بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘روسیه’

ايران 2 دستگاه خودرو به روماني صادر كرد

۱۲ شهریور ۱۳۹۰ 6 دیدگاه

نگاهی به هزینه های درخشش صنعت خودرو در بازرهای جهانی

امروز دیگر در گزارش های گمرک از صادرات خودرو خبری نیست. از آن رپورتاژ های پر زرق و برق تلوزیونی هم که استفاده مردم کشورهای دیگر از خودروهای ایرانی را به رخ می کشید هم خبری نیست.

شاید اینکه در جداول و آمار که عنوان «کشورهای عمده مقصد صادرات خودرو» را یدک می کشند، تعداد دو دستگاه خودرو ذکر شود به طنز بیشتر شبیه باشد، اما این هم واقعیت دارد.

اینکه میانگین قیمت هر دستگاه خودروی ملی صادراتی نیز نزدیک به 6 میلیون تومان  است در حالی که مصرف کننده داخلی باید برای خرید ارزان ترین خودرو بیش از 8 میلیون تومان پول بپردازد، هم از آن طنز های تلخ است.

untitled2

بعد از آنکه طی سال های اخیر، هر منتقدی به روند صادرات خودروی ایرانی به کشورهای توسعه نیافته، به سیاه نمایی و دشمنی با شکوفایی صادرات متهم می شد، حالا و در شهرویر 1390، پس از آنکه در گزارش های ماهانه خرداد و تیرماه، دیگر اثری از صادرات خودرو به چشم نمی خورد، رئیس کمیته صنعت کمیسیون صنایع و معادن مجلس، در باره علت‌های کاهش صادرات خودرو از کشور در چهار ماه نخست امسال میگوید: جایگاه صادرات خودرو از ایران از مکان مناسبی در میان صادرکنندگان خودرو در جهان برخوردار نیست.

“سیدمهدی صادق” می گوید: با توجه به حجم انبوه تولید انواع خودرو در کشور، صادرات سالانه تعداد محدودی خودرو از کشور قطعا توجیه خاصی ندارد و این رقم هیچ نوع نگرانی برای کاهش یا افت صادرات خودرو از کشور به جای نخواهد گذاشت.

واقعیتی که از گزارش های ماهانه گمرک به دست می اید، آن است که این کاهش در چهار ماهه نخست امسال نبوده، بلکه از اردیبهشت به بعد، دیگر در گزارش های گمرک اثری از صادرات خودرو به شم نمی خورد.

حال باید پرسید، صادرات 2 دستگاه خودرو به رمانی یا اتریش واقعا با چه هدفی انجام شده است. کسی دشمن صادرات نیست و آرزوی هر ایرانی شکوفایی صنعت داخل است. اما اینکه خودروهای ساخت داخل، ا قیمت بسیار نازل تر از بازار داخلی به کشورهای توسعه نیافته صادر شوند و ارقام تاسف باری مثل «صادرات دو دستگاه خودروی ایرانی به رمانی» در جداول آماری گمرک به چشم بخورد، جز جنبه تبلیغی، صرفه اقتصادی دیگری دارد؟

در حالی که خودروهای صادراتی گاه تا بیش از 50 درصد زیر قیمت بازار داخلی صادر میشوند، مدیران خودروساز دولتی اصرار دارند تا این روند زیان ده ادامه یابد. در همین راستا پنجم شهریور مدير عامل شركت خدمات پس از فروش ايران خودرو ‘ايساكو’  که در مسکو حضور داشت اعلام كرد: تلاش براي درخشش صنعت خودروي ايران در بازارهاي خارجي از طريق تامين قطعات خودروهاي صادر شده گروه صنعتي ايران خودرو و تعامل مناسب در بازار قطعات با شركا از اولويت هاي اين شركت است.

درخشش در بازارهای خارجی بد نیست، اما حساب سود و زیان هم چیز خوبی به نظر می رسد. وانگهی؛ ای کاش این حضور چشمگیر در بازارهای جهانی زمانی تلئلو یابد، که خودرو در بازار انحصاری داخلی به قیمت واقعی به دست مصرف کننده برسد و خودروسازان داخلی در بازاری ازاد، توان رقابت با خودروهای خارجی را داشته باشند!

درخشش 12 دستگاه خودروی ایرانی در قلب بازار اروپا

یا خودرو سازان با مخاطب آمارها شوخی دارند، یا اتفاقی رخ داده است؛ در صفحه 21 گزارش آمار مقدماتي تجارت خارجي درفروردين ماه سال 1390، ذیل  “جدول شماره(ت.1-2)- سه کشور عمده مقصد صادرات خودرو سواری در فروردین ماه سال 1390”  به جز عراق، دو کشور اروپایی نیز در بین مقاصد «عمده» صادرات خودروی سواری ایران نیز حضور دارند، خوشحال خواهید شد اگر بدانید این دو کشور اروپایی هستند. بله، ما در فروردین ماه به اتریش و رومانی خودروی سواری صادر کرده ایم. اما کمی صبر کنید، کل ارزش این صادرات غرور آفرین 46 هزار دلار و کل وزن این صادرات 4 تن است. کلا 2 دستگاه خودروی یک تنی به اتریش و 2 دستگاه دیگر به رومانی صادر کردیم. قیمت خودروهای صادراتی به اتریش 15 هزار دلار( نزدیک به 15 میلیون تومان) و قیمت خودروهای صادراتی به رمانی 8 هزار دلار(تقریبا برابر 8 میلیون تومان) بوده است.

در مورد برند و خریداران عمده دو مقصده عمده صادرات خودروی ساخت ایران در قلب اروپا، قاعدتا در گزارش گمرک توضیحی داده نشده است و این پرسشی است که خودروسازان داخلی باید به آن پاسخ دهند.

در اردیبهشت ماه امسال هم به قلب اروپا صادرات خودرو داشتیم. خوشبختانه روند صادرات عمده به رومانی ادامه داشته و دو دستگاه دیگر به رومانی خودرو صادر کردیم و به این ترتیب تعداد خودروهای صادر شده به رمانی به 4 دستگاه افزایش میابد، از دیگر سو وزن خودروهای صادراتی در اردیبهشت ماه جمعا یک تن افزایش یافته و به سه تن می رسد. ارزش این دو خودرو روی هم 59 دلار بوده است، مشخص نیست خودروی یک و نیم تنی که حدود 29 و نیم میلیون تومان قیمت داشته است، چه برند تولید داخلی بوده، اما بالاخره خودروی صادراتی بوده است.

در اردیبهشت ماه اتفاق دیگری هم افتاده، علاوه بر 2 دستگاهی که به رمانی صادر شده است، 6 دستگاه خودروی سواری نیز به وزن جمعا 7 تن به فرانسه صادر شده است. مجموع این 6 دستگاه خودروی صادراتی به فرانسه(دومین کشور عمده مقصد صادرات خودروی سواری در دو ماهه نخست امسال) 88 هزار دلار بوده است. باز هم خریدار و برند خودروها مشخص نیستند.

آمار صادرات خودرو به تفکیک ماه از ابتدای سال 88 تا اردیبهشت سال 90 - تعداد-ارزش-متوسط قیمت هر دستگاه

آمار صادرات خودرو به تفکیک ماه از ابتدای سال 88 تا اردیبهشت سال 90 - تعداد-ارزش-متوسط قیمت هر دستگاه

نصف شدن قیمت خودروی صادراتی به عراق

بی انصاف نباشیم، خودروسازان  داخلی در دو ماهه نخست امسال، تعداد 1528 دستگاه خودرو به وزن تقریبی 1325 تن و به ارزش 7349 هزار دلار به عراق صادر کردند.

متوسط قیمت هر خودروی سواری صادراتی به عراق، حدود 4 میلیون و 800 تومان است. مشخص نیست قیمت تمام شده کدام خودروی ساخت داخل به 4میلیون و 800 تومان بوده که لا اقل این صادرات بدون سود و جهت کمک به همسایه شرقی مان محسوب شود.

ارزان ترین خودروی ساخت داخل، امروز چیزی نزدیک به 6 و نیم میلیون به دست مصرف کننده داخلی خودمان میرسد، طبیعی است که منطق اقتصادی می گوید صادرات باید صرفه اقتصادی هم داشته باشد!

جالب است که اگر در ایران و برای مصرف کننده داخلی کمتر کاهش قیمتی به چشم میخورد، اما در مورد مصرف کننده عراقی، متوسط قیمت هر دستگاه خودرو ایرانی، در دو ماهه نخست امسال، بیش از 45 درصد کاهش داشته است و تقریبا نصف شده است.

متاسفانه در آمارهای ماهانه خرداد و تیرماه(آخرین آمار منتشر شده توسط گمرک) دیگر خبری از آمار غرور آمیز خودروهای صادراتی ایران به چشم نمی خورد!

نمودار ارزش صادرات خودرو

نمودار ارزش صادرات خودرو

قیمت خودروهای صادراتی و مقاصد عمده صادرات

در سال گذشته وضعیت صادرات خودرو نسبت به امسال به مراتب بهتر بوده است، لا اقل در بین مقاصد عمده، آمار های «دو دستگاه» به چشم نمی خورد!

عمده مقاصد صادرات خودروی ایرانی را در سال 89، به ترتیب کشورهای: عراق، سوریه، ونزوئلا، ترکیه و ترکمنستان تشکیل می دهند.

در سال 89، ارزان ترین خودروها به سوریه و گران ترین آنها به ترکیه صادر شده است. کشورهای مزبور به ترتیب میانگین ارزش هر خودروی صادراتی عبارتند از: ترکیه(میانگین ارزش هر دستگاه بیش از 9795 دلار)، ترکمنستان(میانگین ارزش هر دستگاه 8092 دلار)، عراق(میانگین ارزش هر دستگاه بیش از  6299 دلار)، ونزوئلا(میانگین ارزش هر دستگاه بیش از 5015 دلار) و سوریه(میانگین ارزش هر دستگاه بیش از 4301 دلار).

صادرات به ترکمنستان تنها در فروردین 89 در بین مقاصد عمدعه مشاهده می شود و در گزارش ماه های بعد خبری از آن نیست. ترکیه نیز در چهار ماهه اول جزو مقاصد عمده به شمار می رود، اما در پایان سال، این کشورهای عراق، سوریه و ونزوئلا هستند که سه رتبه برتر مقصد صادرات خودروی ایرانی را به خود اختصاص دادند.

در سال 89، به عراق مجموعا  65519 دستگاه خودروی سواری به ارزش 412714000 دلار، به سوریه  2497 دستگاه خودرو به ارزش 10741000 دلار و به 844 دستگاه به ارزش 4233000 خودرو صادر کرده ایم.

همچنین 45 دستگاه در فروردین 89 به ترکمنستان جمعا به ارزش 364140 دلار و 131 دستگاه هم به ترکیه در چهار ماهه نخست سال 89 به ارزش 1283226 دلار خودرو صادر کرده ایم.

نمودار ارزش صادرات خودرو

نمودار ارزش صادرات خودرو

وقتی یک دستگاه خودرو موازنه را متلاطم میکند

آمار صادرات خودرو در گزارش های گمرک به صورت ماهانه نیست، بلکه این آمار به صورت یک ماهه نخست، دو ماهه نخست، سه ماهه نخست… الی 12 ماهه سال منتشر می شود. بر این برای دریافت تعداد واردات هر ماه، باید رقم بعدی را از رقم قبلی کشر کرد تا میزان واردات در یک ماه خاص بدست اید.

با این پیش زمینه به سراغ یکی از موارد جالب در این آمار برویم؛ در اردیبهشت ماه سال 89  برای اولین بار ترکیه با 130 دستگاه خودرو، قدم به جمع سه مقصد اصلی صادرات خودروی ایران می گذراد و 63/2(2ممیز63) درصد تعداد صادرات خودروای ایران را در دو ماهه نخست سال 89 با 130 دستگاه به خود اختصاص میدهد.

در سه ماهه نخست سال 89، همچنان ترکیه با همان 130 دستگاه قبلی، سومین مقصد عمده صادرات خودروی ایران است، با این تفاوت که سهم این کشور از 63/2 درصد از کل تعداد خودروهای صادراتی ایران، به 18/2(2ممیز18) درصد می رسد. تا اینکه در چهار ماهه نخست، که حاصل اضافه شدن آمار تیرماه به آمارهای قبلی است، ترکیه این بار با یک دستگاه خودروی صادراتی جدید، وارد میدان مقاصد عمده صادرات خودروی ایرانی می شود.

این یک دستگاه خودرو که در سه ماه و یک فصل در رده سه مقصد اصلی صادرات خودروی ایران این چنین نقش بازی می کند، خود بیان گر پهنه وسیع صادرات خودروی ایرانی است!

27 ماه با صادرات خودر

میانگین قیمت هر دستگاه خودرو نشان میدهد، گرانترین خودرو ها در اسفند 1388، به ارزش هر دستگاه حدود 7 هزار و 580 دلار  (میانگین ماهانه) و ارزان ترین خودرو ها در خرداد 1389، از قرار هر دستگاه 4 هزار و 494 دلار بفروش رسیدند.

در بهمن ماه 1389، صادرات خودرو از نظر تعداد به بالاترین حد خود رسیده و با 11 هزار و 447 دستگاه، بیشترین حجم صادرات را طی 27 ماه مورد بررسی در اینجا به خود اختصاص داده است. کمترین صادرات نیز در اردیبهشت امسال با 311 دستگاه رقم خورد.

از نظر ارزش نیز بهمن ماه 1389، با 70 میلیون دلار و اردیبهشت ماه امسال با 2 میلیون دلار، به ترتیب بیشترین و کمترین ماه های صادرات را در 27 ماه مورد بحث به خود اختصاص دادند.

بررسی نمودار ارزش و تعداد خودروهای صادراتی به صورت ماهانه نشان میدهد طی این 27 ماه، بیشترین صادرات خودرو در دو فصل سرد سال، یعنی پاییز و زمستان رخ داده است و از آن میان ابان تا اسفند ماه هر دو سال 88 و 89 صاحب رتبه هستند.

ارزش، وزن، تعداد و میانگین قیمت هر دستگاه خودروی صادراتی را در جدول مشاهده می کنید

میانگین قیمت هر دستگاه خودرو صادراتی/ برای دیدن تصویر در ابعاد واقعی روی آن کلیک کنید

میانگین قیمت هر دستگاه خودرو صادراتی/ برای دیدن تصویر در ابعاد واقعی روی آن کلیک کنید

کاهش 24 درصدی قیمت برای مصرف کننده خارجی

در سال 88 جمعا 41 هزار و 621 دستگاه خودرو به ارزش 280 میلیون دلار از ایران به دنیا صادر شده که میانگین ارزش هر دستگاه خودروی صادراتی در سال 88، 6 هزار و 727 دلار ثبت شده است.

در سال 1389، مجموعا 69هزار و 613 دستگاه خودرو، به ارزش 434 میلیون دلار از ایران  صادر شده است. به بیانی دیگر صادرات خودرو در سال 89 به لحاظ تعداد 25/67(67ممیز25) درصد و از نظر ارزش 55 درصد رشد داشته است.

اما صبر کنید؛ اگرچه در تعداد خودرو ما با رشد صادرات مواجه بودیم، اما رشد ارزش صادرات حدودا 17 درصد کمتر از رشد تعداد است. این مساله را کاهش 32/7(7ممیز32) درصدی قیمت میانگین هر دستگاه خودرو حل می کند.

یعنی اگرچه در بازار داخلی سال به سال با رشد قیمت خودرو مواجه هستیم، اما در بازار صادرات، خودروسازان(که طبیعتا انحصاری و دولتی هستند) به مصرف کننده خارجی تخفیف 32/7 درصدی هم داده است!

جالب است بدانید در همین حال، ارزش میانگین هر دستگاه خودروی وارداتی حدودا 2 درصد و ارزش کل واردات خودرو به کشورمان 59/7(7ممیز59) درصد رشد داشته است. خب؛ ظاهرا صادر کنندگان خودرو به کشور ما، مثل ما با مقاصد صادراتشان مهربان نیستند و از تخفیف های 7 درصدی خبری نیست!

امسال اما برنامه به شکل دیگری است، در حالی که قیمت خودرو برای مصرف کننده داخلی به سرعت در حال افزایش است و اختلاف قیمت خودرو در برخی از مدل ها بین قیمت کارخانه و بازار آزاد، به لطف بازار انحصاری سر به فلک میزند، در دوماهه نخست امسال(آخرین تاریخی که آمار صادرات خودرو ثبت شده است، چراکه در آمار خرداد و تیر ماه خبری از آمار صادرات خودرو نیست) میانگین قیمت هر دستگاه خودروی صادراتی 09/24(24ممیز09) درصد به نفع مصرف کننده خارجی کاهش یافته است!

در دو ماهه نخست سال 89، مجموعا 4 هزار و 946 دستگاه خودرو به ارزش 67/33(33ممیز67) میلیون دلار خودرو صادر شده بود، میانگین هر دستگاه خودروی صادراتی در دو ماهه نخست سال 89 برابر 6 هزار و 807 دلار بوده است.

اما در فروردین و اردیبهشت ماه امسال، مجموعا یک هزار و 548 دستگاه خودرو به ارزش 8 میلیون دلار به خارج از کشور صادر شده است، میانگین ارزش هر دستگاه خودروی صادراتی در این مدت 5 هزار و 167 درصد بوده، این یعنی نسبت به مدت مشابه سال قبل، صادرات خودرو به لحاظ تعداد 35/48(48ممیز35) درصد و از نظر ارزش 06/39 (39 ممیز06) درصد کاهش داشته است.

ارزش کل صادرات در سال های 88 و 89 و دو ماهه اول سال 90

ارزش کل صادرات در سال های 88 و 89 و دو ماهه اول سال 90

تراز تجارت خودرو

در سال 88، اختلاف ارزش واردات و صادرات خودرو بیش از 549 میلیون دلار بوده است. تراز تجارت خودروی سواری در سال 89 به منفی 458 میلیون دلار می رسد و در حال حاضر، در حالی که از اردیبهشت ماه به این سو صادراتی انجام نشده، اما واردات خودرو همچنان ادامه دارد، تراز تجارت خودرو در ایران به منفی 161 میلیون دلار رسیده است.

به بیان دیگر، در سال 88، تراز تجارت خودرو 75 به 25 درصد و در سال 89 67 به 33 درصد به نفع واردات خودرو سنگینی کرده است.

اگر چه در چهار ماهه نخست امسال، شاهد کاهش 39 درصدی واردات خودرو به کشور هستیم، اما از دیگر سو، اولا میانگین قیمت هر دستگاه خودروی وارداتی از 19 هزار و 568 دلار در چهار ماهه نخست سال 89 به 23 هزار و 87 دلار در چهار ماهه نخست امسال رسیده و شاهد رشد حدودا 18 درصدی است و از دیگر سو، نسبت صادرات به واردات خودرو در این مدت 15 به 85، به نفع واردات خودرو شده است.

اگرچه نوع و برند خودروهای صادراتی در آمارها مشخص نشده اند، اما میانگین قیمت دو خودروی پراید به عنوان ارزان ترین و سمند، به عنوان خودروی ملی از دو کارخانه عمده خودروسازی در کشور، چیزی نزدیک به 10 تا 11 میلیون تومان در بازار داخلی است. بی شک  با توجه به میانگین وزن خودروهای صادراتی که اکثرا بالای یک تن هستند و نظر به وزن پریاد، به نظر نمی رسد تمامی خودروهای صادراتی پراید بوده باشند، بنا بر این طی این 27 ماه، عموما ارزش خودروهای صادراتی چیزی حدود 50 درصد ارزان تر از بازار داخلی بوده است.

تراز تجارت خودرو در سال های 88-89 و دو ماهه نخست سال 90

تراز تجارت خودرو در سال های 88-89 و دو ماهه نخست سال 90

اگر چه مدیران خودروساز و مسئولان دولتی، برای تبلیغات خود به پز صادرات خودرو نیاز دارند، اما آیا بهتر نیست پیش از صادرات خودرو و تساحب بازار های جهانی با تخفیف های 50 درصدی و صادرات 2 دستگاهی به رومانی، ابتدا فکری به حال بازار داخلی و قیمت های خودروهای مورد استفاده عموم مردم کرد. اگر اینطور نیست و خودروسازان دولتی از محل صادرات خودرو سودی هم داشتند، بهتر است آمارها با تکیه بر نوع برند و تعداد دقیق اعلام شود تا شائبه زیان ده بودن این صادرات در اذهان مردم از بین برود.

————

این گزارش در روزنامه اعتماد مورخ 12 شهریور سال 90 در صفحهه 4 منتشر شد

امپراتوری دریانی ها در سه نسل(1)

۱۱ مرداد ۱۳۹۰ 1 دیدگاه
در این پرونده به دریان پرداختیم دهی کوچک با 5 محله در سال های 1300 که امروز دیگر شهری شده با صدها دریانی که در تولید و توزیع مواد غذایی پایتخت حرف های بزرگی برای گفتن دارند. حاج مهدی ابراهیمی دریانی دارند، که محله هایی در تهران به نام اوست، که هم اینک نیز نماد نو آوری به شمار می رود.  با پورمطلب، از بزرگان دریانی تا دریانی کمتر شناخته شده ای در کنج خیابان پاستور گفتگو کردیم و نگاهی داشتیم به سازمان های دریانی ها در تهران و نحوه ورود و نفوذشان در بازار عرضه خوار و بار در پایتخت. سه نسل دریانی ها را بررسی کردیم، تا بار دیگر نگاهی کنیم به یک برند، «سوپر دریانی» همان تابلویی که شاید هزاران بار دیده ای

در این پرونده به دریان پرداختیم دهی کوچک با 5 محله در سال های 1300 که امروز دیگر شهری شده با صدها دریانی که در تولید و توزیع مواد غذایی پایتخت حرف های بزرگی برای گفتن دارند. حاج مهدی ابراهیمی دریانی دارند، که محله هایی در تهران به نام اوست، که هم اینک نیز نماد نو آوری به شمار می رود. با پورمطلب، از بزرگان دریانی تا دریانی کمتر شناخته شده ای در کنج خیابان پاستور گفتگو کردیم و نگاهی داشتیم به سازمان های دریانی ها در تهران و نحوه ورود و نفوذشان در بازار عرضه خوار و بار در پایتخت. سه نسل دریانی ها را بررسی کردیم، تا بار دیگر نگاهی کنیم به یک برند، «سوپر دریانی» همان تابلویی که شاید هزاران بار دیده اید

از سخت کوشی تا ارتباط مافیتای و… همه چیز به دریانی ها نسبت دادند. اما از لبلای حرف ها و تاریخ آنها، می توان یک نکته را استنباط کرد؛ در واقع آنچه سبب شده آنها به چنین پیشرفتی دست یابند نوعی گرایش «تکنوکرات» در آنهاست. شاید به سبب مهارجت هایشان به کشورهای شمال و مال غرب ایران بوده است. پدران دریانی های امروزی مدام در حال سفر به کشورهایی بودند که درواز بین شرق و غرب محسوب می شود.

آنها را ما امروز به نام سوپر مارکت داری میشناسیم، اما محله های دریان نو و شهرارا و ستارخان و… به همت انها بنا نهاده شده است، تاریخ از روزهایی می گویند که مردی از دریان پیشگام آپارتمان سازی در تهران می شود و زمین های حومه تهران(در آن سال ها شهرآرا و دریان نو جزو حومه تهران بوده) را به قیمت 12 تومان میخریده و در آن آپارتمان های نقلی می ساخته است.

آنها نبرده رنج به این گنج دست نیافتند، به قول یکی از بزرگانشان، دریانی با سابقه 50 سال کار، در واقع 100 سال کار کردهف چون روزانه 18 ساعت کار مداوم داشته است. خستگی ناپذیر پیش رفتند و پس انداز کردند، پول خود را در ملک مسکونی و تجاری سرمایه گذاری کرده و از سوی دیگر اتحاد خود را با تشکیل سازمان های منسجم و با اسانامه قوی تر کردند.

هیئت سی نفره آنها در تهران، از قوی ترین و منسجم ترین سازمان های صنفی به شمار می رود. با این عقبه، امروز در صدد هستند تا امپراتوری گذشته خود را بازیابند. آنها با راه اندازی فروشگاه های زنجیره ای یاران دریان، به دنبال بازیابی سهم خود از بازار عرضه و توزیع مواد غذایی هستند.

با تجربه هایشان از ورود فروشگاه های مدرنی مثل هایپر استار زیاد نترسیدند و آنها را با کوروش و فردوسی در دوران قبل از انقلاب مقایسه می کنند.

بسیاری از پسران دیگر براه پدران نرفتند و ترجیح دادند مشاغل آسان تر را انتخاب کنند، اما این به معنی مرگ برند دریانی ها نیست، آنها تازه با آغاز بکار فروشگاه های یاران دریان، خیز بلندی برداشتند تا برند خود را دوباره زنده کنند.

در این پرونده به دریان پرداختیم دهی کوچک با 5 محله در سال های 1300 که امروز دیگر شهری شده با صدها دریانی که در تولید و توزیع مواد غذایی پایتخت حرف های بزرگی برای گفتن دارند. حاج مهدی ابراهیمی دریانی دارند، که محله هایی در تهران به نام اوست، که هم اینک نیز نماد نو آوری به شمار می رود.

با پورمطلب، از بزرگان دریانی تا دریانی کمتر شناخته شده ای در کنج خیابان پاستور گفتگو کردیم و نگاهی داشتیم به سازمان های دریانی ها در تهران و نحوه ورود و نفوذشان در بازار عرضه خوار و بار در پایتخت. سه نسل دریانی ها را بررسی کردیم، تا بار دیگر نگاهی کنیم به یک برند، «سوپر دریانی» همان تابلویی که شاید هزاران بار دیده اید.

—————-

این مطالب (به جز مورد پنجم) در پرونده ای در همشهری ماه، شماره 80، مورخ مرداد 1390،  تحت عنوان کلی: “امپراتوری دریانی ها” از صفحات 116 تا 125 منتشر شد.  برای دیدن عناوین پرونده روی آنها کلیک کنید:

امپراتوری دریانی ها در سه نسل(2)

۱۱ مرداد ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

دریانی هایی نخستین؛ از روسیه تا لاله زار

هر غروب مردي خسته از كار روزانه دوچرخه اش را در حياط خانه مي گذارد و بسته هاي چاي باقي مانده و كبريت ها را به خانه مي برد. در خانه او پدري است مهربان اما منضبط. سال ها مي گذرد. اين مرد دوچرخه سوار، اكنون مغازه اي دارد و كارخانه اي.

حالا دیگر همه او را مي شناسند. ثروتمند و متمول شده اما از غرور بیزار است. آنها که میشناسندش می گویند کسی از در خانه اش دست خالی بر نمیگردد.

دست بخیر دارد، به مردم و به ویژه همشهریانش کمک میکند و سوداها در سر دارد، به چای فروشی و بنکداری قانع نمی شود و با تمام خجالتی بودنش، به سراغ سایر حوزه ها هم می رود.

وقتی یک نوجوان تهرانی،  از سوپر مارکتی خارج می شود و در حال روشن کردن یک نخ سیگار به رفیقش می گوید: «این ـ آذری های ـ دریانی ها هم تهران را گرفتند» و خنده ای میکنند و رد می شوند احتمالا فکر میکند دریانی ها همین جوری تهران را گرفتند؛ اما اینطور نیست، زیاد هم ساده نبوده!

اگر بخواهیم منشا دریانی های امروز را بدانیم، ناگزیریم که تاریخ انها را بشناسیم. تاریخ مستندی طبعیتا وجود ندارد و هرچه هسست نقل قول های سینه به سینه است. داستان هایی آمیخته به افسانه گونه ای که امروز همه دریانی ها می گویند، اگر افسانه ها را از آنها جدا کنیم، با توجه به نزدیکیی دوران برادران دریانی به ما، چیزی شبیه واقعیت بدست می دهد. در اینجا چکیده ای از نقل قول مشهوری را بازخوانی کمی کنیم که بیشتر به واقعیت نزدیک است.

دریانی های ابتدایی با چای و قهوه خانه وارد تجارت خود شدند، اهل مهاجرت بودند و از خطر کردن نمی ترسیدند، دیر ناامید میشدند و اتفاقا، چنانکه خواهید خواند، بزرگترین شکست برادر کوچکتر، بزرگترین پل پیروزی او هم می شود.

ممکن است کمی شعار زده به نظر بیاید، اما واقعیت دارد. آذری ها مثل همه عرصه های دیگر، فرهنگ خاصی هم در تجارت و هم در حمایت دارند، از همدیگر درس می گیرند و به هم یاری می رسسانند، اتحاد وصف ناشدنی در بین آنها در جریان است و احتمالا همین اتحاد که تلاش می کنند به دور از حسد باشد موجب شده تا موفق هم بشوند. تاریخ دریانی ها از مردی می گوید که با یک دوچرخه که احتمالا در دوره چارپا سواری نشانه تکنوکرات بودن، بوده است، با پشتکاری قابل توجه به شیوه خود بازاریابی می کنید، کالای خود را بفروش می رساند و سرمایه جمع می کند. سرمایه اش را رشد می دهد و نهایتا همشهریان خود را بهترین همکاران خود میابد.

روند مهاجرت به تهران را آغاز می کند و با اییجاد اشتغال، جامعه ای در تهران براه میی اندازد و سهم خود را از پایتخت کشورش مشخص می کند.

هیچ خبری از کمک های دولتی، شبه دولتی، فاینانس، وام های بلاعوض و… نیست. خبری از اطلاعات پشت پرده و دست های حامی عجیب و غریب ایینجا نیست. یعنی با توجه به زمانه و رگزار، اصلا ممکن نبوده چنین امکاناتی در اختیار آنها قرار گیرد، بااین حال، آنها پیشرفت کردند .و این بند آخر یک مستند بزرگ دارد، شما هر جای تهران هستید، اگر کمی بین مغازه های سوپر مارکت بگردید، حتما یک دریانی پیدا میکنید. بی انصاف که نباشیم، راه سایر آذری ها به تهران را هم دریانی ها صاف کردند، البته در حوزه سوپر مارکت داری. این قصه از چای و قهوه خانه در روسیه آغاز می شود و به بنکداری سسوپر مارکت داری و محله سازیی در تهران میرسد. در بخش اول به بررسی سابقه دریانی ها در فاصله سال های پیش از 1300 تا  حدودا 1320 پرداختیم، این مقطع، مقطع تولد برند دریانی هاست، آغاز آن با حاج علی اکبر یا «علی اف» است و امتداد آن با برادر خجالتی و ناامید، حاج مهدی ابراهیمی دریانی.

علی اف روسی و شمردن نخود ها

به یک قرن پیش بازگردیم. اینجا قهوه خانه ای است در روسیه، قهوه خانه متعلق به يك ايراني آذري تبار است. در جریان مناقشات مکرر ایران قاجاری و روسیه تزاری، مهاجرت های گسترده ای بین دو کشور انجام می شود. یک ایرانی آذری تبار اینجا قهوه خانه دارد، ترجیح داده شهرت خود را از راه مردمداری و انصاف کسب کند. در روزگار قحطی، نخود های داخل دیزی را می شمارد و پول می گیرد و از همین راه، به رعایت حلال و حرام شهرت میابد.

مردی خجالتی، که شش تومان سرمایه برادرش را به باد داده، از تمام دار دنیا حالا یک دوچرخه دارد و یک خورجین که در آن کمی چای مانده، وقتی وارد قهوه خانه میی رود تا چای بفروشد از خجالت عرق می کند و صدایش آرام است… چه اینده ای را برای ایین مرد پیشبینی می کنید؟ اگر از سطر های بالا تقلب نکنید، بی شک هر آینده ای را برایش متصور هستید، جز اینکه در پایتخت ایران چندین محله را بنیانگذاری کنید و تمام مغازه های گل تهران را به نام همشهریانش کند، صنعت چای را در دست بگیرد و نامش پس از صد سال هم برای 12 میلیون نفر تهرانی آشنا باشد.

نام این مرد، حاج علی اکبر است. می گویند وقتی قحطی تمام شد، نشریه ایی طنز در آن روززگار نوشته: «ايهاالناس، علي اف(نام مستعار حاج علی اکبر در روسیه)  نخود ديزي را چهاردانه اضافه كرد.»

حاج علی اکبر با سرمایه ای که در روسیه جمع کرده بود، حدودا در سال های 1300 تا 1310 (هـ.ش) به ایران بازگشت و در ارومیه یک بنکداری براه انداخت. پس از ارومیه، سودای پایتخت به سر حاج علی اکبر ییا علی اف افتاد و راه تهران را در پیش گرفت، وضعیت عوض شده بود و حکومت تغییرات عمده ای کرده بود.

حاج علی اکبر، از ارومیه به تهران می آید تا مایحتاج بنکداری اش را تهیه کند و اول به خیابان لاله زار می رود، اینجا سال 1316 است. علی اکبر وارد یک قهوه خانه در لاله زار میی رود و غذایی به قیمت 5 ریال سفارش می دهد، شاید همین جاست که به فکر تجارت چای در تهران می افتد. او سال ها قهوه خانه داشته و جنس قهوه خانه داران را می شناسد، پر سود ترین خرید و فروش در قهوه خانه چای است. قیمت پایین و تقاضای بالا.

این قیمت پایین و تقاضای بالا، هنوز هم در بین سوپر مارکت داران درییانی نسل سوم مورد توجه قرار گرفته است. پس دریانی بزرگ به فکر چای فروشی می افتد، اما اینبار نه در قهوه خانه و چای دم کشیده، چای خشک، در بازار.

در سفر به تهران، حاج علی اکبر به فکر براه انداختن کسب و کار در تهران افتاد، به ثورتی دست یافت، اما این ثروت ها آنقدر ها نبود که بتواند نامش را مثل برادر کوچکترش ماندگار کند.

یک روز حاج علی اکبر و برادرش مهدی در مغازه اش نشته بود و مردی وارد مغازه آنها شد و پیشنهاد یک تجارت پر سود چای را داد، اما آنها انقدر سسرماییه نداشتند که در ایین تجارت بزرگ شرکت کنند، ماجرا خطر ناک بود، اما آنها خطر کردند، به سسراغ یکی از همسزبانان خود به نام قزلباش رفتند.

اینجاست که آن پیوستگی قومی نقش خود را بازی میکند، قزلباش به آنها پول قرض میدهد و دوبرادر تجارت را انجام میدهند. سود کلان بالاخره پیدا می شود و دوبرادر پس از سال ها مهاجرت و سختی، بالاخره پول خوبی در دست دارند، حاج علی اکبر با تجربه قهوه خانه داری در روسیه، به سراغ تجارت چای می رود و وارد این رشته کاری می شود و برادر کوچکتری هم به او کمک می کند، اما آداب و سنت های آنها می گوید سرمایه برای برادر بزرگتر است.

تجارت چای بین دریانی ها شاید شبیه یک توتم ققومی اسست. امروز هم بسیاری از برند های مشهور چای در بازار ایران در دست دریانی هاست، ما آنها را به سوپر مارکت هایشان می شناسیم، اما عقبه آنها در بازار چای است، جایی که از روسیه شروع و به بازار تهران ختم شد.

راه و رسم پررورش برادر

کیست که نداند آذری ها به سختی خو کردند. موقعیت جغرافیایی منطقه آذربایجان و زندگی در کوهستان از آنها مردمی سخت کوش ساخته. صرفنظر از منتاطق شهرنشین آذربایجان، روستاییان آذربایجان به زراعت در کوهستان مشهورند. فرزندان کسانی که از دل کوه محصول به عمل آوردند آنقدر محکم شدند که در سایر مناطق، شرایط سخت بومی برایشان خیلی سهل به نظر می رسید.

آنها اکثرا راه مهاجرت در پیش گرفتند و به ساییر نقاط رفتند. با این مقدمه به سسراغ سرنوشت برادر کوچکتر حاج علی اکبر ییا علی اف برویم. حاج مهدی آن روززهایی که برادر به تهران می اید و ثروتی بهم می زند، از برادرش حدودا شش تومان به عنوان سرمایه میگیرد.

برادر می خواهد به برادر کمک کند، اما نه به شکلی که برادر را به خود وابسته کند، بنابراین شش تومان را در اختیار مهدی ابراهیمی دریانی قرار میدهد. حاج مهدی کسب و کاری در ارومیه براه می اندازد اما خیلی زود با شکست مواجه می شود، شکست خورده و خسته از به باد رفتن سرمایه شش تومانی به نزد برادر بزرگتر می ایدف اما برادر بزرگتر به او این یک جمله را می گوید: «برادر فقط يك بار به برادرش سرمايه مي دهد.» این به ظاهر یک جمله ساده است، اما امروز بین دریانی ها ضرب المثل شده است. همه اهالی ایین قوم با هم در این اشتراک نظر دارند که همین یک جمله به ظاهر سخت و بی مهر، آن مرد را ساخت؛ مردی که چندین محله در تهران بنا کرد، مبتکر کسب و کاری خارق العاده شد و زعیم قوم خود در اینده ای نه چندان دور گشت.

مرد خجالتی و چای زنبور عسل

مهدی ابراهیمی دریانی، ناامد از برادر در کوچه های تهران رها شد. روز های تندگدستی در پیش و در شهری غریب گرفتار آمده بود. با سختی یک دوچرخه و یک خورجین برداشت و به سوی سرنوشت خودش رفت. از خرمشهر تا اصفهان، از مشهد تا لاهيجان و املش را گشت و نام و نشاني نيك از خود و برادرش به یادگار گذشت. از اینجا به بعد ماجرای مهدی ابراهیم دریانی را می خوانید، که اعتبار همه دریانی های امروزی در تهران است.

مردی خجالتی، که شش تومان سرمایه برادرش را به باد داده، از تمام دار دنیا حالا یک دوچرخه دارد و یک خورجین که در آن کمی چای مانده، وقتی وارد قهوه خانه میی رود تا چای بفروشد از خجالت عرق می کند و صدایش آرام است… چه اینده ای را برای ایین مرد پیشبینی می کنید؟ اگر از سطر های بالا تقلب نکنید، بی شک هر آینده ای را برایش متصور هستید، جز اینکه در پایتخت ایران چندین محله را بنیانگذاری کنید و تمام مغازه های گل تهران را به نام همشهریانش کند، صنعت چای را در دست بگیرد و نامش پس از صد سال هم برای 12 میلیون نفر تهرانی آشنا باشد.

«حاج مهدی ابراهیمی دریانی» او در دهه دوم قرن 1300 هجری شمسی ، درست نمي داند از كجا شروع كند. معمولاً يك كبريت مي خرد و سر صحبت را با قهوه چي باز مي كند و بعد نوبت به عرضه محصول مي رسد. برند ناشناخته اش، چاي زنبورعسل نشان است. به تدريج قهوه چي ها با اين مرد خجالتي و محجوب انس مي گيرند.

روز به روز سفارش بيشتر مي شود. او كه هنوز طنين حرف هاي برادر را در گوش دارد، بيشتر تلاش مي كند و برادر هم از دور با چشم نگران به اینده برادر کوچکترش نگاه میکند.

هر غروب مردي خسته از كار روزانه دوچرخه اش را در حياط خانه مي گذارد و بسته هاي چاي باقي مانده و كبريت ها را به خانه مي برد. در خانه او پدري است مهربان اما منضبط. سال ها مي گذرد. اين مرد دوچرخه سوار، اكنون مغازه اي دارد و كارخانه اي.

حالا دیگر همه او را مي شناسند. ثروتمند و متمول شده اما از غرور بیزار است. آنها که میشناسندش می گویند کسی از در خانه اش دست خالی بر نمیگردد.

دست بخیر دارد، به مردم و به ویژه همشهریانش کمک میکند و سوداها در سر دارد، به چای فروشی و بنکداری قانع نمی شود و با تمام خجالتی بودنش، به سراغ سایر حوزه ها هم می رود.

در ادامه خواهید دید که حاج ابراهییم دریانی چطور در تهران مناش اثر می شود و همشهریانش را هم به تهران می آورد، تا امروز ما در تابلوی هر مغازه سوپر مارکتی که نسبت به سایر سوپر مارکت ها جنسش جورتر و خدماتش بهتر است، یک نام ببینیم «سوپر دریانی»

—————-

این مطالب در پرونده ای در همشهری ماه، شماره 80، مورخ مرداد 1390،  تحت عنوان کلی: “امپراتوری دریانی ها” از صفحات 116 تا 125 منتشر شد.  برای دیدن عناوین پرونده روی آنها کلیک کنید: