خانه > مطالب اصلی > پروژه موفق صداوسیما ومهران مدیری برای سرکار گذاشتن معترضان

پروژه موفق صداوسیما ومهران مدیری برای سرکار گذاشتن معترضان

روزی که گالیله را به دادگاه بردند و او ـ ظاهرا ـ از عقیده خودش برگشت و بخشیده شد ، وقتی از در دادگاه بیرون آمد، یکی از شاگردانش او را دید و خطاب به استاد گفت: “بدبخت ملتی که قهرمان ندارد…ملتی که قهرمانش را چنین زار و ضعیف به تماشا بنشیند”

و گالیله پاسخ داد: “بدبخت ملتی که به قهرمان نیاز دارد!”


در مثل مناقشه و مراد هم توهین به ملت شریف و با فرهنگمان نیست. تمام محتوای این چند خط هم به همین یک روایت می پردازد و عادت دیرینه ایرانی ما در اسطوره سازی.

اسطوره سازی در همه ابعاد و شئون؛ در ورزش: یک روز قطبی را آقای جنتلمن لقب می دهند و فردا روز، همان قطبی را امپراطور شانس می نامند.

در سیاست: یک روز ابطحی می شود الگوی روحانیت هوادار مطالبات نسل سوم و چهارم و روحانی متدین مدرن، فردا می شود سست عنصری اعتراف کرده.

همه چیز به هم ربط دارد، سیاست به اقتصاد، اقتصاد به سیاست، سیاست به هنر، هنر به ورزش، ورزش به مذهب و… همه حوزه ها طوری خلط شدند که تفکیک آنها ممکن نیست.

اسطوره هایی آنچنان بزرگ، که گویی اسطوره زاده شدند!

اما وقتی فرو ریختند، در می یابند چیزی نبودند جز تابلوی تمام قد و گاه بچه گانه، از آرزوهای مردمی که کشیدن آرزوهایشان را روی چهره اسطوره ها، سهل تر از  حرکت کردن و هزینه دادن در جهت آرزوهایشان یافتند.

مهران مدیری، با آن نمای اسطوره ای بار دیگر محصولی به مردم ارایه داده، تا باز هم تلخی نقاشی بخش دیگری از تابلوی یک اسطوره را به تماشا بنشینیم.

گویی یک سوراخ است و به تعداد مردم ایران (ضرب در ده) انگشت، که مدام در این سوراخ گشاد می کنند و گزیده می شوند و بار دیگر می کنند و گزیده می شوند.

در حالی که عده ای به زور قصد دارند دیر رسیدن سری جدید سی دی های قهوه تلخ را گیر کردن آن در ممیزی ارشاد عنوان کنند، سجادپور در گفت و گوی خود با روزنامه مردمسالاری گفته است:  سریال قهوه تلخ هیچ مشکل نظارتی نداشته است.

آقای سجادپور در مصاحبه خود گفته است: ما به کار گروه قهوه تلخ اعتماد کامل داریم و امکان پخش آن را از شبکه نمایش خانگی فراهم آوردیم تا سنت تولید سریال برای شبکه نمایش خانگی با قدرت بیشتری ادامه یابد.

حالا عده ای می خواهند بگویند خیر، این امکان را ارشاد فراهم نکرده! بسیار خوب، ولی آفتاب روی دیوار ظهر مرداد را نمی شود به این سادگی انکار کرد.

به قولی:

“- خورشید را گذاشته،
می خواهد
با اتکا به ساعت شماطه دار خویش
بیچاره خلق را متقاعد کند
که شب
از نیمه نیز بر نگذشته ست.”

وقتی با دوستان به تماشای این اثر فاخر(به قول برخی از دوستان رادیکال و اعتراضی و…) می نشینید، به پروانه نمایشی که ابتدای سریال نمایش داده می شود هم گوشه چشمی داشته باشید.

این همه تحلیل های عجیب و غریب در مورد شباهت عمدی دامبول السطلنه و….،عینیت تعمدی قیافه و شان و جایگاه بیخودی الممالک و… دیدید، این چند خط را هم بخواند!

اول: موضوع از همان ابتدا خلط شد. از همان روزی که صدا و سیما از خرید قهوه تلخ شانه خالی کرد. دقت کنید«شانه خالی کرد» قهوه تلخ، از ابتدا برای فروش به صورت بسته های موجود طراحی نشده بود.

دوستانی که دستی بر آتش دارند، خوب می دانند، عموما مجموعه هایی که برای تلویزیون ایران ساخته می شود، اول طرحی کلی از آنها به مسئولان سیما داده می شود و در صورت پذیرش و توافق، مجموعه ساخته می شود. این طرح هر قدر هم مختصر باشد، در بر گیرنده کلیاتی است که برای تهیه کننده اطمینانی از هزینه روی اثر ایجاد می کند. پس تا اینجای کار، کلیات طرح از سوی سیما پذیرفته شده بوده است.

آن هم در چه زمانی؟ زمانی که اصولا  انتخاباتی در کار نبوده، که پس از آن اعتراضی باشد و …

دوم: یادی از تهیه کننده کردیم، بد نیست که به صورت تیتروار به چند کلید واژه اشاره کنیم. حضرات آقایان برادران آقاگلیان، اگرچه نامشان سر این مجموعه بر زبان ها افتاد، اما سابقه ای بس طولانی در بازارهای دیگر(از جمله تبلیغات و بیلبورد و صدا و سیما و…) دارند.

آنها خوب می دانند، درد دل برادران شایسته(هدایت فیلم) و سینمای ایران به کجا بر می گردد، به انحصار تبلیغات محیطی(یا تعاونی محیط)  در تهران و زمین زدن یک فیلم و بالا بردن فیلمی دیگر.

به نظر نمی رسد در کشوری چون ایران، با این نظام امنیتی دقیق، عده ای سرخود و بدون حساب و کتاب با صدا و سیما همکاری کنند و تازه بعد از آنکه چندین بار با صدا و سیما قراردادهای سنگین بستند و در شبکه خانگی، میلیاردها تومان به جیب زدند، مسئولان امنیتی بفهمند، ای وای، ظاهرا این اشخاص با سیاست های نظام مشکل دارند!

البته صدا و سیما هم شاید اشتباه بزرگی کرد، اما مهران مدیری هم خوب می دانست، اثرش اگر در سیمای فعلی پخش نشود، برایش دستاوردهای بهتری دارد.

پس اولین اختلاف تهیه کننده و سیما، بهترین بهانه برای برگزاری جلسه با وزارت ارشاد برای دریافت اجازه پخش سریال خانگی می شود.

آن هم به شکلی فوق العاده، طوری که تجربه قبلی در مورد آن وجود ندارد و گویا، تمام امکانات ارشاد برای پخش این سریال بسیج شده است.

سوم: آقای مهران مدیری و قهوه تلخ، که این روزها اسطوره محافل معترض و منتقد دولت شده اند، همان عزیزانی هستند که روزی در مجموعه های قبلی، جریان تحصن اصلاح طلبان در مجلس ششم را آن طور به تمسخر کشیدند.

ماجرای مسعود شصت چی و موقعیت شعرا هم که الحمدلله آنقدر دور نیست که از حافظه تاریخی عزیزان تحلیلگر پاک شده باشد.

چهارم: آقای مهران مدیری و تیم تحت نظارت ایشان، چون بسیاری از هنرمندان دیگر، به ساخت آثار هنری می پردازند و از این راه هم ارتزاق می کنند، در این بین هم پول خوبی به جیب تهیه کنندگان محترم مجموعه می رود؛ چه عیب دارد؟

صنعت سینما مگر معنای دیگری جز دریافت سود از راه اکران آثار هنری دارد؟ منتها بحث آنجاست که این مسیر با چه وسیله ای طی می شود و دیگر این که چه تصوری درباره آنها در جامعه وجود دارد؟

پنجم: در ایران، هرکس رگ خواب مردم را بدست بیاورد برد کرده، در این نمی توان حتی شک کرد. هر کس به اندازه خود سوار موج احساسات مردم می شود و مردم هم آمادگی هرگونه اسطوره سازی دارند.

در این بین هم نمی توان به آنها خرده ای گرفت. شاید هنر آنها در شناختن خلقیات ایرانی بسیار برتر از هنرشان در موضوع فعالیتشان باشد. به هر حال این سبک ایرانی است و آنها هم آن را شناختند و طبیعتا از آن استفاده می کنند.

اما تحلیل های عجیب و خارق العاده برخی تحلیل گران در جای خود دردناک است.

چرا تولیدکنندگان اخبار و تحلیل های خارق العاده مجموعه طنز قهوه تلخ، از پشت نقاب ها بیرون نمی آیند و رسما اعلام موضع نمی کنند؟

چه ربطی بین افتخاری و فلان کاراکتر این مجموعه می تواند باشد، در حالی که فیلمبرداری (یا دست کم چهره پردازی و شخصیت سازی) کاراکتری که امروز برخی آن را تشابه عمدی(!) بین افتخاری و فلان کاراکتر می دانند، شاید یک سال قبل از حاشیه های امروز افتخاری انجام شده است.

اگر آقای مدیری همچون کسانی چون شجریان با معترضان بود، آیا ممکن بود اثرش در سطح وسیع در جامعه ای توزیع شود، که در همان جامعه، پخش ربنای شجریان، به طور کلی قطع شد؟

مساله آنجاست که شخصی نه مثل ده نمکی، هزینه همراهی را بین مخاطب معترض می دهد و نه چون شجریان هزینه عدم همراهی را به حاکمیت.

این وسط، ملت اسطوره پرور هستند و رگ خواب و مهران مدیری!

البته بسیاری این را زرنگی و هوشمندی مهران مدیری می دانند که در این مقطع پرحادثه می داند مجوزش را از که بگیرد، و فیلمش را به کدام دیگر بفروشد.

عده ای هم معتقدند او عقلش می رسد مشکل جامعه ما، برخی معضلات فرهنگی است که اتفاقا در هر دو طیف سیاسی مشترک است. لذا به هوشمندی او در کشف روابط و معادلات جامعه آفرین می گویند که توانسته روی لبه خط قرمزها حرکت کند و با ایجاد برخی روابط، نقدهای تیز و تند خود را با رد شدن از فیلتر دولت احمدی نژاد و یکی دو جلسه نشستن با آقای … به خورد مردم بدهد و نه تنها هزینه ندهد، بلکه کلی هم کاسبی کند!

ششم: گیریم آقای مدیری همراه با معترضان است و چونانکه نقل وبلاگ های حامیست، مخالف کلیت نظام نیست، تنها مخالف دولت است.  چطور ممکن است، چنین دولتی حتی جلوی صداوسیما دربیاید و به مخالف خود، مجوز توزیع محصولش را بدهد؟ نسخه آن را به ائمه جمعه بدهد؛

و از طرفی، دانلود غیرمجاز اثر او را با حداکثر امکانات تحت تعقیب قرار بدهد؟باور کنید دایی جان ناپلئونی به موضوع نگاه نمی کنم، شما هم یک ضرب و تقسیم ساده کنید.

یا این دولت، دولتی است که به مخالف خود مجوز این حوزه وسیع فعالیت را می دهد، یا اگر چنین نیست، فاتحه سبز بودن مهران مدیری را بخوانید.

هفتم: سخنی هم با آقای مدیری و تیم هنرمندان همراه ایشان. تهیه کننده و سرمایه گذار اثر، سود و اصل سرمایه خود را بالاخره از این بازی خطرناک بیرون خواهد کشید.

اما اگر فردا روز، شما به دیدار فلان مسئول عالی رتبه مملکت(منظور همین رئیس دولت و وزیر و … در همین سطح است) دعوت شوید و بدانید حضور نیافتن در آن محفل به بهای عدم توزیع محصولتان منجر خواهد شد چه می کنید؟

شرایط جامعه با آن روزها که کسی نمیدانست، در خیابان امام خمینی(ره) خانی رفته و خانی آمده، خیلی فرق کرده، این مردم قطبی را از  عرش امپراطور، به فرش خالی بند و کلاش رساندند، بازی خیلی پیچیده شده!

هشتم: غرض این چند سطر و البته نگارنده، خدای ناکرده توهین به شخصیت ارزشمند و هنرمند جناب آقای مهران مدیری، کارگردان خوب کشورمان نیست. چه آنکه نویسنده خوب این مجموعه، آقای امیرمهدی ژوله، از همکاران مطبوعاتی و مورد احترام نگارنده نیز هستند.

بحث سر همان است که در ابتدای مطلب نیز به آن اشاره کردیم: اسطوره هایی که ساخته می شوند، اما چون خودشان قامتشان را نساختند، ممکن است روزی برای کاری که ناگزیر از انجام آن هستند و به نادرست آنها را بی نیاز از انجام آن کارها دانستند و معرفی کردند، فرو بریزند.

حتما دسترسی هایی به تحلیل گران خارق العاده، که کاراکترها را شبیه به این مسئول و آن مسئول می کنند، وجود دارد، جلوی آنها را بگیرید و به مردم بگویید، یک هنرمند هستید، نه بیشتر. شما تنها نقش بلوتوس کبیر(کلاهبردار یونانی) را بازی می کنید، برایشان بگویید که واقعا بلوتوس نیستید.

اگر به خطا نرویم، این نقدی دلسوزانه و دوستانه است، در قامت برادری کوچکتر.

———————

این مطلب در سایت آینده نیوز با کد ۱۹۹۴۷ منتشر شد.

  1. داریوش
    ۱۶ آبان ۱۳۸۹ در ۲۳:۳۰ | #1

    جالب بود موافقم

  2. نیما
    ۲۰ آبان ۱۳۸۹ در ۱۵:۰۶ | #2

    اگه خدا بخواد یک نفر رو عزیز کنه و همه مردم دنیا بخوان اونو خارش کنن نمیتونن.
    و اگر خدا بخواد کسی رو خار کنه و همه دنیا هم جمع بشن تا اونو عزیزش کنن بازم نمیتونن.
    این مطلبی هست که توی قرآن هم به اون اشاره شده.(البته اگر اعتقادی به قرآن داشته باشید).
    از ظاهر امر هم بر میاد که خدا می خواد آقای مدیری رو عزیز کنه.پس توی نویسنده این مطلب که عددی نیستی اگه همه دنیا هم جمع بشن نمیتونن آقای مدیری رو خرابش کنن.
    منم بهت پیشنهاد میکنم خودتو خسته نکن.البته اونی که هنری جز خراب کردن مردم نداره همیشه بازندس.
    حداقل کاری که مدیری کرده اینه که من و خوانوادم رو خندونده و لحظات خوشی رو برای ما فراهم کرده .ولی تو برای مردم چی کار کردی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  3. ۲۳ آبان ۱۳۸۹ در ۰۱:۵۷ | #3

    درود بر شما
    مهران مدیری نه امروز و نه دیروز باب دل سیاستمداران راه نرفته پس او را به اندازه خودش بشناسیم.آقای مدیری به قول شما رگ خواب ملت را خوب می داند و از همین رو داستان سریال هایش نیز به همان سمت و سو جهت پیدا می کند…مهران مدیری جز اولین طنز سازان نسل جدید بود که تعریفش از سریال های طنز تحولی در نگرش افراد جامعه ایجاد کرد. مهران مدیری در شب های برره یک نگاه نو و محتاطانه را بیان کرد.شخص من چندان قائل به این نیستم که از این سریال یک موج مخالفت بسازم برای تسویه حساب های سیاسی چون اصولن مدیری نگرش سیاسی پر رنگی ندارد .مدیری سریال انتقادی می سازد که در ان همه افراد جامعه را در بر می گیرد حال می خواهد دامبول السلطنه باشد و یا علی رضا افتخاری.چون بسیاری از بخش های سریال واگویی دردهای جامعه است بنابراین هرکسی برداشت خودش را از این روایت گری دارد..لزومی ندارد ایشان سبز باشد یا قرمز مهم این است سطح توقعات افراد جامعه یک پله بالاتر می رود و امثال ده نمکی یک پله پایین تر نگه داشته می شوند

  4. علیرضا
    ۲۷ آبان ۱۳۸۹ در ۱۵:۲۱ | #4

    نیما جان واقعا متاسفم برات با این طرز فکرت . با این طرز فکر میشه گفت احمدی ن‍‍ژاد به من و خونوادم ۲۰ کیلو سیب زمینی داده پس شماها حق ندارید علیهش حرف بزنید.به نظرت تو این دوره زمونه ۲۰ کیلو سیب زمینی ارزشش بیشتره یا نیم ساعت خندیدن؟ بعدم مث اینکه توهین کردن به دیگران تو خون این مردمه؟(نقل قول:(البته اگر اعتقادی به قرآن داشته باشید).)معیار شناخت دیگران از قرآن جنابعالی هستی؟اگر هستی به نام امام زمان قیام کن منم بهت ایمان میارم

  5. اسماعیل
    ۶ دی ۱۳۸۹ در ۲۰:۱۷ | #5

    نیما جان کوچولوی نازنین من آخه اینجور که تو اعتقاد داری خدا هر کی رو بخواد عزیز میکنه که یعنی خدا یهود رو بر مسامانها عزت داده که اسرائیل رو براشون جور کرد و از منجلابی که هیتلر براشون درست کرده بود درآورد آیا این درسته و احمقانه نیست؟ یعنی آمریکا رو بر کل جوامع و ملل مسلمسن عزت داد که سوار سر همشون شده و حکومت جهانی راه انداخته اینم احمقانه نیست ؟ یعنی هر آدم مختال فخوری رو که سوار مرکب چند صد میلیونیه و ساکن مسکن چند ده صد میلیونی خدا عزت داده و من و تو رو ذلیل کرده چون حقمونه ژس قربونت هنرژیشه های مشهور فیلمهای مستهجن که بیشتر از این رفیق هنرژیشه شما مطرحن هم حتما خدا عزت داده ای بابا چقدر ساده ای خیلی خیلی خیلی باید تاسف خورد و حناق گرفت وقتی چنین تفاسیر چرتدی رو از زبون این ملت میشنویم بابا یه کم دقت کن اون بنده خدا چی گفنه ۲-۳ بار بخون ببین حرفای اون چه ربطی به عزت و ذلت و هاروت و ماروت داره بعد اظهار فضل کن یه کم از اون ته عمق اخمخی بیاین بیرون ای ملت@نیما

  6. مشفق
    ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۰ در ۱۶:۴۲ | #6

    چاه کن همیشه ته چاه س

  7. نام
    ۲۰ خرداد ۱۳۹۱ در ۰۱:۳۸ | #7

    تا خر هست
    خر سوار هم هست!

  1. ۶ فروردین ۱۳۹۰ در ۲۰:۴۶ | #1