بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘تاريخچه’

امپراتوری دریانی ها در سه نسل(4)

۱۱ مرداد ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

دکتر بهشتی کلید خانه اش را به من می سپرد

حاج  مهدی ابراهیمی و برادرش حاج علی اکبر برحمت خدا رفتند. اما هنوز هم از آن دریانی های نسل اولی در بین ما هستند. پیر مردان با تجربه ای که پر از حرف های نگفته اند. حرف های جالبی که امروز برای ما شنیدی هستند. يكي از آن درياني هايي كه سال ها پيش به پايتخت آمده كسي است به نام حاج حسن پور مطلب درياني. او زماني به تهران آمد كه پانزده سال بيشتر نداشت و در نزد شهسواري درياني كه مغازه خواربارفروشي داشت، مشغول به كار شد. او تا سال ها در نزد شهسواري به كار پرداخت و دخترش را به همسري برگزيد.

بعدها او مغازه اي با سرمايه خود باز كرد و مشغول به كسب و كار شد. حالا او علاوه بر مغازه خواربارفروشي، يك مغازه بنكداري هم دارد و از سهامداران شركت رب سازي درياندشت هم هست.علاوه بر آن رئیس هیات مدیره شرکت فروشگاه های زنجیره ای یاران دریان هم هست.

پیر مرد هنوز هم اصلی ترین میراث گذشتگانش را به همراه دارد، خلق خوش، روابط عمومی بالا و از همه مهم تر، تکنوکرات تمام عیاری است. از پیشرفت علم می گوید و لزوم بروز شدن شیوه های کسب و کار. از اعتمادی که مشتریان به فروشگاه های محله دارد می گوید و روزهایی که دکتر بهدشتی کلید خانه اش را به او امانت میداده. او ورود هایپر استار و فروشگاه های زنجیره ای را چیز نویی نمیداند و آنها را با فروشگاه های کوروش(فروشگاه خیامی ها) و فردوسی مقایسه می کند و سرنوشت انچنانی برایشان متصور نیست. این گفتگو را بخوانید تاحاج پورمطلب شما را به روزهایی ببرد که در آن شیشه نوشابه پپسی از خود نشوابه گران تر بوده.

***

اول در مورد دریان بگویید، دریانی ها چطور کارشان را شروع کردند، از کی به فکر مهاجرت افتادند؟

دریانی کلا مهاجرت میکردند. دریان؛ ولایت ما منطقه ای کم اب است، کشاورزی هم هست، اما مهاجرت هم میکردند. این قبل از به وجود امدن تهران و شهرهای بزرگ و پر رونق ایران است.

پیش از رونق شهرهای ایران، اکثرا ـ دریانی ها ـ به سمت روسیه میرفتند، در دوران نیکولای، قبل از حکومت کمونیستی شوروی مهاجرت به روسیه بود، بعد از کمونیست ها دیگر به سمت ترکیه می رفتند، در ترکیه هم کسب و کار می کردند.

به تدریج پس از آبادانی مملکت خودمان، به ایران امدند و از آن بین به تهران مهاجرت کردند. الان هم از همشهری های ما در باکو و اذربایجان یا ترکیه هستند. هنوز هم رفت و آمدهای قدیمی بین اقوام هست.

کسانی که به ترکیه رفته بودند بعد از بازگشت بیشتر در ارومیه ساکن شدند. بیشتر تجارت ما مواد غذایی بود. از اینها که بگذریم، بعد از ابادانی ایران بعد از سال 1300، دریانی ها دیگر از دوره همان حاج مهدی ابراهیمی دریانی به تهران آمدند و بیشتر هم در کار چای بودند. در بازار و سه راه حاجی زمان، دورتادور دریانی ها بودند.

عده ای هم در شغل کافه بودند. کسانی که در ترکیه بودند بیشتر وقتی به تهران امدند به سمت افتتاح کافه یا قهوه خانه رفتند. تعدادی از همشهریان ما در چارراه حسن اباد و مخبر الدوله و… قهوه خانه های خوبی داشتند. اما به مرور همه دریانی ها از شغل قهوه خانه داری در آمدند و به سمت فروش مواد غذایی سوق پیدا کردند. البته لوستر فروشی هم داشتند، عده ای هم سراغ لوستر فروشی رفتند.

بچه هایتان الان چه کار میکنند، نسل سومی ها شغلشان چیست، مثل شما در یک صنف متمرکز شدند؟

الان بچه های ما دیگر اکثرا تحصیل کرده هستند و وارد شغل ما نمی شوند. شغل ما خسته کننده بود. پسر خود من پزشک متخصص قلب و عروق است، مهندسی، پزشکی، فنی و… هم هستند.

دریانی ها اکثرا مردمان ساده و سخت کوشی بودند، از ابتدا تاکنون نخواستند سراغ حقوق بگیری دولتی بروند. ما امروز هم حقوق بگیر دولت خیلی کم داریم. تحصیل کرده هم که امروز داریم، بیشتر به سمت مشاغل آزاد می روند.

شما در مورد قهوه خانه داری دریانی ها گفتید که به مرور زمان از بین رفته، بچه های شما هم امروز دیگر به شغل شما تمایلی ندارند، نگران نیستید که ارام آرام از گردونه خارج شوید و به سرنوشت قهوه خانه داران دچار شوید خصوصا آنکه فروشگاه های جدیدتر هم آمدند؟

ما نگرانی نداریم. هر کاری را باید بروز کرد. شما اگر یک جا بایستید، مطمئن باشید گردش زمان شما را از گردونه خارج می کند. ما یک زمانی در مغازه هایمان جنس را به صورت سنتی و یک سیر و دو سیر و 5 سیر می فروختیم. مثلا کسی می آمد یک سیر چای می خرید. مشتری اگر ظهر آبگوشت داشت، می آمد و یک سیر نخود و لوبیا می خرید، ما اینطور کاسبی را شروع کردیم.  من تخم مرغ جفتی 30 شاهی فروختم که اصلا هم سن و سالان شما نمیدانند 30 شاهی چقدر است، وقتی بعدها تخم مرغ شد یک قران مردم مدتی نخریدند چون می گفتند گران شده. ما این زمان کاسب بودیم. اما ما هم باید بروز شویم.

علم هم همینطور است، علمی که امروز در جهان رایج است مثل 20 سال قبل است؟ شغل ما هم همینطور است، یک زمانی بود ما جنس گیر نمی آوردیم در قفسه ها بچینیم. چوبک های بسته بندی آمده بود خیلی خوشحال شده بودیم که قفسه هایمان را با چوبک پر میکنیم. صابون و چوبک می آوردیم و در قفسه ها می چیدیم، چای بسته بندی که آمده بود خوشحال بودیم که قفسه ها را پر می کرد.ولی امروز برای چیدن جنس در قفسه ها جا نداریم.

قدیم ما خواربار فروشی و اقلام خشک می فروختیم، لبنیاتی ها هم یخچال داشتند. الان مخلوط شده. لبنیاتی ها یادم هست که یک قالبی درست کردند، من خودم هم می کردم، کره را در کاغذ می گذاشتیم و قالب می زدیم مثلا 75 گرم یا 100 گرم اینطور می فروختیم.  در تهران مثلا چندمغازه معروف بود کره را اینطور می فروختند، ما میرفتیم مثلا از اخوان در چارراه سدعلی خرید می کردیم. در آن زمان ما یک یخچال های چوبی قدیمی داشتیم. وسط این یخچال ها یک محفظه ای بود که در آن یخ میریختیم، در آن دوغ و ماست و... میگذاشتیم. اولین یخچالی که آمد، همین یخچال های خانگی بود. بالا فریزر بود و پایین هم یخچال بود، در مغازه ها هم همین ها بود. این در سال 35 تازه آمد . بعد از آن  یخچال صندوقی آمد. بعد در سال 1342 بود که من یک مغازه گرفتم در میدان هدایت. کارخانه یخچال سازی راه افتاده بود، کارخانه زاگرس بود.

قدیم ما خواربار فروشی و اقلام خشک می فروختیم، لبنیاتی ها هم یخچال داشتند. الان مخلوط شده. لبنیاتی ها یادم هست که یک قالبی درست کردند، من خودم هم می کردم، کره را در کاغذ می گذاشتیم و قالب می زدیم مثلا 75 گرم یا 100 گرم اینطور می فروختیم. در تهران مثلا چندمغازه معروف بود کره را اینطور می فروختند، ما میرفتیم مثلا از اخوان در چارراه سدعلی خرید می کردیم. در آن زمان ما یک یخچال های چوبی قدیمی داشتیم. وسط این یخچال ها یک محفظه ای بود که در آن یخ میریختیم، در آن دوغ و ماست و... میگذاشتیم. اولین یخچالی که آمد، همین یخچال های خانگی بود. بالا فریزر بود و پایین هم یخچال بود، در مغازه ها هم همین ها بود. این در سال 35 تازه آمد . بعد از آن یخچال صندوقی آمد. بعد در سال 1342 بود که من یک مغازه گرفتم در میدان هدایت. کارخانه یخچال سازی راه افتاده بود، کارخانه زاگرس بود.

به موضوع خوبی اشاره کردید، تنوع محصولات، الان  فروشگاه های مدرن تنوع محصول بالایی دارند، شما چطور؟

الان ما در هر مغازه ای 2500 تا 3000 قلم کالا ارایه می کنیم. معادل یک هایپر استار، ما در یک مغازه 100 متری جنس داریم.منتها او(هایپر استار) ممکن است از هر قلم کالا 500 عدد داشته باشد، ولی ما 5 عدد داشته باشیم، منتها ما اقلاممان با هایراستار برابر است.

البته ببینید دریانی ها یک شم کاسبی خوبی دارند، ما قبل از بوجود آمدن فروشگاه های زنجیره ای در تهران و اصلا قبل از آنکه به فکر تاسیس هایپر استاری بیافتند، ما خودمان به این فکر افتادیم.

اولین شرکت زنجیره ای که به ثبت رسیده، تحت عنوان شرکت فروشگاه های زنجیره ای یاران دریان ما هستیم. خدا بیامرزد، آقای مهدی ابراهیمی دریانی، 30 سال  پیش می گفت شما باید این مغازه های کوچکتان را به مغازه های بزرگ و زنجیره ای تبدیل کنید، فکرش باز بود. ما هم فکرمان تقریبا به روز است. ضمن اینکه ببنید ما با مردم در مراوده هستیم. ما از هر مشتری یک کلام یاد بگیریم شما ببینید در روز ما چقدر به آموخته هایمان افزوده می شود!

از اولین باری که کار کردن را شروع کردید بگویید؟

اولین مغازه ای که کار کردم، سال 1332 در خیابان 30 متری کارگر مشغول به کار شدم. وقتی من درسم تمام شد، یک دایی داشتم، خدابیامرزد، مرا به مغازه یکی از اشنایان برد که الان پدر خانم من هستند ایشان، می گفت چون او  آدم سالمی است،  اگر جای دیگر دوبرابر حقوق هم بدهند، شما باید بروید پیش ایشان و کار کنید. هم کار یاد می گیرید هم صداقت می آموزی و هم کاردان می شوید. واقعا هم الان که به اینجا رسیدم میبینم دایی ام فکر خوبی داشت، من اولین حقوقم 5 تومان بود، خب فرد دیگری ممکن بود دو برابر یا سه برابر این به من حقوق بدهد، اما نگاه کنید آن اشخاصی که در مغازه های دیگر کار کردند، هیچ کدام صاحب کسب و کار نشدند.

شما چند سال کار کردید؟

من 50 سال مداوم کار کردم. اما 50 سال نبود، 100 سال بود. ما روزی 16 ساعت تا 18 ساعت مداوم کار کردیم. ما 8 ساعت کار نکردیم! 8 ساعتی که 6 ساعتش را هم از زیر کار در برویم نبوده، ما 6 صبح در مغازه را باز کردیم شب ساعت 11 می بستیم. طوری بود که روز سرپا خوابمان می برد، ما اینطور کار کردیم، که حالا دریانی برند شده است.

یادتان هست در آن سال های 1330 چند مغازه دریانی در تهران بود؟

در آن زمان شاید 20 مغازه دریانی (سوپر مارکتی) و مثلا 10 تا 15 قهوه خانه دریانی در تهران بود.

الان چطور؛ چند مغازه دریانی در تهران تخمین میزنید؟

الان ما فقط 400 مغازه دریانی در تهران داریم. حالا مغازه های لوکس فروشی و لوازم خانگی و لوازم اشپزخانه و کابینت سازی و… را کنار بگذارید چون ما در شغل های دیگر هم هستیم، منتها سوپر مارکت ها بیشتر معروف شدند.

گفتید صاحب کار شما باعث شد تا شما پیشرفت کنید، چه ویژگی منحصر بفردی موجب این پیشرفت شد؟

صداقت، اخلاق، مشتری داری، مشتری وقتی از در می رسید باید ما قبل از مشتری به مشتری سلام می کردیم. مشتری یک قران خرید می کرد باید می گفتیم «خدا بده برکت» نمی گفتیم از ما می پرسید چرا نگفتید؟ خب این سنت ها را ما الان هم حفظ کردیم.

اولین مغازه خودتان را کی، چطور و با چه سرمایه ای براه انداختید؟

من از سال 32 به مدت 7-8 سال کارگری کردم. کلا دوجا کارگری کردم هر دو جا هم از من راضی بودند. اعتماد داشتند، حساب بانکی به نام من بود، بعد از مدتی که کار کردم، چون از کارم راضی بودند، مرا در سود شریک کردند. با ده درصد سود سالانه که داشتم و حقوقم، پولی جمع کردم. بعد با یک نفر شریک شدم و سال 40 با 15 هزار تومان سرمایه من و 15 هزار تومان هم سرمایه شریکم،  هم مغازه دو دهنه خریدیم، هم قفسه بندی کردیم، هم جنس خریدیم.

مغازه را 7 هزار تومان در قلهک خریدیم. 7 هزار تومان هم کل قفسه بندی، یخچال، ترازو و ویترین و… شد. این 14 هزار تومان شد. با 15 هزار تومان آن روز ما یک مغازه دو دهنه را با جنس پر کردیم.

نحوه تهیه جنس خوار بار فروشی ها یا بقالی ها، در آن سالها چطور بود؟

آن موقع عمده فروشان بیشتر در میدان اعدام یا بازار بودند. اینها که آنجا عمده فروشی داشتند و حجره داشتند، برای ما نمونه می آوردندف مثلا نمونه چای، نمونه برنج و…

البته برای خرده – ریزه ها خودمان می رفتیم بازار. یک کیسه روی کولمان می انداختیم و با صد تومان راهی بازار می شدیم. شاید در سی مغازه می رفتیم و قرقره و نخ و مداد و پاکن و… خرده ریز می خریدیم. مرکز خوار بار میدان اعدام بود. قند وشکر دولتی بود، سیگار  را مثلا از بازار یک نفر بود خدابیامرزد، آدم خوبی هم بود، به همه کمک میکرد، نامش حسن سیگاری بود و در بازار بود، سیگار را به ما میداد با چک ده روزه.

امروز یکی از فروش های اصلی سوپرمارکت ها لبنیات و اقلامی از این دست است که در یخچال نگهداری می شود، در آن دوران چطور بود ؟

قدیم ما خواربار فروشی و اقلام خشک می فروختیم، لبنیاتی ها هم یخچال داشتند. الان مخلوط شده. لبنیاتی ها یادم هست که یک قالبی درست کردند، من خودم هم می کردم، کره را در کاغذ می گذاشتیم و قالب می زدیم مثلا 75 گرم یا 100 گرم اینطور می فروختیم.

در تهران مثلا چندمغازه معروف بود کره را اینطور می فروختند، ما میرفتیم مثلا از اخوان در چارراه سدعلی خرید می کردیم. در آن زمان ما یک یخچال های چوبی قدیمی داشتیم. وسط این یخچال ها یک محفظه ای بود که در آن یخ میریختیم، در آن دوغ و ماست و… میگذاشتیم. اولین یخچالی که آمد، همین یخچال های خانگی بود. بالا فریزر بود و پایین هم یخچال بود، در مغازه ها هم همین ها بود. این در سال 35 تازه آمد . بعد از آن  یخچال صندوقی آمد. بعد در سال 1342 بود که من یک مغازه گرفتم در میدان هدایت. کارخانه یخچال سازی راه افتاده بود، کارخانه زاگرس بود.

یک اوستا رحمانی بود که از زاگرس بیرون آمده بود و خودش یخچال می ساخت. من رفتم و به او پیشنهاد دادم که یخچالی درست کند که مشتری بتواند از در شیشه آن جنس داخلش را ببیند و خودش جنس را بردارد، که اولی را به سفارش من ساخت. بعد زیاد شد.

امروز دیگر شیر و نوشابه ها با بسته بندی های یکبار مصرفغ عرضه می شوند، انقراض نسل نوشابه های شیشه ای به دو دهه قبل مربوط می شود، یادتان هست نوشابه چطور وارد بازار شد؟

قبل از اینکه نوشابه های پپسی بیاید ، در سال های قبل از 32، در کوچه ها لیموناد می فروختند. در سال 32-33 به بعد تازه پپسی کولا آمد، بعد کوکا کولا آمد و گفتند لیموناد غیر بهداشتی است و جمع کردند.

اول که پپسی کولا آمده بود، شیشه های پپسی از خود نشوابه گران تر بود. پپسی 5 ریال بود، شیشه نوشابه 5 تومان بود. بعد اوایل پپسی کولا نمیرسید به مغازه ها، از طرفی دست اقلیت های مذهبی هم بود و خاطرم هست تبلیغات سوئی هم بین مردم رواج پیدا کرد همان زمان علیه پپسی کولا. بعد کوکا کولا آمد،  اینها که با هم رقیب شدند، کمی دست و بال ما باز تر شد. پپسی می گفت برای من را بفروش، کوکا ارزان تر می کرد با تسهیلات بهتر که کوکا کولا بفروشیم.

شیر هم یکی از اقلام پر مصرف امروزیست، در دوره شما کی شیر و لبنیات شرکتی برای اولین بار عرضه شد؟

به نظرم سال 34 یا 35 بود، کارخانه پاستوریزه بود. پاک را بعدها فورموست امریکا با مشارکت ایرانی ها براه انداختند که بعدها آنها سرمایه شان را واگذار کردند. هنوز هم مقداری سرمایه در پاک دارند، منتها آنها به صورت مداوم سرمایه شان را واگذار کردند و ….یک موقعی 70-80 درصد برای امریکایی ها بود، 20-30 درصد برای ما بود.

شما هم سهم داشتید، چقدر، هنوز هم دارید؟

بله، ما هم سهم داشتیم. مثلا نفری هزار تومان در شیر پاک سهام خریده بودیم. من هنوز هم سهامم را دارم، خیلی هم راضی هستم. همان پولی که دادم، سالی به ما سه برابر سود میداد. خود من دو هزار تومان سهم خریده بودم که الان حدودا 10-12 میلیون شده است.

امروز هایپر استار براه افتاده، شما در حافظه تاریخیتان هم مشابه هایپر استار دارید، میدانم که فروشگاه کوروش هم در دوره خودش یک هایپر استار بوده، چه اتفاقی افتاد؟

کوروش دولتی بود. اولین فروش گاه بزرگی که براه افتاد، فروشگاه فردوسی بود، در خیابان فردوسی زیر بانک ملی بود. معروف شد، مردم ریختند و رفتند و خرید کردند و… اینها جواب نمیدهد. روز اول مردم برای اینکه ببیند چه است هجوم می برند، همین هایپر استار هم فروشگاه روز اولش با الان افت خیلی زیادی در نظر مشتری داشته است.

اما تجربه کاری و فرهنگ جلب مشتری است که مشتری را نگه میدارد و الا شما تابلو میزنید، تبلیغات می کنید، مردم اول می ایند، اما اگر توانستید مشتری را نگهدارید، این هنر است.

آن زمان هم فروشگاه فردوسی بود، فکر کنم سال های 40 تا 42 بود. بعد خیامی آمد و فروشگاه کوروش(قدس فعلی) را دایر کرد. همان زمان هم در فروشگاه ها شما خرید میکردید، مثل حالا یک خانم صصندوق داری اصلا در صورت شما نگاه هم نمیکرد، میگفت اینقدر پول بده و برو… ولی ما شما را به عنوان دوست و مشتری می شناسیم. احوال پرسی می کنیم. ما رابطه عاطفی داریم.

در مورد فن مشتری داری و روابط عمومی و… گفتید، اعتماد مشتری چقدر به شما جلب میشد؟

من خودم یادم می آید، خدا بیامرزد، مرحوم آقای دکتر بهشتی، قلهک منزل داشت، مسافرت می رفت، کلیدش را به من میداد که کارگر مغازه من شب به منزلشان برود و آنجا بخوابد، همان آقا، آقای علی رجایی بود که الان یکی از بهترین سوپر مارکت ها را دارد، ایشان سال 40 آمده بود تهران پیش ما کار میکرد. چنین مشتری هایی ما داشتیم.

—————-

این مطالب در پرونده ای در همشهری ماه، شماره 80، مورخ مرداد 1390،  تحت عنوان کلی: “امپراتوری دریانی ها” از صفحات 116 تا 125 منتشر شد.  برای دیدن عناوین پرونده روی آنها کلیک کنید:

هر نوشته روي اسكناس 35 تومان هزينه براي دولت

۱۴ دی ۱۳۸۸ 5 دیدگاه

مسئولان بانک مرکزی گفته اند که حدودا یک درصد اسکناس های موجود مخدوش هستند. یک درصد 8 میلیارد قطعه اسکناس یعنی «80 میلیون قطعه اسکناس مخدوش» در چرخه مبادلاتی کشور وجود دارد. برای چاپ مجدد 80 میلیون قطعه اسکناس می بایست 2 میلیارد و 800 میلیون تومان هزینه شود. این هزینه جدای از هزینه شناسایی و امحاء این اسکناس هاست. همچنین سالانه بانک مرکزی 30 میلیارد تومان برای چاپ اسکناس های نو هزینه می کند.

تاکسی از گذشته های دور تاکنون صحنه نبرد مسافر و مسافرکش بوده، بر سر گوشه های اسکناس. اسکناس های ایرانی با رنگ های مختلف. شاید در کمتر کشوری چسب نواری پیوند دهنده دو نیمه اسکناس ها باشد، یا قسمت امنیتی اسکناس مزین به پیام های تبریک عید و خاطره نویسی ها و جمع و تفریق شود. اینها اسکناس های ایرانی هستند، که شبیه اسکناس های هیچ کجای دنیا نیستند و هرچند سال یکبار هم تغییر شکل می دهند، رنگ، طرح و اجرا ظاهرا در آنها زیاد مورد توجه نیست. هرچند آنها شبیه سایر اسکناس ها نیستند، اما مثل همه آنها سفیران ملی، فرهنگی و ایدئولوژی کشور خودشان هستند. ایرانیان زیادی هستند که هرگز به آمریکا سفر نکردند، اما می دانند یکی از رئیس جمهورهای آن کشور احتمالا همان مرد نسبتا چاق با کلاه گیس است. این همان چیزی است که یک دلاری های امریکا به ایران می آورند!

به اسکناس های ایران برگردیم. به این دفتر یادداشت های بهادار نگاه کنید! اگر کتاب هایی در وصف فرهنگ جاده و کامیون و فولکلرها نوشته ها نوشته شده اند، بیراه نیست که به نوشته های روی اسکناس ها هم توجه شود. آن نامزدی که یک طرف اسکناس نوشته است: «زینب جان! چون می دانم شب ها دخل پدرت را می شماری اینجا می نویسم» و روی دیگر آن نوشته«فردا ساعت سه بعدازظهر بیا سر سه راه». اسکناسی دیگر:«ای پول چه می شد از تو زیاد داشتم تا خوشبخت می شدم». طنز هم هست: «در هنگام زلزله لطفا آن روی این اسکناس را حتما بخوانید» و وقتی بر می گردانید نوشته:«….گفتم زمان زلزله؛ نه حالا»از این دست نوشته ها روی اسکناس ها زیاد هستند. شاید خنده دار باشند و بعضا تامل برانگیز، اما وقتی روی اسکناس ها شعارهای سیاسی نوشته شود، دیگر وقت خنده و تامل نیست و بانک مرکزی دستور جمع آوری آنها را می دهد.

موضوع آنجا پیچیده می شود که هر ایرانی حدودا 115 قطعه اسکناس در اختیار دارد، سرانه ای که حدودا 100 قطعه از متوسط جهانی بیشتر است. شاید هم به خاطر همین فراوانی است که با این تابلوهای کوچک بهادار اینطور رفتار می شود. و نکته جالب آنکه رد پای ایرانیانی که امروزه زیاد با نگهداری صحیح اسکناس رابطه برقرار نکردند، در ترویج و استفاده از اسکناس های اولیه به  چشم می خورد.  حتی نام چاپ . چاپخانه هم یادگار اولین اسکناس هاست.

امضاها و سری ها

یک کارکرد اسکناس که کارکرد آشکار نیز هست نقش آن در  مبادلات اقتصادی است. اما این ورقه های رنگی کارکردهای دیگری هم دارند. آنها می توانند منتقل کننده آرا و منویات سیاتمداران حاکم بر یک کشور باشند، ایدئولوژی یک نظام سیاسی را به رخ بکشند. از دانشمندان آن کشور بگویند، یا از رهبران سیاسی آن. به اسکناس های اروپایی که برسید تصویر دانشمندان و فیلسوفان را بر خود دارند، حالا اسکناس های کوبایی یا چینی را ببینید که تصویر رهبران ضد سرمایه داری را روی ورقه های سرمایه چاپ کردند. در ایران پیش از انقلاب هم وضع به این منوال بود. در تمامی اسکناس های دو پهلوی، عکس شاه روی اسکناس ها نقش بسته.

امضاي بني صدر

در دوران رضا شاه بیشتر نقش های پشت اسکناس ها، نمادهایی از فرهنگ ایران باستان بودند. این نمادها بیشتر از ابنیه تاریخی دوره هخامنشیان است. البته در اواخر دوران رضا شاه نمادهایی نیز از دین باستانی ایران یعنی زرتشتی، نظیر فروهر نیز پشت اسکناس های هزار ریالی به چشم می خورند. پس از این دوران و از اوایل دهه 30 شمسی دیگر نقش های اسکناس ها به سمت دستاوردهای عمرانی دولت ها می روند، نظیر نمایی از پل ورسک یا فرودگاه مهرآباد.

در حال حاضر حدودا هشت میلیارد قطعه اسکناس در کشور وجود دارد. اگر طول هر اسکناس را به طور متوسط 15 سانتی متر در نظر بگیریم، یعنی اگر این اسکناس ها را در کنار هم بچینیم مسافتی برابر یک میلیون و 200 هزار کیلومتر تشکیل خواهند داد. فاصله چابهار (جنوب شرق کشور) تا مرز بازرگان(شمال غرب کشور) حدودا دو هزار و 600 کیلومتر است، حالا اگر عرض هر اسکناس را به طور تقریبی 8 سانتی متر در نظر بگیریم، یعنی با اسکناس های موجود در کشور می شود از شمالغرب تا جنوب غرب ایران جاده ای به  دو هزار و 600 کیلومتر و عرض 36 متر کشید!

البته بر سر اینکه چنین رفتاری صحیح است یا خیر بحث بوده و هست! برای مثال علی قنبری از اعضای سابق شورای پول و اعتبار این رویه را صحیح نمی داند. او معتقد است که اسکناس ها می توانند نظیر تمبرها، سفیر فرهنگ یک کشور باشند.  به هر تقدیر در ایران، غالبا اسکناس ها سیاسی بودند. با تغییر حکومت ها و گاه دولت ها، طرح اسکناس ها نیز تغییر می کرده و می کند. به اسکناس های دوران قاجاریه، پهلوی اول و دوم نگاه کنید. اولین نکته تغییر پرتره روی اسکناس است. این پرتره نشان می دهد که چه کسی در سرزمین مزبور حاکم است. اسکناس را برگردانید. در دوران پهلوی، تصویری از ابنیه به جای مانده از ایران باستان زینت بخش پشت اسکناس ها بودند.

در ایران پس از انقلاب نیز طرح اسکناس ها دستخوش تغییرات زیادی شد. در ابتدا، تا جا افتادن کامل نظام سیاسی، نظام پولی و اقتصادی هنوز در حال پوست انداختن بود. همین شد که روی تصاویر و عکس های حاکمان گذشته تصاویر جدیدی چاپ شد. زمان می گذرد، تا سالها پس از انقلاب، چیزی حدود 4-5 سال پس از انقلاب، که یکی از اولین خط تولیدات کشور به خودکفایی رسید، ایران توانستیم از سال 62 به بعد همه فرایند تولید اسکناس را داخلی کند. به این ترتیب دیگر اسکناس های جدید وارد چرخه شدند. اسکناس هایی که تصاویر و طرح های مذهبی بیش از تصاویر و طرح های ملی روی آنها خود نمایی می کند. 10 تومانی ها با طرح ایت الله مدرس، 20 تومانی ها با طرح جهاد سازندگی، 100 تومانی ها با طرح مسجدالاقصی(که البته بعدا مشخص شد تصویر مسجد الاقصی نبوده است همان تصویر باقی ماند، اما به جای آن در سال گذشته تصویر  میدان نقش جهان از پشت اسکناس های دو هزار تومانی حذف و تصویر مسجدالاقصی واقعی روی آن حک شد)، 200 تومانی هایی با طرح تظاهرات مردمی و… به چرخه مبادلات اقتصادی وارد شدند.

اولین سری اسکناس های جهان ـ که فراگیر هم بودند ـ یعنی «چاو» در چین و در دوران 25 ساله وزارت سيد اجل وزیر ایرانی قوبلای خان مغول رواج پیدا کرد. ظاهرا از همان زمان بحث استهلاک اسکناس مطرح بوده است. در فلاحت‌نامه‌ي غازاني بهره‌گيري از چاو در چين اینطور توصيف شده است : «….و ديگر آن‌که اکثر معاملات ايشان با چاو است که چون همواره چاو دست به دست مي‌رود کهنه مي‌گردد و آن کهنه را هر کسي که به ديوان برد عوض آن نو به وي بدهند و هيچ موقوف نمي‌دارند و کهنه را مي‌سوزانند…»

اسکناس ها در طول سی سال گذشته تغییرات زیادی داشتند، که گاه منجر به دگرگونی کامل شکل آنها شد. گاه اسکناس هایی با واحد جدید به چرخه مبادلات وارد و گاه برخی از اسکناس ها از این چرخه اصولا حذف شد. از آن جمله هستند، حذف اسکناس های 10 و 20 تومانی و اضافه شدن اسکناس های 2 و 5 هزارتومانی. باید بتوان این دوران را به نوعی طبقه بندی کرد.کلکسیونرهای اسکناس این دوران را به 21 دوره تقسیم می کنند. که از آنها با عنوان سری های یک تا 21 نام می برند. این دسته بندی بر اساس كتاب راهنماي اسكناس هاي ايران (نوشته فريدون نوين فرحبخش) است که در بین علاقمندان بیشتر رایج است.

برای آنها امضا و سری روی اسکناس بسیار مهم است. در واقع نگاهی که یک کلکسیونر به اسکناس ها دارد، با نگاهی که یک طراح به آن دارد کاملا متفاوت است. او بیشتر برایش نایاب یا کمیاب بودن اسکناس مهم است. و طبیعی است در چنین شرایطی اسکناس هایی که در دورانی کوتاه تر رایج بودند ارزش مادی بیشتری برای آنها دارند. امضاها، هرچند در مقایسه با سایر طرح های روی اسکناس فضای کمتری دارند، اما گاه باعث از چرخه خارج شدن کل آن اسکناس می شوند. مثلا وقتی که امضای بنی صدر، وزیر دارایی و رئیس جمهور اسبق ایران روی اسکناسی باشد، پس از خروج او از صحنه سياسي کشور، اثار او باید از بین برود.خصوصا آثاری که بیشتر در بین مردم رایج هستند. امضای بنی صدر روی اسکناس ها بود، و باید آنها از چرخه خارج می شدند.

یک میلیون کیلومتر اسکناس

در خرداد ماه امسال، آخرین رقم تعداد اسکناس ها اعلام شد. «مجید صنیعی آبادی» مدیر سازمان تولید اسکناس و مسکوک، خردادماه امسال در گفت و گو با خبرگزاری دولتی «ایرنا» سرانه اسکناس در ایران را ۱۱۵ قطعه اعلام کرده است، با توجه به جمعیت 70 میلونی ایران می توان نتیجه گرفت که در حال حاضر حدودا هشت میلیارد قطعه اسکناس در کشور وجود دارد. اگر طول هر اسکناس را به طور متوسط 15 سانتی متر در نظر بگیریم، یعنی اگر این اسکناس ها را در کنار هم بچینیم مسافتی برابر یک میلیون و 200 هزار کیلومتر تشکیل خواهند داد. فاصله چابهار (جنوب شرق کشور) تا مرز بازرگان(شمال غرب کشور) حدودا دو هزار و 600 کیلومتر است، حالا اگر عرض هر اسکناس را به طور تقریبی 8 سانتی متر در نظر بگیریم، یعنی با اسکناس های موجود در کشور می شود از شمالغرب تا جنوب غرب ایران جاده ای به  دو هزار و 600 کیلومتر و عرض 36 متر کشید!

گفتنی است که سرانه اسکناس در جهان برای هر نفر حدودا 15 قطعه است. برای مثال سرانه اسکناس در کشور همسایه، پاکستان حدودا نصف کشور ماست.  بدیهی است که در کشورهای توسعه یافته با توسعه راه های نوین مبادلاتی نظیر پرداخت های الکترونیک مصرف اسکناس پایین تر است.

آخرین آمار  چاپ اسکناس به آخر سال گذشته باز می گردد. در نشست خبری که اواسط اسفندماه سال گذشته برگزار شده بود، محمد قدس الهی، مدیر اداره نشر اسکناس بانک مرکزی، آماری را در خصوص وضعیت نشر اسکناس بیان کرده بود. بر اساس آمار قدس الهی، تا در سال 87 ، 720 میلیون قطعه اسکناس به چاپ رسیده است. این به آن معناست که این اسکناس ها در کنار هم حدودا 108 هزار کیلومتر خواهند بود. اگر تنها اسکناس های چاپ شده در سال 87 را کنار هم بچینیم، با آنها می شود هزار و 80 بار از زمین تا آسمان رفت. چون فاصله زمین تا فضا 100 کیلومتر است.

هر خط 35 تومان

به گفته علی قنبری، رئیس سابق شورای پول و اعتبار، برای چاپ هر برگ اسکناس حدودا 30 تا 40 تومان هزینه می شود. میانگین این مبلغ 35 تومان است. حالا اگر قرار باشد اسکناس های مخدوش از چرخه مبادلات روزمره مردم خارج شود و طبیعتا جایگزین شود. یعنی کشیدن یا نوشتن روی هر اسکناس از سوی شهروندان حدودا 35 تومان خرج روی دست دولت خواهد گذاشت.

همه روزه اسکناس های کهنه و فرسوده از چرخه خارج میشوند و از آنها شانه های تخم مرغ و… ساخته میشود. به گفته مدیرکل ریالی و نشر بانک مرکزی سالانه تا 700 میلیون قطعه اسکناس در کشور امحاء می شود.  این استهلاک بیشتر به سبب نگهداری بد از اسکناس هاست. میانگین عمر اسکناس در کشور ما پنج سال است.

در حدود سالهاي 1789 الي 1796 ميلادي دولت فرانسه اوراقي به نام  Assignat  را براي تضمين پرداخت ارزش املاک ملي شده از طرف دولت منتشر کرد که در واقع همان اسکناس بود . پس از آن در روسيه پول کاغذي با نام Assigunas منتشر شده و در زمان فتحعلي شاه قاجار اين کلمه وارد زبان فارسي شده و به دليل تلفظ مشکل آن براي فارسي زبانان اسکناس نام گرفت. تا قبل از انتشار اسکناس در ايران از سکه استفاده مي‌شد ، البته اسکناس‌هاي خارجي ( به ويژه منات روسي ) نيز در برخي نقاط رواج داشته است.

یک کارمند بانک می گوید اسکناس هایی را همه روزه از چرخه خارج می کنند که پاره و پوسیده باشند ولی معمولا اگر روی  اسکناسی فقط نوشته شده باشد، اما پوسیده یا پاره نباشد از دسته اسکناس برای بازیافت جدا نمیشود.اما اوایل همین ماه، واحد مرکزی خبر به نقل از مسئولین بانک مرکزی به شهروندان اخطار داد که اسکناس های مخدوش را که روی آنها نوشته شده است را سریعتر به بانک ها تحویل بدهند، چراکه به زودی(تا 17 دیماه) دیگر این اسکناس ها از اعتبار ساقط خواهند شد. در آخرین آمارها، مسئولان بانک مرکزی گفته اند که حدودا یک درصد اسکناس های موجود مخدوش هستند. یک درصد 8 میلیارد قطعه اسکناس یعنی «80 میلیون قطعه اسکناس مخدوش» در چرخه مبادلاتی کشور وجود دارد. برای چاپ مجدد 80 میلیون قطعه اسکناس می بایست 2 میلیارد و 800 میلیون تومان هزینه شود. این هزینه جدای از هزینه شناسایی و امحاء این اسکناس هاست. همچنین سالانه بانک مرکزی 30 میلیارد تومان برای چاپ اسکناس های نو هزینه می کند.مسئولان بانک مرکزی علت جمع آوری اسکناس های مخدوش و تعیین ضرب العجل را پایین آمدن ضریب ایمنی در اسکناس های مخدوش عنوان کردند. هر چند به تازگی بحث شعار نویسی های سیاسی روی اسکناس ها مطرح شده است. اما پیش از این نیز، یادداشت نویسی روی اسکناس در ایران مرسوم بوده است. اگرچه ایرانیان به گوشه نداشتن یا پاره بودن اسکناس حساس هستند، اما رصد مبادلات اقتصادی آنها نشان می دهد که اهمیت چندانی برای یادداشت های روی اسکناس ها قائل نیستند.

از چاو خانه تا چاپ خانه

نگاهی به تاریخچه پول کاغذی

تقریبا همه مورخان اعتقاد دارند که پیدایش اسکناس به چین می رسد. برخی می گویند اولین سری اسکناس های جهان ـ که فراگیر هم بودند ـ یعنی «چاو» در چین و در دوران 25 ساله وزارت سيد اجل وزیر ایرانی قوبلای خان مغول رواج پیدا کرد. ظاهرا از همان زمان بحث استهلاک اسکناس مطرح بوده است. در فلاحت‌نامه‌ي غازاني بهره‌گيري از چاو در چين اینطور توصيف شده است : «….و ديگر آن‌که اکثر معاملات ايشان با چاو است که چون همواره چاو دست به دست مي‌رود کهنه مي‌گردد و آن کهنه را هر کسي که به ديوان برد عوض آن نو به وي بدهند و هيچ موقوف نمي‌دارند و کهنه را مي‌سوزانند…»

در همان دوران هم چاپ بدون پشتوانه اسکناس دردسر ساز شد. پس از مرگ سيد اجل ، اميراحمد بناکتي به جايگاه وزارت دست يافت که بدون داشتن اعتبار مالي و تهيه‌ي عايداتي که پشتيبان چاو باشد ، مقدار زيادي از اين پول منتشر کرد. در نتيجه ‌، ارزش چاو به شدت کاهش يافت ، اميراحمد هم در شورش مردم کشته شد. به اين ترتيب ، چاو کنار گذاشته شد و حتي پس از مرگ قوبيلاي ، نتوانستند ارزش از دست رفته‌ آن را بازگردانند.

در سال 693 هجري قمري برابر با 1293 ميلادي، زماني که گيخاتوخان مغول ، پنجمين پادشاه سلسله ايلخانيان بر ايران فرمان‌روايي مي‌کرد ، در نتيجه‌ هزينه شدن بيش از اندازه‌ طلا و نقره، خزانه‌ کشور خالی شد و حتي براي غذاي روز هم پول کافي در دسترس نبود. همزمان بيماري عجيبي در بین دام ها در سراسر کشور شايع شد. برای رفع این مشکل ايلخان حکم داد که در تمام ممالک تحت امر دیگر با طلا و نقره معامله نکنند و به تمام کشور نماینده ای فرستاده شد تا در هر منطقه ای چاوخانه تاسیس کنند . به فرمان ايلخان در هر شهري اداره‌اي به نام چاوخانه بنيان‌گذاري شد و پول کاغذي براي مدتي ، هر چند کوتاه چاپ ، منتشر و رواج پيدا کرد. براي اين منظور 10 مرکز چاوخانه در تبريز تاسیس شد و از اداره مرکزي براي هر يک از شعبات چاوخانه در ساير ولايات يک مدير و يک بازرس ماليات و يک حسابدار فرستاده شدند. به اين ترتيب , مقدمات چاپ پول کاغذي که اسم آن را «چاو مبارک» گذاشته بودند فراهم شد

به این ترتیب اولين اسکناس ايران روز شنبه نوزدهم شوال سال 693 هجري قمري در شهر  تبريز منتشر شد. پول هايي که در تبريز منتشر شد و از نيم درم تا ده درم ارزش داشت ، قطعه کاغذي مستطيلي شکل بود که دو طرف آن شهادتين و در زير آن ، لقب مغولي کيخاتو ( ايرنجين تورجي ) چاپ شده بود ، در وسط اسکناس دايره اي چاپ کرده بودند که در آن ارزش اسمي اسکناس قيد شده بود و در پايين اسکناس نيز جمله اخطاری با این عنوان: «پادشاه جهان در تاريخ سنه‌ي 693 اين چاو مبارک را در ممالک روانه گردانيد. تغيير و تبديل‌کننده را با زن و فرزند به ياسا رسانيده ، مال او را جهت ديوان بردارند.» به چاپ رسيده بود. اگر چه ، نام چاو و چاوخانه به صورت چاپ و چاپ‌خانه در زبان ايراني ماندگار شد. ولي چاو در جامعه‌ي ايراني چندان پذيرفته نشد و با شورش مردم تبريز و سپس شيراز زمينه‌ اعتراض سراسري فراهم شد و چاو ایرانی به سرنوشت چاو در چين دچار شد.

طبق قانون پولي و بانكي ، مبلغ اسمي ، شكل ، جنس ، رنگ ، اندازه ، نقشه و ساير مشخصات اسكناس‌ها و سكه‌هاي فلزي رايج در كشور به پيشنهاد رئيس كل بانك مركزي و تصويب وزير امور اقتصادي و دارايي و با رعايت مقررات اين قانون تعيين خواهد شد. در زمان نياز به طرح جديد با استفاده از طرح هاي تهيه شده موجود در سازمان توليد اسكناس و مسكوك بانك مركزي ايران، چند نمونه ارائه و پس از تأييد طرح نهايي توسط وزير امور اقتصادي و دارايي، اجر مي شود .

همچنين طبق قانون مصوب آذرماه سال 1368 مجلس شوراي اسلامي تحت عنوان «قانون حفظ آثار و ياد حضرت امام (ره)»، بانك مركزي موظف شده تا يك روي اسكناس را به تصوير امام اختصاص دهد كه اولين بار در سال 1370 ده هزار ريال با اين طرح منتشر شد.

دیگر خبری از اسکناس در ایران نشد تا درسال1890 میلادی اولين سري اسکناس و در سال 1924میلادی سري جديد تر آنها در انگلستان چاپ و توسط بانک شاهنشاهي در ايران به جريان گذاشته شد. در اين سال ها به تدريج ، باز خريد و تبديل اسکناس به مسکوکات منسوخ شد و عملا اسکناس هم مانند سکه، پول رايج کشور شد.

اولین سری اسکناس‌هاي بانک ملي که به اسکناس های امروزی شباهت بیشتری داشتند، از فروردين 1311 به جريان گذاشته شدند و تا سه ماه بعد اسکناس‌هاي بانک شاهنشاهي و بانک ملي تواماً رواج داشت تا اينکه اسکناس‌هاي بانک شاهنشاهي کلاً در تير ماه 1311 از جريان خارج شدند. ارقام اسکناس ها 5 , 10 ,20 ,50 , 100 , 500  ريال بودند و تاريخ آنها در پشت اسکناس‌ها در سال هاي 1311 الي 1314 ثبت مي شد. در تاريخ 1314 اسکناس 1000 ريال هم چاپ و به جريان گذاشته شد. طرح اين اسكناس‌ها بر خلاف اسكناس‌هاي بانك شاهنشاهي كاملا ايراني بود و روي آن مناظر طبيعي ، آثار باستاني ، سمبل ها و نمادهاي مذهبي ايران باستان و بناهاي عمراني مانند راه آهن به نمايش درآمده بود. پس از واگذاري حق نشر اسکناس به بانک ملي ايران، تشکيلات محدودي براي چاپ تاريخ انتشار بر روي اسکناس‌ها شکل گرفت. اين تشکيلات به موازات تحول و توسعه بانک ملي، تکامل يافت و به « چاپخانه بانک ملي ايران » معروف شد. اين چاپخانه که در سال 1317 خورشيدي با نام « بنگاه چاپخانه » تاسيس شده بود، به تدريج  به يکي از معتبرترين چاپخانه‌هاي کشور و خاورميانه تبديل شد. در اين چاپخانه ، علاوه بر انجام سفارشات چاپي سازمان هاي دولتي ، نيازهاي چاپي شعبه‌هاي بانک ملي ايران در سراسر کشور تامين مي شد. بناي ساختمان چاپخانه بانک ملي ايران – که توسط فرانسوي ها طراحي و ساخته شده بود – در سال 1319 به اتمام رسيد و امروزه « شرکت چاپ بانک ملي ايران » نام دارد .

از مرداد ماه 1339 کليه امور مربوط به چاپ اسکناس و ضرب سکه و پشتوانه آن به بانک مرکزي محول شد و انتشار اسکناس منحصراً به بانک مرکزي ايران واگذار شد. در سال 1351 سازمان توليد اسکناس تأسيس شد و طرح تأسيس چاپخانه‌اي براي چاپ اسکناس مطرح شد. در سال 1361 ساختمان چاپ اسکناس تکميل و چاپ اسکناس به صورت آزمايشي با چاپ اسکناس‌هاي 200 ريالي بطور رسمي در ايران آغاز شد، از سال 1362 به بعد با راه اندازي چاپخانه داخلي ، 50 درصد از نياز داخلي تأمين شد. و از سال 1367 تمامي اسکناس‌هاي جمهوري اسلامي ايران در داخل کشور چاپ مي شود. هرچند كاغذ ، مركب و وسايل چاپ از خارج از کشور تهيه مي‌شد، ولي از سال 1382 به بعد، كاغذ اسكناس هم در داخل تهيه مي‌شود. در سال 1368 با توجه به واردات کاغذهاي مورد نياز از خارج , طرح ساخت کارخانه توليد کاغذ اسناد بهادار مطرح مي‌شود. در سال 1381 اين کارخانه به بهره برداري کامل رسيد.

———————–

اين گزارش در روزنامه پول مورخ 13 ديماه، صفحه گزارش با كمي تغيير به چاپ رسيد.