بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘بسیج’

جهت شادی روح ندا اجماعا صلوات ختم کن:

نمایش بسیج در رثای ندای مظلوم

بازسازی صجنه قتل ندا آقا سلطان توسط تشکل های دانشجویی حامی دولت

بازسازی صجنه قتل ندا آقا سلطان توسط تشکل های دانشجویی حامی دولت

چهارشنبه ۱۲ آذرماه دانشجویان عضو بسیج دانشجویی، اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل، اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان و دفتر تحکیم وحدت مقابل سفارت انگلیس در تهران تجمع کردند تا ضمن اعتراض به ورود نیروهای انگلیسی به آب‌های ایران، از دولت انگلیس بخواهند آرش حجازی،‌ را برای محاکمه به ایران تحویل دهد.

ندا آقا سلطان دانشجو ایران در جریان ناآرامی های بعد از انتخابات کشته می شود. مسئولان رسمی جمهوری اسلام ایران قاتلین وی را «عوامل نفوذی بیگانه که قصد آسیب زدن به نظام را داشتند» می خوانند. پس از مرگ، او در قطعه عادی دفن میشود، خانواده او از هچ امکانات و مزایایی بهره مند نیستند و…در حالی که اگر برای مسئولین قتل او به وسیله عوامل ضد انقلاب مشخص شده باشد، می باید به وی عنوان شهیده اعطا و خانواده او از تسهیلات خانواده شهدا بهره مند شوند. چیزی که ظاهرا موقع ادعا به آن توجه نشده است!

در محل تجمع بنر بزرگی با عنوان « از رژیم سلطنتی انگلیس می خواهیم سریعتر آرش حجازی قاتل ندا آقاسلطان را به جمهوری اسلامی ایران مسترد نماید و عوامل طراحی این قتل مظلومانه در سازمان مخوف و جهنمی M I6 را برای محاکمه به ایران تحویل دهد.» نصب شده بود.

در این تجمع،‌ حضار پلاکاردهایی با عنوان هایی مثل «سفارت نژادپرستان در ایران جایی ندارد»،‌ «۱۳ آبان دیگری در انتظار جاسوسخانه انگلیس است»، «بی‌بی‌سی؛ دروغ بسه»، «آرش حجازی خائن را تحویل دهید»، «بی‌بی‌سی؛ خفه شو»،‌ «استعمار پیر،‌ خجالت»، «روباه مکار، آرش حجازی قاتل را تحویل بده»، «دولت آنگلوساکسون برو گمشو» و همچنین تصاویر آرش حجازی با زیرنویس “wanted ” را دست داشتند.

بعد مهدی طوسی دبیر سیاسی اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه‌های سراسر کشور به روی خودرویی که جایگاه سخنرانی این مراسم بود، رفت و سخنان خود را با اهدای صلوات به روح ندا آقا سلطان آغاز کرد.

مروه الشربینی زن محجبه و مسلمان در‌آلمان به دست «یکی از اراذل آلمانی» به ضرب چاقو کشته می شود. اما او نام شهیده را یدک می کشد! عنوانی که معلوم نیست چه کسی به او بر چه اساسی اعطا کرده است!

صحبت‌های طوسی با شعار «مرگ بر بی‌بی‌سی دروغگو»، «مرگ بر رسانه دروغگو» و «حجازی تروریست تحویل باید گردد» به پایان می رسد، و نمایش اصلی آغاز می شود، در اینجا تعدادی از دانشجویان رشته تئاتر دانشگاه‌های تهران با برگزاری نمایشی در جریان تجمع دانشجویان در مقابل سفارت انگلستان در تهران، صحنه قتل ندا آقاسلطان را بازی کردند. در ابتدای این صحنه سازی خیابانی یکی از دانشجویان به عنوان مجری شبکه bbc فارسی به ایفای نقش پرداخت. بعد یکی دیگر از دانشجویان در نقش مامور سازمان جاسوسی انگلیس MI6 ماموریت آرش حجازی برای قتل ندا آقا سلطان را تشریح کرد.در قسمت بعدی، دانشجویی که نقش آرش حجازی را بازی می‌کرد و چهره خود را با تصویر این فرد پوشانده بود، نحوه قتل نداآقا سلطان را به یکی از همکارانش توضیح داد.

قسمت بعدی این تئاتر صحنه قتل ندا آقا سلطان بود. آرش حجازی با حضور در کنار نداآقا سلطان وی را علیه جمهوری اسلامی و سر دادن شعار تحریک کرده و وی را به گوشه‌ای از محل قتل راهنمایی می‌کرد. بعد وقتی که ندا آقا سلطان در حال شعار دادن بود، همکار آرش حجازی از پشت سر او با اسلحه، از پشت سر ندا آقا سلطان را مورد هدف گلوله قرار می دهد.

نمایش تمام می شود اما، تحلیل ها و واکنش ها تمام نمی شود. واکنش هایی که همه این روزها آنها را می دانند. در این دو صفحه با دو نفر از دستاندرکاران آن نمایش گپ زدیم.

«***»

ما شهید مطرح نکردیم. درست شد؟

با اسماعیل احمدی مسئول روابط عمومی و از برگزار کنندگان این نمایش گفتگو کردیم. اسماعیل احمدی می گوید هدفشان مشخص کردن ابعاد این قضیه بوده است. احمدی مثل بازیگر یکی از نقش ها مظلومیت آقا بیشتر فکر می کند باید دست دروغ پردازهایی مثل بی بی سی فارسی  و… رو شود. در ادامه گپ کوتاه ما را با او می خوانید:

*هدفتان از برگزاری این مراسم چه بود؟

ما بحثمان یکی آشکار کردن دروغ پراکنی امپریالیسم رسانه ای غرب بوده. دو، معرفی چهره حقیقی دشمنان کشور است که از طریق سناریوسازی و سوژه سازی سعی می کنند به شایعات در کشور دامن زده و چهره خشنی را از ملت  غیور ایران و این کشور تاریخی به جهانیان نشان بدهند. و در درجه بعدی برای ملت عزیز آگاه سازی و شفاف سازی کنیم.

که بدانند دشمنان با اجیر کردن انگشت شماری از فریب خوردگان داخلی سعی می کند کشور را دچار تزلزل و شکاف بین مردم را زیاد کنند و فضای دو قطبی ایجاد کنند.

*فکر می کنید به هدفتان رسیدید؟

با توجه به حضور خبرنگاران و رسانه های داخلی و خارجی و بازتابی که در رسانه ها داشت احساس کردیم به عنوان جنبش دانشجویی در حد بضاعت و توان خودمان توانسته ایم اثر گذار باشیم. البته در صورتی که این برنامه ها از سوی جنبش دانشجویی تداوم داشته باشد و به ویژه از طریق ابزار هنر که به مانایی و ماندگاری ماجرا کمک خواهد کرد اجرا شود و بعد هم باید توسط رسانه ها خوب پردازش شود و انعکاس مناسب داشته باشد. خصوصا اینکه الان فضا، فضای جنگ نرم است و رسانه های داخلی ما هم می توانند به خوبی این قصه را انعکاس بدهند و پردازش کنند.

*شما از واکنش خانواده آقا سلطان خبر دارید، چیزی از واکنششان شنیدید؟ برخی رسانه ها نقل قول هایی را از سوی آنها مطرح کردند.

من این را نشنیدم، اگر هم باشد برای ما آن چیز که مهم است، این است که این واقعه ملی است نه خانوادگی. بر این اساس اگر هم این ماجرا صحت داشته باشد که بعید می دانم، این قتل صدمه ای است که به ملت ما وارد کردند که ما می بایست با گذر از عواطف خانوادگی و با پردازش به حواشی این واقعه بتوانیم از این قتل که احساسات مردم ما را جریحه دار کرده زوایای آن را به مردم بشناسانیم. تا در صورت تکرار این چنین وقایعی از سوی دشمن(مردم) بتوانند به خوبی با ان برخورد کنند.

شهید کسی است  که جان خود را «در راه انقلاب اسلامی و حفظ دستاوردهای آن» و یا دفاع از کیان جمهوری اسلامی ایران در مقابل تهدیدات و تجاوزات «دشمن» و «عوامل ضد انقلاب» و «اشرار» نثار نموده و یا می نماید.

*نقدی بر حرکت شما وارد کردند، اول بیشتر پرداختن به این ماجرا موجب ایجاد حساسیت بیشتر خواهد شد و دوما، با توجه به اینکه می گویید ایشان توسط بیگانگان به قتل رسیدند، آیا ایشان را هم شهید می دانید. چون طبق قانون اساسنامه بنیاد شهید اگر اینطور باشد، ایشان شهید محسوب می شوند!

ببینید، آن دوران که این سوژه از طرف سرویس امنیتی بیگانه طرح شد، به خاطر این بود که آنها دچار بی سوژه گی بودند و انسجام و وحدت داخلی و درایت رهبری را مشاهده کردند بنابراین سوژه ای بنام ندا اقا سلطان را به وجود اوردند تا بتوانند موج خبری ایجاد کنند. بنابراین همانطور که ان روز در اوج بی سوژه گی این سوژه را خلق کردند، امروز هم برای آنکه محکومیتشان بیش از پیش نشود و بیشتر افشا نشودیقینا زمانی که جنبش دانشجویی می خواهد به این قصه بپردازد با  دلایل واهی قصد پیاده سازی چنین برنامه هایی دارند. رسانه های فریب خورده داخلی بدانند که هر از چند گاهی دانشجویان ما  به منظور زنده نگهداشتن وقایع تلخ پس از انتخابات و روشن شدن زوایای آنها این کار را خواهد کرد.

*یعنی این نمایش ها ادامه خواهند داشت؟

قطعا ادامه خواهد داشت تا زمانی که کشور ما شاهد یکپارچگی کامل فکری و رفتاری در کل کشور باشد و جهانیان هم به این وقایع اشراف پیدا کنند.

*خب وقتی شما چنین کارهایی انجام می دهید به طور طبیعی ممکن است تبعاتی هم داشته باشد…

رسالت جنبش نهاد مدار نیست، شفاف سازی و جریان سازی است و بدور از هرگونه مصلحت اندیشی.

*این خیلی خوب است، اما خب، وقتی شما کاری می کنید ممکن است بار حقوقی ایجاد کند یا تلقی به وجود بیاورد!

ما شهید مطرح نکردیم. درست شد؟

*آخر زمانی که در نمایشتان قاتل بازوبند انگلیس دارد، مردم انتظار دارند ایشان که قربانی بودند به عنوان شهید مطرح شوند!

اگر ما می گوییم توسط سرویس های بیگانه انجام شده به این معنا نیست. بلکه آن(شهید بودن) باید از سیر خودش بررسی شود. اگر قرار شد از طریق بنیاد شهید باشد باید در سیر اداری خودش قرار بگیرد. و اگر نه هم که هیچ!

ما آن چیزی که دنبالش هستیم، این است که واقعیت ها را در مقابل خبرسازی آنها انجام بیان کنیم و شفاف سازی کنیم. و حجازی که به عنوان قاتل این بحث مطرح است توسط دولت انگلیس استرداد داده شود و ما محاکمه کنیم تا ابعداد این قصه مشخص شود.

«***»

بالاخره خانواده آقا سلطان داغدار هستند

با یکی از بازیگران این نمایش گفتگویی انجام داده ایم. آقای بازیگرکه نمی خواهد نامی از او برده شود می گوید این کار را کرده اند چون می بایست دست رسانه های دروغگوی خارجی را افشا کنند. او می گوید نقل قول هایی که از خانواده آقا سلطان در رسانه ها مطرح شده است ممکن است دروغ باشد و اگر هم راست باشد، نداآقا سلطان مظلوم(صفتی که او برای ندا به کار می برد) اول متعلق به خانواده ایران است، نه خانواده خودش.

بازیگر یکی از نقش های آن نمایش اعتقاد دارد که این یک مساله ملی است و باید به آن به همین شیوه پرداخته شود و «از هنر در خدمت نظام و اسلام» استفاده شود تا دست دروغگوها رو شود. گپ و گفت کوتاه چلچراغ با بازیگر یکی از نقش های آن نمایش را می خوانید:

*انگیزه تان از شرکت در این برنامه چه بود؟

ما بعد از انتخابات امسال شاهد آن بودیم که دست های جریان دشمن خط امام و این گفتمان، گفتمان اسلام ناب دنبال این هستند که هرچقدر بتوانند از این انتخابات به نفع خودشان بهره برداری کنند. یکی از مهمترین سوژه ها که همه هم شاهد آن بودند قتل مظلومانه خانم آقاسلطان بود. این  از نظر جریان دانشجویی که قشر بیدار جامعه است باید مورد بازخوانی قرار می گرفت تا این حرکت و دروغگویی رسانه های بیگانه و برخی(همسو)در داخل اثبات شود که اینقدر اتهام بر علیه این نظام زده نشود.

*به نظرشما این ماجرا دروغ است؟

تمام صحنه ها و شواهد نشان می داد که قتل مظلومانه این خانم واقعا سوال برانگیز و برنامه ریزی شده از قبل بود. با پیدا شدن شاهدش که آن آرش حجازی تروریست بود مشخص شد که این آقا دست پروده سرویس های  اطلاعاتی بیگانه بوده است و این را فرصتی برای ضربه به نظام پیدا کردند. هر عقل سلیمی که به دنبال پیدا کردن واقعیت باشد نه دنباله روی حیله ها و حقه های کثیف سیاسی با در کنار گذاشتن این وقایع می تواند نتیجه بگیرد که همان ها که سی سال است می خواهند این نظام را به زمین بزنند، این بار از این راه، و از طریق کشتن یک زن که نماد مظلومیت است می خواستند به هدف شان برسند.

ببینید همین اتفاق در ونزوئلا هم اتفاق افتاده بود که بعدا مشخص شد که دست امریکا در کار بوده است. از آن بر علیه آقای چاوز استفاده کرده بودند. اینجا هم همینطور. البته اینجا با آنجا زمین تا آسمان فرق دارد. اینجا از زن به عنوان جمال الهی یاد می شود. و مظلومیتی هم که در داخل جامعه، آن لطافت و عاطفه زن هست، برای آنها دستاویز شد تا قربانی اینها در ایران هم  زن انتخاب شود.

متاسفانه خانم آقا سلطان انتخاب شده بود که نقشه شومشان را روی ایشان پیاده کنند که بلافاصله کسی که مطلع از این قتل بوده از ایشان فیلمبرداری می کند.

*چه دلیلی بر این ادعا دارید که این ماجرا یک نقشه بوده است؟

به هر حال ما در ایران امکاناتی داریم شما بخواهید یک فیلم را برای رسانه ها آپلوید کنید چیزی حدود نیم ساعت طول می کشد تا فیلم خالی شود و بعد اپلوید شود لااقل نیم ساعت طول می کشد . اما چه شد که کمتر از دو-سه دقیقه این فیلم روی رسانه های خارجی می رود. این هیچطور امکان پذیر نیست جز اینکه اینها موبایل ماهواره ای داشتند و با آن فیلم را فرستاند.

*ببینید، وقتی که شما می گویید دست بیگانه معاند نظام در کار بوده، یعنی ایشان باید مطابق قوانین جمهوری اسلامی  شهید باشند، درست است؟

ما بنیاد شهید نیستیم که بگوییم ایشان شهیدند یا نه. آن نظر ما نیست باید بنیاد شهید تعریف کند. این را می خواهم بگویم که کار ما بالاتر از آن است که بخواهیم به خانم اقا سلطان شهید بگویند یا نه. اصل قضیه دارد اینجا فراموش می شود که چرا این اتفاق را می خواستند پیاده کنند. و الا ایشان که دیگر در بین ما نیستند. باید آن دست هایی که این شیطنت های رسانه ای را روی این خانم پیاده کردند مشخص شوند. اگر همچین اتفاقی در یکی از کشورهای اروپایی رخ می داد در بوق می کردند که حقوق بشر در ایران از بین رفته است. همین کاری که در ایران هم کردند که بگویند نظام این خانم را کشته.

ما به عنوان دست اندرکار اینجا می خواستیم این را نشان بدهیم. هنر بالاخره باید یک جا برای اسلام و این نظام خودش را نشان بدهد. بهترین جا همینجاست.

چظور آنها از تاریخ ما یک فیلم ضد ایرانی به نام سیصد می سازند ما همچین کاری نکنیم؟ دانشجویان بر همین اساس تصمیم گرفتند با زبان  هنر در درجه اول مظلومت نظام و در درجه دوم مظلومیت این خانم را به  گوش جهانیان برسانند.که اینها طعمه هایشان را بدون اینکه برایش ارزش قائل شوند مصرف می کنند.

*این همه زحمت کشیدید، فکر می کنید تاثیری که می خواستید گذاشت؟

بله، ما احساس می کنیم آنچه که وظیفه دانشجویان بیدار و آگاه بود درست انجام شد. حالا اگر رسانه ها در این زمینه به اندازه کافی همت و یاری کنند، که باید از رسانه ها تشکر کرد که پای کار آمدند. به نظر ما واقعا تاثیر خوبی گذاشت. برای افکار عمومی که برایش سوال بود در مورد این خانم تاثیرگذار بوده است.

به هر حال قلب آدمی از دیدن این صحنه ها جریحه دار می شود این مظلومیت را دیدن، وقتی این تئاتر دانشجویی برگذار شد، من خودم از بازخوردی که دیدم از اطرافیان خیلی نظرات مثبت بود که چه خوب عده ای این دروغ آنها را برملا کردند.

*نظر خانواده ایشان را در مورد این نمایش می دانید؟

من واقعیتش آن است که اطلاع ندارم. اولا به اصل گفتن آنها باید شک کرد که آیا از سمت خانواده آقا سلطان دروغ نگفتند؟ چون ما خودمان  نظراتشان را از طریق رسانه های خودمان شنیدیم که چقدر از این ماجرا ناراحت بودند، بالاخره عزیز از دست دادند، اگر بخواهید از من بپرسید باید بگویم در این وسط خانم آقا سلطان تعلق به آن خانواده ندارد، تعلق به خانواده ایران دارد. از این ظرفیت استفاده کردند تا آن حس انسان دوستی و مردم سالاری ایرانی را زیر سوال ببرند، ما کاری که کردیم دنباله سناریوی افشاگری دروغ پردازی رسانه های غربی بود. این کار در واقع برای آنها آبرو و حیثیتی در جامعه حقیقیت یاب نگذاشت بماند.

*چرادر نمایش شما دف زدند و کف زدند ؟ایا این نوعی اهانت نیست؟

یعنی منظورتان این است وقتی که دف(یا کف) زدند موجب اهانت شده است؟ شما می دانید که دف زدن برای قسمت مرگ و قسمت ایرانی ماجرا نبود، برای قسمتی بود که مزدوران بیگانه(انگلیس) بابت کاری که کرده بودند خوشحال بودند. خودشان را تشویق می کردند که ما سرویس اطلاعاتی مان آمد و این پروژه را اجرا کردند. خودشان را اصلا معرفی کردند. فراموش نشود که اینطور مسائل جزو حاشیه هاست، آن اصل نباید فراموش شود. بالاخره این که از یک جایی یک جربزه و همتی انجام شد که دست این بی بی سی و صدای آمریکا و سی ان ان دروغگو را رو کند. این بیشتر مهم است

«***»

شهید کیست؟

از سال های دیروز تا روزهای امروز

همان روزها که شعر سرودهای انقلابی دهه ۵۰ سروده می شدند، تکلیف تفکر انقلابی با کشته شدگان مشخص شد. ایدئولوژی که در آن کشته شده ها فقط در این دنیا درخور احترام و ستایش نبودند، بلکه آنها «شهید» می شدند. و شهید با آن تعریف یعنی زنده جاوید.

کسی که شهید یا بازدداشت می شد اگر نان آور خانه می بود،‌ توسط گروه ها و جریان های خاصی از نظر مالی پشتیبانی می شد. اما انقلاب پیروزی پیروز شد. تا انقلاب پیروز شود همان ها شهید بودند که در جریان تظاهرات و یا در زندان ها کشته یا اعدام می شدند. اما بعد از انقلاب شرایط به نحو دیگری رقم خورد.

اولا گروه های تروریستی در کشور فعال شدند و بمب گذاری ها و درگیری های خابانی برای سهم خواهی از انقلاب در گوشه ای شروع شد، در گوشه ای دیگر جدایی طلبان ساز ناسازگاری کوک کردند و  ارتش و پاسداران انقلاب برای مقابله با آنها اعزام شدند و… و از همه مهمتر ناگهان صدام علیه ایران وارد جنگ شد و جنگ هم آغاز شد.

حالا آمار خیلی بالاتر رفت. ساعت ۱۲ ظهر(به وقت بغداد) روز ۲۹ شهریور ۱۳۵۹ رسید، هواپیماهای عراقی از آسمان و نیروهای زرهی از زمین به خاک ایران تجاوز کردند. قبل از آن هم عراقی ها تجاوزاتی را به خاک ایران داشتند، ارتش تضعیف شده بود و سپاه هم شکل نگرفته بود، آیت الله خامنه ای(نماینده وقت امام (ره) در ارتش) در پیامی رادیویی اعلام کردند: « دولت دست نشانده و مزدور عراق تجاوز هوایی را به حریم جمهوری اسلامی ایران آغازکرد و به چند پایگاه هوایی حمله نموده است. ما تاکنون نخواسته بودیم حمله کنیم اما ارتش جمهوری اسلامی تجاوز این بعثی های دست نشانده را تحمل نمی کند و درس تلخی به صدام خواهد داد.» و جنگ رسما آغاز شد….

طی ۸ سال جنگ ایران عراق(که به عنوان فاجعه بشری مطرح است و از آن پس از جنگ ویتنام به عنوان طولانی ترین جنگ در جهان در قرن بیستم یاد می شود) بیش از نیم میلیون نفر(نظامی یا غیر نظامی) ایرانی جان خود را از دست دادند یا دچار معلولیت شدند.

عده زیادی از افراد ذکور خانواده ها که اکثرا سرپرست خانواده بودند به این جبهه ها برای دفاع از دستاوردهای انقلاب و میهن رفتند و طبیعتا عده زیادی هم در این راه جان خود را از دست دادند. عده ای دیگر دچار نقص عضو می شدند و برخی دیگر البته اسیر می شدند.

باید فکری می کردند که خانواده ها این افراد که غم دوری آنها را تحمل می کردند دیگر از حداقل های معیشتی و … بهره مند شوند.

فرمان امام(ره) به کروبی

همین شد که ۲۲ اسفند ۱۳۵۸ به فرمان حضرت امام(ره)  به منظور تجلیل و تکریم از شهدا و جانبازان و ایثارگران و خانواده های آنان بینیاد شهید انقلاب اسلامی تشکیل شده است.

در این فرمان که به شیخ مهدی کروبی داده شده حضرت امام دلایل لزوم تشکیل چنین سازمانی را چنین ذکر می کنند:

ملت شریف ایران می دانند که نهضت اسلامی و پیروزی انقلاب اسلامی مرهون فداکاری قشرهای مختلف ملت است که در صف اول باید شهدای انقلاب رحمة‏الله‏علیهم و کسانی که در این راه معلول و آسیب دیده شده‏اند محسوب داشت لهذا باید رسیدگی کامل بخاندان شهداء و به آسیب‏دیدگان و معلولین در این راه چه در حال انقلاب و چه قبل و بعد آن بنحو احسن و با مراعات احترام آنان بشود لهذا لازم است سازمانی به سرپرستی جنابعالی و هیئتی  از معتمدین متدین و آگاه و آشنای بدین‏گونه امور برای این مقصد مهم تاسیس شود. در ادامه این پیام ده بند(که به چگونگی این خدمت رسانی اشاره دارد) نیز ذکر شده است.

پس از پایان جنگ

پس از پایان جنگ در سال ۱۳۶۷ بمنظور رسیدگی شایسته به امور جانبازان مسئولیت اداره امور جانبازان که تا آن زمان تحت پوشش بنیاد شهید بودند با فرمان حضرت امام خمینی (ره ) بر عهده بنیاد مستضعفان قرار گرفت و نام این نهاد به بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی تغییر کرد.

در سال ۱۳۶۹ همزمان با بازگشت آزادگان به میهن، ستاد رسیدگی به امور آزادگان زیر نظر نهاد ریاست جمهوری تاسیس و امور مربوط به رسیدگی به خانواده های آنان که تا آن زمان تحت پوشش بنیاد شهید بودند به این ستاد واگذار شد .

پس از درخواست مسؤولان نهادهای ایثارگری در تاریخ ۱۹/۲/۸۳ تجمیع نهادهای ایثارگران در ساختاری یکپارچه در بدنه دولت به تصویب رسید و به این ترتیب دوباره همه ادارات جدا شده از بدنه بنیاد دوباره جمع شدند و بنیاد شهید و امورایثارگران شکل گرفت. که تابحال هم فعالیت می کند.

شهدای بعد از جنگ

جنگ در مردادماه سال ۱۳۷۶ تمام شد، اما بحث شهدا و جانبازان تمام نشد. کاروان اسرا بازهم به میهن باز می گشتند، آسیب دیدگان بمب های شیمیایی بر اثر تبعات این بمب ها هر روز جان می دادند و جانبازان و از کارافتادگان در معیشت خود دچار مشکل می شدند. بر همین اساس بنیاد می باید بازهم فعالیت می کرد.

اگر چه برخی مخالف سهمیه ها هستند، اما در مقال نیز استدلالی وجود دارد، کسانی که در جنگ در دفاع از وطن خود جان خود را از دست دادند، یا آنها که در این راه تکه ای از بدن خود را دادند یا آنها که در برای همان هدف ها سال ها در اسارت بودند و…. می باید پشتیبانی شوند.

فعالیت های روانیی هم آغاز شدند، فعالیت هایی که هنوز هم ادامه دارد. انگشت اتهام به سمت خانواده شهدا و جانبازان دراز شد. طور که برخی از آنها به خاطر همین اتهامات از سهمبه های خود هرگز استفاده نکردند.

به هر تقدیر، بازهم فعالیت برای پشتیبانی و کمک رسانی به آسیب دیدگان جنگ ادامه داشت. پس از جنگ چند گروه عمده هدف این حمایت ها بودند:

اول جانبازان که پس از جنگ بر اثر آسیب های زمان جنگ به رحمت خدا رفتند(شهید و جانباز متوفی)

دوم آنها که در مناطق غربی کشور بر اثر مین های عمل نکرده دچار نقص عضو یا مرگ شدند(بیشتر اهالی بومی این مناطق و بعضا اعضای گروه های تفحص و … شاخص ترین آنها شهید آوینی بود)

سوم کان که در درگیری با اشرار مسلح، قاچقچیان، گروهک های تروریستی و … کشته یا مجروح می شدند

چهارم کسانی که در رزم آیش های رسمی و در حین تمرنات کشته یا مجروح می شدند

شهید صیاد شیرازی، شهید آوینی، شهد توکلی و…. از آن دسته بودند که بیشتر در افکار عمومی شناخته شده هستند.

شهید کیست؟

البته که شهد پاداش خود را در همان لحظه شهادت گرفته است. اما سازوکار برای حمایت از خانواده و بازماندگان او وجود دارد. قانون اساسنامه بنیاد شهید انقلاب اسلامی مصوب ۲۷/۲/۱۳۷۷ مجلس شورای اسلامی در تعریف شهید می گوید : شهید کسی است  که جان خود را در راه انقلاب اسلامی و حفظ دستاوردهای آن و یا دفاع از کیان جمهوری اسلامی ایران در مقابل تهدیدات و تجاوزات دشمن و عوامل ضد انقلاب و اشرار نثار نموده و یا می نماید. و خانواده های شاهد : عبارتند از : ۱- بستگان درجه اول شهید شامل پدر ، مادر ، همسر و فرزند ۲- بستگان درجه دوم شهید شامل خواهر و برادر (تبصره : بستگان درجه اول اسراء و مفقودالاثرها خانواده شاهد محسوب می شوند .)

این خط کشی ات که بر اساس آن در جمهور الامی می توان به کسی شهید گفت یا نه! موضوع آنجا بالا گرفته که در سال ها اخیر مناقشات بین برخ نهادها و بنیاد شهید شکل گرفته است.

اولین جرقه های آن در حوادث جاده ای کاروان های بازدید کننده از مناطق جنگی بود. عده ا بر ان باور بودند که این افراد چون در راه بازدید از مناطق جنگ کشته شدند باد شهید محسوب شوند اما بنیاد شهید بر اساس همین قانون زیر بار نمی رفت. اتفاق بعدی هم شاید صانحه هلی کوپتر نیروی انتظام بود. پس از سقوط آن هلی کوپتر نیروی انتظامی(پلیس راهور در حن گشت زنی برای بررسی ترافیک جاده ای در تعطیلات، بعدا برخ از فرماندهان پلیس اعلام کردند که ماموریت فقط برای نظارت بر ترافیک نبوده است) اعتقاد داشت که جانباختگان شهید هستند و بنیاد شهید این ادعا را بر اساس همین تعریف رد می کرد، بناد شهید می گفت که مرگ در حن بررسی ترافیک چون در حال نبرد با اشار و ضد انقلاب و… نبوده است مرگ عادی تلقی می شود و هادت محسوب نمی شود.کار به جاهای باریکی کشید و متاسفانه در بهشت زهرا اتفاقاتی نیز رخ داد. به هر تقدیر نیروی انتظام آن جانباختگان را با سازوکاری خاص شهید نامید.

حوادثی از این دست بسیار است. که نمی شود به همه‌آنها در اینجا اشاره کرد.

شهید ندا آقا سلطان؟

به تعریف شهید برگردیم: شهید کسی است  که جان خود را «در راه انقلاب اسلامی و حفظ دستاوردهای آن» و یا دفاع از کیان جمهوری اسلامی ایران در مقابل تهدیدات و تجاوزات «دشمن» و «عوامل ضد انقلاب» و «اشرار» نثار نموده و یا می نماید.

حالا به دو جریان نگاه کنید:

ندا آقا سلطان دانشجو ایران در جریان ناآرامی های بعد از انتخابات کشته می شود. مسئولان رسمی جمهوری اسلام اران قاتلین وی را «عوامل نفوذی بیگانه که قصد آسیب زدن به نظام را داشتند» می خوانند. پس از مرگ، او در قطعه عادی دفن م شود، خانواده او از هچ امکانات و مزایایی بهره مند نیستند و…

مروه الشربینی زن محجبه و مسلمان در‌آلمان به دست «یکی از اراذل آلمانی» به ضرب چاقو کشته می شود. اما او نام شهیده را یدک می کشد! عنوانی که معلوم نیست چه کسی به او بر چه اساسی اعطا کرده است!

پس از مرگ ندا آقا سلطان و پخش فیلم آن، حواشی بیاری رخ داد. عده ای می گفتند که او تعمدا برای مخدوش کردن نیروهای نظامی ارانی به قتل رسیده است. از آن جمله می توان به واکنش احمد خاتمی خطیب جمعه تهران اشاره کرد. وی در نماز جمعه استدلال کرده بود که اگر قرار بود نیروهای نظامی داخلی او را بکشند باید در خابان می کشتند، نه در کوچه ای خلوت. خلوت بودن کوچه به برهانی تبدیل شد. همن اخرا هم نمایش قتل ندا آقا سلطان مقابل سفارت انگلیس هم بر همین نکته تاکید داشت. که سناریویی از پیش تعیین شده وجود داشته است و برخی قصد داشتند از قتل او اهداف خود را دنبال کنند.

در همین حال نیز یک زن محجبه مسلمان مقیم آلمان به نام مروه الشربینی در دادگاه به دست یک شرور به قتل می رسد. این همزمانی نیز در استدلال ها به کار می رود. در حالی که اگر مسئولان پذیرفته بودند که ندا آقا سلطان با هماهنگی نیروهای نفوذی یه قتل رسیده است مصداق بارز نام شهید طبق اساسنامه بنیاد(که در بالا ذکر شد) است. این در حالیست که زن محجبه‌آلمانی با خط کش تعریف شهید در بنیاد شهید اصولا جور در نمی آید و شاید با تعریفی دیگر شهید محسوب شود.

اگر قاتلین ندا به زعم خطیب جمعه تهران احمد خاتمی، محمود احمدی ن‍اد رئیس دولت، بسیجیان تجمع کننده مقابل سفارت انگلیس و…. بیگانگان و نفوذیان به قصد برهمزدن نظم داخلی بودند مصداق بارز شهید طبق اساسنامه بنیاد محسوب می شود. و می بایست در مقبره شهدا در بهشت زهرا دفن شود و خانواده وی از مزایای خانواده و بستگان شهدا بهره مند شوند.

حالا زمانی که نداآقا سلطان شهید نیست، چگونه است که مروه الشربینی که توسط یکی از اوباش آلمانی در دادگاه که تعادل چندانی نیز نداشته است کشته می شود(قاعدتا اوباش آلمانی جزو: عوامل ضد انقلاب و اشرار محسوب نمی شوند) باید نام شهیده را با خود داشته باشد.

شهید علی کردان؟

دیگر شهید جدید مرحوم کردان است. پس از مگ کردان که علت آن به صورت مشخص اعلام نشد، معاون اول احمدی ن‍‍ژاد درخواست کرد که پرونده علی کردان به عنوان شهید در بنیاد شهید مورد بررسی قرار بگیرد. رحیمی در مراسم یادبود علی کردان به خرنگاران گفته بود که چون علی کدان در زمان جنگ در جریان بازدید از مناطق جنگی دچار آسیب دیدگی شیمیایی شده بوده، چیزی که تا زمان استیضاح از آن چیزی نگفته بود، مرگ وی بی ارتباط با آن آسیب دیدگی نبوده و بنابراین باید پرونده مرگش در بنیاد شهید بررسی شود.

البته هنوز خبری در خصوص شهید یا شهید نبودن مرحوم کردان منتشر نشده است و تنها در حد ادعا باقی ماند.

——————–

این دو گزارش در هفته نامه چلچراغ، شماره ۳۶۹، هفته آخر آذرماه ۱۳۸۸ به چاپ رسید.