بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘صدا و سیما’

علی لاریجانی؛ متولد نجف، بزرگ شده بیت، از کجا آمده و می‌خواهد کجا برود؟

۱۱ خرداد ۱۴۰۳ بدون دیدگاه

رییس هیات مدیره سازمان جهاد خودکفایی سپاه پاسداران در زمان تاسیس، پاسداری که علوم ریاضی و کامپیوتر خوانده، در فلسفه زیر نظر احمد فردید وارد شده، از خامنه‌ای برای مدتی طولانی حکم گرفته، هم اصلاح‌طلبان و هم اصولگرایان با او دشمنی داشتند و شورای نگهبان نیز صلاحیتش را رد کرده است. جمع همه این موارد زیر نام یک شخص کمی مشکل به نظر می‌رسد اما علی لاریجانی این کار را کرده است.

از پیچیدگی‌ بدش نمی‌آید. ثبت‌نام کردنش را هم مستقیم اعلام نکرد و با انتشار تصویری گرافیکی طعنه زد که می‌خواهد وارد انتخابات زودهنگام شود. گرافیکی که نشان می‌داد او از حوالی بیت خامنه‌ای به سمت وزارت کشور می‌رود و از آنجا دوباره به ساختمان ریاست جمهوری در همسایگی خامنه‌ای باز می‌گردد.

طعن و اشاره‌ او را ظاهرا خبرنگار حاضر در وزارت کشور، آن‌طور که لاریجانی می‌خواست درک نکرد.

وقتی خبرنگار از او به طنز پرسید که با تپسی آمده است یا اسنپ، پاسخ داد در آن توییت مطالب دیگری هم بود.

لاریجانی از کجا آمده و می‌خواهد به کجا برسد؟

متولد نجف، داماد مرتضی مطهری

علی اردشیر لاریجانی، مشهور به علی لاریجانی، ۱۳ خرداد ۱۳۳۶ در نجف عراق متولد شد.

او در قم بزرگ شد و کارشناسی خود را در رشته ریاضی و علوم کامپیوتر، از دانشگاه صنعتی شریف دریافت کرد.

علی هم مثل سایر برادرانش با خانواده روحانیون وصلت کرد. او در سن ۲۰ یا ۲۱ سالگی، با فریده، دختر ۱۵ ساله مرتضی مطهری ازدواج کرد. بعد از دامادی مطهری و وقوع انقلاب سال ۱۳۵۷، او با توصیه مطهری – پدر زنش، وارد سازمان صدا و سیما شد و مدتی، از اواخر سال ۱۳۵۹ تا تابستان ۱۳۶۰، مدیرعامل این سازمان بود.

این اولین نقش او در جمهوری اسلامی بود. تولدش در نجف و متولد ایران نبودنش قبلا محل بحث بوده و روشن شده که از این جهت مانعی برای شرکتش در انتخابات ریاست جمهوری وجود ندارد.

به جز ریاست صدا و سیما در زمان علی خامنه‌ای، علی لاریجانی بهمن سال ۱۳۵۹، در زمان مدیریت شورای صدا و سیما مدتی مدیرعامل این سازمان بود - روزنامه کیهان، مورخ ۲۶ بهمن ۱۳۵۹

به جز ریاست صدا و سیما در زمان علی خامنه‌ای، علی لاریجانی بهمن سال ۱۳۵۹، در زمان مدیریت شورای صدا و سیما مدتی مدیرعامل این سازمان بود – روزنامه کیهان، مورخ ۲۶ بهمن ۱۳۵۹

علی لاریجانی کجای هزار فامیل است؟

با وصلتی که علی با خانواده مطهری و سایر برادرانش با خانواده سایر اشخاص تاثیر‌گذار جمهوری اسلامی کردند، جایگاه او در حال حاضر به این شکل است:

داماد مرتضی مطهری و برادر زن علی مطهری. برخی گفتند او پسر خاله احمد توکلی است اما احمد توکلی گفته مادر لاریجانی‌ها، خاله مادر او و خاله همسرش است.

چون صادق لاریجانی، برادر علی، با دختر آیت‌الله وحید خراسانی ازدواج کرده، بنابراین لاریجانی برادر داماد وحید خراسانی هم هست.

از آنجا که احمد توکلی باجناق صادق زیبا‌کلام است، رابطه دوری هم با زیباکلام دارد.

از طرفی، علی لاریجانی برادر پدر زن محمد امین آقامیری، دبیر منصوب ابراهیم رئیسی در شورای عالی و رییس مرکز ملی فضای مجازی است که از جمله مراکز مهم فیلترینگ به شمار می‌رود.

خواهر لاریجانی‌ها با مصطفی محقق داماد، از چهره‌های اصلاح‌طلب ازدواج کرده و بر این اساس، علی لاریجانی برادر زن محقق داماد است.

برادر دیگر لاریجانی‌ها، باقر، با دختر آیت‌الله حسن‌زاده آملی ازدواج کرده و علی لاریجانی از این سمت نیز به بیت مراجع تقلید شیعیان وصل است.

علی لاریجانی در جمهوری اسلامی

ورود به صدا و سیما با توصیه مرتضی مطهری اولین پله ترقی لاریجانی در جمهوری اسلامی بود.

او از زمستان ۱۳۵۹ تا تابستان ۱۳۶۰ مدیرعامل صدا و سیما بود.

لاریجانی از سال ۱۳۶۱ به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در آمد و تا سال ۱۳۷۱ معاونت سپاه و جانشینی ستاد کل سپاه پاسداران را بر عهده گرفت.

تقریبا تمام برنامه‌های موشکی سپاه پاسداران زیر‌مجموعه‌هایی از سازمان جهاد خودکفایی سپاه پاسداران هستند. این سازمان ۱۹ تیر سال ۱۳۷۰ تاسیس شده است. اعضای موسس آن اشخاصی مثل محسن رضایی، علی شمخانی، محمود محمدی عراقی، حسین دهقان و احمد وحیدی بودند اما رییس هیات مدیره این سازمان در زمان تاسیس علی لاریجانی بوده است. (روزنامه رسمی، شماره ۱۳۵۰۴، صفحه پنج)

اندکی پیش از معرفی به عنوان وزیر ارشاد، علی لاریجانی عضو موسس و رییس هیات مدیره سازمان جهاد خودکفایی سپاه بود

اندکی پیش از معرفی به عنوان وزیر ارشاد، علی لاریجانی عضو موسس و رییس هیات مدیره سازمان جهاد خودکفایی سپاه بود

چند ماهی از تاسیس سازمان جهاد خودکفایی سپاه پاسداران نگذشته بود که در تابستان سال ۱۳۷۱، محمد خاتمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت اکبر هاشمی رفسنجانی استعفا داد. گزینه هاشمی رفسنجانی برای جانشین خاتمی، علی لاریجانی بود. کسی که تنها سابقه‌اش در زمینه فرهنگ و هنر در آن زمان، مدیرعاملی کوتاه در صدا و سیما به توصیه پدر زنش بود.

لاریجانی تا بهمن ۱۳۷۲، وزیر ارشاد بود و بزرگ‌ترین دستاوردش در این دوره، آزاد کردن ویدیو.

تا پیش از آن، استفاده و حمل دستگاه‌های ویدیو در ایران ممنوع بود.

۲۴ بهمن ۱۳۷۲، خامنه‌ای، علی لاریجانی را به سمت ریاست سازمان صدا و سیما منصوب کرد. حکم انتصاب لاریجانی در صدا و سیما بسیار بلند بالا بود.

در دوره ریاست لاریجانی، برنامه هویت از صدا و سیما پخش شد. این برنامه را می‌توان اولین مستند «اعتراف اجباری» در دوران رهبری خامنه‌ای دانست؛ البته لاریجانی در جریان انتخابات سال ۱۴۰۰، تهیه و پخش این برنامه را به زیر‌دستانش نسبت داد. با این حال احمد پورنجاتی، معاون وقت صدا و سیما و از مدیران سابق وزارت اطلاعات، فاش کرد که لاریجانی شخصا درباره برنامه هویت با سعید امامی، مهم‌ترین چهره وزارت اطلاعات در جریان قتل‌های زنجیره‌ای، دیدار داشته و این برنامه اصولا با اصرار لاریجانی ساخته و پخش شده است.

احمد پورنجاتی، معاون وقت صدا و سیما و از مدیران سابق وزارت اطلاعات فاش کرد علی لاریجانی شخصا درباره برنامه هویت با سعید امامی، مهم‌ترین چهره وزارت اطلاعات در جریان قتل‌های زنجیره‌ای دیدار داشته است

احمد پورنجاتی، معاون وقت صدا و سیما و از مدیران سابق وزارت اطلاعات فاش کرد علی لاریجانی شخصا درباره برنامه هویت با سعید امامی، مهم‌ترین چهره وزارت اطلاعات در جریان قتل‌های زنجیره‌ای دیدار داشته است

پخش صحنه‌هایی از کنفرانس برلین از صدا و سیما از دیگر نقاط عطف دوران مدیریت او در صدا و سیما بود. به طور کلی می‌توان گفت دوران ریاست لاریجانی در صدا و سیما – در زمان انحصار این رسانه – دوران چندان خوشایندی برای جریان موسوم به اصلاح‌طلبان نبود.

تا سال ۱۳۸۳، لاریجانی رییس صدا و سیما بود. پس از آن او به مدت پنج سال یکی از دو نماینده خامنه‌ای در شورای عالی امنیت ملی بود.

لاریجانی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴ شرکت کرد اما با کمتر از شش درصد آرا، به دور دوم نرسید.

او شهریور ۱۳۸۴، با حکم محمود احمدی‌انژاد به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی جایگزین حسن روحانی شد.

لاریجانی تا مهر ۱۳۸۶ همچنان دبیر شورای عالی امنیت ملی بود اما در این تاریخ استعفا داد.

دوران دبیری او در شورای عالی امنیت ملی کوتاه‌ترین دوران به شمار می‌رود.

شش سال پس از استعفا، لاریجانی علت استعفای خود را اختلاف نظر با احمدی‌نژاد اعلام کرد. جایگزین او با حکم احمدی‌نژاد، سعید جلیلی بود که اتفاقا او هم یکی از مدعیان انتخابات زودهنگام سال ۱۴۰۳ است.

یکی از اقدامات علی لاریجانی در زمان کوتاه تصدی وزارت ارشاد، رفع ممنوعیت استفاده از دستگاه ویدیو بود

یکی از اقدامات علی لاریجانی در زمان کوتاه تصدی وزارت ارشاد، رفع ممنوعیت استفاده از دستگاه ویدیو بود

علی لاریجانی در انتخابات مجلس هشتم (۱۳۸۷)، نهم (۱۳۹۱) و دهم (۱۳۹۴) شورای اسلامی، هر بار از حوزه انتخابیه قم شرکت کرد و در هر سه مجلس هم رییس مجلس شد.

ریاست او در مجلس با دور دوم دولت احمدی‌نژاد و دو دولت حسن روحانی مصادف بود.

در زمان انتخابات پرحاشیه سال ۱۳۸۸، او رییس مجلس بود.

محمد عطریانفر، از چهره‌های اصلاح‌طلب فعال در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ گفته است که لاریجانی پس از پایان رای‌گیری، به میرحسین موسوی تبریک گفته است.

لاریجانی چنین تماس تلفنی‌ای را تکذیب کرده است.

چالش او با احمدی‌نژاد در جلسه استیضاح عبدالرضا شیخ‌الاسلامی، وزیر کار دولت احمدی‌نژاد که به یک‌شنبه سیاه مجلس مشهور شد، به نقطه اوج خود رسید؛ وقتی احمدی‌نژاد با انتشار فیلمی که مخفیانه ضبط شده بود، نشان داد فاضل لاریجانی، برادر علی لاریجانی، در تلاش بوده از طریق سعید مرتضوی، با بابک زنجانی ارتباط برقرار کند.

به هر ترتیب علی لاریجانی تا سال ۱۳۹۹ در سمت ریاست مجلس شورای اسلامی باقی ماند. در دوران او، برجام در مجلس تصویب شد.

انتخابات سال ۱۴۰۰

لاریجانی در انتخابات سال ۱۴۰۰ در حالی شرکت کرد که خانواده لاریجانی‌ها هرگز در طول عمر جمهوری اسلامی مثل آن زمان در موضع ضعف قرار نگرفته بود.

اکبر طبری را در خانه صادق لاریجانی بازداشت کردند.

صادق لاریجانی، برادر علی که روزی در سمت ریاست قوه قضاییه سودای جانشینی خامنه‌ای را داشت، در آستانه انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۴۰۰، در قوه قضاییه‌ای که زیر نظر ابراهیم رئیسی اداره می‌شد، از طریق معاونش هدف حملات رقبا قرار گرفت.

در سال ۱۴۰۰ وقتی علی لاریجانی در انتخابات ثبت‌نام کرد، با اینکه صادق دیگر در قوه قضاییه نبود اما همچنان یکی از اعضای شورای نگهبان بود. همان شورای نگهبانی که صادق هم در آن عضو بود، صلاحیت علی لاریجانی را رد کرد. رد صلاحیتی که ظاهرا باعث قهر و استعفای صادق لاریجانی شد.

پیش از آنکه علی لاریجانی در انتخابات سال ۱۴۰۰ رد صلاحیت شود، در دوره ریاست ابراهیم رئیسی در قوه قضاییه، برگزاری دادگاه‌های علنی معاون صادق لاریجانی در زمان تصدی، به نوعی حمله به صادق تعبیر شد. بعدها اکبر طبری فاش کرد او را وقتی مهمان صادق لاریجانی بوده بازداشت کرده‌اند

پیش از آنکه علی لاریجانی در انتخابات سال ۱۴۰۰ رد صلاحیت شود، در دوره ریاست ابراهیم رئیسی در قوه قضاییه، برگزاری دادگاه‌های علنی معاون صادق لاریجانی در زمان تصدی، به نوعی حمله به صادق تعبیر شد. بعدها اکبر طبری فاش کرد او را وقتی مهمان صادق لاریجانی بوده بازداشت کرده‌اند

پس از رد صلاحیت، علی لاریجانی هم مثل برادرش صادق، کوتاه نیامد. او که به عنوان یکی از قدیمی‌ترین منصوبان خامنه‌ای در ساختار قدرت ناباورانه رد صلاحیت شده بود، اصرار داشت شورای نگهبان دلایل رد صلاحیتش را اعلام کند.

در نهایت یک کانال تلگرامی تصویری از نامه‌ای را منتشر کرد که نشان می‌داد احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان، دلایل رد صلاحیت را به لاریجانی اطلاع داده است.

پس از انتشار این نامه، قوه قضاییه اعلام کرد از آنجا که نامه محرمانه بوده، انتشار آن جرم تلقی می‌شود و منتشر کننده را تحت تعقیب قرار خواهد داد.

خاتمی آغوشش را باز خواهد کرد؟

حالا سال‌ها از زمان ریاست لاریجانی در صدا و سیما گذشته است. او در سمت ریاست این سازمان زخم‌هایی کاری به اصلاح‌طلبان زد. با این حال حداقل از سال ۱۳۸۸، به سمت اصلاح‌طلبان حرکت کرده است.

نامه دلایل رد صلاحیت علی لاریجانی در انتخابات ۱۴۰۰

نامه دلایل رد صلاحیت علی لاریجانی در انتخابات ۱۴۰۰

هم‌زمان با انتشار خبر ثبت‌نام او برای انتخابات ریاست جمهوری، یک وب‌سایت خبر داده است محمد خاتمی در انتخابات پیش رو از علی لاریجانی حمایت نخواهد کرد.

مسعود پزشکیان، دیگر چهره اصلاح‌طلب نیز گفته است اصلاح‌طلبان از لاریجانی حمایت نمی‌کنند.

لاریجانی که طبیعتا با اتفاقات سال‌های اخیر دیگر حمایت اصولگرایان را به شکل خاص نخواهد داشت و یک بار هم همین سه سال قبل از سوی شورای نگهبان رد صلاحیت شده است، چرا وارد صحنه انتخابات شده؟

او از سوی اصلاح‌طلبان نیز حمایت چندانی نمی‌شود اما شاید پاسخ این پرسش در خبری باشد که روز یکم خرداد منتشر شد: وب‌سایت ایران‌وایر فاش کرد برخی چهره‌ها مثل علی شمخانی، محمد‌باقر قالیباف و علی لاریجانی در تکاپو هستند تا جلوی ریاست جمهوری سعید جلیلی را بگیرند.

شاید این ورود به صحنه، با هدفی جز پیروزی در انتخابات باشد.


این مطلب در وب‌سایت ایران اینترنشنال، مورخ ۱۱ خرداد ۱۴۰۳ منتشر شد

نون و ریحون، لطفن به شعور سبزها و رفقای خودتون احترام بگذارید

۶ شهریور ۱۳۸۹ 5 دیدگاه

برادران نون و ریحون و … یا کافر و فتنه گر و این طرفی باشید، یا مسلم و سربزیر و اون طرفی. مجوز از سیما گرفتید، پول از سیما گرفتید، با چراغ سبز اونها کارتون رو شروع کردید، در سیمای ضرغامی کار می کنید، لااقل هوای هوادارن خودتون رو داشته باشید، مطمئن باشید، سبزها به شما اعتماد نخواهند کرد.

چند روز گذشته با یکی از اقوام صحبت بود در مورد سریالی با عنوان «نون و ریحون» حقیر تمایلی ندارم بگم من اصلن تلوزیون نگاه نمی کنم.

چرا؛ نگاه می کنم! حالا احتمالن این رفتار من هم ادله روشنی برای عدم فهمیده بودنم باشه!

نون و ریحون سریال مناسبتی که از روز های اول شروعش با ناشی گری خاصی به نظر من خواست تا در دل به اصطلاح «فتنه گران» و «هواداران فتنه» جا باز کنه و همین تناقض برای من عجیب بود.

از روزی میگم که بازیگر یکی از نقش ها به زندان افتاده بود و از شیشه نوشابه خالی و رفتار دوستانه بازجو و تحول فکری و… می گفت و کنایه می زد به وقایع و فجایع سال 88، اما واقعا چه اجباری وجود داره که در یک سریال مناسبتی چنین مسائلی مطرح بشه.

از طرف دیگر، در سریال در مسیر زاینده رود هم، اشاره های قلمبه ای با سمبه در حلق مخاطب فرو می شه، کیه که ندونه، بازیکن فوتبال بی اخلاق و قاتل سریال در مسیر زاینده رود که دست بر قضا از لشگر اشقیا(با کمک برنامه نود، خیرین و کمک سایر فوتبالیست ها و…..) به جنگ لشگر اولیا آمده، همون علی کریمی!

سریال نون و ریحون برای جذب مخاطب، حتا به فرمول قدیمی  که همیشه هم جواب میداد چنگ زده، اما الحمد لله هنوز از سمت ترک های با غیرتمون پاسخی دریافت نکرده، این سریال حتا در قسمت های اخیرش، طعنه های بزرگی رو نثار هموطنان خوب آذری زبان(از جمله خودم) کرده، که بلکه بتواند با درست کردن یک حاشیه، هرچند کوتاه و کوچک، اسم و رسمی برای خودش دست و پا کند، اما هنوز توفیق پیدا نکرده.

در همین راستا، چند نکته به نظرم آمد:

* برادران نون و ریحون و … یا کافر و فتنه گر و این طرفی باشید، یا مسلم و سربزیر و اون طرفی. مجوز از سیما گرفتید، پول از سیما گرفتید، با چراغ سبز اونها کارتون رو شروع کردید، در سیمای ضرغامی کار می کنید، لااقل هوای هوادارن خودتون رو داشته باشید، مطمئن باشید، سبزها به شما اعتماد نخواهند کرد.

دل این وری ها رو که به دست نیاوردید(خر نشدند) هوای هواداران خودتون رو داشته باشید، اینها نباشن، همون بازجو نباشه، حضرات عالی هم نیستید، برای چی خود زنی می کنید؟ اگر بازجویی و … هم باشه، مطمئنا با شما یکی این طرز تفکر بیگانه نیست، پس لطفن به شعور مردم و حق رفاقت خودتون احترام بگذارید.

همه ما میدانیم، صدا و سیما چون ناموس نظام محافظت می شه و امکان نداره بیهماهنگی شما تشریف بیارید 30 قسمت سریال بسازید و هر شب تو پیک مخاطب پخش کنید، ببین نون و ریحون عزیز«ما می فهمیم، باور کن شعور داریم»

** آذری ها به یک سر مسائل حساس هستند، اما عجالتن، اذربایجان نمی دونم چرا چند وقته اینطور ساکت مونده، البته جای شکرش باقیست که برای دلقک بازی های امثال شما سر و صدایی نکرد، شما هم بروید و این دام بر مرغ دگر بنهید، تکنیک «ترک حاشیه ساز» دیگه جواب نمیده.

*** هنوز یادم هست، مهران مدیری چطور با اعتماد مردم، ماجرای اعتصاب مجلس ششم رو به لجن کشید، شما که جای خود دارید.

صدا و سیمای عزیز، کارگردانان مطمئن و خودی و پاستوریزه، شما را به خدا، بیایید به شعور مردم احترام بگذارید، به خودتون هم احترام بگذارید، بابا… گفتن پیام بدید، نگفتن پیام رو با سمبه تو حلق مخاطب زارت فرو کنید، لا اقل یه کم روغن بدید بخوره، گلوش خراشیده میشه با این نوع کار شما.

به شعور ما احترام بزارید، این توقع زیادی؟


رییس صداوسیما به پارلمان بخش خصوصی احضار شد

۳۰ بهمن ۱۳۸۸ بدون دیدگاه

آدم بدجنسی با دندان طلا، کت و شلوار گران‌قیمت، شکم برآمده، بی‌ادب، دروغگو، کلاهبردار، حیله‌گر، زشت‌خو و به معنای واقعی نفرت‌انگیز. این تصویر تلویزیون دولتی ایران از سرمایه‌گذار، کارآفرین و کارخانه‌دار در کشوری است که قصد دارد بار اقتصاد ناکارآمد دولتی را روی دوش بخش خصوصی بگذارد. 2095 روز از ابلاغ بند الف و 1328 روز از ابلاغ بند ج اصل 44 می‌گذرد. مقام رهبری در بند الف فرمان ‌آزادسازی را صادر کرده‌اند و در بند ج حکم به خصوصی‌سازی داده‌اند. ابلاغیه اصل 44 در مجموع حکم به توسعه بخش خصوصی داده اما تلویزیون دولتی ایران که بودجه‌اش از مالیات بخش خصوصی و نفت که ثروتی ملی است، تامین می‌شود از هیچ تلاشی برای درهم کوبیدن تصور مردم نسبت به بخش خصوصی چشم‌پوشی نمی‌کند.

القای تصورات منفی و تزریق نگاه‌های ضد سرمایه‌داری و مالکیت خصوصی از تلویزیونی که با پول مردم اداره می‌شود،‌ منجر به افزایش بی‌سابقه انتقاد فعالان بخش خصوصی به تلویزیون دولتی ایران شده و آنها را به واکنش واداشته است.آخرین اخبار از رایزنی روسای اتاق‌های ایران و تهران با عزت‌الله ضرغامی و درخواست از او برای حضور در میان فعالان بخش خصوصی حکایت دارد.

یحیی آل‌اسحاق دو بار به صورت حضوری از آقای ضرغامی برای حضور در نشست‌های صبحانه یا نشست هیات نمایندگان اتاق تهران دعوت کرده و محمد نهاوندیان درصدد تشکیل گروهی از کارشناسان و اعضای اتاق بازرگانی برای مذاکره با رییس صداوسیما برآمده است.با این حال طیف گسترده‌ای از مدیران اتحادیه‌ها و تشکل‌ها پا را از این موضوع فراتر گذاشته و درصدد تهیه و تنظیم بیانیه‌ای انتقادی خطاب به رییس صداوسیما و جمع‌آوری امضا علیه او هستند.همه اینها در واکنش به تداوم سیاست‌های صداوسیما و اصرار برنامه‌نویسان و برنامه‌ریزان این ارگان دولتی به تزریق نگاه‌های کاملا منفی به فعالان بخش خصوصی صورت گرفته که مصداق بارز آن در سریال«به کجا چنین شتابان» نمود عینی یافته است.نخستین بار اعتراض‌هایی از این دست دو سال پیش در نشست هیات نمایندگان اتاق تهران آغاز شد که طی آن چند نماینده بخش خصوصی در اعتراض به پخش یک سریال تلویزیونی در ماه رمضان که شخصیت اصلی‌اش یک سرمایه‌گذار بدجنس بود، خواستار مذاکره با رییس سازمان صداوسیما شدند.اعتراض آنها انگار به گوش مدیران ارشد تلویزیون دولتی نرسید چه آنکه بعدها روند تولید سریال‌های ضد بخش خصوصی نه تنها متوقف نشد که به شکلی گسترده‌تر، تداوم یافت.

دیدن پسر معتاد، دختر مبتلا به ایدز و فساد اخلاقی مرد پولداری که سراغ زن دوم رفته و خیانت برایش کار زیاد سختی نیست، مرهم درد بی‌پولی و فقر خانواده‌ای پر‌جمعیت است که آخر شب، دور هم پای جعبه جادو می‌نشینند و با دیدن مصیبت‌های نازل شده به پولدارها، خدا را شکر می‌کنند که لااقل بچه‌هایشان معتاد نشدند، ایدز نگرفتند و اگر مرد خانه درآمد خوبی ندارد، لااقل شلوارش دوتا نشده تا سراغ زن دوم برود. چهار، پنج سالی هست که بینندگان، هر شب لا‌اقل در یکی از سریال‌های شبکه‌های سیما، یک پولدار بدبخت یا پولدار فاسد را می‌بینند که چطور با وجود اینکه در خانه دوبلکس و سوبلکس زندگی می‌کند و ماشین شاسی بلند دارد، گرفتار مصیبت است. در چنین فضایی، دیدن مجموعه‌ای نظیر«به کجا چنین شتابان» چیز غریبی نیست.

یحیی آل‌اسحاق، رییس اتاق تهران اندکی پس از ‌آن جریان رویارویی اتفاقی‌اش با عزت‌الله ضرغامی را بازگو کرد و گفت: ایشان در جریان انتقادهای بخش خصوصی قرار دارد و اعلام آمادگی کرده است تا در نشست صبحانه اتاق تهران حضور یابد.پس از آن روابط عمومی اتاق تهران دو بار دیگر خبر از مذاکره و نامه‌نگاری با رییس سازمان صداوسیما داد اما عزت‌الله ضرغامی هرگز در پارلمان بخش خصوصی حاضر نشد.از سوی دیگر اعضای پارلمان بخش خصوصی در اتاق‌های بازرگانی ایران و اتاق‌های شهرستان‌ها نیز نسبت به رویه تلویزیون دولتی در ارایه تصویرهای منفی از سرمایه‌گذاران انتقاد کردند.در نهایت بیش‌ترین انتقادها به سازمان صداوسیما در سی‌ودومین نشست هیات نمایندگان اتاق تهران شکل گرفت، جایی که احمد ترک‌نژاد از رییس اتاق تهران خواست تا عزت‌الله ضرغامی را به پارلمان بخش خصوصی دعوت کند.رییس اتاق تهران در واکنش به صحبت‌های احمد ترک‌نژاد گفت: چند بار با آقای ضرغامی مذاکره و صحبت کرده‌ایم و نامه‌نگاری هم شده است که باز هم این روند را ادامه می‌دهیم تا با صداوسیما به درک مشترکی نسبت به مسایل دست پیدا کنیم.

بخش عمده‌ای از هزینه‌های صدا‌و‌سیمای ایران از محل درآمدهای نفتی و مالیات‌های مردمی تامین می‌شود اما این ارگان دولتی از محل آگهی‌های بخش خصوصی هم کسب درآمد دارد و جالب این است که در اکثر موارد، بخش خصوصی آگهی‌های میان برنامه سریال‌های ضدسرمایه‌داری را تامین مالی می‌کند.

تصویر مخدوش

دیدن پسر معتاد، دختر مبتلا به ایدز و فساد اخلاقی مرد پولداری که سراغ زن دوم رفته و خیانت برایش کار زیاد سختی نیست، مرهم درد بی‌پولی و فقر خانواده‌ای پر‌جمعیت است که آخر شب، دور هم پای جعبه جادو می‌نشینند و با دیدن مصیبت‌های نازل شده به پولدارها، خدا را شکر می‌کنند که لااقل بچه‌هایشان معتاد نشدند، ایدز نگرفتند و اگر مرد خانه درآمد خوبی ندارد، لااقل شلوارش دوتا نشده تا سراغ زن دوم برود. چهار، پنج سالی هست که بینندگان، هر شب لا‌اقل در یکی از سریال‌های شبکه‌های سیما، یک پولدار بدبخت یا پولدار فاسد را می‌بینند که چطور با وجود اینکه در خانه دوبلکس و سوبلکس زندگی می‌کند و ماشین شاسی بلند دارد، گرفتار مصیبت است. در چنین فضایی، دیدن مجموعه‌ای نظیر«به کجا چنین شتابان» چیز غریبی نیست. دیالوگ‌های نقش‌های مثبت و منفی لبریز از تفکرات ضد‌ثروت است. آنچا پسر‌عموی خوب داستان به پسر عموی گمراه خودش می‌گوید که به لقمه نان حلال خودش رضایت دارد و نمی‌خواهد به ثروت(که مثل پسر‌عموی گمراه حتما باید از راه نامشروع کسب شود) برسد. نقش منفی هم فردی عیاش و اهل شرب خمر، قاتل، جنایتکار، حیله‌گر و پولدار است، دارای یک شرکت خصوصی است که به ساخت صنعتی مسکن اشتغال دارد و مافیایی از خلافکاران را دور خود جمع کرده است. پسری معتاد و هرزه که عصمت دختری از طبقه فقیر را لکه‌دار کرده و دختری که قاپ پسری از طبقه متوسط را برای رسیدن به اهداف شوم دزدیده است. پروژه‌های عظیم ساختمانی مرد پولدار در کنار عیاشی‌هایش نمایش داده می‌شود، در حالی که هیچ اثری از کارآفرینی نیست که همین مرد پولدار فاسد انجام داده است. قاعدتا پروژه‌های چند 10 طبقه‌ای و چند 100 واحدی، طیف گسترده‌ای از کارگران و تکنسین‌ها را سر کار برده است.

در حالی این قشر از جامعه در مجموعه‌های تلویزیونی این‌طور نمایش داده می‌شوند که کمتر کسی دیده که در مجموعه‌ای تلویزیونی، یک پولدار خوب نمایش داده شود. سرمایه‌داری که با احداث کارخانه‌ای تعداد زیادی از کارگران را سر کار گذاشته است و احیانا، پول کسی را هم بالا نکشیده، نزول نمی‌دهد و کارگرانش از او ناراضی نیستند. فساد در طبقه ثروتمند در حالی در این سریال‌ها به تصویر کشیده می‌شود که لااقل به شهادت صفحات حوادث روزنامه و آمارهای نیروی انتظامی از مناطق جرم‌خیز، اتفاقا فقر محمل وسیع‌تری را برای وقوع جرایم ایجاد می‌کند. برخلاف آنچه در این سریال‌ها نشان داده می‌شود، اکثرا اعتیاد و بیماری‌های خاص (نظیر ایدز و هپاتیت) که خود می‌تواند محل وقوع بزه‌هایی چون دزدی، قتل، تجاوز و… باشد در بین فقرا به خاطر مشکلاتی چون استفاده از سرنگ‌های مشترک به دلیل کمبود امکانات، دزدی و قتل به خاطر تامین هزینه اعتیاد و تجاوز به دلیل نبود شرایط لازم اتفاق می‌افتد.

«به کجا چنین شتابان» تنها یک نمونه است. به طرز عجیبی، همزمان با روی کار آمدن دولت نهم ـ در اواسط سال 84 ـ سریال‌های مناسبتی مسلسل‌وار به ثروتمندان یا همان مرفهان بی‌درد حمله می‌کند؛ سریال‌هایی که اتفاقا عوامل، بازیگران و کارگردان و… آنها زیاد با ثروت بیگانه نیستند. دست کم باید برای تهیه این مجموعه‌ها دستمزد خوبی دریافت کرده باشند!

از پربیننده‌ترین سریال‌ها، سریال‌های مناسبتی هستند که هر شب پخش می‌شوند. در این میان طی یک دهه اخیر، پخش چنین مجموعه‌هایی در سیما رواج بیشتری پیدا کرده است. از بین سریال‌های مناسبتی هم، سریال‌های ماه رمضان مخاطب بیشتری دارند. از یک طرف نسبت به سریال‌های نوروزی مدت بیشتری(30روز و 30 قسمت) دارند و از طرف دیگر مثل سریال‌های مناسبتی دیگر(مثل سریال‌های نوروزی) لزوما طنز نیستند. تقریبا از ابتدای دهه 80 پخش چنین سریال‌هایی آغاز شده و تاکنون هم ادامه دارد، هر چند امسال یعنی در سال 88، روند صعودی آن متوقف شد و آنچنان سریال دندان‌گیری پخش نشد.

صاحبدلان

سال 85 و سریال صاحبدلان به کارگردانی محمد‌حسین لطیفی، آغاز این جریان بود. در این سریال صحاف پیری نمایش داده می‌شود به نام سید‌خلیل، صحاف برادری دارد به نام سید‌جلیل و کل سریال دور این دو شخصیت می‌چرخد. صحاف که عبا به دوش می‌اندازد و مرد متدینی است، در جهت ارشاد برادر خود بر‌می‌آید. داستان آنجا به ثروت مربوط می‌شود که نقش منفی ماجرا، برادر متکبر و مغرور صحاف است. سید‌جلیل تمرکز همه بدی‌هاست. او در برابر توصیه‌های برادر متدین خود به ثروت و دارایی‌های خود تکیه کرده و به هیچ وجه قابل ارشاد نیست. همزمان با این سریال، مجموعه دیگری در شبکه سه نمایش داده می‌شد که اگرچه طنز بود، اما روایت ثروتمندان کلاهبرداری بود که برای دزدی یک گنج به خانه‌ای اجاره‌ای در جنوب شهر تهران و در محله‌ای فقیر‌نشین رفته بودند. در سریال زیر‌زمین، خانواده مرفهی به سرپرستی فرج نمایش داده می‌شود که در برابر خوبی‌ها و درستی کردار خانواده فقیر رفته‌رفته به پلشتی‌های خود پی می‌برند و در جهت اصلاح خود می‌کوشند.

میوه ممنوعه

در سال 86 تیغه تیز پیکان سریال‌های مناسبتی، این‌بار به سمت ثروتمندی سنتی نشانه می‌رود. در مجموعه میوه ممنوعه کارخانه‌داری متدین که به گفته تهیه‌کنندگان سریال آزمایش می‌شود. پسر کارخانه دار، به سبک سایر مجموعه‌ها ناخلف از آب درآمده و از فرصت‌ها استفاده می‌کند تا اموال دیگران را بزخری کند. زمانی که پسر خانواده در حال کلاهبرداری است، پدر پیر خانواده در سن کهولت عاشق دختری جوان می‌شود و دارایی‌های خود را در این راه فدا می‌کند و… در سال 87، تخطئه ثروتمندان به سمت پدری با مکنت نشانه رفت که در مجموعه «روز حسرت» از پسر خود غافل است. در خوابی که مادر پسر دیده، پدر متدین خانواده که با مکنت هم هست، در برزخ گرفتار شده است، پدر از این خواب نگران می‌شود و سرگرم جست‌وجو در حساب و کتاب اموالش می‌شود، اما در نهایت گناه خود را در نظارت نکردن صحیح به کار پسرش می‌یابد؛ پسری که به خاطر هوس‌بازی زن خوب خود را رها کرده و به عشق زن دیگری گرفتار شده است و حالا پس از مرگ زن اولش، دچار عذاب وجدان شده و…

صرف‌نظر از سریال‌های مناسبتی، در سریال‌های پر‌مخاطب اخیر نیز ثروتمندان جایگاهی شبیه به سریال‌های مناسبتی داشتند. در مجموعه یوسف پیامبر(ع) به کارگردانی فرج‌الله سلحشور، تمامی ثروتمندان در مقابل یوزارسیف قرار گرفتند، هر چند طرح این داستان از قرآن کریم اخذ شده است، اما با حواشی‌ای که به آن افزوده شده بود امروزی به نظر می‌رسید، آنجا که یوزارسیف به فقرا بشارت می‌دهد که آمده تا جای دانه درشت‌ها را با فقرا عوض کند و بر‌حسب اتفاق، همگی نقش‌های منفور و زشت این سریال را ثروتمندان آن روزگار تشکیل می‌دادند؛ ثروتمندانی که از ظهور پیامبری جدید به شدت ناراحت هستند. در سریال ترانه مادری، دیگر سریال پرمخاطب اخیر نیز، دایی کارخانه‌دار و ثروتمند، به همراه همسر پول‌دوست و پدر زن ثروتمند خود، قصد بالاکشیدن ثروت خواهر‌زاده‌های یتیمش را دارد، دایی که با خانواده‌ای ثروتمند وصلت کرده بود و تمام تلاشش را کرد تا از ثروت دو برادر یتیم بهره‌مند شود. نگاهی اجمالی به مجموعه‌های تلویزیونی نشان می‌دهد که دیدگاهی ضد‌سرمایه‌داری در بین نویسندگان و کارگردانان سیما در حال قوت گرفتن است، این در حالی است که بر اساس نظرات مقام رهبری، سیاست‌های اصل 44 و جایگاه کارآفرینان که قاعدتا از قشر متمول جامعه نیز هستند در قوانین کشور به وضوح تعیین شده است. طبیعتا دولت به تنهایی نمی‌تواند برای تمام متقاضیان اشتغال‌زایی کند و بخش عمده‌ای از اشتغال‌زایی در کشور را کارآفرینان بر عهده دارند.

————–

این گزارش در صفحه 5  روزنامه پول، مورخ 88/12/1 به چاپ رسید.