بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘حزب الله’

حزب الله در ایران؛ درباره جنبش شهری مذهبی ضد لیبرال ایرانی

۱۶ فروردین ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

پیش نوشت: برای نوشتن این پرونده خیلی دو دل بودم. از یک طرف موضوع حساسی بود و از طرف دیگه، خودم خیلی علاقه داشتم در مورد این سوژه کاری کنم. فکر کنم در بین انبوه نوشته هایی که در نت فارسی وجود داره در خصوص شکل گیری حزب الله و هر کدام به یک مقطع خاص پرداختند، این کار شاید به درد بخوره. ادعای جامع بودن نداره، اما لا اقل سر تیترهایی مطرح شده. امید آنکه مورد قبول افتد! منتظر نظراتتون هستم.

***

پرونده شکل گیری حزب الله از دهه 40 تاکنون:

وقتی قرار است در مورد حزب الله چیزی گفته شود، باید بسیار مراقب بود، چون این واژه نماینده جریان ها و تفکرات گوناگونیست. به بیانی، حزب الله مثل «موتلفه»، «مجاهدین انقلاب اسلامی» و یا حتی «بسیج» نیست که با بکار بردن آن واژه، اشاره ای مستقیم به جریانی مشخص داشته باشیم.

حزب الله هم میتواند به معنی عبارتی در قرآن کریم باشد، هم معنای سازمانی در دهه 40 را بدهد، هم معرف گروه و تفکر و جریانی در اواخر دهه 50 باشد و هم گروهی دراواخر دهه 60، میتواند اشاره به انصار حزب الله داشته باشد یا نشریه حزب الله را معرفی کند، اگرچه این روزها حزب الله را بیشتر در کنار نام لبنان می بینیم.

پس همین ابتدای کار، تکلیف خودتان را روشن کنید؛ شما با چند گروه، تفکر و جریان مهم طرف هستید. «همشهری ماه» به عنوان یک رسانه، ادعای ارزش گذاری روی این خط سیر حدودا نیم قرنی را ندارد، تلاش ما بر معرفی حزب الله در تاریخ ایران است.

حزب اللهی که سنگ بنای آن در اواسط دهه 40 گذاشته شد، سپس گروهی بود که به زودی شناسایی و متلاشی شد، اما بعد از انقلاب به جریانی قدرتمند بدل شد. نام حزب الله کافی بود تا دارندگان این عنوان را کسانی معرفی کند که حامی جمهوری اسلامی ایران هستند.

حزب الله ابتدا در جریان ناآرامی های سال های 59 تا 61 نقش بازی میکند و به نیرویی مردمی علیه آنچه خود آن را خط نفاق می دانست بدل می شود.

در سال های دفاع مقدس، در جبهه های جنگ به ایفای نقش می پردازد و از سال 68 به بعد منتقد جدی سیاست های فرهنگی و اقتصادی دولت های دوگانه هاشمی رفسنجانی می شوند.

آنها پس از پیروزی خاتمی و جریان چپ مذهبی در انتخابات ریاست جمهوری هفتم، فعالیت خویش را دو چندان می کنند و حالا که دارنده مجوز سازمانی منسجم به نام «انصار حزب الله» شدند، در مساجد، حسینه ها و از همه مهمتر، هیات های رزمندگان برای تجمعات، اعتراضات و… آماده  می شوند.

در سال های اولیه دهه 80 کمی سکوت می کنند، اما این آرامش قبل از توفان است. سکوت آنان به کابوسی برای اصلاح طلبان بدل می شود، آنها با بدنه اجتماعی قدرتمند خود و با سود جستن از نفوذ هیات رزمندان، کرسی های شورای شهر را تسخیر کردند و حالا در سال 84، برای ریاست جمهوری خیز بلندی برداشتند. نهایتا هم با پیروزی احمدی نژاد،  پیروزی خود را جشن می گیرند و بیانیه می دهند.

اما به زودی در میابند که برخی افراد در بدنه دولت، نماینده طرز فکر و خواسته های آنان نیستند. تا سال 88 بنا بر مصلحت در بسیاری مواقع سکوت می کنند، طوری که مردم تهران کمتر شاهد حضور حزب اللهی ها و کفن پوشان در خیابان ها هستند. اما با آغاز سال 89 و حمایت تمام قد احمدی نژاد از مشایی و عدم پاسخ مثبت رئیس جمهور محبوب جریان حزب الله به خواست آنها برای برخورد با مشایی، آنها آرام آرام پیام های آشکار و پنهانی می دهند. نهایتا اصل حرف خود را صریح در سرمقاله یالثارات الحسین ارگان مطبوعاتی انصار حزب الله بیان می کنند: «آقای احمدی نژاد، رای ما به فرد نبود» حاج حسین الله کرم، لیدر جریان انصار حزب الله که اندکی پس از پیروزی احمدی نژاد به بوسنی فرستاده شده بود، در تمام این مدت مثل سال های سازندگی و اصلاحات دیگر لیدر جریان های جوانان انصار حزب الله نیست.

جوانان حزب الله دیگر الله کرم را که حالا استاد دانشگاه شده است را پیشاپیش خود در نقد صریح و بی پروا علیه دولت مردان نمیابند. حاج منصور ارضی و الله کرم، ترجیح میدهند بنا بر مصلحت بسیاری از مسائل را بازگو و رسانه ای نکنند و در مقابل، حالا که نمیتوان به طرز صریح به رئیس جمهور انتقاد کرد، قالیباف شهردار تهران بهترین گزینه برای تاخت و تاز می شود. الله کرم پس از سال ها، به قالیباف در تجمعی خیابانی اعتراض میکند. کسی که سال ها قبل علیه شخصیت های سیاسی درجه دو و سه کشور به انتقادات صریح و بی پرده می پرداخت، حالا دیواری کوتاه تر از شهردار تهران نیافته، تا خاطره آن سال ها را احیا کند.

اعتراضات انصار حزب الله، به بی سابقه ترین رفتارها در تاریخ جمهوری اسلامی ایران(نظیر ادعای دوستی با اسرائیل، مکتب ایرانی، حضور در مجلس رقص و طرب، رقص در حضور قرآن و…) به نوشتن مقاله در یالثارات الحسین بسنده کردند.

اما از ابتدای سال 89، ورق بر می گردد، سال 89 جریان انصار حزب الله، اگرچه حاج حسین الله کرم را مثل سابق در کنار خود ندارد، اما در تکاپو برای بازیافتن هویت خود در دهه 70 است.

————————-

این مطلب در همشهری ماه شماره 71 فروردین 1390 در صفحات:36و37 منتشر شد.

حزب الله در ایران؛ چریک های مسلمان به دنبال حکومت اسلامی

۱۶ فروردین ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

پرونده شکل گیری حزب الله از دهه 40 تاکنون:

بی فایده است اگر بخواهیم حزب الله را بدون در نظر گرفتن حزب ملل اسلامی بشناسیم! اوایل سال 1344 مطبوعات وقت با تیترهای بزرگ و جنجالی خبر از دستگیری یک گروه مسلح به نام “حزب ملل اسلامی” دادند. حزب ملل اسلامی، 55 عضو تشکیلاتی داشت که همگی در سال 1344 توسط حکومت پهلوی دستگیر شدند. محمد کاظم موسوی بجنوردی، محمد جواد حجتی کرمانی، عباس آقازمانی(ابوشریف)، جواد منصوری، عباس دوزدوزانی، ابوالقاسم سرحدی زاده، مرتضی حاجی، محمد کاظم سیفیان، احمد احمد و میر محمد صادقی از جمله شناخته شده ترین اعضای حزب ملل هستند.

او در سال ۱۳۲۱ در شهر نجف در عراق در خانواده‌ای روحانی به دنیا آمد. پدرش سید حسن بجنوردی از دانشمندان و مراجع بلندپایه تشیع و مادرش نواده سیدابوالحسن اصفهانی، مرجع بزرگ شیعه بود.

او در سال ۱۳۲۱ در شهر نجف در عراق در خانواده‌ای روحانی به دنیا آمد. پدرش سید حسن بجنوردی از دانشمندان و مراجع بلندپایه تشیع و مادرش نواده سیدابوالحسن اصفهانی، مرجع بزرگ شیعه بود.

حزب ملل اسلامی برای براندازی رژیم سلطنتی، مشی مسلحانه را پیشه کرده بود و در صدد بود که بر مبنای کار تشکیلاتی و چریکی فعالیت کند, اما بارزترین اشتباه این گروه عدم شناخت از جامعه ایران بود. ایشان گرچه انسانهای صادق و پاکی بودند، اما از نظر تشکیلاتی و سیاسی خیلی ضعیف بودندو به خاطر همین قبل از هر گونه فعالیت عملی دستگیرو روانه زندان شدند و حبس های متفاوتی را متحمل شدند.(خاطرات عزت شاهی) از نجف تا قم جالب است بدانید، بنیانگذار حزبی که بستر بوجود آمدن حزب الله را فراهم ساخته بود، هنوز در قید حیات است. او در سال ۱۳۲۱ در شهر نجف در عراق در خانواده‌ای روحانی به دنیا آمد. پدرش سید حسن بجنوردی از دانشمندان و مراجع بلندپایه تشیع و مادرش نواده سیدابوالحسن اصفهانی، مرجع بزرگ شیعه بود. او در شهر نجف رشد کرد و به تحصیل علم پرداخت. وی هم‌زمان علوم قدیم و جدید را فرا می‌گرفت و به ویژه در حوزه نجف از محضر اساتید سود می‌برد و از همان ایام به علوم عقلی و فلسفی علاقه وافر نشان می‌داد. در ۱۶ سالگی با عضویت در حزب الدعوه الاسلامی در عراق وارد کارهای تشکیلاتی شد. در سال ۱۳۳۹ (یک سال قبل از تاسیس حزب ملل اسلامی)به ایران و قم آمد و در مدرسه سپهسالار تحصیلات حوزوی را پی گرفت. بعد از انقلاب، بنیانگذار حزب ملل اسلامی، مدتی استانداری اصفهان را بر عهده داشت. نماینده مردم تهران در اولین دوره مجلس شورای اسلامی بود. در سال ۱۳۶۲ به تأسیس مرکز دایرة المعارف بزرگ اسلامی اقدام و اداره آن را بر عهده گرفت. پس از انتخاب سید محمد خاتمی به ریاست‌جمهوری در ۱۳۷۶ جایگزین او در سمت رئیس کتابخانه ملی شد و تا ۱۳۸۴ این سمت را بر عهده داشت. در زمان ریاست جمهوری خاتمی مشاور وی در مسائل مختلف و به ویژه در مسأله فناوری اطلاعات بود. تاسیس حزب آقای سید محمد کاظم بجنوردی در سال 1340 تصمیم گرفت یک تشکیلات سیاسی را به وجود آورد. ابتدا موضوع را با یکی از دوستانش به نام حسن (حامد) عزیزی در میان گذاشت. پس از مطالعه و بررسی در اسفند 1340 اولین هسته‌ی حزب تشکیل شد. در اولین جلسه سید کاظم بجنوردی، هاشم آیت‌الله زاده، حسن عزیزی، محمد مولوی عربشاهی و محمد سید محمودی طباطبایی قمی در منزل آقا هاشم جمع شدند و آقای بجنوردی اهداف حزب را تبیین کرد و نام حزب‌ ملل اسلامی را برای این تشکیلات انتخاب کردند. اعضای اولیه‌  حزب به جز مولوی همه دیپلمه‌ و مجرد و جوانانی حدوداً بیست ساله بودند. به گزارش بنیان گذاران حزب، این حزب از اول مشی مسلحانه را انتخاب کرد؛ ولی موضوع خط مشی و عمل کرد حزب چندان جدی نبود. پس از قیام 15 خرداد «حزب ما از صورت یک گروه کوچک و محدود بیرون آمد؛ زیرا مردم از هر حرکت مذهبی علیه رژیم استقبال و حمایت می‌کردند. [به علاوه] به دنبال آن ما توانستیم با اطمینان مشی مبارزه‌ی مسلحانه را در دستور کار حزب قرار بدهیم.» شهید عراقی نیز به دلیل هم‌بند بودن با اعضای حزب‌ملل اسلامی نیز معتقد بود که فعالیت‌ حزب‌ملل اسلامی بعد از 15 خرداد شکل گرفت. وی در خاطراتش گفته است: «فکر این سازمان‌بندی از سال 1340 در مغز کاظم بجنوردی، عربشاهی، حسن عزیزی و سید محمودی که از بنیان‌گذاران این تشکیلات هستند، بوده ولی جنبه‌  فعلیت‌ نداشته و بالقوه بوده؛ ولی بعد از کشتار 15 خرداد اینها تحت تاثیرش قرار می‌گیرند و به فکر ایجاد آن می‌افتند. یکی چند تا عضوگیری می‌کنند، ولی بعد از حادثه‌ی اول بهمن و کشتن منصور خیلی این مسئله اوج می گیرد و عضو گیریشان خیلی سریع می‌شود.» ساختار حزب عبارت بود از: کمیته‌ی مرکزی، شبکه‌ها، کادر، دسته، شاخه، واحد، مدرسه و کلاس که هر کلاس از چهار نفر و هر کلاس یک مدرسه و هر دو مدرسه یک واحد و هر دو واحد یک شاخه و هر دو شاخه یک دسته و هر دو دسته یک گروه و هر دو گروه یک کادر و هر چند کادر یک شبکه محسوب می‌شد. حزب در ابتدای فعالیت بیشترین تلاش خود را روی کادرسازی و تربیت نیروهای مومن و سیاسی نمود؛ به همین جهت کارهای تئوریک فراوانی انجام داد. انتشار جزوه‌ای به نام نشریه، ماه‌نامه‌ای به نام «خلق» که ارگان حزب بود و برنامه‌های آموزشی نشان از اولیت آموزش ایدئولوژیک دارد. مرامنامه حزب رهبران حزب‌ ملل اسلامی در راستای مباحث تئوریک مرام‌نامه و اساس‌نامه‌ حزب را نیز تهیه کردند. از مرام‌نامه‌ حزب استنباط می‌شود که رهبران حزب‌انگیزه‌ای جز حاکمیت اسلام نداشته‌اند. آنان در این مرام‌نامه‌، خود را «تابع قوانین اسلامی» و مبانی قوانین اسلامی را «قرآن، سنت، عقل و اجماع» اعلام کرده‌اند و تصریح کرده‌اند که حزب «می‌خواهد اجتماع نوینی براساس فلسفه‌ی اسلام بنا کند.» آنان گرچه در مرام‌نامه هدف خود را حکومت اسلامی اعلام نکرده‌اند؛ ولی دقت در مرام‌نامه نشان می‌دهد که حکومت اسلامی یک اصل مسلم برای حزب است و به همین جهت هشت بار از حکومت اسلامی و دولت اسلامی نام برده‌اند. در اصل 3 می نویسند: «زمین‌های مسلمان‌نشین جزء لایتنفک دولت اسلامی است.» در اصل 5 «کمیته‌ی مرکزی حزب ملل» را «مرجع اعلای دولت اسلامی» اعلام کرده‌اند، و در اصل 8 تصریح کرده‌اند: «پارلمان دولت اسلامی از دو مجلس تشکیل» می‌شود: «مجلس مردم» و «مجلس بزرگان» و کار نظارت بر «حکومت‌اسلامی» را بر عهده‌ی مجلسین قرار داده‌اند. مرام‌نامه در تبیین مجلس بزرگان، شرط عضویت را «اجتهاد و عدالت» گذاشته است و در اصل 10 زمانی قوانین را قابل اجرا می‌داند که به «تصویب مجلس بزرگان» برسد و این نشان می‌دهد که رهبران حزب چگونه پای بند به مقررات اسلامی بوده‌اند. چرا حزب ملل؟ علت انتخاب نام «حزب‌ ملل اسلامی» به این جهت بوده است که رهبران حزب هدف خود را تاسیس یک حکومت اسلامی در جهان اسلام قرار داده بودند. از اصل 14 تا 18 استنباط می‌شود که نوع حکومت جهانی اسلام، حکومتی فدراتیو بوده که به ولایت‌های مختلف با رئیس جمهور منتخب از طرف مردم تقسیم می‌شده که سیاست داخلی را خود تنظیم می‌کرده‌اند؛ ولی سیاست خارجی و داشتن نیروهای مسلح با مرکزیت بوده است. رهبران حزب در عین سادگی بسیار آرمان‌گرا بوده‌اند؛ آرمان‌گرایی و خلوصی که بسیار ستایش برانگیز است. حتی رهبر حزب برای خرید ماشین پلی‌کپی از نماز و روزه‌ی استیجاری استفاده کرده است. وی در خاطرات خود نقل می‌کند که چون «برای خریدن [دستگاه پلی‌ کپی] پول نداشتیم و هاشم آیت‌الله زاده، پسردایی مادرم، می‌خواست ده سال نماز و روزه مادرش را بخوانند من به او گفتم پولش را به من بده تا یک دستگاه پلی‌کپی بخریم، نماز و روزه‌اش پای من…» (از کتاب چهارده سال رقابت ایدئولوژیک شیعه در ایران) کشف و انحلال در مهر ۱۳۴۴ پس از دستگیری محمدباقر صنوبری که حامل مقادیر زیادی مدارک از حزب بود و در پی آن دستگیری ۵۵ تن از افراد حزب در عمل انحلال یافت. بجنوردی همراه با جمعی از افراد حزب، به کوه های شاه آباد پناه برد ولی پس از محاصره توسط ساواک، دستگیر شد. ابتدا به اعدام محکوم شد که پس از وساطت محسن حکیم، محکومیتش به حبس ابد تقلیل یافت. در زندان کتاب اقتصادنا اثر سید محمدباقر صدر را ترجمه کرد. کشف و انحلال حزب ملل اسلامی، نه تنها پایان ماجرا نبود، بلکه آغاز جریانی دیگر بود. جریانی که بعدها به «حزب الله» شهرت یافت. ————————- این مطلب در همشهری ماه شماره 71 فروردین 1390 در صفحات:38و39 منتشر شد.

حزب الله در ایران؛ شبکه سازی برای مبارزه مسلحانه

۱۶ فروردین ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

پرونده شکل گیری حزب الله از دهه 40 تاکنون:

چند سال پس از دستگیری و انحلال حزب ملل اسلامی، «حزب الله» رسما متولد شد. حدودا سه سال پس از انحلال ملل اسلامی در سال 1347، تعدادی از آزادشدگان حزب با توجه به تجارب پیشین خود پایه گذار گروه دیگری به نام «حزب الله »شدند .رهبری این تشکیلات را عباس آقا زمانی (معروف به ابو شریف)به عهده داشت و از دیگر عوامل ذی نفوذ این تشکیلات جواد منصوری و احمد احمد بودند .

حزب الله، به شیوه حزب ملل اسلامی، از سال 1347 فعالیت خود را بر مبنای کار تئوریک و آموزش آغاز کرد و کلاس های درس عربی را برای اقشار مختلف جامعه بویزه جوانان دایر کردند.  تعدادی راهم از دانشگاه ها و مراکز علمی دیگر شناسایی و به صورت هیئتی، به این کلاس ها هدایت می کردند.

ابوشریف در این باره می گوید: « در سال 1329 دولت مصدق با رأي مردم در يك انتخابات نسبتاً آزادتري انتخاب شد ولي به دليل سرسپردگي شاه مملكت به قدرت‌هاي خارجي تصميم گرفتند مصدق را سرنگون كنند و به همين خاطر با كودتا و استفاده از زور و اسلحه و عده‌اي چاقوكش حكومت نسبتاً مردمي مصدق را سرنگون كردند تا بتوانند بيشتر در خدمت قدرت‌هاي خارجي باشند. اين خاطره در ذهن ما و بسياري از جريان‌هاي سياسي نقش بسته بود و فهميديم كه مبارزات پارلماني در مقابل حكومتي كه دست به اسلحه مي‌برد بي‌فايده است و اسلحه را بايد با اسلحه جواب داد.

ابوشریف در این باره می گوید: « در سال 1329 دولت مصدق با رأي مردم در يك انتخابات نسبتاً آزادتري انتخاب شد ولي به دليل سرسپردگي شاه مملكت به قدرت‌هاي خارجي تصميم گرفتند مصدق را سرنگون كنند و به همين خاطر با كودتا و استفاده از زور و اسلحه و عده‌اي چاقوكش حكومت نسبتاً مردمي مصدق را سرنگون كردند تا بتوانند بيشتر در خدمت قدرت‌هاي خارجي باشند. اين خاطره در ذهن ما و بسياري از جريان‌هاي سياسي نقش بسته بود و فهميديم كه مبارزات پارلماني در مقابل حكومتي كه دست به اسلحه مي‌برد بي‌فايده است و اسلحه را بايد با اسلحه جواب داد.

مدرس بیشتر این کلاس ها جواد منصوری و ابوشریف بودند. این کلاس ها، بر پایه متون مربوط به آیات و احادیث و فرازهایی از نهج البلاغه با تکیه بر مبارزات علیه ظلم و دعوت به اقدام مسلحانه، توزیع می شد .

اغلب اعضای «حزب الله» اعضای حزب ملل اسلامی بودند، که برای ادامه مبارزه با رژیم شاه با تکیه بر تجربیات گذشته و نیز خود سازی فردی و جمعی و کسب آمادگی لازم برای مقابله با هر گونه تهدید از سوی دستگاه حاکمه، سازمان و تشکیلات مخفی حزب الله را با الهام از آیات  قرآنی: «و من یتول الله و رسوله و الذین آمنوا فان حزب الله هم الغالبون»(56مائده) و«اولئک حزب الله الا ان  حزب الله هم المفلحون»(مجادله 22)رااه اندازی نموده وهدف از آن را مبارزه با رژیم شاهنشاهی و براندازی آن عنوان کردند.

بر خلاف حزب ملل اسلامی که از ابتدا اقدام به ساخت تشکیلات و… کردند، این گروه با ایدئولوژی اسلامی و جهان بینی توحیدی،  فاقد دفتر و تشکیلات تابلو داری بودند. آنان بنا داشتند قبل از ورود به عرصه عملی مبارزه به جذب افراد و کار عمیق ایدئولوزیک بپردازند و تشکیلات خود را کاملا در خفا سازماندهی کنند.

؟؟؟؟؟

مدرس بیشتر این کلاس ها جواد منصوری و ابوشریف بودند. این کلاس ها، بر پایه متون مربوط به آیات و احادیث و فرازهایی از نهج البلاغه با تکیه بر مبارزات علیه ظلم و دعوت به اقدام مسلحانه، توزیع می شد .

اکثر کلاس های عقیدتی این گروه در مسجد حضرت امیر المومنین (ع) برگزار می شد.  این کلاس ها به سبک جدیدی و بصورت رایگان برگزار می شد ودر حاشیه آن آقا زمانی(ابوشریف) می خواست که شاگردان آیات جهادی را حفظ کنند.

این کلاس ها دایر بود و سه هدف کلی را دنبال می کرد:

1. تبلیغ و سازندگی (کار فرهنگی) بود .

2. اداره و بهره برداری از توانایی ها و مبارزه با رژیم سلطنتی بود .

3. شناسایی و جذب افراد مومن به حزب الله بود .

این مرحله تقریبا جنبه علنی داشت و حتی رژیم هم از آن با خبر بود، چرا که ظاهر آن پیوسته فقط کلاس درس بود و در آن جلسات خیلی از افراد رفت و آمد داشتند که از جمله آنان آیت الله خامنه ای بودند.

عملیات حزب الله

فعالیت حزب ملل اسلامی به دلیل عدم تجربه کافی بدوا متوقف شد، اما حزب الله که متشکل از اعضای حزب ملل اسلامی بود، با تجربه ای تازه قدم به میدان گذاشته بود. اما هدف اصلی آن مبارزه مسلحانه بود.

خود ابوشریف در این باره می گوید: « در سال 1329 دولت مصدق با رأي مردم در يك انتخابات نسبتاً آزادتري انتخاب شد ولي به دليل سرسپردگي شاه مملكت به قدرت‌هاي خارجي تصميم گرفتند مصدق را سرنگون كنند و به همين خاطر با كودتا و استفاده از زور و اسلحه و عده‌اي چاقوكش حكومت نسبتاً مردمي مصدق را سرنگون كردند تا بتوانند بيشتر در خدمت قدرت‌هاي خارجي باشند. اين خاطره در ذهن ما و بسياري از جريان‌هاي سياسي نقش بسته بود و فهميديم كه مبارزات پارلماني در مقابل حكومتي كه دست به اسلحه مي‌برد بي‌فايده است و اسلحه را بايد با اسلحه جواب داد. »(مصاحبه با روزنامه ایران/ ویژه نامه بررسی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران)

ترور سرتیپ طاهری

سازمان مجاهدین خلق بعد از ضربه سنگینی که در سال 50 از ساواک خورده بود ناچار به همکاری با تشکیلات مذهبی از جمله موتلفه و حزب الله شد.

پس از صحبت ها و مذاکرات متعدد قرار شد در یک اقدام ائتلافی مابین آنها و حزب الله دست به ترور سرتیپ طاهری که یکی از عوامل اصلی سرکوب خونین قیام 15 خرداد1342، که در مقابله و مهار بسیاری از تظاهرات و راهپیمایی های دیگر مردم علیه رژیم سلطنتی نظیر : سرکوب راهپیمایی مردم در تشییع جنازه آیت ا… فومنی در سال 1343، سرکوب تظاهرات ضد اسرائیلی در سال 1349 ، حمله به کارگران اعتصابی کارخانه جهان چیت سازی،  حمله به دانشجویان در دانشگاه صنعتی شریف و دانشگاه تهران  نقش موثری داشت، بزنند.

طاهری، معاون رئیس پلیس تهران، در یک کار مشترک و آزمایشی ترور شد. هر چند این اقدام موفقیت آمیز بود ولی منجر به دستگیری و متلاشی شدن گروه «حزب الله» در مرداد 1351 شد.

حزب الله از ابتدای دهه 50 تا پیروز انقلاب

عباس آقا زمانی( ابوشریف) پس از دستگیری گسترده شبکه “حزب الله” به فلسطین و لبنان رفت و بعد از یک سال به هنگام بازگشت در مرز بازرگان دستگیر و پس از فرار مجدد از زندان از ایران گریخت و به پاکستان رفت واز آنجا به اروپا و به انجمن های اسلامی دانشجویان در اروپا پیوست و در سال 1974 میلادی وارد دانشگاه دولتی فرانکفورت شد ولی به دلیل تردد زیاد بین خاورمیانه و اروپا نتوانست ادامه تحصیل دهد.

ابوشریف در سال 1357 به نوفل لوشاتو رفت و به جمع یاران اما پیوست. او هم زمان با پیروزی انقلاب اسلامی به ایران بازگشت و در مدرسه رفاه محل استقرار امام به سازمان دهی نیروهای نظامی و حزب الله و تامین امنیت و حراست آنجا پرداخت .

او یکی از عناصر تعیین کننده و موسس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود. «جواد منصوری» دیگر عضو ذی نفوذ حزب الله به عنوان اولین فرمانده سپاه انتخاب شد .

عباس آقازمانی (ابو شریف ) در 2 اردیبهشت 1358 از طرف شورای انقلاب به عنوان فرمانده عملیات سپاه و در خرداد 1359به فرماندهی کل سپاه پاسداران منصوب شد.

چنانکه از نظر گذشت، حزب الله ای که در سال 47 کار خود را آغاز کرده بود، نهایتا در سال 58، با عضویت بنیانگذاران آن در نهادها و ارگان های انقلابی عملا به کار خود به عنوان تشکلی مسلح برای مقابله با نظام پهلوی پایان داد. این مقطع نیز به نوبه خود، آغاز گری مقطعی دیگر بود؛ «موج اول حزب الله در جمهوری اسلامی ایران» آغاز می شود.

——————-

این مطلب در همشهری ماه شماره 71 فروردین 1390 در صفحات: 40و41 منتشر شد.