۱۳۶۰ توسط شهیدرجایی به عنوان رئیس جمعیت هلال احمر و از سال ۱۳۶۴ از سوی مهندس میر حسین موسوی نخست وزیر به سمت معاون امور دفاعی نخست وزیر منصوب و در طول دفاع مقدس ۸ ساله مسوولیت جانشین نخست وزیر در قرارگاه خاتم(ص) (البته در آن دوره این قرارگاه وارد فعالیت های اقتصادی نشده بود)، ستاد امداد و درمان جنگ کشور، امور پناهگاه ها و دفاع غیرعامل، پدافند شیمیایی، میکروبی و هسته ای، مهندسی صنعتی جنگ، کمیته ساخت موشک زمین به زمین و&#8230; را به عهده گرفت.</p>
<p><strong>قالیباف: فرمانده سه ساله</strong><br />
قالیباف در سن ۲۲ سالگی فرمانده لشکر پنج نصر خراسان در جنگ ایران و عراق بود. او که دوره خلبانی نیز گذرانده است سال ۱۳۷۳ فرمانده قرارگاه خاتم الانبیا شد و سال ۱۳۷۶ به فرماندهی نیروی هوایی سپاه پاسداران منصوب شد و در سال ۱۳۷۹ برای فرماندهی نیروی انتظامی انتخاب شد. شاید به خاطر حضورش در قرارگاه خاتم است حالاکه به عنوان شهردار تهران شناخته می شود، حجم زیادی از عملیات راه سازی و پل سازی را به این قرارگاه و شرکت های تابعه واگذار می کند.</p>
<p><strong>پرویز فتاح، وزیر احمدی نژاد</strong><br />
پرویز فتاح وزیر نیروی احمدی نژاد، از قرارگاه خاتم به این وزارتخانه راه یافته است. سیدپرویز فتاح از جمله مدیرانی است که از قرارگاه خاتم به دولت احمدی نژاد راه پیدا کرد و در سابقه اجرایی وی فعالیت در جهاد سازندگی طی سال های ۵۸ تا ۵۹، مسوول کمیته فرهنگی جهاد استان آذربایجان غربی، حضور در عرصه های مختلف جنگ تحمیلی در طول دوران جنگ تحمیلی، مسوولیت های مدیریتی و فرماندهی (آخرین مسوولیت: قائم مقام فرماندهی لشکر ویژه پاسداران)، مسوول ستاد نظامی نیروهای سازمان ملل در ایران طی سال های ۶۸ تا ۷۰، مدیر امور قراردادی پروژه های عمرانی در قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا(ص) به مدت دو سال، قائم مقام شرکت مهندسی سپاسد و معاون فنی در طول ۱۱ سال و مدیر پروژه سدهای کرخه و گتوند طی ۴ سال در سپاسد را می توان دید. در دوره وزارت فتاح در وزارت نیرو، شرکت های تابعه قرارگاه خاتم به عنوان مشاور و مجری پروژه های این وزارتخانه حضور داشتند.</p>
<p><strong>احمدی نژاد: حضور بچه های قرارگاه به آدم اطمینان می دهد</strong><br />
آبان ماه سال ۸۷ رئیس جمهوری در مراسم آغاز عملیات اجرایی طرح انتقال آب از سرشاخه های دز به قم ر ود، گفت: برای ساختن کشور نیازمند روحیه جهادی، حزب اللهی و ایمانی هستیم. حضور بچه های قرارگاه به آدم اطمینان خاطر می دهد که می توان کارهای بزرگی در کشور انجام داد ولی بعضی اظهارنظرهای نادرست و از روی عدم اطلاع می کنند و می گویند حضور قرارگاه در پروژه های کشور راه را برای حضور سایر بخش ها تنگ می کند؛ در صورتی که این حرف غلط و از روی عدم اطلاع است.</p>
<p><strong>نگاه ما به پروژه های کلان و استراتژیک کشور است</strong><br />
در پی طرح انتقادات از ورود قرارگاه خاتم به پروژه های عمران مسوولان این قرارگاه معتقدند که در طرح های اجرا شده و در حال اجرا تنها از ۳۰ درصد توان مهندسی و تجهیزاتی سپاه استفاده شده و ۷۰ درصد دیگر در بخش دفاعی به کار گرفته شده است. از سوی دیگر، مسوولان قرارگاه خاتم معتقدند که این قرارگاه هیچ گاه مانعی بر سر راه فعالیت و توسعه شرکت های پیمانکار بخش خصوصی کشور نبوده است. خردادماه سال جاری، جانشین فرمانده قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء(ص) در آخرین اظهارنظر خود در این خصوص با بیان اینکه ما در داخل کشور قصد ورود به پروژه هایی که پیمانکاران داخلی توان اجرای آن را دارند، نداریم، گفت: ما به دنبال جایگزینی شرکت های بزرگ و پیمانکاران خارجی هستیم و نگاهمان به پروژه های کلان و استراتژیک کشور است.به گزارش حیات به نقل از روابط عمومی کل سپاه، سردار رستم قاسمی جانشین فرمانده قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء(ص) در همایش مسوولان و مدیران پشتیبانی قرارگاه با بیان اینکه قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا(ص) در بین پیمانکاران دارای ویژگی خاصی است، گفت: ما در داخل کشور قصد ورود به پروژه هایی که پیمانکاران داخلی توان اجرای آن دارند را نداشته و به دنبال جایگزینی شرکت های بزرگ و پیمانکاران خارجی هستیم و نگاه ما به پروژه های کلان و استراتژیک کشور است. قاسمی با تاکید بر اینکه در کشور به اندازه کافی کار برای همه پیمانکاران وجود دارد و پروژه های بزرگ نیز در کشور کم نیستند، خاطر نشان کرد: امروز پیشرفت تکنولوژی لحظه ای است و دائما باید مطابق با روز پیشرفت کرد. جانشین فرمانده قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء(ص) مدیریت و برنامه ریزی و تامین منابع مالی و تجهیزات و نیروی انسانی ماهر و متخصص را سه رکن اساسی در اجرای هر پروژه ای خصوصا در پروژه های بزرگ و پیچیده دانست که در هر سه مرحله پشتیبانی آن نقش اصلی را ایفا می کند. وی با اشاره به شرکت در انتخابات، آن را وظیفه و تکلیف شرعی دانسته و شاخصه های مورد اشاره رهبر معظم انقلاب را ملاک اصلی عنوان کرده و افزود: باید با قصد قربت در این انتخابات شرکت کنیم تا نقشه دشمنان که کم رنگ کردن مشارکت مردم هدف آنان است نقش بر آب شود. اولین همایش مسوولان و مدیران پشتیبانی قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء(ص) با هدف بررسی عملکرد سال ۸۷ و نحوه اجرای برنامه های سال ۸۸ و چگونگی پیاده سازی فرامین مقام معظم رهبری در خصوص اصلاح الگوی مصرف در سازمان در زمینه های تامین و خرید، نت، ماشین آلات، حمل و نقل و ترابری، نگهداری اموال و املاک، چرخه کالادر مجموعه قرارگاه به همت معاونت پشتیبانی این قرارگاه برگزار شد.</p>
<p>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;</p>
<p>این مطلب در روزنامه اعتماد ملی &gt;<span lang="en-us"><a href="http://www.magiran.com/nptoc.asp?mgID=5061&amp;Number=984"> شماره ۹۸۴</a> ۱۲/۵/۸۸ &gt; صفحه ۲۲ (مقاله اقتصادی)</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.anvarionline.net/?feed=rss2&amp;p=401</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>فروش نوکیا نصف شد/ واکنش بازار به اخبار سیاست</title>
		<link>http://www.anvarionline.net/?p=400</link>
		<comments>http://www.anvarionline.net/?p=400#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 30 Aug 2010 22:23:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>امیرهادی انواری</dc:creator>
				<category><![CDATA[اقتصاد]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب اصلی]]></category>
		<category><![CDATA[احمدابریشمی]]></category>
		<category><![CDATA[روزنامه کیهان]]></category>
		<category><![CDATA[شنود]]></category>
		<category><![CDATA[نوکیا]]></category>
		<category><![CDATA[پیام فضلی نژاد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.anvarionline.net/?p=400</guid>
		<description><![CDATA[
دوم تیرماه، خبری مبنی بر فروش مخفیانه دستگاه های شنود توسط نوکیا به ایران منتشر  شد. پس از آن، گروه ها و جمعیت های مختلف ایرانی که بیشتر در اینترنت مستقر بودند  نسبت به این اقدام نوکیا موضع گیری کردند و خواستار روشن شدن ابعاد موضوع شدند.  هرچند هیچ جمعیت یا گروه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img class="aligncenter size-full wp-image-489" title="Untitled-1" src="http://www.anvarionline.net/wp-content/picture/2010/08/Untitled-1.jpg" alt="Untitled-1" width="400" height="353" /></p>
<p>دوم تیرماه، خبری مبنی بر فروش مخفیانه دستگاه های شنود توسط نوکیا به ایران منتشر  شد. پس از آن، گروه ها و جمعیت های مختلف ایرانی که بیشتر در اینترنت مستقر بودند  نسبت به این اقدام نوکیا موضع گیری کردند و خواستار روشن شدن ابعاد موضوع شدند.  هرچند هیچ جمعیت یا گروه رسمی در کشور هنوز نسبت به این اقدام نوکیا موضع گیری  نکرده است اما به نظر می رسد مصرف کنندگان به صورت خودجوش درباره محصولات نوکیا  تصمیم گرفته اند. نشان این حرکت، گفته های فعالان بازار درمورد ریزش قیمت انواع  گوشی های نوکیا و موج پس فرستادن و تعویض گوشی های نوکیا پس از انتشار اخبار شنود  است. همچنین فروش گسترده گوشی های نوکیا به صورت دست دوم و خرید گوشی هایی با برند  های دیگر نشانه هایی از واکنش مصرف کنندگان ایرانی به این اقدام نوکیاست. فعالان  بازار می گویند: »ظرف سال های گذشته، نوکیا انتخاب اول خریداران بود اما این روزها  انتخاب اول خیلی از خریداران نوکیا نیست« امکان تهیه گزارش رسمی از تحولات اخیر  بازارگوشی تلفن همراه وجود ندارد اما گزارش های میدانی و اظهارنظر فروشندگان گوشی  تلفن همراه از افت فروش نوکیا در بازارهای تهران حکایت دارد. مردم معترض به روند  شنودهای تلفنی وآنها که از انتشار خبر فروش نرم افزارهای شنود توسط شرکت نوکیا  نگران شده اند، ترجیح می دهند از گوشی های دیگری استفاده کنند. این روند درحالی شدت  یافته است که شرکت مخابرات ایران &#8211; سهامی عام- نیزیک روز پیش ازبرگزاری دهمین دوره  انتخابات ریاست جمهوری سیستم ارسال پیامک را به مدت سه هفته غیرفعال کرد ونارضایتی  شدیدی میان مردم وسهامداران خود به وجود آورد. به طور قطع به همین دلیل بود که مردم  تهران به پیامک تبریک روز پدر و پاسداشت روز تولد امام علی(ع) به شیوه های دیگر رو  آوردند. شرکت مخابرات هنوز آماری از افت فاحش ارسال پیامک در روز پدر منتشر نکرده  اما گفته می شود حداقل ۹۰درصد افرادی که سال گذشته در روز پدر از پیامک استفاده  کرده اند،امسال این امکان را کنار گذاشته اند درهمین حال گزارش ها نشان می دهد که  مردم تهران درسطحی گسترده بازار نوکیا را کم رونق کرده اند. نوکیا در ایران پیش تر  هم تحریم شده بود اما به دلایل دیگری. زمانی که نام این شرکت همچون شرکت های نستله،  کوکاکولا، فانتا، بنتون وچند شرکت معروف دیگر در فهرست تحریم برخی گروه های  دانشجویی قرار گرفت، ای بسا مردم سازی دیگر کوک کردند.</p>
<p><strong>نوکیا در ایران </strong><br />
یک دهه بعد از ظهور تلفن  همراه در جهان در سال ۱۳۶۷ وزارت پست و تلگراف سابق اقدام به طراحی تلفن سیار کرد و  با یک تجدید نظر در این طرح در سال ۱۳۷۲ تجهیزات آن خریداری شد و در مرداد ماه ۱۳۷۳  فاز اول این طرح به ظرفیت صد هزار شماره ایجاد شد. طی سال ‏های ۱۳۷۳ تا اوایل ۱۳۷۴  تعداد متقاضیان تلفن همراه بیشتراز ۱۵۰۰ نفر نبود چراکه این سیستم به هیچ عنوان  برای مردم شناخته شده نبود به طوری که در شهریور ۷۴ هنگامی که آگهی نام نویسی در  روزنامه ‏های کثیر الانتشار کشور منتشر شد، حدود ۸ تا ۹ هزار نفر ثبت نام کردند به  عبارت دیگر استقبال چندانی از این سیستم پایه و ضروری در جامعه به عمل نیامد و حتی  در محافل با واکنش ‏های منفی روبه رو شد و تلفن همراه سیستمی زائد و تجملاتی عنوان  شد.<br />
در حال حاضر چند اپراتور در کشور در حال فعالیت هستند که شامل همراه  اول، ایرانسل، اسپادان (مخصوص مردم استان اصفهان)، کیش همراه (مخصوص مردم جزیره  کیش) می ‏شوند.<br />
در سال های اولیه همزمان با واگذاری سیم کارت، بالاجبار  گوشی مربوطه نیز (که البته تنوع بسیارکمی نیز داشت) به مشترک تحویل داده می شد.  وجود تنها یک اپراتور دولتی در بازار تلفن همراه و خدمات بسیار محدود در زمینه  استفاده از تلفن همراه باعث شده بود که توجه چندانی به نوع گوشی مورد استفاده نشود.  به تدریج با افزایش اپراتور به ۲ شرکت و باز شدن جاپای بخش خصوصی (آن هم از نوع  نسبتا خارجی آن) در این بازار تعداد کاربران به نحو بسیار گسترده ای افزایش یافت و  بازار ارتباطات موبایلی ایران روند رو به توسعه ای داشته است. اما از همان ابتدا،  نام نوکیا با تلفن همراه در ایران پیوند خورده بود چراکه اولین گوشی ها در ایران  نوکیا بود و همچنان، نوکیا بیشترین سهم را در گوشی های بازار ایران دارد. نوکیا،  یکی از بزرگ ترین تولید کنندگان تلفن همراه در جهان است که در سال ۱۸۶۵ میلادی در  جنوب غربی فنلاند کار خود را با تولید کاغذ آغاز کرد و در سال های بعد با تولید  لاستیک و کفش، قطعات صنعتی، کت های بارانی و کابل های مخابراتی ادامه داد. تا در  سال ۱۹۸۲ و با صنعتی شدن این شرکت و قرار گرفتن آن در خط تولید ارتباطات راه دور  telecommunications موفق شد، اولین تلفن همراه خود را با وزنی حدود ۸/۹ کیلوگرم با  قابلیت استفاده در اتومبیل طراحی و روانه بازار کند تا نام نوکیا را در این صنعت  جهانی کند. در حال حاضر نیز نوکیا با بیش از ۲۶ سال سابقه در تولید تلفن همراه  عنوان پر فروش ترین برند را در جهان به خود اختصاص داده و طبق آخرین آمار به دست  آمده در تاریخ ۲۰ مه ۲۰۰۸، این شرکت حدود ۵۰ درصد از سهم شاخص جهان، ۵۵ درصد از سهم  شاخص آسیا و ۳۸ درصد از سهم شاخص ایران را در اختیار داشته و صدر نشین جدول پرفروش  ترین برند تلفن همراه جهان در سال ۲۰۰۷ و چهار ماهه نخست سال ۲۰۰۸ شناخته شده است.</p>
<p><strong>ابزار شنود موبایل به ایران فروختیم </strong><br />
از  اواخر خردادماه همزمان با ناآرامی ها و موج دستگیری ها در کشور در اینترنت نیز موجی  از فیلترینگ سایت های خبری، وبلاگ ها، جوامع مجازی و&#8230; نیز آغاز شد و اطلاع رسانی  بیشتر از طریق ایمیل ها صورت می گرفت. در این ایام بود که خبری مبنی بر شنود  غیرقانونی مکالمات و دسترسی به اطلاعات ایمیل ها، یل باکس ها در جوامع مجازی و  مطالب تایپ شده در مسنجر منتشر شد. متعاقبا روز اول تیرماه، رسانه ها خبر غیر  منتظره ای را منتشر کردند. شرکت مخابراتی نوکیا-زیمنس (NSN) فروش تجهیزات شنود  مکالمات تلفن همراه به دولت ایران را تایید کرد، سخنگوی این شرکت گفت:  »بخشIntelligent Solutions که تا ماه مارس سال جاری بخشی از شرکت نوکیا- زیمنس بود،  نسخه محدود شده محصولی با نام Monitoring Centre را در نیمه دوم سال ۲۰۰۸ به ایران  فروخته است.« بن روم توضیح داد: »امکانات محصول مذکور به کاربران آن اجازه می دهد  روی ایمیل، تماس های تلفنی، پیام های متنی، پیام های ارسال شده توسط ابزارهایی  مانند یاهو مسنجر و شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک »شنود قانونی« داشته باشند.«  همین اظهارنظر کافی بود تا در کنار خبر افشای تولید کننده فناوری ایجاد پارازیت در  امواج شبکه های ماهواره ای، نسبت به تولید کننده اینگونه فناوری ها که آنها را به  صورت مخفیانه به ایران فزروخته بودند واکنش نشان داده شود. هنوز مردم ایران که  اکثرشان مکالمات خود را با گوشی های نوکیا انجام می دادند در بهت بودند و این خبر  را کاملاباور نکرده بودند. بعد از اینکه سخنگوی شرکت فنلاندی &#8211; آلمانی »نوکیا  زیمنس« فروش تجهیزات پیشرفته شنود تلفن را به ایران در سال ۲۰۰۸ تایید کرد، چارلز  شامر سناتور دموکرات مجلس سنای آمریکا به همراه سناتور جمهوریخواه لیندسی گراهام در  پی ارائه طرحی برای تصویب در سنا برآمدند که به موجب آن شرکت هایی که به دولت ایران  ابزار پیشرفته شنود مکالمات تلفنی و کنترل فضای وب را فروخته اند در آمریکا مورد  تحریم قرار بگیرند.این دو مدعی شدند دلیل ارائه این طرح خود را متوقف کردن گردش  آزاد جریان اطلاع رسانی از سوی دولت ایران در پی اعتراضات مردمی به نتایج اعلام شده  پس از انتخابات ریاست جمهوری می دانند. روزنامه آمریکایی وال استریت ژورنال در  آخرین هفته خردادماه با چاپ گزارشی نوشته بود که دولت ایران تجهیزات پیشرفته ای  برای شنود مکالمات تلفنی و کنترل ارتباطات اینترنتی شهروندان خود از شرکت سازنده  تجهیزات ارتباطی فنلاندی – آلمانی »نوکیا زیمنس« خریداری کرده است. این دو نفر با  اشاره به این گزارش خواستار قطع ارتباط تمامی شرکت های بزرگ غربی با دولت ایران شده  و افزوده اند: در حالی که شرکت های بزرگ آمریکایی قوانین تحریم ایران را رعایت می  کنند اما شرکت های دیگر کشورهای غربی از جمله اروپا با فروش تجهیزات و انتقال  تکنولوژی های حساس به ایران به دولت این کشور اجازه می دهند که گردش آزاد اطلاعات  را محدود کند. در طرح دو سناتور مزبور، دولت آمریکا موظف شده است که با تهیه لیستی  شرکت هایی را که در ماه ها و سال های گذشته تجهیزات پیشرفته محدود کننده آزادی گردش  اطلاعات را به دولت ایران فروخته اند، مشخص سازد. پس از این مرحله و در صورت تایید  اطلاعات این لیست این شرکت ها از انعقاد قرارداد با دولت آمریکا محروم می شوند و  شرکت هایی هم که در حال حاضر با دولت آمریکا قرارداد همکاری دارند پس از انقضای مدت  قانونی آن، از تمدید قرارداد خود با دولت آمریکا محروم خواهند شد. شرکت زیمنس هم  اکنون بیش از ۲ هزار قرارداد همکاری با دولت آمریکا دارد که تنها ۳۰۰ مورد آن با  وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) است. این شرکت تنها در سال ۲۰۰۹ قراردادهایی را به  ارزش ۲۵۰ میلیون دلار با دولت آمریکا منعقد ساخته است، در حالی که شرکت ادغام شده  فنلاندی &#8211; آلمانی نوکیا زیمنس تنها ۶ قرارداد به ارزش ۵ میلیون دلار با دولت آمریکا  منعقد کرده است.</p>
<p><strong>نوکیاهای ایرانی </strong><br />
چه کسانی  نوکیا را به ایران آوردند. نوکیا تنها تولید کننده گوشی است که در ایران دفتر دارد.  نه تنها گوشی، بلکه سایر تجهیزات مخابراتی نوکیا که بیشتر در زیرساخت ها مورد  استفاده است در ایران مورد استفاده قرار می گیرند. یکی از نام هایی که با نوکیا در  ایران پیوند خورده است، »ایراتل« است. در روزهای اخیر، همزمان با جدی شدن بحث گوشی  های ساخت نوکیا، گمانه زنی ها برسر اینکه ارتباط نوکیا با ایران از چه طریقی است  نیز قوت گرفته است. از طرف دیگر، استفاده از شنودهای پیشرفته و امکانات امنیتی جدید  در داخل شرکت ایراتل، دستاویزی برای کسانی شده است که واردکننده این دستگاه ها چه  کسی است؟ از طرفی بعد از اینکه تعرفه های واردات گوشی های تلفن همراه تغییر کرد، طی  سال های گذشته، ایراتل به جای واردات گوشی های تلفن همراه و خدمات تعمیرات آن،  بیشتر به سمت نصب آنتن ها و تجهیزات مخابراتی رفته است. این شرکت از اولین شرکت  هایی بود که اقدام به واردات گوشی تلفن همراه و خدمات پس از فروش در ایران کرد اما  علاوه بر این، نام مدیر شرکت بعضا در مباحث سیاسی دیده می شود.</p>
<p><strong>الف.الف، شهرام جزایری وحسین شریعتمداری </strong><br />
نام مدیر ایرانی نوکیا، بیشتر به خاطر اشاره های معروف مدیرمسوول  روزنامه کیهان به عنوان چهره ای سیاسی مطرح شد. در هفته اول اسفندماه سال ۸۵، در  جریان فرار شهرام جزایری، حسین شریعتمداری در یادداشتی به بررسی احتمال دست داشتن  برخی از افراد در فرار شهرام جزایری می پردازد که به دلایلی از سوی برخی از افراد  حمایت می شدند. در این یادداشت نامی از این افراد برده نمی شود و تنها به اشارتی از  محل ها و مکان ها اکتفا می شود. در همین سال (یعنی سال ۸۵)، پ-ف، خواهر زاده مدیر  ایرانی نوکیا به روزنامه کیهان می رود و یک سال بعد کتاب »شوالیه های ناتوی فرهنگی«  را توسط انتشارات کیهان منتشر می کند. ماجرای جزایری و حامیان او مسکوت می ماند تا  فروردین همین امسال. در ۲۲ فروردین سال ۸۸حسین شریعتمداری در شماره ۱۹۳۳۲ در ستون  »یادداشت روز« سرمقاله ای به امضای خود تحت عنوان »آنجا چه خبر است؟« نگاشت که تامل  برانگیز بود و به موارد مورد ابهام در پرونده جزایری اشاره داشت. نامبرده در این  یادداشت کدهایی داد، که نمی توان به سادگی از آنها گذشت. در بندهفتم این یادداشت  آمده است: کاش برخی از مسوولان محترم دستگاه قضایی به جای آنکه گذران اوقات فراغت  خود &#8211; که متاسفانه خیلی هم زیاد هست! &#8211; به نقاط خوش آب و هوای کشور رفته و در خانه  های اشرافی کلان سرمایه داران جا خوش کنند، بخشی از وقت خود &#8211; بخوانید وقت متعلق به  ملت- را نیز صرف رسیدگی به امور قضایی بر زمین مانده مردم و بررسی هویت برخی از  مدیران این دستگاه می کردند ـ البته به عنوان وظیفه خویش نه منت به مردم. مثلاچرا  تعطیلات نوروزی را در باغ رویایی! و چند ده هکتاری آقای »الف« &#8211; در منطقه خوش آب و  هوای شمال سپری کرده و در ویلاهای آنچنانی و اشرافی این کلان سرمایه دار لم داده  اند؟ که خدای نخواسته مجبور باشند بهای این »لم دادن« ها را از کیسه ملت هزینه  کنند؟! با توجه به اینکه این مدیر در یکی از شهرهای شمالی کشور، املاک زیادی دارد،  برخی از منابع معتقد بودند احتمالامنظور شریعتمداری از »الف.الف« همان مدیر شرکت  ایراتل است.آیا این گمانه درست است؟</p>
<p><strong>استعفای مدیر نوکیا  به دلایل شخصی </strong><br />
۲۶ فروردین ماه امسال (سال ۸۸) مدیرعامل نوکیا در ایران  استعفا داد. ب-خ در گفت وگو با ایتنا، دلیل این امر را صرفا مسائل شخصی دانست که  موجب تصمیم او برای خروج از نوکیا شده است. وی همچنین ارتباط این موضوع را با مسائل  دیگر یا شایعات احتمالی رد کرد.مدیرعامل مستعفی بیش از چهار سال در جایگاه مدیر  عامل نوکیا در ایران که مهم ترین عنوان این شرکت در ایران تلقی می شود، فعالیت می  کرد.دوران فعالیت او مجموعا دورانی آرام و در عین حال برای نوکیا نسبتا پررونق  بود.به گزارش ایتنا در مراسمی که از سوی دفتر نوکیا در ایران برگزار شد، ضمن تودیع  مدیرعامل سابق، علیرضا شفیع پور به عنوان مدیر عامل جدید، جایگزین نامبرده شد.</p>
<p><strong>نوکیا حامی صهیونیست یا نوکیا فروشنده مخفی </strong><br />
در سال های گذشته، همزمان با عملیات مختلف اسرائیل علیه فلسطین و  لبنان، گروه های مذهبی و سیاسی در ایران اقدام به انتشار لیستی از شرکت های حامی  صهیونیست کردند. در بین شرکت ها و موسساتی مثل کوکاکولا، فانتا، سی ان ان، کیت کت،  نستله و&#8230;نام نوکیا نیز به چشم می خورد و اتفاقا از بین این برند ها، برندهایی که  بیشتر مورد توجه تحریم کنندگان مذهبی قرار گرفته بود، کوکاکولا، نستله و نوکیا  بودند. در همان زمان ها بود که بسیاری از متدینین، به جای گوشی های نوکیا از گوشی  هایی مثل سونی اریکسون استفاده می کردند و حالابعد از گذشت سال ها، یکبار دیگر نام  نوکیا به خاطر فروش مخفیانه ابزار شنود بر سر زبان ها جاری شده است با توجه به  اظهارات فعالان بازار، این مساله تا حدود زیادی بر فروش این محصول در بازار  تاثیرگذار بوده است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.anvarionline.net/?feed=rss2&amp;p=400</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پرچم چینی ایران/چینی ها حتی جانماز ما را تامین می کنند</title>
		<link>http://www.anvarionline.net/?p=399</link>
		<comments>http://www.anvarionline.net/?p=399#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 30 Aug 2010 22:22:55 +0000</pubDate>
		<dc:creator>امیرهادی انواری</dc:creator>
				<category><![CDATA[اقتصاد]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب اصلی]]></category>
		<category><![CDATA[بازار]]></category>
		<category><![CDATA[واردات از چین]]></category>
		<category><![CDATA[کالای چینی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.anvarionline.net/?p=399</guid>
		<description><![CDATA[
انواع وسایل ضد شورش، دفاع شخصی و باتوم های چینی در بازار داخل وجود دارند
شرکت های چینی از »کلاهخود« مراسم تعزیه گرفته تا »حلقه های فلزی« زنجیر را  تولید و عرضه می کنند
انواع زنجیر بچه گانه چینی(جهت استفاده در عزاداری  های محرم) بین ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ تومان و نوع بزرگ آن نیز بین [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img class="aligncenter size-full wp-image-491" title="Untitled-2" src="http://www.anvarionline.net/wp-content/picture/2010/06/Untitled-2.jpg" alt="Untitled-2" width="400" height="266" /></p>
<blockquote><p>انواع وسایل ضد شورش، دفاع شخصی و باتوم های چینی در بازار داخل وجود دارند<br />
شرکت های چینی از »کلاهخود« مراسم تعزیه گرفته تا »حلقه های فلزی« زنجیر را  تولید و عرضه می کنند<br />
انواع زنجیر بچه گانه چینی(جهت استفاده در عزاداری  های محرم) بین ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ تومان و نوع بزرگ آن نیز بین ۲۵۰۰ تا ۴۰۰۰ تومان عرضه می  شود<br />
مهر های هوشمند یا رکعت شمار &#8211; دسته ای از مهر ها که با سازوکار خاص  خود مناسب برای افراد سالمند و »کثیرالشک« هستند که علاوه بر مهر بودن، موجب از بین  رفتن شک در نماز هم می شوند &#8211; که محصول یک دهه اخیر بوده و عمدتا چینی هستند<br />
مدتی است که عرضه سجاده های چینی که سفری بوده و بسیارمورد توجه شرکت های  تبلیغاتی قرار گرفته اندکی بازار جانماز و سجاده های ایرانی را تحت تاثیر قرار داده  است</p></blockquote>
<p>این روزها همه از کشتار مسلمانان در چین می گویند اما چینی ها از مدت ها پیش بازار  کالاهای ملی و مذهبی ایران، پرجمعیت ترین کشور شیعه را تصاحب کرده اند. جنس چینی  حتی به زیر پیشانی ما شیعیان هم خزیده وما هرگز نفهمیده ایم جانماز و مهری که با آن  نماز می خوانیم ساخت همان کشوری است که این روزها مسلمانان را لت وپار می کند.  تاپیش ازاین،کفش و کیف و لباسمان چینی بود، حالاجانماز و تسبیح و مهر مکانیزه چینی  هم داریم. این چشم بادامی های پر تلاش این روزها از مهر ونماز ما هم گذشته اند  وحالادست گذاشته اند روی کالاهای سنتی ما.کار به جایی رسیده که سیر و رب گوجه فرنگی  و نمک چینی هم سر سفره ما آمده اما تاسف بارتر این است که مدیران ما پرچم های ایران  ساخت چین روی میز خود می گذارند و لباس شخصی ها – که هرگز هویت آنها بر کسی فاش  نشده- با باتوم ها وشوکر های ساخت چین به »خس وخاشاک« حمله می کنند. چینی ها ما را  محاصره کرده اند و نه تنها در صنعت نفت ما که در بازار کوچک شاه عبدالعظیم و جانماز  دوزهای مشهد و قم هم حضور دارند وبرای ما زنجیر عزاداری و کلاهخود تعزیه می سازند  که جز ایران در هیچ جای دیگر دنیا کاربرد ندارد.کالاهای چینی، همه جا هستند، از  تسبیح، مهر، قلیان، تنباکوی میوه ای، پلیور و دوچرخه گرفته تا لباس زیر و وسایل  پیشگیری از بارداری، همه چیز در ایران چینی »هم« دارد، حتی »پرچم ایران« چینی هم  داریم! هرچقدر کالاهای اروپایی و آمریکایی در ایران نایاب و گرانقیمت هستند، در عوض  جنس چینی همه رقم، ارزان. سری به بازارهای کفش بزنید، اگر کفش ملی، بلا،  تولیدکنندگان کوچک کفش ورشکست شده اند یا در آستانه ورشکستگی هستند، در عوض هر روز  یک برند که حتی آرم آن کپی استپ از کشور دوست و برادر »چین« در ایران، کیش، قشم،  تهران، بالای شهر، پایین شهر و&#8230; هرجاکه پول باشد افتتاح می شود. خیلی از کشورهای  توسعه یافته ورود کالاهای بی کیفیت چینی، تازه از نوع درجه یک آن را ممنوع کردند،  این در حالی است که اجناس درجه دو و سه که چین نمی تواند به کشورهای توسعه یافته و  بعضا درحال توسعه صادر کند را گمرک ایران با آغوش باز پذیراست. کاش لااقل جنس چینی  خوب بود، بدبختی آنجاست که اجناس درجه دو و سه که چین نمی تواند به اروپا و آمریکا  صادر کند، از بازار ایران سر در می آورد. و مسوولان هم سکوت معناداری کردند. موضوع  تا آنجا ادامه پیدا می کند که با بخشنامه برخی اجناس بنجل چینی از گمرک رد می شود و  در این بین آنچه به جایی نمی رسد فریاد حقوق مصرف کننده است که جنس را به نام  ایتالیا می خرد در حالی که چینی است.</p>
<p><strong>شعارهای جدید </strong><br />
این روزها گوش ما به شعار عادت کرده اما روزی که شنیدیم در نماز جمعه  علیه دو کشور سابقا کمونیستی شعار داده شده،تعجب کردیم.روزی که اکبرهاشمی رفسنجانی  در نماز جمعه تهران حاضر شد تا به غیبت طولانی اش پایان دهد،بعضی نمازگزاران تهرانی  علیه دو کشور روسیه وچین شعار دادند.درحاشیه نماز جمعه آن روز،مردم بحثی قدیمی را  پیش کشیدند که قبل ازآن، هم دراینترنت دنبال شده بود وهم از سوی تولیدکنندگان  ایرانی بارها شنیده بودیم. آن روز مردم که تعدادشان کم نبود،برای نخستین بار به  صورت گسترده،از تحریم کالاهای چینی سخن گفتند.بحثی که پیش ازاین بارها توسط تشکل  های اقتصادی وفعالان بخش خصوصی مطرح شده بود.به این ترتیب به نظر می رسد مردم برای  نخستین بار کنار تشکل های اقتصادی وتولیدی قرار گرفته اند تا کالاهای بی کیفیت  کشوری که دولتش سرکوبگری می کند را تحریم کنند.این درحالی است که سایه کالاها  وسیاست والگوی چینی،بدجوری بر زندگی ما سایه افکنده است.</p>
<p><strong>پرچم ایران: Made In China </strong><br />
هنوز ۶ ماه  نگذشته؛ بهمن ماه سال ۸۷، در راهپیمایی پرشکوه ایرانیان در ۲۲ بهمن، برای اولین بار  بعد از پیروزی انقلاب پرچم های کوچک ایران در حجم بسیار گسترده ای بین راهپیمایان  توزیع شد. همه جای دنیا معمول است، پرچم های کوچکی که در فستیوال ها و راهپیمایی ها  به دست بچه ها و بزرگترها می دهند تا نشان دهنده حس میهن دوستی ایشان باشد. در پرچم  سه رنگ ایران هم نشانه های میهن دوستی هست، هم نشانی از اسلام. اما نکته آنکه در  پایه پرچم، نام سازنده آن »چین« قید شده بود: »made in china«. چین را این روزها  خوب می شناسیم. کشوری که حاکمانش مسلمانان را می کشند و مراجع ایران هم نسبت به بی  تفاوتی مقامات چین این روزها مدام هشدار می دهند. مباحث ایدئولوژیک سر جای خود،  کشوری که مقامات ایران پرچم ایران را برای استفاده در راهپیمایی سالگرد پیروزی  انقلاب اسلامی از آن وارد می کنند، کمر تولیدکنندگان داخلی را هم شکسته و حالانشان  سه رنگ میهن دوستی ما از چین وارد می شود. به نظر نمی رسد ساخت این پرچم های کوچک  نیاز به تکنولوژی خارق العاده ای داشته باشد که تولیدکنندگان داخلی از آن بی نصیب  مانده باشند و بالاجبار باید از چین وارد شود.</p>
<p><strong>باتوم و  شوک الکتریکی: Made In China </strong><br />
البته مشخص نیست که در ایران مدل توسعه  متعادل، نامتعادل، صنایع جایگزین، صنایع مادر یا&#8230; کدام مدل مورد استفاده است اما  کشورهای جهان سوم در هر حال که رو به توسعه باشند، تلاش می کنند تا لااقل بخشی از  نیازهای ساده خود را که به تکنولوژی های انحصاری نیاز ندارد، خودشان تولید کنند. در  این مسیر برای پاگرفتن این حرکت، دولت تا حدی با وضع پاره ای قوانین مثل تعرفه های  واردات یا ممنوع کردن واردات برخی کالاها به تولید کنندگان داخلی مهلت می دهد تا  سرپا بایستند. باتوم ها عموما یا پلاستیکی یا فولادی هستند. برخی از آنها ساختار  کمی پیچیده ای دارد برای مصارف خاص. در ایران گاهی از باتوم های چوبی هم استفاده می  شود. با این شرایط جای سوال است که آیا ایران که در زمینه نانوتکنولوژی به  دستاوردهایی جهانی رسیده، ایا واقعا نیاز دارد از چین وسایل ضد شورش و دفاع شخصی  وارد کند؟! وسایل چینی مثل شوکرها، اسپری های اشک آور و&#8230; قابل قبول هستند اما  باتوم و دستبند دیگر وسیله های پیچیده ای نیستند. با این حال شاید برایتان جالب  باشد که بدانید انواع وسایل ضد شورش، دفاع شخصی و باتوم های چینی در بازار داخل  وجود دارند. با این توضیح که طی چند سال اخیر شرکت های خصوصی معدودی به صورت تخصصی  اجازه پیدا کردند تا وسایل نظامی و دفاعی را به کشور وارد کنند. این وسایل توسط  شرکت هایی خاص به کشور وارد و تنها به نهادها و مراکز خاصی با طی مراحل لازم فروخته  می شوند. شوکر های چینی حدودا ۴۰۰ الی ۵۰۰هزارتومان و باتوم ها هم در پیشرفته ترین  انواع(فنری) ۱۵ هزار تومان قیمت دارند.</p>
<p><strong>وسایل  تعزیه: Made In China </strong><br />
از سازهایی مثل تبل که در دسته های عزاداری  بگذریم، آنها اکثرا چینی هستند اما ورود چینی ها به کالاهای ریز و سنتی عزاداری  جالب است. شرکت های چینی از »کلاهخود« مراسم تعزیه گرفته تا »حلقه های فلزی« زنجیر  را تولید و عرضه می کنند که قیمت های مناسب و کیفیت های مشابه با انواع تولید داخل  آنها سبب شده تا میزان استقبال مردم از این کالاها بیشتر شود.چینی ها تولیدات خود  را حداقل ۲۰ درصد ارزان تر از تولیدات ایرانی عرضه می کنند، مثلاانواع زنجیر بچه  گانه چینی(جهت استفاده در عزاداری های محرم) بین ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ تومان و نوع بزرگ آن  نیز بین ۲۵۰۰ تا ۴۰۰۰ تومان عرضه می شود، در صورتی که نوع ایرانی این کالاها بین ۲۰  تا ۵۰ درصد گران تر هستند.»فانوس های چینی« برای استفاده در چلچراغ های دسته های  عزاداری امام حسین(ع) هم مشابه چینی دارد. این فانوس های الکترونیکی به دلیل قیمت  مناسب در ایام محرم و صفر بسیار مورد توجه هیات های عزاداری قرار می گیرند. حتی  هیکلی (کمربند حمل چلچراغ) که تا چند سال قبل از همدان وارد بازارهای مصرف می شد طی  یکی دو سال گذشته با چرم های مصنوعی چینی در دسته های عزاداری استفاده می شود.</p>
<p><strong>مهرهای رکعت شمار: Made In China </strong><br />
در شهرهای  مقدس به خصوص مشهد و قم، همچنین در کنار اکثر امامزاده ها، فروشگاه های خاصی به  فروش کالاهای خاص مذهبی نظیر مهر، تسبیح، جانماز و&#8230; اختصاص دارند. انواع مهر که  از اصلی ترین کالاهای این بازارها به شمار می روند یا از خاک مشهد مقدس ساخته می  شوند که طبیعتا تولید داخل بوده یا از خاک سرزمین مقدس کربلاهستند که به گفته  فروشندگان، در کشور عراق تولید و به کشور وارد می شوند. حدودا از یک دهه اخیر »مهر  کربلا« در بازار های حاشیه اماکن مقدس به صورت گسترده وارد شد. پیش از آن نیز این  مهر ها که از تربت مقدس سرزمین کربلاساخته می شدند، در بازار ایران که از اصلی ترین  مصرف کنندگان این کالابه شمار می رود، وجود داشت اما با تغییرات و برداشته شدن برخی  محدودیت ها در مرز های کشور، ورود این دست کالاها به کشور با سهولت بیشتری انجام  شد. هم اکنون مهر های هوشمند یا رکعت شمار &#8211; دسته ای از مهر ها که با سازوکار خاص  خود، مناسب برای افراد سالمند و »کثیرالشک« هستند که علاوه بر مهر بودن، موجب از  بین رفتن شک در نماز هم می شوند &#8211; که محصول یک دهه اخیر بوده و عمدتا چینی هستند در  تمام بازارها وجود دارند.</p>
<p><strong>سجاده و تسبیح: Made In China </strong><br />
بازهم چینی ها. جانماز و سجاده عمدتا ً در ایران و به خصوص در دو شهر  قم و مشهد تولید می شوند. در این شهرها کارگاه های متعددی به تولید جانماز و سجاده  اختصاص دارد اما مدتی است که عرضه سجاده های چینی که سفری بوده و بسیارمورد توجه  شرکت های تبلیغاتی قرار گرفته است اندکی بازار جانماز و سجاده های ایرانی را تحت  تاثیر قرار داده است. جانماز و سجاده در انواع مختلف و از جنس پارچه های مختلف و  دوخت های متفاوت در این بازارها وجود دارند. به طور کلی قیمت انواع جانماز و سجاده،  براساس نوع پارچه و اندازه و دوخت سجاده و جانماز به طور متوسط از یک هزار تا ۱۰  هزار تومان متغیر است. تسبیح ها نیز در چهار دسته سنگی، گلی، چوبی و پلاستیکی وجود  دارند که در بازار تمامی این تسبیح ها، نمونه های ایرانی،چینی و ترکی به چشم می  خورد که طبیعتا قیمت نوع چینی ارزان تر و به تبع آن پرفروش تر است.</p>
<p><strong>ماست، پنیر، خامه: Made In China (یا چینی ها رقیب  گاوهای ایران) </strong><br />
ای کاش فقط اجناسی از این دست بود. انگار در ایران »گاو«  هم نداریم! واردات بی رویه و بی دروپیکر شیر خشک که با آن ماست و لبنیات درست می  کردند فروردین ماه همین امسال صدای دامپروران داخلی را درآورد. ماجرا از این قرار  بود که دامداران به دلیل افزایش قیمت نهاده های مورد نیاز خود، قیمت شیر تولیدی شان  افزایش یافت. دولت هم به واردات شیر خشک در حجم انبوه از کشورهایی مثل چین و  نیوزیلند روی آورد. دامدارانی که در آستانه ورشکستگی قرار داشتند می گفتند: کارخانه  داران (تولیدکننده مواد لبنی) با مخلوط کردن هر کیلو شیرخشک با ۱۰ کیلو آب آن را به  قیمت ۲۵۰ تومان تهیه می کنند و نیازی به خرید شیر تازه از دامداران احساس نمی کنند.  مصرف کننده بخت برگشته ایرانی، هر شب سر میز شام قاشق های ماستی که شبیه بستنی کش  می آید را در دهان می گذارد، شک می کند که مزه ماست فرق کرده، روی پاکت را نگاه می  کند نوشته: »تهیه شده با شیر تازه گاو« و خبر ندارد، گاو مزبور چشمانش بادامی بوده  و شیرش خشک!<br />
<strong>واردات با چه توجیهی؟ </strong><br />
بدیهی است که در بازارهای  دیجیتال و سایر تکنولوژی های همتراز یا صادرات فرش که در غفلت مسوولان و  سیاستگذاران دیگر به دست چینی ها افتاده، چینی ها حضور دارند. اما در این گزارش  تعمدا به ذکر مواردی پرداخته شده که در آنها از تکنولوژی خاصی استفاده نشده و تماما  در داخل ایران ظرفیت تولید آنها وجود دارد. نکته جالب آنکه چین از یک طرف مسلمانان  را در کشور خودش سرکوب و از طرف دیگر بازار کشورهای اسلامی نظیر ایران را به دست  گرفته است. این در حالی است که شاید در بخش های خاصی واردات برخی کالاها برای  جمهوری اسلامی ایران ضروری و واردات آنها از چین به صرفه باشد. اما به نظر نمی رسد  پرچم پلاستیکی و پارچه ای ایران، باتوم، تسبیح و&#8230; کالاهای پیچیده ای باشند که  کشورما ناگزیر از واردات آنها باشد.<br />
* در این گزارش از آرشیو سایت خبری  آینده و روزنامه سرمایه استفاده شده است.</p>
<p>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;</p>
<p>این مطلب در روزنامه اعتماد ملی &gt;<span lang="en-us"><a href="http://www.magiran.com/nptoc.asp?mgID=5061&amp;Number=973"> شماره ۹۷۳</a> ۳۰/۴/۸۸ &gt; صفحه  ۲۲ (اقتصادچینی) </span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.anvarionline.net/?feed=rss2&amp;p=399</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>فقر در ایران کمک به جهان/کمیته امداد به جمع صادر کنندگان پیوست</title>
		<link>http://www.anvarionline.net/?p=398</link>
		<comments>http://www.anvarionline.net/?p=398#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 30 Aug 2010 22:22:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator>امیرهادی انواری</dc:creator>
				<category><![CDATA[اقتصاد]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب اصلی]]></category>
		<category><![CDATA[کمکهای خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[کمیته امداد امام خمینی(ره)]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.anvarionline.net/?p=398</guid>
		<description><![CDATA[
هفته گذشته سرپرست کمیته امداد گفته بود: جهیزیه دادن کمیته امداد به دختران دم بخت  برخی از کشورها نه تنها هزینه نیست بلکه سرمایه گذاری برای کشور به حساب می آید  زیرا با هدف انتقال فرهنگ و الگوی جمهوری اسلامی به این کشورها انجام شده و  دیپلماسی رسمی از آن سود می [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter size-full wp-image-495" title="Untitled-3" src="http://www.anvarionline.net/wp-content/picture/2010/08/Untitled-3.jpg" alt="Untitled-3" width="400" height="271" /></p>
<p>هفته گذشته سرپرست کمیته امداد گفته بود: جهیزیه دادن کمیته امداد به دختران دم بخت  برخی از کشورها نه تنها هزینه نیست بلکه سرمایه گذاری برای کشور به حساب می آید  زیرا با هدف انتقال فرهنگ و الگوی جمهوری اسلامی به این کشورها انجام شده و  دیپلماسی رسمی از آن سود می برد. این اظهار نظر به سرعت مورد توجه مردم قرار گرفت.  شاید چون مردمی که در عوارضی و خیابان ها پول به صندوق های صدقات می ریزند تازه  فهمیدند ممکن است پولی که به صندوق می ریزند تا بلاگردان خود و خانواده شان باشد،  ممکن است صرف خرید کامپیوتر برای دختران کومور یا صرف خرید جهیزیه برای دختران  آذربایجان شود. جالب آنکه طی چهار سال اخیر همزمان با روی کار آمدن دولت نهم،  سرپرست کمیته امداد نیز که بعد از انقلاب (۲۴ سال) با حکم امام و بعد رهبری ابقا  شده بود، تغییر کرد و با آمدن سرپرست جدید در برخی موارد آمار کمک ها گاه تا ۱۰۰  درصد افزایش داشته است. از طرف دیگر، کمک های کمیته امداد در حالی به کشورهای دیگر  در جریان است که بعضا رفتارهای غیرعادی از سوی برخی از این کشورها می شود. یکی از  آنها آتش زدن روغن های اهدایی کمیته امداد به آذربایجان بود که در سکوت خبری کسی به  آن توجه نکرد. کمیته امداد ایران به برخی کشورها کمک می کند که اصولادر زمره  کشورهای عقب مانده و جهان سوم هستند. برای مثال تهیه جهیزیه برای دختران کومور.  تمام کشور کومور ۷۰۰ هزارنفر جمعیت دارد و حتی در کومور یک هواپیما برای سفر رئیس  جمهورش سامبی که از شاگردان آیت الله مصباح نیز هست، وجود نداشت و ایران برای آمدن  سامبی به ایران برایش هواپیما فرستاد.</p>
<p><strong>کمیته امداد  لبنان </strong><br />
کشوری که سید حسین نصرالله اهل آنجاست ۱۰۴۵۲ کیلومتر مربع مساحت  دارد اما جمعیت آن مثل مساحتش تقریبا نصف تهران است! ممکن است ندانید، ولی همه مردم  آن را مسلمانان تشکیل نمی دهند، قومیت های لبنان هم متفاوت است، برخی از آنها در  ایران هم هستند. عرب ها ۶۰درصد، آسوریان و سریانی ها ۳۶درصد و ارمنی ها ۴درصد،  کردها و یهودیان یک درصد از جمعیت لبنان را تشکیل می دهند. در لبنان از اواخر سال  ۶۶ کمیته‎های امداد امام خمینی لبنان تاسیس و رسما شروع به کار کردند.تعداد واحدهای  کمیته امداد لبنان در پایان سال۸۵ (بعد از حدود دو دهه فعالیت) ۲۰ واحد بود. تعداد  ۴۶۰ شهر و روستای لبنان تحت حمایت کمیته‎های امداد قرار دارند. تمامی شاخه‎های اصلی  به صورت شورایی مرکب از ۳ یا ۵ نفر اداره می‎شوند و واحد مرکزی نیز که به صورت  شورای ۵ نفره اداره می‎شود، مسوولیت هماهنگی و نظارت بر کار تمامی شاخه‎ها را به  عهده دارد. مجموع کمک های پرداختی به مددجویان کمیته‎های امداد لبنان در سال ۸۵ بیش  از ۱/۲۳ میلیارد لیره لبنان معادل ۹۲۸/۵۳۶۴/۱ دلار (۳/۱۴۱ میلیارد ریال ) بوده است  . کل خانوارهای تحت حمایت کمیته‎های امداد لبنان در پایان سال ۸۵ هفت هزار و ۴۸۶  خانوار باجمعیت ۱۶هزار و ۴۵ نفر بودند. تعداد تحت حمایت های سال ۸۵ در مقایسه با  سال قبل، یعنی سال ۸۴ (۵۲۱۲ خانوار با جمعیت ۱۳۱۷۲ نفر) از نظر تعداد خانوار ۶/۴۳  درصد و از نظر جمعیت ۸/۲۱ درصد افزایش داشته است.</p>
<p><strong>کمیته  امداد سوریه </strong><br />
سوریه کشوری است با مساحت ۱۸۵هزار کیلومتر و جمعیت حدود  ۵/۱۸ میلیون نفر.تعداد کل خانواده های تحت حمایت کمیته امداد سوریه در پایان سال  ۸۵، ۲۱۲۶ خانوار با جمعیت ۹۲۸۹ نفر بوده. در سال ۸۵ جمع کمک های کمیته امداد سوریه  ۴۷٫۸۶۲٫۱۱۱ لیره سوریه ، معادل ۸/۸ میلیارد ریال یا معادل ۹۵۷٫۲۴۲ دلار بود.<br />
کمک ماهانه ۹۰ هزارتومانی ایران به صد هزار کارگر فلسطینی<br />
بعداز  حمله اسرائیل به فلسطین، در روز قدس و دعوت کمیته امداد با استقرار پایگاه در مکان  های خاصی نسبت به جمع‎آوری کمک های مردمی جهت اهدا به مسلمانان مظلوم فلسطین اقدام  کرد. ارزش ریالی کمک های جمع آوری شده برای مسلمانان مظلوم فلسطین افزون بر ۱/۴  میلیارد ریال بود. البته این کمک ها تنها گوشه ای از کمک های ایران به مردم فلسطین  است. پیش از عید، نخست وزیر فلسطین از کمک ۲۵۰ میلیون دلاری ایران به تشکیلات  خودگردان و فلسطینیان خبر داد. به گزارش آفتاب، اسماعیل هنیه سخنانش در شماره روز  پنجشنبه روزنامه لبنانی السفیر منتشر شده، گفت: »نتیجه دیدارم از ایران حمایت مالی  از فلسطین به ارزش ۲۵۰ میلیون دلار (برابر ۲۲۵ میلیارد تومان) و ارائه چند طرح برای  حمایت مالی و اقتصادی مستقیم از دولت و ملت فلسطین بود.«هنیه همچنین گفت: »از جمله  این کمک ها برای مثال اختصاص ۱۲۰ میلیون دلار(برابر ۱۰۸ میلیارد تومان) برای حمایت  مالی از دولت فلسطین در سال ۲۰۰۷ و نیز اختصاص ۴۵ میلیون دلار برای پرداخت حقوق  کارمندان سه وزارتخانه از وزارتخانه های تشکیلات خودگردان فلسطین و پرداخت مطالبات  خانواده های فلسطینی برای ۶ ماه است.«هنیه که با این روزنامه لبنانی گفت و گو می  کرد، افزود: »ایران پذیرفته به ۱۰۰ هزار کارگر فلسطینی در ماه ۱۰۰ دلار بپردازد و  برای ۶ ماه به این کار ادامه دهد که جمع آن ۶۰ میلیون دلار می شود.« به گفته او  »ایران همچنین پذیرفته به هر کدام از سه هزار ماهیگیری که از چند ماه پیش از رفتن  به دریا محروم شده اند، در ماه ۱۰۰ دلار بپردازد و تا ۶ ماه به این کار ادامه دهد  که جمع کل آن ۸/۱ میلیون دلار می شود.« نخست وزیر فلسطین در پایان گفت: »ایران مرکز  فرهنگی فلسطین و کتابخانه هایی ملی با ارزش ۱۵ میلیون دلار خواهد ساخت و دو هزار  خانه ویران شده را به ارزش کل ۲۰ میلیون دلار ترمیم خواهد کرد.«</p>
<p><strong>کمیته امداد افغانستان </strong><br />
افغانستان کشوری با  مساحت ۶۵۲ هزار کیلومتر مربع که نزدیک به ۵/۲۸ میلیون نفر جمعیت دارد. با استمرار  جنگ داخلی در این کشور، امداد رسانی کمیته امداد به افغانستان از تابستان سال ۷۷  متوقف شد اما با آغاز دوران بعد از طالبان مجددا فعالیت کمیته امداد در دی ماه سال  ۸۰ در شهر کابل و در سال ۸۱ در شهرهای هرات و نیمروز (زرنج) آغاز شد.در پایان سال  ۸۶ تعداد ۵۲۵۲ خانوار با جمعیت ۲۱۷۷۷ نفر تحت حمایت کمیته های امداد این کشور قرار  داشته اند. به علاوه در این سال ۷۴۵ خانوار شامل ۳۴۹۸ نفر دیگر نیز به صورت موردی  طی یک یا دو مرحله از خدمات کمیته امداد بهره مند شده اند.</p>
<p><strong>کمیته امداد آذربایجان </strong><br />
جمهوری آذربایجان با  مساحت ۸۶۶۰۰ کیلومتر مربع حدود ۸ میلیون نفر(تقریبا اندازه تهران) جمعیت دارد.  کمیته امداد در این کشور تعداد ۴۶۴ شهر و روستا را تحت پوشش قرار داده است. در  پایان سال ۸۶ تعداد ۹۵۹۳ خانوار با جمعیتی معادل ۲۷۸۷۵ نفر به صورت دائمی تحت حمایت  کمیته های امداد جمهوری آذربایجان قرار داشته اند. به علاوه در این سال کمیته امداد  تعداد ۵۱۴۸ خانوار با جمعیت ۱۵۲۷۲ نفر دیگر را به صورت موردی تحت حمایت و مساعدت  خود قرار داد. مجموع کمک های پرداختی به مددجویان و هزینه های اداری وعملیاتی کمیته  های امداد جمهوری آذربایجان در سال ۸۶ ‎مبلغ ۱/۸۶ میلیون منات جدید(معادل ۲۲۱۱۶۹۴  دلار، معادل ۵/۲۰ میلیارد ریال) بوده‎است.</p>
<p><strong>کمیته امداد  تاجیکستان </strong><br />
تاجیکستان کشوری با مساحت ۱۴۳ هزار کیلومتر مربع و حدود ۷  میلیون نفر جمعیت است. کمیته امداد در سال ۷۳ در شهر دوشنبه افتتاح شد. در پایان  سال ۸۶ تعداد ۷۱۵۴ خانوار با جمعیت ۲۷۹۶۷ نفر تحت حمایت کمیته های امداد این کشور  قرار داشته اند که اکثریت آنها از خانوادهای بی‎سرپرست و مهاجرین مسلمان بودند. ضمن  اینکه تعدادی از خانواده های روس تبار هم از حمایت های این نهاد برخوردارند. مجموع  کمک های پرداختی به مددجویان و هزینه عملیاتی کمیته امداد تاجیکستان در سال ۸۶ بیش  از ۴٫۶۱۵٫۴۵۱ سامانی معادل (۱۲٫۳ میلیارد ریال یا ۱٫۳۴۱٫۷۰۱ دلار) بوده است.</p>
<p><strong>کمیته امداد کومور </strong><br />
به نظرتان کومور کجاست.  شاید نام آن را تابه حال نشنیده باشید، اما حتما عکس رقص های عجیب و غریب افرادی که  خود را شبیه مردم بدوی آفریقا آرایش کرده بودند جلوی رئیس جمهور کشورمان دیدید.  رقصی در حاشیه دیدار احمدی نژاد از کومور و چند کشور آفریقایی که اواخر سال گذشته  ایرنا آن را با آب و تاب زیاد و طی چند خبر منتشر کرد. کومور یک کشور است، که تاریخ  اعلام موجودیتش به نیم قرن نمی رسد. کشوری با کمتر از یک میلیون نفر جمعیت، یعنی  چیزی حدود ۷۹۰ هزار نفر و مساحتی حدود ۲ هزار کیلومتر مربع. برای اینکه ابعاد کومور  دستتان بیاید آن را با تهران مقایسه کنید. تهران ۱۹ هزار کیلومتر مربع وسعت دارد و  بیش از ۷ میلیون نفر جمعیت (برخی آمارها جمعیت تهران را تا ۱۲ میلیون هم منتشر  کردند) همین کشور کوچک هم در جنوب شرقی آفریقا از چشم مسوولان ما مخفی نمانده و  آنها به دعوت مقامات عالی رتبه کشورهای آفریقایی و با هماهنگی نمایندگی های سیاسی و  فرهنگی کشورمان در کشورهای تانزانیا، کومور، سیرالئون و ماداگاسکار ارتباطات و  مراودات و اقدامات اجرایی خاصی را انجام دادند.(همان کشورهایی که چند وقت پیش محمود  احمدی نژاد سفری به آنها داشت) از آن جمله می توان به تاسیس دفتر کمیته امداد در  کومور اشاره کرد. این دفتر در کومور فعالیت هایی نظیر سایر کشورها انجام داده است.  مثل راه اندازی مرکز آموزش فنی و حرفه ای در چهار رشته: کامپیوتر، برق ساختمان، برق  صنعتی، خیاطی و تجاری کمیته امداد از زمان تاسیسش در کومور بیش از ۵۰۰ خانوار محروم  و دارای یتیم در کشور کومور را تحت حمایت قرار داده است. البته تعداد افراد تحت  حمایت منتشر نشده است، اما اگر خانوار ها را ۵ نفری در نظر بگیریم یعنی کمیته امداد  در کومور ۲۵۰۰ نفر از مجموع ۷۹۰ هزار نفر جمعیت کومور را تحت حمایت قرار داده است.  البته کوموری ها هم قدر کمک های ایران را می دانند. به گزارش برنا اواخر سال گذشته  احمد عبدالله محمد سامبی رئیس جمهور کومور طی سخنانی در سالن اجتماعات دفتر کمیته  امداد امام خمینی(ره) در کومور از زحمات جمهوری اسلامی ایران به ویژه کمیته امداد  امام خمینی(ره) در این کشور قدردانی کرد. به گزارش این خبرگزاری سامبی طی این  سخنرانی ضمن بیان صحبت های رئیس جمهور ایران در زمینه فراهم کردن امکانات مناسب  توسط ایران در کشور کومور، حضور کمیته امداد در کومور را برای این کشور بسیار  خوشایند دانست.</p>
<p><strong>سامبی شاگرد مصباح </strong><br />
احمد  عبدالله محمد سامبی (زاده ۵ ژوئن ۱۹۵۸) معروف به آیت الله سیاستمدار و روحانی  مسلمان سنی (البته در بخش بعدی می خوانید که در خاطره ای از احمدی نژاد، او سامبی  را شیعه می داند!) اهل مجمع الجزایر قمر است. او در سال ۲۰۰۶ رئیس جمهور این کشور  شد. به قدرت رسیدن او حاصل نخستین انتقال مسالمت آمیز قدرت در تاریخ سراسر کودتای  کومور بود. او همچنین نخستین رئیس کشور کومور است که از انجوان می آید، جزیره ای که  در سال ۲۰۰۱ درخواست خود برای جدا شدن از اتحاد جزایر کومور را کنار گذاشت. سامبی  مانند اکثر اهالی دیگر قمر مسلمان سنی است و لقب آیت الله را به خاطر اقامت و  تحصیلش در شهر قم بر او نهاده اند. او در قم در مورد نظریه سیاسی اسلامی مطالعه می  کرد و گفته می شود شاگرد محمدتقی مصباح یزدی بوده است. پس از آن تحصیلاتش را در  سودان و عربستان سعودی پی گرفت.</p>
<p>B&gt;هواپیمای اختصاصی  ایران برای آیت الله<br />
یکی از نقدهای جدی احمدی نژاد نسبت به دولت  اصلاحات، استفاده دولتمردان اصلاحات از هواپیمای تشریفاتی بود. اما در دولت احمدی  نژاد هرچند خود او از هواپیمای اختصاصی پیشین استفاده نمی کرد، اما برای سامبی از  ایران هواپیما فرستاده شد تا به ایران بیاید! یک سایت حامی دولت نهم خبر از آن داد  که برای سفر رئیس جمهور کومور به ایران، احمدی نژاد دستور داده است که یک هواپیمای  فالکون از ایران به کومور برود تا او را با خود به ایران بیاورد. این رسانه حامی  احمدی نژاد که در چند ماه گذشته به انتشار برخی خاطرات از زبان دوستان و اطرافیان  رئیس دولت نهم روی آورده است، نوشت: »رئیس جمهور کومور، مسلمان و شیعه است. در  ایران درس خوانده و شاگرد آقای مصباح یزدی بوده. می خواست بیاید ایران؛ اما چون  هواپیمای مناسبی برای آمدن به ایران در اختیار نداشت، دکتر دستور داد یک هواپیمای  فالکون بفرستند تا او را بیاورد.«</p>
<p><strong>آتش زدن محموله روغن  در آذربایجان </strong><br />
در سال ۸۷ مثل سال های گذشته، دفتر خارج از کشور کمیته  امداد امام خمینی(ره) (آذربایجان) محموله هایی را در قالب کمک های کالایی که همه  ساله برای شهر ها و روستاهای این جمهوری مثل: باکو، لنکران، گویچای و گنجه و&#8230;.  ارسال می کرد، فرستاد.اما گویا یکی از محموله های روغن نباتی که مانند سال های قبل  به این جمهوری فرستاده شده بود توسط مقامات جمهوری آذربایجان در شهر لنکران به آتش  کشیده شده است.</p>
<p style="text-align: center; ">***</p>
<p style="text-align: right; ">در بررسی جداول، نکته قابل توجه تقارن سه اتفاق مهم است. در تیرماه سال ۸۴ دولت نهم  روی کار آمد، یک سال بعد و در اسفندماه سال ۸۵ برای اولین بار بعد از انقلاب اسلامی  سرپرست کمیته امداد امام خمینی(ره) نیز تغییر کرد وحاج آقا حسین انواری بعد از حاج  آقای نیری که از ابتدای تاسیس کمیته امداد (حدود ۲۴ سال) در سمت سرپرستی به خدمت  مشغول بود به سمت سرپرست این کمیته منصوب شد. بررسی میزان کمک ها از سال ۸۴ به بعد  نشان می دهد طی سال های۸۵ و ۸۶ و سرپرستی حاج آقای انواری، که میزان کمک ها در آنها  منتشر شده است، کمک ها نسبت به سال های گذشته هر یک به طرز قابل تاملی افزایش یافته  اند. این افزایش ها در برخی از کشور هایی که مددجویان آن تحت نظر کمیته امداد  بودند، حدود ۱۰۰ درصد و بیش از آن بودند که نمی توان نسبت به آنها بی تفاوت بود.</p>
<p><strong>افزایش فقیر در ایران، افزایش کمک های خارجی ایران </strong><br />
این کمک ها در حالی انجام شده گزارش رسمی از وضعیت رفاه اجتماعی در  ایران حاکی از آن است که نسبت هزینه های دهک بالابه پایین در ایران از ۲۵/۱۳ در سال  ۸۳ به۴۶/۱۴ در سال ۸۵ رسده است. هر چند آمار رسمی جدیدی در این باره منتشر نشده است  اما با توجه به افزایش نرخ رشد تورم در دو سال اخیر قاعدتا باید این نسبت بیشتر شده  باشد که نشانه افزایش شکاف طبقاتی است.<br />
از سوی دیگر ضریب جینی از ۳۹۸/۰  درصد به ۴۱۰/۰ درصد در سال ۸۵ رسیده است که نشان می دهد توزیع درآمد نیز در ایران  وضعیت مناسبی ندارد. در این سال ها در ایران نسبت دهک بالابه دهک پایین از نظر  درآمدی ۱۷ برابر است، این در حالی است که این رقم در کشوری مثل پاکستان ۶ برابر و  در کشوری مثل اندونزی ۷ برابر است. نسبت ۱۷ برابری به این معناست که اگر برای مثال  ثروتمندترین افراد جامعه (دهک بالایی) ۱۷ تومان در اختیار داشته باشد، فقیر ترین  افراد جامعه (دهک پایین) یک تومان در اختیار دارند. این به معنای سهم کم افراد فقیر  از درآمدهای موجود در جامعه است. در چنین شرایطی کمک های کمیته امداد به کشورهای  خارجی بعضا ۱۰۰ برابر شده است.</p>
<p><strong>حضور چهره های جدید در  شورا </strong><br />
امام خمینی در تاریخ ۱۴/۱۲/۵۷ فرمان تشکیل کمیته امداد را صادر  کرد. در این حکم این ماموریت به »مهدی کروبی«، »حبیب الله عسگراولادی« و مرحوم شفیق  واگذار شد. دو نفر دیگر یعنی سید رضا نیری و ابوالفضل حاجی حیدری نیز به دعوت اعضای  هیات موسس به این شورا پیوستند. به این ترتیب تعداد اعضای شورا به ۵ نفر افزایش و  براین اساس شیوه اداره این نهاد به صورت شورایی تعیین شد. مدتی بعد شیخ مهدی کروبی  از کمیته بیرون آمد و شفیق نیز از دنیا رفت. با این حساب از سه نفری که با حکم امام  مامور تشکیل کمیته شده بودند تنها عسگراولادی باقی ماند. در حال حاضر شورای مرکزی  کمیته امداد امام خمینی مسوولیت کلی کارها و امور را به عهده داشته و اعضای فعلی آن  عبارتند از آقایان: حبیب الله عسگراولادی، حسین انواری، سیدرضا نیری، ابوالفضل حاجی  حیدری و حمید رضا ترقی.همچنان که مشخص است »حسین انواری« و »حمیدرضا ترقی« دو عضو  شورا هستند که بعدها به عضویت درآمدند. ترکیب شورا تقریبا از نظر سیاسی همگی از  اعضای موتلفه نیز به حساب می آیند. در این بین انتخاب حسین انواری به عنوان سرپرست  جدید با توجه به اینکه وی سابقه چندانی ـ نسبت به سایر اعضا ـ در اداره کمیته  نداشته است، قابل توجه است.</p>
<p><strong>حمیدرضا ترقی(معاون فرهنگی) </strong><br />
حمیدرضا ترقی نیشابوری الاصل که روزگاری در موتلفه مشهد فعالیت می کرد  و از همین شهر به عنوان نماینده راهی مجلس پنجم شد بعدها به عضویت شورای مرکزی حزب  موتلفه درآمد و ارتباط نزدیکش با رسانه ها از وی چهره سخنگوی موتلفه ساخت. ترقی ۵۴  ساله سپس دفتر سیاسی حزب موتلفه را مدیریت کرد و سردبیری هفته نامه »شما« ارگان  مطبوعاتی این حزب هم به وی سپرده شد. حمیدرضا ترقی، معاون امور فرهنگی کمیته نیز  ظاهرا خط فکری نزدیکی به احمدی نژاد دارد. چراکه از چهار شاکی معروف روزنامه سلام  که توقیف آن به فاجعه ۱۸ تیر انجامید، حمیدرضا ترقی در کنار احمدی نژاد و دانشجو  (استاندار فعلی تهران) قرار گرفته بود.</p>
<p><strong>حسین انواری  (سرپرست فعلی) </strong><br />
پدر انواری از زندانیان دوران پهلوی بود در سال ۱۳۵۶  برای تکمیل تحصیلات خود به آمریکا رفت و دوره دکترا در رشته روانشناسی بالینی را  آغاز کرد. همزمان با تحصیل در یک سالی که تا پیروزی انقلاب باقی مانده بود در انجمن  های اسلامی شرکت داشت و به نوشته سایت کمیته امداد فعالیت های مبارزاتی نیز داشته  است. پس از انقلاب، انواری تحصیل را رها کرد و به ایران بازگشت.سوابق اجرایی آن  شامل: عضویت در شورای عالی انقلاب فرهنگی، فرمانداری کاشان، عضویت در هیات بازسازی  و کمیته بررسی صلاحیت کارکنان نخست وزیری، نماینده هیات عالی نظارت در بازسازی  نیروی انسانی و مسوول هماهنگی هیات های رسیدگی به تخلفات اداری و مسوول هسته گزینش  نیروی انسانی در وزارت کشور، معاون اداری و مالی وزارت کشور، رئیس هیات مدیره شرکت  کاغذ حساس (نام حساس با نام اسدالله عسگراولادی برادر حبیب الله عسگر اولادی پیوند  خورده. این بنیاد عملابه بنیاد مستضعفان وابسته است.) انواری همچنین همکاری موثری  را با سازمان حج و زیارت، شورای نگهبان و هیات مرکزی نظارت بر انتخابات کشورداشته  است.</p>
<p><strong>سیدرضا نیری(سرپرست سابق) </strong><br />
نیری از  مبارزان پیش از انقلاب است. او درکوچه غریبان نزدیک بازار تهران زندگی می کرده است.  در این محله مسجدی وجود داشت به نام امین الدوله در این مسجد آیت الله حاج شیخ  محمدحسین زاهد نماز اقامه می کرد. آغاز فعالیت سیاسی نیری در این دوران و متاثر از  آیت الله زاهد و آیت الله حق شناس بود. با تشکیل گروه مبارز هیات های موتلفه اسلامی  نیری، همراه با افرادی مثل مهدی عراقی، حبیب الله عسگر اولادی، مرحوم حبیب الله  شفیق به عنوان یکی از اعضای فعال و موثر آن وارد فعالیت های سیاسی و مبارزاتی شد.<br />
برخی از فعالیت های عمده او در این دوره عبارتند از:حمایت مادی از  اعتصابیون صنعت نفت و سایر اعتصابیون به همراهی جمعی از مبارزین و خیرین. ایفای نقش  در برپایی نماز عید سعید فطر در قیطریه به امامت آیت الله مفتح. با ورود امام در ۱۲  بهمن سال ۱۳۵۷ نیری که عضو کمیته استقبال از امام خمینی بود، مسوولیت پشتیبانی و  پذیرایی از میهمانان امام و مستقبلین را به عهده گرفت، سپس چندی بعد با پیروزی  انقلاب در ۲۲بهمن سال ۱۳۵۷ مسوولیت نگهداری از سران رژیم پهلوی که دستگیر شده و در  مدرسه رفاه برای محاکمه نگهداری می شدند، همچنین پشتیبانی از برخی از مراکز دولتی  نظیر کمیته ها و بیمارستانها به عهده او گذاشته شد، نیری با استفاده از کمک ها و  هدایای مردمی و سایر منابع، این مسوولیت را انجام می داد.نیری در شب اول ورود امام  مسوولیت پذیرایی از امام و آماده کردن محل و لوازم استراحت امام را به عهده داشت.وی  سپس مسوولیت جمع آوری هدایای مردمی و مصرف آن در امور ضروری مرتبط با شرایط اوایل  انقلاب را به عهده گرفت و پس از صدور فرمان امام خمینی مبنی بر تاسیس کمیته امداد  در ۱۴ اسفند سال ۱۳۵۷ همکاری خود را با این نهاد آغاز کرد. و مدتی بعد از سوی امام  به عضویت در شورای مرکزی کمیته امداد درآمد.</p>
<p><strong>ابوالفضل  حاج حیدری(عضو شورا) </strong><br />
ابوالفضل حاج حیدری دیگر عضو این شورا که در کنار  عسگر اولادی و نیری از قدمای شورا به حساب می آید. او هم مثل شفیق و عسگراولادی (دو  عضو هیات موسس کمیته امداد) از جمله چهره هایی است که در جریان ترور حسنعلی منصور،  به وسیله فداییان اسلام دستگیر و به حبس ابد محکوم شده بود. او پس از ۱۳ سال از این  حکم به همراه چهره هایی چون شهید مهدی عراقی و حبیب الله عسگر اولادی از زندان آزاد  شد.</p>
<p><strong>حبیب الله شفیق(عضو مرحوم شورا و از اعضای هیات  موسس) </strong><br />
وی از مبارزان پیش از انقلاب براثر بیماری سرطان کبد در بهمن ماه  ۸۴ درگذشت. وی با حکم حضرت امام از موسسان و اعضای شورای مرکزی کمیته امداد حضرت  امام خمینی (ره) و با حکم رهبر انقلاب عضو هیات امنای بنیاد مستضعفان و جانبازان  بود.<br />
حبیب الله شفیق در سال ۱۳۱۰ شمسی در تهران متولد شد، پس از پایان  تحصیلات ابتدایی، به فراگیری علوم اسلامی پرداخت. از سال ۱۳۲۵ در کنار تحصیل علوم  دینی به کاسبی در بازار مشغول شد.<br />
شفیق پس از درگذشت آیت الله بروجردی به  همراه جمعی از دوستان هیات های موتلفه اسلامی را بنا گذارد و در شورای مرکزی آن  عضویت یافت. آخرین دفعه ای که روانه زندان شد، پس از ماجرای ترور حسنعلی منصور،  نخست وزیر وقت رژیم بود. او پس از تحمل دوسال حبس، در سال ۱۳۴۶ آزاد شد.<br />
از  جمله کارهای مهم شفیق، تاسیس و توسعه مدرسه رفاه بود. در کمیته استقبال از امام با  حکم آیت الله مرتضی مطهری مسوولیت امور مالی را بر عهده داشت. پس از تاسیس کمیته  امداد امام خمینی، با حکم امام به عضویت شورای مرکزی آن منصوب شد.</p>
<p>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;</p>
<p>این مطلب در روزنامه اعتماد ملی &gt;<span lang="en-us"><a href="http://www.magiran.com/nptoc.asp?mgID=5061&amp;Number=974"> شماره ۹۷۴</a> ۳۱/۴/۸۸ &gt; صفحه  ۲۱ (بورس و بازار) </span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.anvarionline.net/?feed=rss2&amp;p=398</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>۱۵۰ شرکت بزرگ ایرانی در سراشیبی سقوط/ بحران مالی و کارگری اقتصاد ایران را تهدید می کند</title>
		<link>http://www.anvarionline.net/?p=397</link>
		<comments>http://www.anvarionline.net/?p=397#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 30 Aug 2010 22:22:50 +0000</pubDate>
		<dc:creator>امیرهادی انواری</dc:creator>
				<category><![CDATA[مطالب اصلی]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراضات کارگری]]></category>
		<category><![CDATA[شهرداري خرمشهر]]></category>
		<category><![CDATA[صنايع مخابراتي راه دور ايران]]></category>
		<category><![CDATA[صنعت فولاد و ذوب آهن]]></category>
		<category><![CDATA[فرنخ]]></category>
		<category><![CDATA[لاستيک البرز]]></category>
		<category><![CDATA[مجتمع صنعتي تبريز]]></category>
		<category><![CDATA[مينوي تهران]]></category>
		<category><![CDATA[نازنخ و فرنخ قزوين]]></category>
		<category><![CDATA[نساجي سبلان]]></category>
		<category><![CDATA[نيشکر هفت تپه]]></category>
		<category><![CDATA[پلي اكريل]]></category>
		<category><![CDATA[کارخانه آزمايش مرودشت فارس]]></category>
		<category><![CDATA[کارخانه درخشان يزد]]></category>
		<category><![CDATA[کارخانه نورد قطعات فولادي کرج]]></category>
		<category><![CDATA[کيان تاير]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.anvarionline.net/?p=397</guid>
		<description><![CDATA[
چهارم تیرماه سال ۸۴ محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران شد. در پایان سال ۸۴، جمعا  ۴۰ هزار و ۱۴۵ نفر از کار اخراج یا قراردادشان تمدید نشد. این استارت ریاست جمهوری  محمود احمدی نژاد بود.
البته تا پایان سال ۸۴ هنوز سیاست های جدید دولت  مهرورز به طور کامل اعمال نشده بود. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter size-full wp-image-498" title="Untitled-4" src="http://www.anvarionline.net/wp-content/picture/2010/08/Untitled-4.jpg" alt="Untitled-4" width="400" height="262" /></p>
<p>چهارم تیرماه سال ۸۴ محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران شد. در پایان سال ۸۴، جمعا  ۴۰ هزار و ۱۴۵ نفر از کار اخراج یا قراردادشان تمدید نشد. این استارت ریاست جمهوری  محمود احمدی نژاد بود.<br />
البته تا پایان سال ۸۴ هنوز سیاست های جدید دولت  مهرورز به طور کامل اعمال نشده بود. اما سال ۸۵ سال شکوفایی سیاست های جدید بود. در  فروردین و اردیبهشت سال ۸۵ جمعا ۵۰ هزار و ۷۳۷ نفر کارگر به دلیل اتمام قرارداد کار  یا اخراج، بیکار شده و به وزارت کار دادخواست ارائه کردند.<br />
یعنی طی دو ماه  ابتدایی سال ۸۵، روند اخراج ها بیش از ۱۰ هزار نفر بیشتر از ۱۲ ماهه سال ۸۴ بوده  است. در سال ۸۵، روند اخراج ها و بیکاری ها ادامه یافت تا در اواخر سال ۸۵ و اوایل  سال ۸۶، اعتراضات کارگری به طرز چشمگیری افزایش یافت.<br />
کارگرانی که تا پیش  از آن با تسامح و آرامش قصد بازپس گیری حقوق خود را داشتند، بعد از اخراج های  گسترده و بیکاری های وسیعی که در بهار سال ۸۵ رخ داد، به سمت اعتراضات کشیده شدند  که در بسیاری از موارد این اعتراضات به خشونت نیز کشیده شد.<br />
بررسی اخبار در  سال های ۸۶، ۸۷ و بهار ۸۸ به خوبی رشد اعتراضات کارگری، موج دستگیری ها و بیکاری  کارگران را نشان می دهد. عمده این اعتراضات در پی ورشکستگی واحدهای تولیدی است. از  طرف دیگر افزایش نرخ رشد تورم، قدرت خرید کارگران را کاهش می دهد و اجبار دولت به  قیمتگذاری برخی کالاها، صاحبان واحدهای تولیدی را عملادر شرایطی قرار می دهد که  نتوانند حقوق کارگران خود را پرداخت کنند.</p>
<p><span>اعتراض از هفت تپه تا سمنان</span></p>
<p>بعد از گذشت نیمی از عمر دولت احمدی نژاد  اعتراضات کارگری به اوج خود رسید. کارگران که اکثرا در قشر آسیب پذیر بودند با  افزایش نرخ روز افزون تورم قدرت خریدشان پایین می آمد. حقوق آنها پرداخت نمی شد.  کارگران به سراغ کارفرمایان می رفتند و کارفرمایان علت نابسامانی ها را سیاست های  اقتصادی دولت اعلام می کردند. کارگران اما به این حرف ها کاری نداشتند، آنها مزد  زحماتشان را می خواستند. پرچم به دست به استقبال احمدی نژاد در سفرهای استانی می  رفتند و با سخنرانی های معروف و افشاگرانه احمدی نژاد مبنی بر برخورد با مفاسد  اقتصادی و&#8230; مواجه می شدند اما این صحبت ها مرهم درد آنها نبود. در سال ۸۷ دیگر  اعتراضات مسالمت آمیز برگزار نمی شد و در بسیاری از موارد به خشونت کشیده می شد. هر  چه می گذشت، مدت زمان بیکاری کارگران بیشتر می شد و حقوق معوقه آنان بیشتر.</p>
<p><strong>۲۰ هزار ایرانی در هفت تپه پس از نیم قرن بیکار شدند </strong><br />
در قسمت اعتراضات سال ۸۶ نام هفت تپه را به یاد می آورید! مشکل این  کارگران تا خرداد سال ۸۷ هنوز حل نشده بود. در دو سال ۸۵ و ۸۶ کارگران نیشکر هفت  تپه ۱۶ بار اقدام به اعتراض و تجمع کرد ه اند که اعتراضات پیاپی آنان به بیکار شدن  یا عدم پرداخت حقوقشان بود. شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه خوزستان و کارخانه نیشکر  آن زیر نظر وزارت جهاد کشاورزی اداره می شود. این مجموعه در طول نیم قرن گذشته با  تولید ۱۰۰ تا ۱۲۰ هزار تن از ۱۳۰۰ هکتار زمین زیر کشت خود تا سال ۱۳۸۳ سالانه  ۱۰درصد از نیاز مصرف شکر داخل را تولید می کرده است.در سال های نه چندان دور، شرکت  نیشکر هفت تپه، تاثیرگذارترین شرکت در اقتصاد شمال خوزستان بود ولی در دو سال ۸۶ و  ۸۷ به دلایل مختلف با بحران مالی گسترده روبه رو شد به گونه ای که حتی نمی توانست  حقوق کارگران خود را بپردازد.</p>
<p><strong>چاپخانه وزارت ارشاد </strong><br />
در تیرماه سال ۸۷ کارگران چاپخانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی واقع در  ابتدای جاده مخصوص کرج، بیش از سه هفته اعتراض کردند. به گفته برخی محافل خبری،  کارگران حتی رئیس این چاپخانه را به داخل راه نمی دادند. علت اصلی این اعتراض به  طور رسمی هرگز اعلام نشد. اما منابع مطلع علت این اعتراض را عدم پرداخت حقوق و  مسائل صنفی عنوان کردند. این اعتراض به رغم اعلام از سوی مقامات رسمی به عدم چاپ  »کتاب ماه«های تخصصی منتج شد.</p>
<p><strong>اخراج در ایران برک </strong><br />
کارگران کارخانه ایران برک به دلیل اتمام قرارداد اخراج می شوند. یکی  از کارگران این کارخانه اعلام کرد: از ابتدای تابستان۸۷، ۲۰ نفر از کارگران این  کارخانه به دلیل اتمام قرارداد اخراج شدند. این کارگران که از یک تا دو سال در این  کارخانه مشغول به کار بودند در حالی اخراج شدند که تنها یک ماه از انعقاد قرارداد  یک ساله آنها گذشته بود.وی همچنین از احتمال اخراج ۱۵ تا ۲۰ کارگر دیگر این کارخانه  خبر داد و گفت: در میان کارگران کارخانه زمزمه هایی در میان است که از ابتدای مرداد  ماه نیز تعداد دیگری از کارگر اخراج می شوند. کارخانه ایران برک از واحدهای نساجی  استان گیلان است.</p>
<p><strong>تجمع اعتراضی فرش پارس </strong><br />
تیرماه ۸۷ بیش از ۲۰۰ کارگر شرکت »فرش پارس« قزوین در اعتراض به عدم  دریافت چند ماه حقوق و بلاتکلیفی شغلی در مقابل کارخانه دست به تجمع زدند. عید علی  کریمی فعال کارگری در قزوین گفت: مدیریت شرکت مذکور مدعی است که به دنبال تغییر  ساختار در کارخانه است اما تاکنون هیچ گونه تغییری در این واحد تولیدی ایجاد نکرده  و کارگران را در سرگردانی و بلاتکلیفی نگه داشته است. او با اشاره به اینکه شواهد  موجود در »فرش پارس« خبر از انحلال احتمالی آن در آینده نزدیک دارد، اظهار داشت:  کارخانه به حالت تعطیل درآمده و هیچ مقام مسوولی به مشکلات کارگران و شرکت رسیدگی  نمی کند.</p>
<p><strong>لاستیک البرز در آتش سوخت </strong><br />
اعتراضات کارگران کارخانه لاستیک البرز در مرداد ۸۷ شکل جدیدی به خود  گرفت. دوم مرداد پس از ۱۳ روز بی توجهی به اعتراضات کارگران کارخانه لاستیک البرز  این افراد دست به اقدام جدیدی زدند. کارگران این کارخانه قسمتی از کارخانه را که در  جاده ساوه واقع شده است به آتش کشیدند و در این منطقه تجمع کردند. به گفته یکی از  کارگران، تعداد این افراد به ۶۰۰ نفر می رسید و فریادهای اعتراض خود را به شیوه ای  جدید نشان می دادند.</p>
<p><strong>اعتراض هادی کار سمنان </strong><br />
همان روزی که کارگران کارخانه لاستیک البرز را آتش زدند، کارگران شرکت  هادی کار سمنان، تولیدکننده رادیاتور مخصوص کارخانجات در اعتراض به عدم پرداخت ۲ماه  از حقوقشان اعتراض کردند. شرکت هادی کار سمنان تا سال ۸۶ از بهترین تولیدکنندگان  کشور بود که مشکل تولید و فروش محصولات نداشت اما با تغییر مسوول امور مالی، وضعیت  این کارخانه به هم ریخت. این شرکت همچنین عیدی و پاداش سال ۸۶ کارگران را نیز  پرداخت نکرده بود. این کارگران که تعدادشان به ۱۳۰ نفر می رسید از اول مرداد دست به  اعتراض زدند که در دوم مرداد منجر به دخالت نیروی انتظامی شد. مدیر عامل این شرکت  کارگران را تهدید کرده بود در صورت ادامه اعتراض حقوق عقب افتاده این کارگران را  پرداخت نخواهد کرد.</p>
<p><strong>ادامه اعتراض کارگران نازنخ و فرنخ  قزوین </strong><br />
در نیمه مرداد کارگران مجتمع تولیدی نازنخ و فرنخ قزوین در  اعتراض به عدم دریافت سه ماه حقوق در مقابل کارخانه دست به تجمع اعتراض آمیز  زدند.کارگران معترض جزو ۷۰ کارگری بودند که در یکی از دو شیفت کاری کارخانه مشغول  به کار بودند. پیش از آن کارگران فرنخ و نازنخ با انجام اعتراض و اعتراض سه ماه  حقوق معوقه خود را دریافت کرده بودند. کارگران این بار با بستن جاده بین المللی  قزوین و اجتماع در کنار شرکت، خواهان دریافت تمامی مطالبات حقوقی و برقراری نظام  قانونمند حقوقی خود شدند.</p>
<p><strong>کارگران کیان تایر مقابل  ریاست جمهوری </strong><br />
به دنبال پرداخت نشدن مطالبات کارگران لاستیک البرز (کیان  تایر)، صبح روز ۱۴ شهریور نزدیک به ۴۰۰ نفر از کارگران این کارخانه مقابل نهاد  ریاست جمهوری تجمع کردند. این تجمع اعتراضی به دنبال پرداخت نشدن وام وزارت صنایع  برگزار و طی آن اعضای شورای اسلامی کار به عنوان نماینده کارگران برای گفت ‏وگو  وارد نهاد ریاست جمهوری شدند. قرار بود با تصویب کمیته بحران وزارت صنایع، مبلغ یک  میلیارد تومان وام بابت پرداخت مطالبات کارگران در اختیار کارخانه لاستیک البرز  قرار گیرد. کارخانه ۴ میلیارد تومان به سازمان تامین اجتماعی بدهکار بود که این  موضوع باعث شده بود از آبان ۸۶ دفترچه ‏های تامین اجتماعی کارگران تمدید نشود.</p>
<p><strong>کارگران کیان تایر مقابل وزارت رفاه </strong><br />
تا  آذرماه بازهم مشکل کیان تایری ها حل نشده بود، در ششم آذر سال ۸۷ جمعی از کارگران  کارخانه لاستیک البرز در اعتراض به پرداخت نشدن حقوق خود مقابل ساختمان وزارت رفاه  و تامین اجتماعی تجمع کردند. کارگران نسبت به پرداخت نشدن حقوق خود اعتراض کرده و  شعارهایی را نیز درباره لزوم مبارزه با فساد اقتصادی و مدیریت درست کارخانه صنعتی  سر دادند.</p>
<p><strong>کارگران نساجی سبلان، ۷ ماه بی حقوق </strong><br />
»طرحی که امروز افتتاح شد در منطقه ما بی ‏نظیر است و می ‏بینید که می  ‏توانیم و این مساله در همه زمینه ‏ها صادق است&#8230; باید در سالیان آینده کاری کنیم  که مارک خارجی پوشاک در ایران از سکه بیفتد و در عرصه ‏های جهانی، پوشاک ایرانی حرف  اول را بزند&#8230; اردبیل می ‏تواند هم به لحاظ کشاورزی، هم فرهنگی و هم صنعتی بر بام  ایران بنشیند و در این زمینه مدیران و مردم، همه باید با یکدیگر همکاری و همراهی  کنند&#8230; من معتقدم که هنوز تا سه برابر این کار و چنین طرح ‏هایی ظرفیت داریم و  باید حرکت رو به جلو خود را با تمام وجود انجام دهیم«. این مطالب بخشی از سخنان  رئیس جمهور مورخ سی ‏ام شهریور ماه سال ۸۶ در مراسم افتتاح کارخانه نساجی سبلان و  پیش از سفر وی به باکو بود که در جمع مدیران و حاضران افتتاح این واحد نساجی بیان  شد و با پوشش بی ‏نظیر رسانه ‏های دولتی و همسو با دولت همراه شد. واحد تولیدی ای  که با سرمایه ‏گذاری ۱۸۰ میلیارد تومانی قرار بود بنا بر اظهارات شاهماری، مدیرعامل  این شرکت با ایجاد اشتغال برای ۵۵۰۰نفر سالیانه ۳۵ میلیون قطعه پوشاک تولید کند. با  این حال داستان به نحو دیگری رقم خورد و نه تنها هیچ یک از پیش ‏بینی ‏ها محقق نشد  بلکه دهم آذرماه ۸۷ با گذشت ۱۴ ماه از آن مراسم باشکوه که در آن مجری برنامه وعده  داده بود افتتاح این کارخانه به جشن اشتغال و ازدواج ۵۵۰۰ جوان اردبیلی تبدیل خواهد  شد به بحرانی دیگر در صنعت رو به احتضار کشور بدل شده است. کارگران این شرکت با  ارسال نامه ‏ای به علیرضا محجوب، دبیرکل خانه کارگر جمهوری اسلامی ایران اظهار  داشتند: سبلان پارچه پس از ۶ ماه به دلایل مدیریتی و عدم حمایت رو به بی ‏نظمی رفت.</p>
<p><strong>تجمع اعتراض آمیز بازنشستگان صنعت فولاد و ذوب آهن </strong><br />
دوروز بعد، دوازدهم آذرماه، معترضان با تجمع در جاده زرین شهر ـ  اصفهان، رفت وآمد خودروها در این جاده را با مشکل روبه رو کردند.از اول آذرماه سال  ۸۷ هم چنین تجمعی در داخل شهر اصفهان که موجب بسته شدن چند خیابان شده بود به وقوع  پیوسته و بازنشستگان ذوب آهن به وضعیت حقوق و مزایای خود اعتراض کرده بودند. بیش از  هزار نفر از کارگران و بازنشستگان شرکت ذوب آهن اصفهان و برخی شرکت های دیگر فولادی  که بیشتر آنها را بازنشستگان این شرکت ها تشکیل می دادند، این تجمع اعتراض آمیزی را  برگزار کردند.</p>
<p><strong>اعتراض کارگران شهرداری خرمشهر </strong><br />
حدود یک هفته بعد، در ۲۱ آذرماه، کارگران شهرداری خرمشهر درمقابل  ساختمان شهرداری تجمع کردند. جمع آوری زباله در سطح خرمشهر متوقف و در چند نقطه شهر  از جمله ورودی پل شهید جهان آرا، زباله در سطح خیابان ها رها شده بود. پس از گذشت  چهار ماه از پرداخت نکردن حقوق کارکنان و کارگران شهرداری خرمشهر، از بیستم آذرماه  ۸۷، شمار زیادی از کارگران شهرداری این شهر، با دست کشیدن از کار و نیز تجمع در  برابر شهرداری، خواستار رسیدگی به وضعیت خود شدند.</p>
<p><strong>تجمع  اعتراض آمیز کارگران در قزوین </strong><br />
کارگران فرنخ را به یاد دارید که در  مرداد ماه، سه ماه حقوق نگرفته بودند. آنها بازهم در زمستان به خیابان آمدند، چراکه  دوباره سه ماه حقوق نگرفته بودند. هفتم دی ماه ۸۷، حدود هزار کارگر کارخانه ‏های  فرنخ، مه نخ و نازنخ قزوین در جاده بین ‏المللی این استان دست به تجمع زدند.این  کارگران در اعتراض به پرداخت نشدن سه ماه از حقوق خود دست به تجمع زدند و اقدام به  بستن جاده و آتش زدن لاستیک کردند. این تجمع که ساعت ‏ها طول کشید بدون نتیجه خاصی  پایان یافت و مسوولان این واحد صنعتی پرداخت حقوق این کارگران را به سال آینده  واگذار کردند.</p>
<p><strong>اعتراض کارگران مجتمع صنعتی تبریز </strong><br />
دو روز بعد در نهم دی ماه ۸۷، بیش از ۳۰۰ نفر از کارگران مجتمع صنعتی  شمال غرب تبریز (تولیدکننده قطعات خودرو) به دلیل نبود نقدینگی، پرداخت نشدن حقوق و  دستمزد و حق بیمه و توجه نکردن به مسائل بهداشتی و رفاهی کارگران با تجمع در  کارخانه دست از کار کشیدند. کارگران مجتمع صنعتی شمال غرب تبریز خواستار برخورد جدی  با مدیران این شرکت شدند و گفتند: ‏با توجه به فعالیت مطلوب این کارخانه پرداخت  نکردن دستمزد کارگران توجیهی ندارد، به همین دلیل از مسوولان فرمانداری، سازمان  کار، سازمان تامین اجتماعی، اداره کل صنایع و معادن و مسوولان انتظامی می ‏خواهیم  که با مدیریت شرکت برخورد کنند.</p>
<p><span>اعتراض در شب های برفی</span></p>
<p>با نزدیک شدن به شب عید، کارگران پی جوی  مطالبات و حقوق معوقه خود شدند. آنها که با امید بهبود شرایط به احمدی نژاد رای  داده بودند از تیر ۸۴ صبر کرده بودند تا بلکه با قطع دست مافیای اقتصادی اوضاعشان  بهبود پیدا کند. اما اتفاقی نیفتاد. شب عید، کارگر است و چشم خانواده که به دستان  پینه بسته اش بسته شده و هیچ چیز بدتر از دستان خالی و شرمندگی کارگری نیست که یک  سال و بعضا بیش از یک سال کار کرده اند اما حقوقی دریافت نکردند. همین شد که جان به  لب کارگران رسید و کارگرانی که بعضا تا پیش از این حتی یک بار در اعتراض ها شرکت  نکرده بودند، پلاکارد به دست گرفتند، چهار زانو در حیاط کارخانه نشستند و از ته دل  شعار دادند، بلکه این بار بتوانند چیزی برای شب عید به خانه ببرند که در اکثر موارد  هم چنین اتفاقی رخ نداد.</p>
<p><strong>پلی اکریل </strong><br />
بخش  تولید اکریلیک شرکت پلی اکریل ایران در اصفهان که تنها تولیدکننده اکریلیک و الیاف  مصنوعی در ایران است به دلیل وارد نشدن مواد اولیه اکریلیک- که از خارج وارد می  شود- تعطیل شد.یکی از کارگران اخراجی بخش اکریلیک در این خصوص گفته بود: علت اصلی  این مساله، دور جدید تحریم ها علیه ایران است که شامل این مواد هم می شود. در پی  این تعطیلی، مدیریت شرکت می خواهد بیش از چهارصد نفر از کارگران این واحد را از  کارخانه بیرون کند. گفتنی است، همه تولیدکنندگان فرش ماشینی و چند کارخانه دیگر  عمده مشتریان اکریلیک هستند</p>
<p><strong>لاستیک البرز </strong><br />
شروع بهمن ۸۶ برای کارگران لاستیک البرز مصادف بود با آغاز اعتراضی که  زمان آن حداقل به مدت یک ماه طول کشید. بیش از هزار کارگر لاستیک البرز در اعتراض  به ۴ماه بی حقوقی و نیز تصمیم مدیریت به انحلال کارخانه و اخراج کارگران، کفن  پوشیدند.به خاطر این اعتراض که حدود یک ماه طول کشید، مسافران مسیر اسلامشهر- تهران  هر روز کارگران پلاکارد به دستی را که در محاصره عوامل انتظامی و امنیتی در درون  کارخانه لاستیک البرز به دور آتش تجمع شده بودند را می دیدند. این اعتراض شبانه  روزی در هوای سرد و برفی کم سابقه زمستان سال ۸۶ تهران تا آنجا ادامه یافت که  مسوولان اداری اسلامشهر رسیدگی به خواسته های این کارگران را در دستور کار خود  قرارداند. پرداخت مطالبات معوقه، تهیه مواد خام، از سرگیری تولید و مشخص شدن و  موجودی صندوق های کارگران مهم ترین خواسته های کارگران لاستیک البرز بود.</p>
<p><strong>صنایع مخابراتی راه دور ایران </strong><br />
کارگران  کارخانه صنایع مخابراتی راه دور ایران در استان فارس نیز از جمله کارگرانی بودند که  سال ۸۶ با مشکل عدم پرداخت مطالبات روبه رو بودند. این کارگران که تعداد آنها بیش  از ۱۵۰۰ نفر بود تا پیش از گرفتاری بی حقوقی به ساخت انواع کارت های هوشمند سوخت  مشغول بودند. صنایع مخابراتی راه دور ایران، کارخانه ای که این کارگران در آن مشغول  بودند تنها مجری ساخت کارت های هوشمند سوخت کشور بود که پس از اتمام این پروژه  تعطیل شد.به اعتقاد کارگران شاغل در این واحد تولیدی که ۸ ماه حقوق و مزایای معوقه  از مدیریت کارخانه طلبکار بودند، عدم واگذاری پروژه جدید دلیل اصلی تعطیلی این  کارخانه بود. تاخیر طولانی در پرداخت مطالبات ۸ ماه این کارگران را وادار به اعتراض  در محل کار و تجمع و اعتراض در مقابل نهاددهای اداری استان کرد تجمعی که در نتیجه  آن مدیران و اعضای هیات مدیره کارخانه مجبور به حضور در کمیسیون کارگری استان فارس  شدند. سرانجام بخش عمده ای از مطالبات این کارگران از محل تسهیلات چند میلیارد  تومانی بانکی پرداخت شد اما کارگران دیگر به کار بازنگشتند.</p>
<p><strong>کارخانه آزمایش مرودشت فارس </strong><br />
در کارخانه  آزمایش مرودشت فارس کارفرما حداقل در دو نوبت نزدیک به ۹۰ کارگر قراردادی را از کار  اخراج کرد. منابع خبری اعتراض پاییزی کارگران این کارخانه را با این اخراج ها بی  ارتباط نمی دانند، اعتراضی که پاییز سال۸۶ در اعتراض به عدم بازنگری در طرح طبقه  بندی و احتمال تمدید نشدن قراردادهای برخی از کارگران آغاز شد. به گفته این منابع  پس از این کارگران زمانی اخراج شدند که مهلت اعتبار قرارداد آنها تمام شد و کارفرما  حاضر به تمدید آن نشد. البته اگر پا در میانی مسوولان استانی نبود شاید اخراج شدگان  هیچ امیدی به برقراری بیمه بیکاری نداشتند، زیرا براساس آنچه که منابع خبری روایت  کرده اند، برای تمام اخراج شدگان به جرم اعتراض حکم ترک کار صادر شده بود. البته  بعد از پایان یافتن اعتراضات از برقراری بیمه بیکاری این کارگران که به طور میانگین  از ۸ تا ۱۲ سال سابقه کار داشتنه و حالاباید در بازار آشفته کار به دنبال راهی برای  تهیه لقمه نانی باشند هیچ خبر موثقی منتشر نشد.</p>
<p><strong>کارخانه  نورد قطعات فولادی کرج </strong><br />
مشکل این کارگران نیز از زمانی آغاز شد که مدیر  جدید منابع انسانی کارخانه تصمیم گرفت، مسوولیت نزدیک به ۲۰۰ کارگری که به صورت  قرادادی در این کارخانه کار می کردند را به شرکت های پیمانکاری بسپرد. البته به  عقیده خود کارگران کارخانه نورد قطعات فولادی کرج، نقطه آغاز دردسر آنها با مدیر  تازه واردی که پس از چند سال کارکردن در کارخانه های بحران زده به چم و خم امور  مربوط به اخراج و تهدید منابع انسانی آشناست به زمان انحلال تنها نهاد صنفی کارگران  کارخانه و توقف پیمان دسته جمعی باز می گردد. به هر حال سایه این مدیر که علاوه بر  تجربه در بر خورد با کارگران، دل پری نیز از قانون کار و نویسندگان آن دارد بر سر  کارگران نورد قطعات فولادی بسیار سنگینی می کند چه به ادعای خود کارگران تا کنون هر  کارگری که به نشانه اعتراض به اداره کار مراجعه کرده است به تیر غیب اخراج گرفتار  شده است.</p>
<p><strong>کارخانه درخشان یزد </strong><br />
۱۲۰کارگر  نساجی درخشان یزد منتظر وصول حداقل بخشی از ۲۲ ماه مطالبات معوقه خود بودند. صرف  نظر از پرداخت نشدن مطالبات ۲۲ ماهه آنچه که بیشتر از همه بر گرفتاری و بدشانسی این  کارگران افزود، درگیری ای بود که در اواخر سال ۸۶ میان این کارگران و نیروی انتظامی  روی داد. به گفته جبار علی سلیمیان یکی از فعالان کارگری استان یزد در تاریخ ۲۱  بهمن هنگامی که اهالی یزد به اجبار یکی از سرد ترین روزهای زمستان را سپری می  کردند، گروهی از کارگران این کارخانه به دلیل آنچه که تجمع غیر قانونی و بسته شدن  مسیر عبور و مرور گفته می شود از سوی ماشین های آب پاش و عوامل انتظامی مورد هجوم  قرار می گیرند و تعدادی از تجمع کنندگان نیز بازداشت می شوند. هر چند در فاصله  کوتاهی از این ماجرا تمامی بازداشت شدگان آزاد می شوند و قضیه خاتمه می یابد اما  تحمل این مساله برای کارگرانی که زیر فشار مالی و سرمای استخوان سوز یزد مجبور به  تحمل برخورد فیزیکی ضابطان قانون شده اند بسیار سخت است.</p>
<p><strong>نیشکر هفت تپه </strong><br />
فارغ از پدیده قاچاق شکر که  تاکنون باعث تعطیلی کارخانه های سازنده شکر و اخراج هزاران کارگر شاغل در این واحد  ها شده است، کارگران نیشکر هفت تپه در سال ۸۵ و ۸۶، در دریافت مطالبات خود با مشکل  روبه رو بودند. به گفته خود کارگران که تعداد آنها حداقل از ۳ تا ۴ هزار نفر متغیر  است، در دوسال ۸۵ و ۸۶ آنها برای دریافت مطالبات خود مجبور به ۱۱ بار اعتراض شدند.  آخرین اعتراض این کارگران در سال ۸۶ به نیمه اسفندماه سال ۸۶ باز می گردد که دلیل  آن بازهم پرداخت نشدن به موقع مطالبات معوقه کارگران بوده است. این اعتراض سرانجام  بعد از چند روز پایان یافت.</p>
<p><strong>مینوی تهران </strong><br />
شاید خاطره آخرین روزهای سال ۸۶ از ذهن هیچ کدام از جمعیت ۱۵۰۰ نفری  پرسنل کارخانه مینوی تهران پاک نشود، جمعیتی که نزدیک به هزار نفر آنها را کارگران  و مابقی را کارمندان و مدیران تشکیل می دهند. همزمان با نیمه دوم اسفند ماه و در  حالی که حواس همگان متوجه معجزه شورایعالی کار برای دستمزد های سال ۸۷ بود، کارگران  مینو در اقدامی اعتراضی و در محوطه کارخانه تجمع کردند. منابع خبری در مورد علت این  اعتراض نظر های متفاوتی داشتند. عده ای معتقد بودند که شایعه پرداخت برخی مزایای  نقدی بیشتر به مدیران و کارمندان باعث خشم کارگران شده است.عده دیگر دلیل خشم  کارگران مینو را پایین بودن مبلغ دریافتی کارگران و محروم بودن کارگران قراردادی از  برخی عرف های رایج عنوان می کردند.</p>
<p>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</p>
<p>این مطلب در روزنامه اعتماد ملی &gt;<span lang="en-us"><a href="http://www.magiran.com/nptoc.asp?mgID=5061&amp;Number=978"> شماره ۹۷۸</a> ۵/۵/۸۸ &gt; صفحه  ۱ (صفحه اول)</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.anvarionline.net/?feed=rss2&amp;p=397</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>در بیمارستان مسیح دانشوری چه خبر است؟</title>
		<link>http://www.anvarionline.net/?p=465</link>
		<comments>http://www.anvarionline.net/?p=465#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 29 Aug 2010 15:47:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>امیرهادی انواری</dc:creator>
				<category><![CDATA[اقتصاد]]></category>
		<category><![CDATA[شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب اصلی]]></category>
		<category><![CDATA[بیمارستان مسیح دانشوری]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر ولایتی]]></category>
		<category><![CDATA[متوفی]]></category>
		<category><![CDATA[هزینه تخت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.anvarionline.net/?p=465</guid>
		<description><![CDATA[
محاسبه تخت سی سی یو  برای اموات
شرح حال خانواده تنگ دستی که داغدار و اسیر بروکراسی بیمارستان شدند


 بیمار در تاریخ ۱۵ مرداد ماه بر اساس گواهی فوتی که پزشکی قانونی صادر کرده به رحمت خدا رفته، در همان روز هم دفن شده و مسئولان بیمارستان هزینه سه روز بستری فردی که در قید حیات [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p align="center">
<h1 style="text-align: center;">محاسبه تخت سی سی یو  برای اموات</h1>
<p align="center"><span style="color: #ff0000;"><strong>شرح حال خانواده تنگ دستی که داغدار و اسیر بروکراسی بیمارستان شدند</strong></span></p>
<p align="center"><span style="color: #ff0000;"><strong><br />
</strong></span></p>
<blockquote><p><span style="color: #ff0000;"><strong> بیمار در تاریخ ۱۵ مرداد ماه بر اساس گواهی فوتی که پزشکی قانونی صادر کرده به رحمت خدا رفته، در همان روز هم دفن شده و مسئولان بیمارستان هزینه سه روز بستری فردی که در قید حیات نیست، آنهم در تخت آی سی یو و سی سی یو را از خانواده بیمار گرفتند. خانواده تنگدستی که برای تامین هزینه های خود دست به دامان کمیته امداد هستند!</strong></span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>از بیمارستان تحت نظر دکتر ولایتی بعید بود&#8230;. </strong></span></p></blockquote>
<p>چه حالی پیدا می کنید، وقتی بابت پرداخت هزینه های بیمار متوفی خود به بیمارستان مراجعه کنید، در حالی که بیمار شما سه روز قبل به رحمت خدا رفته است(و همان روز هم گواهی فوت صادر شده است)، در کمال حیرت سه روز بعد از مرگ متوفی شما را روی تخت آی سی یو محاسبه کنند و آنکه به جایی هم نرسد فریاد باشد.</p>
<p>این گزارش کوتاهی است از وضعیت ناراحت کننده ارباب رجوع کارگر فقیری که برای تامین هزینه درمان همسرش به کمیته امداد متوسل شده و با بدترین نوع برخورد از سوی متصدی پذیرش بیمارستان مواجه شده است. شاید این اتفاق در هر کشوری رخ بدهد، جای سوال نباشد، کما اینکه چنین اتفاقی در کشورهایی که ادعای اسلامی نمی کنند هم کمتر رخ می دهد، اما در ام القراء اسلام، جای تاسف دارد و دل هر مسلمانی را در این ماه مبارک به درد می آورد، امیدواریم مسئولین امر که حتما از چنین رخدادی مطلع نبودند به سرعت رسیدگی کنند. ضمن اینکه همین ابتدا متذکر می شود، که در هر سیستم مدیریتی، از مسئولین و ریاست رده بالای سیستم تا متصدیان خرد، ممکن است مشکلالتی بروز کند که مسئو.لان اصلی اصولا در جریان نباشند. و اگرنه، ریاست بیمارستان مسیح دانشوری را شخصیت شناخته شده ای چون دکتر ولایتی برعهده دارد و حتما این مشکل به دلیل ناآگاهی برخی پرسنل رخ داده که اجتناب ناپذیر هم هست.
</p>
<p style="text-align: center;">
<div id="attachment_466" class="wp-caption aligncenter" style="width: 410px"><img class="size-full wp-image-466" title="top_1" src="http://www.anvarionline.net/wp-content/picture/2010/08/top_1.jpg" alt="گواهی فوت" width="400" height="483" /><p class="wp-caption-text">گواهی رسمی فوت(پزشکی قانونی) به شماره ۳۱۸۵۱، ازعان می کند که بیمار مورد نظر در تاریخ ۱۵ مرداد ماه فوت کرده است. حالا چطور بیماری که در تاریخ ۱۵ مردادماه به رحمت خدا رفته و همان روز هم دفن شده، در روز های  پس از دفن در تخت های سی سی یو، آی سی یو و... حضور داشته و در روز سوم(ختم) هنوز از بیمارستان ترخیص نشده است، معادله ایست که باید کامپیوتر بیمارستان مزبور آن را حل کند(البته نه مثل محاسبه صورت حساب)</p></div>
<p>ماجرا از جایی آغاز می شود که بیماری از منطقه محروم اسلامشهر برای مداوا به بیمارستان مسیح دانشجوری رسانده می شود، در تاریخ یازدهم مردادماه، بمار توسط بخش اورژانس این بیمارستان پذیرش می شود و در تاریخ ۱۵ مردادماه، از دنیا می رود. ظهر ۱۵ مرداد جنازه متوفی توسط بستگان وی تحویل گرفته می شود و گواهی فوت که تصویر آن را ملاحظه می کنید نیز این موضوع را تایید می کند.</p>
<p>اما در کمال حیرت، در صورتحساب بیمارستان، تا روز ۱۸ مرداد ماه، یعنی سه روز پس از مرگ فرد مورد نظر، هزینه های درمانی و تخت آی سی یو و&#8230; برای او محسابه شده است.</p>
<p>خانواده متوفی که از قشر ضعیف جامعه هستند، برای حل مشکل خود به متصدی مربوطه مراجعه می کنند، اما آنها که از یک طرف داغدار بودند، با طرز زشت و زننده متصدی بیمارستان رو برو می شوند که به خاطر طبقه اجتماعی این کارگر، به شدت نسبت به او بدرفتاری می کنند.</p>
<p>کارگر که هزینه های درمان وابسته خود را ه زحمت و حتی بخشی از آن را توسط کمیته امداد تامین کرده است، با ناامیدی به دفتر ریاست بیمارستان هدات می شود، سربازی در آنجا، وی را به مدیریت بیمارستان ارجاع می دهد، مدیریت بیمارستان ریز هزینه ها و مدارک را از کارگر گرفته و به او وعده می دهد که مشکل را حل کند، اما وابسته متوفی، بعد از مراجعه مجدد به حسابداری و تحمل دوباره برخورد زشت و زننده متصدی، متوجه می شود هیچ چیز درست نشده و بازهم باید بیش از دو و نیم میلیون تومان برای بیماری که ۱۵ مردادماه دفن شده است و تا ۱۸ مردادماه بیمارستان برایش صورت حساب صادر کرده پرداخت کند.</p>
<p style="text-align: center;">
<div id="attachment_467" class="wp-caption aligncenter" style="width: 410px"><img class="size-full wp-image-467" title="top_2" src="http://www.anvarionline.net/wp-content/picture/2010/08/top_2.jpg" alt="شرح صورت حساب" width="400" height="566" /><p class="wp-caption-text">شرح صورتحساب: در بالای فیش شماره ۱۶۷۴ نوشته شده است که بیمار از تاریخ ۱۱ تا ۱۲ مرداد در بخش اورژانس، از تاریخ ۱۲ تا ۱۷ در بخش آی سی یو و از تاریخ ۱۷ تا ۱۷ مرداد در بخش سی سی یو و در همان تاریخ در بخش سی سی یو پست و سپس در سی سی یو و بعد در بخش پیوند بستری شده است، حالا به گواهی فوت توجه کنید.</p></div>
<p>او می گوید بیمار من د تاریخ ۱۵ مرداد فوت کرده(جنازه تحویل گرفته شده و دفن شده) و در تاریخ ۱۷ مرداد ختم وی برگزار شده، چطور ممکن است تا ۱۸ مرداد برای او صورت حساب صادر شود؟ و در جواب می شوند که کامپوتر ان را صادر کرده و هیچ کاری نمی شود کرد.</p>
<p>او که مستاصل شده است، آخرین راه چاره را مراجعه مجدد میابد، که در این راه نیز مجددا با برخورد زشت مصتدیان موجه می شود و حتی کار به انتظامات بیمارستان کشیده می شود و کارگر را با خاری از بیمارستان دور می کنند.</p>
<p>کارگر مزبور در گفتگو با خبرنگار ما می گوید: فقط یک چیز را می خواهم بگویم؛ درست است که ما کارگر و کشاورز هستیم، اما این طرز برخورد با ما صحیح نیست، درست است که بخشی از پول بیمارستان را کمیته امداد داده، اما بالاخره این پول از بیت المال به حساب بیمارستان ریخته شده است. مردم بچاه ای به این بیمارستان دولتی مراجعه می کنند، ایا درست است با کسی که داغدار است چنین برخوردی شود؟ من مطمئنم که آقا ولایتی(ریاست بیمارستان) از این موضوع باخر نیست، اما می خواهم به ایشان بگویم که متصدیان چه برخوردی با مراجعان می کنند، این پول برای ما زیاد است، این پول را از خانواده ای به این شکل گرفتند که شاید در ال ۳ میلیون تومان هم در آمد ندارند.</p>
<p style="text-align: center;">
<div id="attachment_468" class="wp-caption aligncenter" style="width: 410px"><img class="size-full wp-image-468" title="top_3" src="http://www.anvarionline.net/wp-content/picture/2010/08/top_3.jpg" alt="صورتحساب صندوق" width="400" height="322" /><p class="wp-caption-text">صورتحساب صندوق: در این برگ، ملاحظه می شود که تاریخ پذیرش ۱۱ مرداد و تاریخ ترخیص ۱۸ مرداد ماه قید شده است.</p></div>
<p>ما هم با کامپوتر سر و کار داریم و نمی دانیم، چطور ممکن است نیروی انسانی نتواند مشکل کامپیوتری را حل کند که کارگری در مملکت اسلامی، همزمان با داغ عزیز، این چنین برا رفع مشکل خود به زحمت بیافتد.</p>
<p>امیدواریم، ریاست بیمارستان، آقای دکتر ولایتی که وجهه مناسبی در بین افکار عمومی از ایشان وجود دارد، دستور بدهند، به مشکل این خانواده داغدار رسیدگی شود و لااقل از آنها بابت رفتار زشتی که از سوی متصدیان شده است دلجویی شود.</p>
<p style="text-align: right;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</p>
<p style="text-align: right;"><a title="(+) " href="http://jahanesanat.ir/" target="_blank">(+) </a>این مطلب در روزنامه جهان صنعت</p>
<p style="text-align: right;">
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.anvarionline.net/?feed=rss2&amp;p=465</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
