بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘انصار حزب الله’

حزب الله در ایران؛ درباره جنبش شهری مذهبی ضد لیبرال ایرانی

۱۶ فروردین ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

پیش نوشت: برای نوشتن این پرونده خیلی دو دل بودم. از یک طرف موضوع حساسی بود و از طرف دیگه، خودم خیلی علاقه داشتم در مورد این سوژه کاری کنم. فکر کنم در بین انبوه نوشته هایی که در نت فارسی وجود داره در خصوص شکل گیری حزب الله و هر کدام به یک مقطع خاص پرداختند، این کار شاید به درد بخوره. ادعای جامع بودن نداره، اما لا اقل سر تیترهایی مطرح شده. امید آنکه مورد قبول افتد! منتظر نظراتتون هستم.

***

پرونده شکل گیری حزب الله از دهه 40 تاکنون:

وقتی قرار است در مورد حزب الله چیزی گفته شود، باید بسیار مراقب بود، چون این واژه نماینده جریان ها و تفکرات گوناگونیست. به بیانی، حزب الله مثل «موتلفه»، «مجاهدین انقلاب اسلامی» و یا حتی «بسیج» نیست که با بکار بردن آن واژه، اشاره ای مستقیم به جریانی مشخص داشته باشیم.

حزب الله هم میتواند به معنی عبارتی در قرآن کریم باشد، هم معنای سازمانی در دهه 40 را بدهد، هم معرف گروه و تفکر و جریانی در اواخر دهه 50 باشد و هم گروهی دراواخر دهه 60، میتواند اشاره به انصار حزب الله داشته باشد یا نشریه حزب الله را معرفی کند، اگرچه این روزها حزب الله را بیشتر در کنار نام لبنان می بینیم.

پس همین ابتدای کار، تکلیف خودتان را روشن کنید؛ شما با چند گروه، تفکر و جریان مهم طرف هستید. «همشهری ماه» به عنوان یک رسانه، ادعای ارزش گذاری روی این خط سیر حدودا نیم قرنی را ندارد، تلاش ما بر معرفی حزب الله در تاریخ ایران است.

حزب اللهی که سنگ بنای آن در اواسط دهه 40 گذاشته شد، سپس گروهی بود که به زودی شناسایی و متلاشی شد، اما بعد از انقلاب به جریانی قدرتمند بدل شد. نام حزب الله کافی بود تا دارندگان این عنوان را کسانی معرفی کند که حامی جمهوری اسلامی ایران هستند.

حزب الله ابتدا در جریان ناآرامی های سال های 59 تا 61 نقش بازی میکند و به نیرویی مردمی علیه آنچه خود آن را خط نفاق می دانست بدل می شود.

در سال های دفاع مقدس، در جبهه های جنگ به ایفای نقش می پردازد و از سال 68 به بعد منتقد جدی سیاست های فرهنگی و اقتصادی دولت های دوگانه هاشمی رفسنجانی می شوند.

آنها پس از پیروزی خاتمی و جریان چپ مذهبی در انتخابات ریاست جمهوری هفتم، فعالیت خویش را دو چندان می کنند و حالا که دارنده مجوز سازمانی منسجم به نام «انصار حزب الله» شدند، در مساجد، حسینه ها و از همه مهمتر، هیات های رزمندگان برای تجمعات، اعتراضات و… آماده  می شوند.

در سال های اولیه دهه 80 کمی سکوت می کنند، اما این آرامش قبل از توفان است. سکوت آنان به کابوسی برای اصلاح طلبان بدل می شود، آنها با بدنه اجتماعی قدرتمند خود و با سود جستن از نفوذ هیات رزمندان، کرسی های شورای شهر را تسخیر کردند و حالا در سال 84، برای ریاست جمهوری خیز بلندی برداشتند. نهایتا هم با پیروزی احمدی نژاد،  پیروزی خود را جشن می گیرند و بیانیه می دهند.

اما به زودی در میابند که برخی افراد در بدنه دولت، نماینده طرز فکر و خواسته های آنان نیستند. تا سال 88 بنا بر مصلحت در بسیاری مواقع سکوت می کنند، طوری که مردم تهران کمتر شاهد حضور حزب اللهی ها و کفن پوشان در خیابان ها هستند. اما با آغاز سال 89 و حمایت تمام قد احمدی نژاد از مشایی و عدم پاسخ مثبت رئیس جمهور محبوب جریان حزب الله به خواست آنها برای برخورد با مشایی، آنها آرام آرام پیام های آشکار و پنهانی می دهند. نهایتا اصل حرف خود را صریح در سرمقاله یالثارات الحسین ارگان مطبوعاتی انصار حزب الله بیان می کنند: «آقای احمدی نژاد، رای ما به فرد نبود» حاج حسین الله کرم، لیدر جریان انصار حزب الله که اندکی پس از پیروزی احمدی نژاد به بوسنی فرستاده شده بود، در تمام این مدت مثل سال های سازندگی و اصلاحات دیگر لیدر جریان های جوانان انصار حزب الله نیست.

جوانان حزب الله دیگر الله کرم را که حالا استاد دانشگاه شده است را پیشاپیش خود در نقد صریح و بی پروا علیه دولت مردان نمیابند. حاج منصور ارضی و الله کرم، ترجیح میدهند بنا بر مصلحت بسیاری از مسائل را بازگو و رسانه ای نکنند و در مقابل، حالا که نمیتوان به طرز صریح به رئیس جمهور انتقاد کرد، قالیباف شهردار تهران بهترین گزینه برای تاخت و تاز می شود. الله کرم پس از سال ها، به قالیباف در تجمعی خیابانی اعتراض میکند. کسی که سال ها قبل علیه شخصیت های سیاسی درجه دو و سه کشور به انتقادات صریح و بی پرده می پرداخت، حالا دیواری کوتاه تر از شهردار تهران نیافته، تا خاطره آن سال ها را احیا کند.

اعتراضات انصار حزب الله، به بی سابقه ترین رفتارها در تاریخ جمهوری اسلامی ایران(نظیر ادعای دوستی با اسرائیل، مکتب ایرانی، حضور در مجلس رقص و طرب، رقص در حضور قرآن و…) به نوشتن مقاله در یالثارات الحسین بسنده کردند.

اما از ابتدای سال 89، ورق بر می گردد، سال 89 جریان انصار حزب الله، اگرچه حاج حسین الله کرم را مثل سابق در کنار خود ندارد، اما در تکاپو برای بازیافتن هویت خود در دهه 70 است.

————————-

این مطلب در همشهری ماه شماره 71 فروردین 1390 در صفحات:36و37 منتشر شد.

حزب الله در ایران؛ تولد «حزب اللهی»ها

۱۶ فروردین ۱۳۹۰ 1 دیدگاه

پرونده شکل گیری حزب الله از دهه 40 تاکنون:

حزب اللهی ها و امر به معروف و نهی از منکر

در شهریور 1359، حدود دو سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، عراق به ایران حمله کرد و دفاع مقدس آغاز شد. پر واضح است که در چنین شرایطی نیروهای انقلابی و مذهبی که به طور عام به آنها «حزب اللهی» گفته می شد از شهرها به سمت مناطق جنگی کشیده شوند و در قامت نیروهای داوطلب ظاهر شوند. رزمندگان حزب اللهی از شهریور 59 تا مرداد 67  در جبهه ها مشغول جنگ بودند.

اشخاصی چون حسین الله کرم، منصور ارضی، اکبر گنجی، هادی غفاری، محسن مخملباف، فرج الله سلحشور و.. که از رزمندگان جبهه ها به شمار می رفتند تصمیم گرفتند جمعی را ساماندهی کنند تا به امر به معروف و نهی از منکر در حوزه های گوناگون بپردازند.

اشخاصی چون حسین الله کرم، منصور ارضی، اکبر گنجی، هادی غفاری، محسن مخملباف، فرج الله سلحشور و.. که از رزمندگان جبهه ها به شمار می رفتند تصمیم گرفتند جمعی را ساماندهی کنند تا به امر به معروف و نهی از منکر در حوزه های گوناگون بپردازند.

البته در این سال ها نیز از وضعیت شهرهای پر جمعیت غافل نبودند، اگرچه جاذبه مناطق جنگی برای آنها بیشتر بود. 5-6 سال پس از آغاز جنگ، حزب اللهی ها به شدت درگیر جنگ بودند، اما از اواسط دهه شصت فرصتی پیدا شد که سری هم به شهرها بزنند؛ در این سر زدن ها بود که اهمیت مسائل فرهنگی و اعتقادی برای آنها رنگ تازه ای پیدا کرد.

اواسط دهه شصت همزمان با جنگ، از سوی دیگر در کشور آنچه از آن تحت عنوان «تهاجم فرهنگی» یاد می شود نیز جریان داشت. مساله بی حجابی برای حزب اللهی ها مساله به واقع مهمی بود و در سوی دیگر ماجرا، گرایش جوانان به تیپ های غربی و نوع لباس و مدل مو و… مطرح شدند.

در این زمان اشخاصی چون حسین الله کرم، منصور ارضی، اکبر گنجی، هادی غفاری، محسن مخملباف، فرج الله سلحشور و.. که از رزمندگان جبهه ها به شمار می رفتند تصمیم گرفتند جمعی را ساماندهی کنند تا به امر به معروف و نهی از منکر در حوزه های گوناگون بپردازند.

حسین الله کرم این دو گروه حزب اللهی را چنین معرفی می کند:

(گروه اول)گروه معتقد به استفاده از زور چهره‌هایی مثل هادی غفاری، اکبر گنجی، مخملباف که پیرو موسوی بودند در اوایل انقلاب هستند. اکبر گنجی معروف به اکبر پونز بود که روسری‌ها را جلو می‌کشید و پونز می‌زد و اقداماتی از جمله رنگ کردن دست‌ها و کارهایی از این دست توسط این گروه انجام می‌شد.

گروه دوم که در دوره انقلاب من اداره آن را بر عهده داشتم شاید در حال حاضر بتوانیم حرکت‌های اجتماعی را در چارچوب ادامه دهیم. در دهه دوم انقلاب یعنی اوایل سال 70 ما از جبهه‌ها برگشتیم که معتقد به دستیابی به خواسته‌ها از طریق اعتراضات مدنی بودیم و در حال حاضر اعتقاد دارم اگر دولت فضای لازم برای حضور مردم در انجام امر به معروف و نهی از منکر را مهیا نکند شاهد خواهیم بود که این دو جریان حزب‌اللهی به اقداماتی شبیه دوره انقلاب دست خواهند زد.( مناظره‌اي با عنوان«نگرش صحيح به مساله آمريكا»/ خبرگزاری ایسنا/ 9 آبانماه 1389/ کد خبر: 8908-06199)  حدودا بعد از سال 67 تا پایان دولت دوم خاتمی، گروه های حزب الله هسته های متعدیی را در شهرها و استان های کشور تشکیل دادند که در ادامه به آنها خواهیم پرداخت.

دولت سازندگی و بسترهای تولد انصار حزب الله

پس از رحلت امام خمینی(ره) آیت الله هاشمی به عنوان رئیس جمهور دولت سازندگی را بنا می کند. هاشمی رفسنجانی سیاست های اقتصادی غیر دولتی و تا حد امکان آزاد را دنبال کرد، این نوع از سیاست های اقتصادی در جمهوری اسلامی تقریبا بی سابقه بود، چراکه در دولت مستعجل بازرگان، دولت بنی صدر، دولت رجایی و دولت موسوی، هر یک به دلایلی نظیر شرایط انقلابی، شرایط جنگی و… هرگز به سمت اقتصاد آزاد نرفته بودند.

اتخاذ سیاست های اقتصادی مبتنی بر اقتصاد آزاد برای مردم ایران ناآشنا جلوه می کرد، حال اینکه اجرای این سیاست ها موجب بروز تورم نیز شد. در چنین شرایطی جوی از نارضایتی در بین مردم پدید آمد. از سوی دیگر، اقدامات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز پس از انقلاب تا دولت هاشمی رفسنجانی بی سابقه بود. به بیانی می توان شرایط متفاوت این دوران را چنین ترسیم کرد:

در دوران هاشمی گروه ها، احزاب سیاسی و جریان های فکری مجال بروز و ظهور یافتند، امری که با فاجعه هفتم تیر و عزل بنی صدر و پس از آن دوران جنگ تحمیلی، عملا به دست فراموشی سپرده شده بود.

  • در دوران سازندگی، بحث تهاجم فرهنگی مطرح و ماجرای استعفای سیدمحمدخاتمی از وزارت ارشاد رخ داد که به نوبه خود موجب ایجاد مسائلی در حوزه فرهنگ و مطبوعات شد.
  • مسائل اقتصادی در دوران هاشمی شکلی تازه به خود گرفت. اقتصاد دولتی کنار گذاشته شد و بهخ اقتصاد خصوصی مجال حضور داده شد؛ موضوعی که برخی آن را زمینه ساز افزایش اختلاف طبقاتی می دانند، واژگانی چون«مرفه بی درد»، «قشر آسیب پذیر» در این دوران رواج یافتند که نشان از بروز طرز فکری خاص می دادند.
  • به خاطر فضای خاصی که در دولت اول هاشمی وجود داشت، مجال بروز و ظهور اقدامات گروه های حزب اللهی به شکل تشکیلاتی و سازماندهی شده چندان وجود نداشت.

رزمندگانی که از جنگ بازگشته بودند با دنیای متفاوت از دنیای دهه شصت مواجه شده بودند. از سویی با سه رخداد مهم اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مواجه شده بودند و از سوی دیگر با نسل جدیدی از سیاستمداران مواجه می شدند که با سیاستمداران دهه نخست انقلاب به کلی متفاوت بودند، آنها عملگرا بودند و با معیارهای ارزشی دهه نخست انقلاب متفاوت به نظر می رسیدند. «رانت خوار»، «آقا زاده» و.. عناوینی بود که در این دوران رایج شد، دولت هاشمی دو جریان مخالف بالقوه را در نیمه اول دهه 70 در مقابل خود داشت، یکی گروه های حزب اللهی، دیگری گروه های چپ مذهبی. در ادامه خواهید دید که اولی به ساخت تشکیلات انصار حزب الله منجر خواهد شد.

دخمه ها، محل دردل های یاران قدیمی

این دهه دوم انقلاب بود، که خیلی از مظاهر آن مورد انتقاد این رزمندگان قرار گرفته بود.  اما آنها ترجیح دادند نارضایتی های خود را در محفل هایی مطرح کنند. این محفل ها گاه هیات ها بود و گاه دخمه؛ دخمه اگرچه در اصطلاح عامیانه معنایی خاص دارد، اما باید توجه داشت که منظور از دخمه برای حزب اللهی ها، خانه ای بود که گفته می شود برخی از رزمندگان وقتی به تهران می آمدند، به آن خانه در حوالی شهر ری می رفتند، مدتی در آنجا ـ در کنار هم ـ استراحت می کردند و دوباره راهی جبهه می شدند. در دخمه به خودسازی  معنوی می پرداختند. پس از جنگ، این دخمه به محلی برای جمع های خودمانی همان رزمندگان تبدیل شد.همین جمع ها تا نیمه دوم دهه هفتاد، زمینه تشکیل انصار حزب الله را فراهم کرد.

در نيمه دوم دهه هفتاد، تحول در جناح بندي ها به تأسيس گروه هاي سياسي جديدي منجر شد. رويكرد استقلال از دو جناح مشهور مهم ترين عامل شكل گيري گروه هاي تازه تأسيس بود. انصار حزب الله، جمعيت دفاع از ارزش هاي انقلاب اسلامي و حزب كارگزاران سازندگي مهم ترين اين گروه ها به شمار مي روند. که در بخش بعدی مورد بررسی قرار خواهند گرفت.

——————-

این مطلب در همشهری ماه شماره 71 فروردین 1390 در صفحات: 42و43 منتشر شد.

حزب الله در ایران؛ حزب الله در دوره اصلاحات

۱۶ فروردین ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

پرونده شکل گیری حزب الله از دهه 40 تاکنون:

پس از شکست در انتخابات خرداد 1376، انصار به تشكيلاتي كشوري بدل شد كه علاوه بر تهران؛شهرهاي:  تبریز، اصفهان، مشهد، كرمانشاه،ساری، رشت، ساری، بابل، خرم آباد و…  را  هم در بر گرفت. آنها تا سال 1381، حضور چشم گیر و منحصر بفردی در تجمعات، میتینگ ها و.. همچنین راهپیمایی ها و تظاهرات خاص خود را داشتند. اما از سال 1381به بعد، علی رغم گسترش ، به نظر می رسد انصار حزب الله تصمیم گرفت تا منویات خود را به جای تظاهر به آنها، از راه های دیگری پیگیری نماید.

انتخابات دوم شوراها

با نزدیك شدن به انتخابات دومین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا ، « شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی » تصمیم گرفت تشكلی را با نام جدید درانتخابات شوراها شركت دهد . پس از رایزنی های بسیار، سرانجام نام «آبادگران ایران اسلامی » به تصویب رسید و قرارشد آقایان محمود احمدی نژاد  وحسین فدایی مسولیت  انتخاب كاندیدا ها و هدایت تبلیغات انتخاباتی را درتهران ، مراكز استان ها و شهرستان های مهم برعهده بگیرند.

در20 بهمن 1381 ودر بحبوحه تبلیغات گروه های شناخته شده سیاسی ، تعدادی ازاصولگرایان گمنام با نام « ائتلاف آباد گران ایران اسلامی » جهت حضور درشورای شهر تهران اعلام موجودیت كردند.

مهندس مهدی چمران برادر كوچكتر شهید مصطفی چمران ، استاد رشته معماری دانشكده فنی تهران ومسوول سابق بنیاد حفظ آثار وارزش های دفاع مقدس ، شاخص ترین فرد این گروه بود كه سخنگویی آنان را نیز برعهده داشت . او « انتخابی آگاهانه ، عملكردی مسوولانه و شهری آباد » را به عنوان شعار محوری گروه مطرح كرد .

در اولین جلسه مطبوعاتی این گروه ، علاوه بر چمران ،‌دكتر عباس شیبانی نماینده ادوار گذشته مجلس واستاد دانشكده علوم پزشكی تهران ، نادر شریعتمداری عضو هیات علمی دانشگاه علم وصنعت ، نسرین سلطان خواه عضو هیات علمی دانشگاه الزهراء ، خسرو دانشجو عضو هیات علمی دانشگاه آزاد و حسن بیادی كارشناس ارشد صنایع نیز حضور داشتند.

سخنگوی ائتلاف آبادگران درمیثاق پنجگانه ، التزام به قانون اساسی و ولایت فقیه را « محكم ترین سند وفاق ملی » خواند وازتلاش برای ازبین بردن تبعیض وگسترش فرهنگ عدالتخواه ، ترجیح منافع ملی برمنافع شخصی وسیاسی ، صداقت درگفتار وسلامت در عمل وپایبندی به روال منطقی تصمیم گیری جمعیت واحترام به نظر اكثریت سخن گفت.

دردومین دوره انتخابات شوراهای اسلامی شهر وروستا 64 درصد كرسی های شوراها درسراسر كشور دراختیار نیروهای ائتلاف نوظهور آبادگران قرار گرفت . درتهران نیز تمامی 15 كرسی شورای شهر به تسخیر آباد گران درآمد  و قبراق ترین چهره سیاسی دوم خرداد یعنی مصطفی تاج زاده تنها موفق به كسب رای اعتماد 4/1 درصد افراد واجد شرایط گردید.

آبادگران که صاحب اکثریت کرسی های شورای شهر تهران شده بودند، محمود احمدی نژاد را به عنوان شهردار تهران معرفی کردند و به این ترتیب نام احمدی نژاد، استاندار سابق استان اردبیل بر سر زبان ها افتاد.

آبادگران در دوره دوم انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۴) و انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۸) از محمود احمدی‌نژاد حمایت کرد.احمدی‌نژاد از سوی همین جریان به شهرداری تهران انتخاب شده بود.

———————————–

این مطلب در همشهری ماه شماره 71 فروردین 1390 در صفحه 47 منتشر شد.