خانه > مطالب اصلی > مردی نبود فتاده را پای زدن؟ + توضیح

مردی نبود فتاده را پای زدن؟ + توضیح

امیدوارم دوست عزیز «مرد» ما که این روزها خیلی در جهت حمایت از «فتاده» مظلوم گام بر میدارد، زودتر صفحه وبلاگ را پرینت اسکیرن کرده و گزارش های لازم را به اشخاص لازم بدهد.

به هر حال بعضی ها هم شغلشان خبرنگاری(روابط عمومی و…) و بیزینس شریف و مردانه شان«جاسوسی» است.

ما هم الحمدلله «فتاده» نیستیم، از دولتی خدا دستمان روی زانوی خودمان است، هر چه میخواهی بزن ;) *

امروز خبری روی خروجی های خبرگزاری ها و سایت های خبری در خصوص ماجرای افشاگری مسائل اخلاقی یک مجری مشهور قرار گرفت (اینجا) آقای امیرخانی نویسنده در سخنانی با اشاره به ماجرای افشای مسائل اخلاقی یک مجری مشهور این کار را زشت توصیف کرده و گفته است «جوانمردی از چیزهای کوچک آغاز می شود، امروز روز گرفتاری یک مجری تلویزیونی است که من ادبیات و اجرای او را نمی پسندم و با مواضع سیاسی اش نیز نسبتی ندارم، اما «مردی نبود، فتاده را پای زدن»

در هفته گذشته سه مورد خبر در مورد مسائل خصوصی و اخلاقی منتشر شد.

اولی در مورد یکی از مجریان صدا و سیما

دومی درباره یکی از مسئولان یکی از مراکز اقتصادی

سومی هم درباره یکی از نمایندگان مجلس

چند نکته در این بین وجود داره:

یک) قصه، قصه قدیمی بی صاحبی رسانه ست. البته نویسنده و پزشک و طناز و خیاط و بقال و… هر کدوم در شغل و حرفه خودشون قابل احترام هستند. اما همیشه سوالی برای من وجود داشته و اون اینه که چطور مثلا یک خیاط در خصوص پزشکی حق اظهار نظر نداره، یک پزشک درباره کار یک مهندس اظهار نظر نمی کنه، اما همه اینها با نگاهی «کارشناسی» رسانه و اهل رسانه رو نقد می کنند، گاهی هم محاکمه می کنند و نهایتا حکم هم صادر می کنند.

اینکه رسانه «باید» یا «نباید» به موضوعی ورود کنه به نظرم هیچ وقت مشخص نشده، لااقل من تابحال چیز مشخصی ندیدم.

دو) نوعی تناقض در گفته های همه منتقدان وجود داره. ورود به حوزه شخصی و مسائل خصوصی افراد موضوعی نیست که بشود به آن نسبی نگاه کرد.

یک عمل یا بر اساس هنجارهای یک جامعه «زشت»، «ناهنجار»، «ضد ارزش»، «بزه» هست، یا نیست. برای مثال دزدی یک بزه است، این بزه توسط زن یا مرد، پیر یا جوان، با سواد یا بی سواد، قاعدتا یک بزه است.

موضوع وقتی مشکل می شود که دزدی ۳٫۰۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰ تومانی با سواد با نفوذی که خدمتی کرده خوب

و دزدی زورگیر بی سواد تحت پوشش کمیته امداد به مبلغ کمتر از ۱٫۰۰۰٫۰۰۰ تومان بد تلقی می شود

پرونده اولی هنوز در جریان است

دومی سریعا بازدداشت شد و به اعدام محکوم

در اینجا دو حالت وجود دارد:

از خطای اولی به خاطر دومی بگذریم یا اولی را هم به خاطر دومی مجازات کنیم! به هر حال «خوب» و «بد». «بهنجار» و «ناهنجار» موضوعات نسبی که نیستند، لا اقل در یک جامعه.

سه) اگر موضوع زن دوم داشتن، برقراری ارتباط با دختری همزمان با داشتن همسر و فرزند و… بد نیست، پس همه جا بد نیست.

یا اگر این موضوع به رسانه ربط ندارد و «جوانمردی نیست فتاده را پی زدن» پس بفرمایید چرا در ۲۶ اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۰، تمامی رسانه های داخلی همزمان با هم خبر رسوایی اخلاقی « دومنیک استراوس کان »رییس صندوق بین‌المللی پول را گزارش کردند؟ (اینجا)

یا در ۲۸ اردیبهشت سال ۱۳۸۶ هم مورد مشابهی برای رئیس بانک جهانی «پل ولفوویتز» پیش آمده بود، آن وقت هم رسانه ها با آب و تاب ماجرا را نقل می کردند(اینجا)

در همین ایران خودمان، عکس یک دختر به جای عکس دختر میرحسین موسوی در باشگاه خبرنگاران جوان منتشر می شود، آن وقت این دوستان اخلاق مدار کجا بودند؟

ماجرای «بگم، بگم» ها هم که معرف حضور همه هست… انبوه خبرهای باشگاه خبرنگاران و فارس و رجا و بولتن و… هم که جای خود دارد. از صدقه سر فیس بوک، خبرنگاران گمنام این رسانه ها دائما در پیج شخصی افراد گشت و گذار می کنند و به زعم خودشان به شکار فساد اخلاقی مخالفان خودشان مشغولند.

همین چند روز قبل مگر باشگاه خبرنگاران پیج فیس بوک دختر تاجزاده را مونیتور نکرده بود؟

اینها «فتاده» نیستند؟

یا مردی نبود فتاده طرف شما را پای زدن؟

چهار) رسانه و خبرنگار نه قاضی است، نه مصلح اجتماعی، نه فیلسوف و… مردی و نامردی هم فقط ابزاری است در دست افراد برای رسیدن به منافع خود و جلوگیری از زیان خود.

خبرنگار باید روایت کند، چیزی را که دیده روایت کند. اتفاقی که افتاده را روشن کند، قضاوت درباره این موضوع با قاضی و دادگاه و افکار عمومی است.

حوزه شخصی افراد حقیقی محترم است. اما اگر این فرد شخصیتی حقوقی هم داشته باشد و این شخصیت حقوقی را از صدقه سر افکار عمومی، یا اعتماد مردم کسب کرده باشد، دیگر این حوزه شخصی نیست…. در همه جای دنیا هم روزنامه نگار و خبرنگار، همیشه ذره بین به دست اشخاص اصطلاحا «سرشناس» را رصد می کنند. بابت این کار پول می گیرند، شغلشان این است و وظیفه ای که مردم به آنها دادند همین است.

اگر شما تابحال یک خط در مورد فساد اخلاقی، مسائل خصوصی، اخبار رسوایی اخلاقی دیگران و… منتشر نکردید و از طرف دیگر، همیشه در کنار مظلوم و بر ظالم بودید.

اگر شما همیشه حامی «فتاده» بودید، آن وقت درست است «مردی نبود فتاده را پای زدن» اما وقتی حقوق ۷۴ میلیون نفر «فتاده» لگد مال می شد و شما در کنار لگد کنندگان ایستاده بودید.

وقتی خاوری تا وقتی ایران بود، اسمش را می نوشتید «خ. مدیر یکی از بانک ها» و وقتی پایش را از ایران بیرون گذاشت، شروع کردید به دفاع از حقوق مظلومان و…

دیگر در مورد مردانگی و فتاده و … حرف نزنید. اینجا ما همه در یک کشتی سواریم. بیایید به هم نامرد نگوییم، ما شغلمان این است.

حالا مساله فرق می کند

اینجا، اتفاقا نامرد خبرنگاری است که در جلسه ای عمومی از موضوعی مطلع می شود، عنوان خبرنگار و نماینده افکار عمومی را گرفته، حقوق از رسانه خود دریافت می کند، اما با تطمیع یا تهدید مدیر روابط عمومی که نامرد تر از خودش است، موضوع را منتشر نمی کند.

قضاوت با خود شما

نامرد کدام هستند؟

کسی که شغلش را انجام می دهد

یا کسی که برایش خیلی ها «فتاده تر» هستند؟

امیدوارم دوست عزیز «مرد» ما که این روزها خیلی در جهت حمایت از «فتاده» مظلوم گام بر میدارد، زودتر صفحه وبلاگ را پرینت اسکیرن کرده و گزارش های لازم را به اشخاص لازم بدهد.

به هر حال بعضی ها هم شغلشان خبرنگاری و بیزینس شریف و مردانه شان«جاسوسی» است.

ما هم الحمدلله «فتاده» نیستیم، از دولتی خدا دستمان روی زانوی خودمان است، هر چه میخواهی بزن ;)

————

*توضیح:

از طریق دوستان مشترکی که با آقای امیرخانی دارم مطلع شدم که ایشان در خصوص این پاراگراف و عبارت «جاسوس» ابراز نارضایتی کردند.

یادآوری می کنم همچنانکه در ابتدای این متن هم نوشتم  این مطلب به سه موضوع متفاوت اختصاص دارد و طبیعتا طی این مدت افراد زیادی با این موضوع درگیر بودند.

من آقای امیرخانی را متاسفانه به صورت مستقیم و غیر مستقیم نمی شناسم . در حوزه ای هم که ایشان فعالیت می کند تخصصی ندارم.

اما چون ایشان در مورد شغل ما موضع گیری و اظهار نظر کرده بودند، پاسخی دادم.

خلاصه اینکه وقتی بنده کسی را نمیشناسم، طبیعتا نمیتوانم متهم به جاسوسی یا هر صفت دیگری هم بکنم.

به این وسیله هم از ایشان عذر می خواهم، هم امیدوارم برای دوستان موضوع روشن شده باشد.

  1. پویا
    ۲۱ دی ۱۳۹۱ در ۲۰:۵۵ | #1

    آقا شما توقع زیادی داری از این جماعت، ببین اینها با آبروی مرد و زن مخالف خودشان چکار میکنند. یک نمونه فقط:
    http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13911017000165

  2. ۲۲ دی ۱۳۹۱ در ۱۲:۴۸ | #2

    این روزها چقدر سخت است بیان بدیهی ترین حقایق آقا!دستتان درد نکند.

  1. بدون بازتاب